ه‍.ش. ۱۳۹۴ مهر ۱۹, یکشنبه

سخن آخر .

آقاى خمینی بنيان گذار جمهورى اسلامى جنگ را "نعمت" میدانست لذا تشدید تنش های موجود در منطقه خاورميانه اگر به جنگی تمام عیار هم منتهی نشود برای حکام کنونی نظام ولايت فَقِيه از یک سو بهانه ایست تا در عوض پاسخگوئی به اکثریت جامعه که از فرط استیصال جان به لب شده و هیچگونه قرابتی بین زندگی روزمره خود و اقدامات این حاکمیت نمی بیند مردم را شدیدتر سرکوب کند و از سوی دیگر وسیله ایست برای اینکه در کشمکش قدرت بتواند رقبا را از میدان بدر کند. مضافاً اینکه به این ترتیب ناتوانی جمهوری اسلامی در حل مشکلات جامعه را نیز کتمان میکند. بنا براين هرگونه امید به اینکه پس از پایان بحران هسته ای ، رفتارنظام اسلامى تغيير كند، پنداری است واهی.
اما حال يك سوْال اساسى درپيش ما است وآن وظايف مردم ايران در برابر وضعیت فاجعه آمیز کنونی و بحران های فرداچيست ؟ 
در این میان برخی عناصر ناآگاه این تفکر را تبلیغ میکنند که "کاری نکنیم"، یعنی دست به اعتراض و مقاومت و مبارزه نزنیم، "تا اوضاع از آنچه هست بدتر نشود". شاید مشکلات بخودی خود برطرف شوند و اوضاع رو به بهبودی گذارد. 
این جمع با ایجاد وهم بدتر نشدن اوضاع خود را فریب میدهد، زیرا که شرايط نه امروز بلکه از بدو استیلای جمهوری اسلامی تا کنون سیر قهقرایی داشته و همواره بد و بدتر شده است. 
سکون و سکوت همچنین باعث جری تر شدن حاکمیت در سرکوب مردم میشود و هرگونه اعتقاد و اعتماد به ایران و آینده آن را در مردم و بویژه در نسل جوان مضمحل میسازد.
بنطر دوستان ما در كمپين سفارت سبز در اوضاع فعلی ارتقاء سطح آگاهی سیاسی کلید رمز موفقیت است. 
شايان ذكر است که در انقلاب سال ١٣٥٧ در حقیقت ضعف آگاهی سیاسی بود که فاجعه جمهوری اسلامی را ببار آورد. وگرنه آن قیام چه از نظر فداکاری و شجاعت و چه از نظر همبستگی مردمی در برابر حکومت خودکامه وقت چیزی کم نداشت. ضعف فرهنگ سیاسی و نداشتن تصور روشن از نظامی که میبایست جانشین حکومت استبدادی شود زمینه را برای عوام فریبی، دروغ و خدعه فراهم نمود و راه را برای خمینی هموار ساخت تا حکومت اسلامی خود را مستقر سازد.
ما اعضاى كمپين سفارت سبز نیز همانند بسیاری از هموطنان بر این اعتقادیم که در دنیای فعلی تنها آن کشورهائی از امکان زندگی بهتر برخوردار میشوند که بتوانند صلح، آزادی، دمکراسی و رعایت حقوق بشر و امنیت را حاکم کرده و از این طریق به یک اقتصاد شکوفا دست یابند. برای تحقق این مهم ما مبارزات مدنی و بدور از هرگونه خشونت را پیشنهاد می کنیم.
امروز کشور ما کم و بیش در شرایطی مشابه سال ١٣٥٧ قرار گرفته است يعنى، در مقابل مان هم راه قرار دارد و هم چاه ، میتوانیم انتخاب کنیم. مهم اینست که بدانیم خواهان چه نوع حکومتی هستیم و از آن چه انتظاری داریم. در این میان نقش هنرمندان، روشنفکران، آموزگاران و استادان دانشگاه و همه کسانی که در اشاعه فرهنگ و دانش نقش دارند پر رنگ است. آنها لازم است با تکیه به تجربیات تلخ دوران انقلاب ١٣٥٧ برای جامعه نقش حاکمیت مردم را به عنوان تنها اهرم غلبه بر استبداد تشریح نمایند و به چنان بحثی دامن بزنند که لازمه تغییر و تحولات اساسی به سوی تضمین حقوق و آزادی های مردم، دموکراسی و حاکمیت ملی است . 

محمدرضا حيدرى سخنگوى كمپين سفارت سبز
نروژ-اسلو 11.10.2015

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر