۱۳۸۹ بهمن ۱۰, یکشنبه

۱۳۸۹ بهمن ۹, شنبه

تعلیق همه تماس‌های رسمی هلند با ایران در اعتراض به اعدام زهرا بهرامی

رادیو فردا: در پی خبر اعدام زهرا بهرامی، شهروند ایرانی-هلندی در ایران، وزارت خارجه هلند روز شنبه از به حالت تعلیق درآمدن تمامی تماس‌های رسمی هلند با ایران خبر داد و به تمامی ایرانیان شهروند هلند توصیه کرد که از سفر به ایران خودداری کنند.

به گزارش وب‌سایت وزارت خارجه هلند، اوری روزنتال، وزیر خارجه هلند روز شنبه با اعلام اینکه در حال حاضر تمامی روابط دیپلماتیک هلند با ایران قطع می‌شود، افزود که تصمیم دارد تا در این رابطه اقدامات بیشتری انجام داده و اقدام‌های دیگری را نیز در چارچوب اتحادیه اروپا مطرح کند.

جمهوری اسلامی ایران روز شنبه زهرا بهرامی، زن ۴۶ ساله ایرانی-هلندی را که به «اتهام جرایم امنیتی» و به دنبال اعتراض‌های روز عاشورای سال ۱۳۸۸ بازداشت شده بود، به اتهام «فروش و نگهداری مواد مخدر» اعدام کرد.

اوری روزنتال در واکنش به این خبر گفت: «هلند از این اعدام، از این عمل ننگین، بسیار بهت‌زده شده‌است. ما هر کاری از دستمان برمی‌آمد انجام دادیم تا جلوی این عمل وحشیانه را بگیریم.»

وزیر خارجه هلند در ادامه گفت که در این رابطه روز جمعه سفیر ایران در هلند را احضار کرده‌است و افزود: «روز گذشته از کاظم غریب‌آبادی، سفیر ایران در هلند شنیدم که روند دادرسی خانم بهرامی هنوز به پایان نرسیده و متأسفم که ایران به حرف خود عمل نکرده و هم‌اینک این خبر ناگوار نخست باید از طریق رسانه‌ها به دست ما برسد.»

وزارت خارجه هلند همواره اعلام کرده بود که از طریق دیپلماسی می‌کوشد تا از میزان شدت مجازات برای زهرا بهرامی بکاهد. اما توماس اردبرینک، خبرنگار روزنامه ان‌آرسی هلند که در تهران مستقر است اوایل ماه ژانویه خبر داد که چشم‌انداز پرونده زهرا بهرامی «تاریک به نظر می‌رسد.»

این خبرنگار در آن تاریخ نوشت: «از آن‌جا که زهرا بهرامی به فعالیت‌های ضددولتی نیز متهم شده پرونده او بسیار سنگین شده‌است و اگر برای این اتهام نیز حکم اعدام دریافت کند، وزارت خارجه هلند مشکل بتواند موجب لغو دو حکم اعدام بشود.»

ایران که تابعیت دوگانه شهروندانش را به رسمیت نمی‌شناسد، پیشتر نیز به دیپلمات‌های هلندی در تهران اجازه دسترسی کنسولی به زهرا بهرامی را نداده بود.

زهرا بهرامی سه روز پس از رویدادهای خونین عاشورای سال گذشته و در جریان بازداشت گسترده معترضان به نتیجه انتخابات ریاست جمهوری در ایران بازداشت شده بود و در بیانیه ماه گذشته دادستانی تهران درباره اعدام وی نیز تصریح شده‌است که وی «پیشتر به اتهام ارتکاب جرایم امنیتی دستگیر شده بود».

اما بر اساس این گزارش دادگاه انقلاب تهران، زهرا بهرامی هم‌چنین به اتهام «نگهداری ۴۵۰ گرم کوکائین و مشارکت در فروش ۱۵۰ گرم کوکائین» به اعدام و مصادره اموال، و به اتهام «نگهداری ۴۲۰ گرم تریاک» به پرداخت ۱۴ میلیون ریال جزای نقدی و تحمل هفتاد ضربه شلاق محکوم شده بود.

این در حالی است که بنفشه نایب‌پور، دختر زهرا بهرامی، در اوایل بهمن‌ماه و به دنبال صدور حکم اعدام برای مادرش به رادیو فردا گفته بود که وی در جلسه رسیدگی به اتهام‌های خود به قاضی صلواتی، رئیس دادگاه، گفته‌است: «من تحت فشار بودم. در شرایط خیلی وحشتناکی قرار داشتم و ناچار شدم این اتهامات را بپذیرم، اما الان دارم به شما می‌گویم که این اتهام کلاً بی‌پایه و اساس است و آن را به طور کامل رد می‌کنم.»

Read more

۱۳۸۹ بهمن ۴, دوشنبه

صبح امروز دوزنداني سياسي، جعفر كاظمي و محمد علي حاج آّقايي اعدام شدند


كانون حمايت ازخانواده جان باختگان و بازداشتي ها : بامداد امروز زندانيان سياسي جعفر كاظمي و محمد علي حاج آّقايي (هر دو به اتهام اریباط و همکاری با مجاهدین) اعدام شدند . لازم به توضيح است كه روز سه شنبه 28 دي جعفر کاظمی و محمد علی آقایی بطور ناگهانی از بند 350 خارج و به بند 209 برده شدند و سر بازجوی اوین آخوندی بنام علوی که از شکنجه گران و تصمیم گیرندگان در باره احکام زندانیان سیاسی می باشد آنها را تحت شدیدترین فشارها قرار داد تا از آنها مصاحبۀ تلویزیونی بگیرد ولی علیرغم شکجه های روحی و جسمی از پذیرفتن مصاحبۀ تلویزیونی خوداری کردند.علوی پس از نا امید شدند از گرفتن مصاحبۀ تلویزیونی آنها را به سلولهای انفرادی برای اجرای حکم اعدام انتقال داد. و سرانجام امروز كه زمان ملاقات بوده است اين دوزنداني را اعدام كردند.

ضحاک ایران در یک جنایت سبعانه دیگر خون دو زندانی سیاسی را بر زمین ریخت
بنابه گزارشات رسیده به"فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران" صبح امروز زندانیان سیاسی جعفر کاظمی و محمد علی آقایی بدون اطلاع و وداع با خانواده هایشان اعدام شدند.
زمانیکه خانواده آقای کاظمی همانند هر هفته عازم زندان اوین بودند و خود را برای ملاقات آماده می کردند از ورود به سالن منع شدند و به آنها خبر شوک کننده اجرای حکم جنایتکاران و ضد بشری اعدام را دادند. خانواده آقای کاظمی خواستار تحویل گرفتن پیکر عزیزشان را می نمودند به آنها گفته شد بروید به پزشک قانونی و از آنجا تحویل بگیرید.
به نظر می آید که ولی فقیه علی خامنه ای دستور قتل عام تدریجی زندانیان سیاسی را صادر نموده است و هر از گاهی برای ایجاد رعب و وحشت احکام ضد بشری اعدام را به اجرا می گذارد.
شهیدان راه آزادی مردم ایران جعفر کاظمی و محمد علی آقایی سه شنبه هفتۀ گذشته به بند 209 زندان اوین برده شدند و توسط آخوندی با نام مستعار علوی از سر بازجویان وزارت اطلاعات و شکنجه گران در زندان اوین تحت فشار قرار گرفتند تا وادار به مصاحبۀ تلویزیونی شوند که با جواب قاطع رد این دو زندانی سیاسی مواجه شدند و سپس آنها را برای اجرای حکم اعدام به پای جوبۀ دار بردند ولی به دلایل نامشخصی حکم ضد بشری اعدام در آخرین لحظات به تعویق افتاد.
لازم به یادآوری است شهید راه آزادی مردم ایران جعفر کاظمی 48 ساله متاهل و دارای 2 فرزند می باشد. شغل او لیتوگراف است و لیتوگرافی تمامی کتب درسی و جزوات دانشگاه امیر کبیر را درشرکت خصوصی خود به عهده داشت او همچنین در چند سال گذشته چاپ کتب درسی این دانشگاه و سایر موسسات را به عهده داشت. زندانی سیاسی جعفر کاظمی روز 27 شهریور در میدان 7 حوض توسط 4 ماشین مامورین وزارت اطلاعات محاصره و دستگیر شد و 74 روز در سلول انفرادی بند 209 تحت شکنجه های و حشیانه جسمی و روحی قرار داشت. پرونده زندانی سیاسی جعفر کاظمی به شعبه 28 دادگاه انقلاب ارسال شد و توسط فردی بنام محمد مقیسه ای معروف به ناصریان از اعضای کمسیون مرگ قتل عام زندانیان سیاسی در سال 1367 محاکمه شد.درپرونده آقای کاظمی هیچ دلیل ومدرکی دال بر انجام عملی وجود ندارد. مقیسه ای بر مبنای اتهاماتی مانند ؛محاربه،تبلیغ علیه نظام،اقدام علیه امنیت نظام،سازماندهی دانشجویان امیر کبیر،رفت و آمد خانوادگی با زندانیان سیاسی سابق و موارد دیگروی را به اعدام محکوم کرد. محمد مقیسه ای نسبت به زندانیان سیاسی سابق کینه ای عمیق دارد و بارها این را بیان کرده است . او به آنها می گوید: شما ها را باید همان موقع اعدام می کردیم و اشتباه کردیم که چنین کاری را انجام ندادیم . این حکم توسط احمد زرگر رئیس شعبه 36 تجدید نظردادگاه انقلاب مورد تایید قرار گرفت.احمد زرگر از بازجویان دهۀ 60 می باشد و خود او در شکنجه زندانیان سیاسی شرکت داشته است. زنده یاد جعفر کاظمی از زندانیان سیاسی دهۀ 1360 می باشد او از سال 1360 تا اواخر سال 1369 در زندان بسر برد و تحت شکنجه های وحشیانه جسمی و روحی قرار داشت.

Read more

۱۳۸۹ دی ۲۶, یکشنبه

رادیو فردا - ویکی‌لیکس: ایران کوشیده‌است در ۳۰ کشور فناوری هسته‌ای بخرد

ویکی‌لیکس: ایران کوشیده‌است در ۳۰ کشور فناوری هسته‌ای بخرد

۱۳۸۹/۱۰/۲۶
در اسناد تازه‌ای از منبع افشاگر ویکی‌لیکس، این‌گونه آمده‌است که «جمهوری اسلامی به طور پنهانی کوشیده‌است تا از طریق ۳۵۰ شرکت و سازمان ایرانی، در ۳۰ کشور مختلف فناوری‌هایی برای برنامه هسته‌ای خود خریداری کند.»

روزنامه نروژی «آفتِن‌پوستن» روز یک‌شنبه به نقل از یادداشت‌های افشاشده دیپلماتیک آمریکایی می‌نویسد که «ایران در سال‌های ۲۰۰۸ و ۲۰۰۹، چندین بار کوشیده تا اورانیوم، رایانه و دستگاه‌های کنترل راه‌اندازی رآکتورهای هسته‌ای خریداری کند.»

در حالی که برخی از معتبرترین روزنامه‌های جهان می‌گویند تاکنون تنها به بخشی از سندهای ارائه شده از سوی ویکی‌لیکس دسترسی یافته‌اند، روزنامه «آفتن‌پوستن» نروژ گفته که «به تمامی» این اسناد دست یافته و موضوعات قابل توجه این اسناد را به مرور و مستقلاً به چاپ خواهد رساند.

در ادامه این اسناد ویکی‌لیکس آمده‌است که «ایران هم‌چنین کوشیده تا سانتریفیوژ، آسیاب آزمایشگاهی و موادی برای افزایش برد موشک‌های ایرانی» خریداری کند.

به گفته «آفتن‌پوستن»، «در حدود ۳۵۰ شرکت و سازمان ایرانی با زیر پا گذاشتن تحریم‌های سازمان ملل، سرگرم تلاش برای خرید فناوری‌های هسته‌ای و موشکی هستند.»

این روزنامه نروژی هم‌چنین صفحات زیادی از اصل این اسناد را بر روی وب‌سایت خود قرار داده و فهرستی از تلاش‌های ایران برای خرید این فناوری‌ها در بیش از ۳۰ کشور را منتشر کرده‌است. ایالات متحده، بریتانیا، چین، هند و آلمان از کشورهایی هستند که در فهرست این تلاش‌ها به چشم می‌خورند.

در میان اسناد افشا شده در ویکی‌لیکس که متشکل از چندهزار یادداشت دیپلماتیک مسئولان آمریکایی است پیش از این نیز موردهای مختلفی مرتبط با ایران دیده شده‌است.

بر اساس یک سند افشاشده وزارت خارجه ایالات متحده آمریکا در ویکی‌لیکس، «محمود احمدی‌نژاد، رئیس دولت جمهوری اسلامی، از سوی جناح تندرو در حکومت جمهوری اسلامی برای نپذیرفتن پیشنهاد کشورهای غربی در زمینه مبادله سوخت هسته‌ای به شدت تحت فشار قرار دارد.»

«سیلی خوردن محمود احمدی‌نژاد از فرمانده سپاه پاسداران»، «اختلاف آمریکا و روسیه» بر سر برخورداری ایران از موشک‌های قاره‌پیما، و «درخواست چند کشور عربی برای حمله یا مقابله آمریکا با ایران» از دیگر موردهای ذکر شده در میان این اسناد است.

Read more

دادگاه بين المللي رهبر عالي ايران را به ترور قتل رفیق حریری متهم کرد

رادیو فرانسه- منابع خبری اعلام کردند که دادگاه بین المللی رسیدگی به قتل رفیق حریری نخست وزیر پیشین لبنان مستقیماً رهبر جمهوری اسلامی، آیت الله علی خامنه ای را متهم نموده که دستور قتل رفیق حریری را در سال ۲۰۰۵ صادر کرده است. همین منابع تصریح کرده اند که این فرمان به وسیلۀ سردار پاسدار قاسم سلیمانی فرماندۀ سپاه قدس پاسداران ایران که عمدتاً مأموریت های برون مرزی حکومت تهران را برعهده دارد به عماد مقنیه فرماندۀ پیشین نظامی حزب الله لبنان منتقل شد که در فوریه سال ۲۰۰۸ در دمشق به قتل رسید. حزب الله لبنان و جمهوری اسلامی ایران سرویس های مخفی اسرائیل را عامل این ترور معرفی کردند. منابع خبری به نقل از گزارش تحقیق دادگاه بین المللی رسیدگی به قتل رفیق حریری نوشته اند که مسئولیت سازماندهی تیم های ترور نخست وزیر پیشین لبنان را عماد مقنیه و یکی از بستگان وی مصطفی بدرالدین برعهده داشته اند و قتل رفیق حریری با هماهنگی کامل میان حزب الله لبنان و سپاه پاسداران صورت گرفته است. همین منابع افزوده اند که رییس جمهوری سوریه بشار اسد و رییس سرویس های مخفی این کشور، آصف شوکت، که از بستگان نزدیک بشار اسد است نقش کلیدی در قتل رفیق حریری داشته اند. منابع خبری تصریح کرده اند که از نظر رهبر جمهوری اسلامی، آیت الله خامنه ای، رفیق حریری مأمور عربستان در لبنان بوده و کشته شدن وی می توانسته زمینۀ به قدرت رسیدن حزب الله در لبنان را فراهم سازد. جراید لبنانی با اشاره به همین مطلب نوشته اند که علت استعفای وزرای وابسته به حزب الله از کابینۀ سعد حریری در روزهای گذشته که منجر به سقوط حکومت در لبنان شد نتایج تحقیق دادگاه بین المللی رسیدگی به قتل رفیق حریری بوده است که قرار است در روزهای آینده منتشر شود. منابع نزدیک به سعد حریری گفته اند که حزب الله تهدید کرده بود که در صورت انتشار گزارش تحقیق دادگاه بین المللی رسیدگی به قتل رفیق حریری نه فقط اقدام به کودتا خواهد کرد، بلکه علیه اسرائیل نیز اعلام جنگ خواهد نمود. . .
Read more

وزارت امور خارجه نروژ اعلام کرد تحریم های گسترش یافته علیه رژیم را به تصویب رسانده است

وزارت امورخارجه نروژ در یک اطلاعیه مطبوعاتی، اعلام کرد تحریمهای گسترش یافته علیه رژیم را به تصویب رسانده است
عطف به مصوبه شورای امنیت سازمان ملل، دولت امروز تحریمها و اقدامات شدیدتری را علیه ایران به تصویب رساند. این به معنای ممنوعیت تجارت با بسیاری از گروههای کالا و ممنوعیت علیه صادرات تجهیزات و تکنولوژی به بخش نفت و گاز ایران است. یوناس گار استوره وزیر امورخارجه می گوید: "این مصوبه موجب انطباق قوانین نروژ با مقرارت اتحادیه اروپاشده و سبب میشود تا فشار بین المللی علیه برنامه اتمی ایران افزایش یابد".
نروژ به پیروی از کشورهای عضو جامعه اروپا، اقدامات بیشتری علیه ایران را به تصویب رسانده است. این اقدامات ریشه در تحریمهای به تصویب رسیده توسط شورای امنیت سازمان ملل در ژوئن ۲۰۱۰ دارد. تحریمها و اقدامات تقویت شده، از جمله به معنای ممنوعیت تجارت با بسیاری از گروههای کالا نسبت به قبل، همچنین ممنوعیت صدور ابزار و تجهیرات کلیدی و تکنولوژی و خدماتی که در ارتباط با بخش نفت و گاز ایران باشد، خواهد بود. این تحریمها در عین حال شامل نقل و انتقالات مالی نیز می شود. لیست افراد، موسسات و نهادهایی که دستور انجماد شامل حال آنان میشود، به شدت گسترش یافته است.
استوره، وزیر امورخارجه میگوید: "این تحریمها نتیجه مستقیم این است که ایران تا به اکنون از سفارشات و دستورات شورای امنیت سازمان ملل پیروی نکرده، و در راستای تعهدات بین المللی، با آژانس بین المللی انرژی اتمی IAEA همکاری کامل را به عمل نیاورده است".
مقامات نروژی در ۲۷ ژوئیه ۲۰۱۰ تصمیم گرفتند که به طرح گسترش(تحریمها علیه رژیم ایران –م) ملحق گردند. یک نظر و هدف مهم، تطبیق دادن قوانین نروژ با قوانین و مقرارت اتحادیه اروپا است تا مقرارتی که شامال حال شرکتها و کمپانیهای نروژی می گردد، همانند آنچیزی باشد که شامل حال فعالیتهای تجاری در کشورهای عضو جامعه اروپاست.
اجرای مقرارت در ۲۵ اکتبر ۲۰۱۰ توسط اتحادیه اروپا به تصویب رسید. اصلاحیه آیین نامه ای که امروز توسط دولت به تصویب رسید، تحریمها و اقدامات گسترش یافته را در قانون نروژ به اجرا می گذارد. برای رسیدن به یک چهارچوب یکپارچه با اتحادیه اروپا،عبارات آیین نامه نزدیک به مقرارت است.
نقض مصوبات آیین نامه میتواند منجر به جرایم نقدی و یا محکومیت زندان گردد. تحریمها و اقدامات گسترش یافته با اعلام آن در ۱۸ ژانویه لازم الاجرا خواهد بود.

Read more

۱۳۸۹ دی ۲۱, سه‌شنبه

میر حسین موسوی: سرکوب، سطح مطالبات را بالا خواهد برد/ شما امثال بنده را ندیده بگیرید و خودتان بی اعتنا به ما زندانیها را آزاد و اعلام کنید

کلمه: اقتدارگرایان در ده روز نخست دی ماه، با لحنی عصبی و تهاجمی تر از قبل به تخریب شخصیت های جنبش سبز پرداختند. آن‌ها در این روزها با موجی از شعار و توهین در قالب سخنرانی، مصاحبه، یادداشت و … علیه هواداران جنبش سبز و همچنین میرحسین موسوی، کروبی و خاتمی به میدان آمدند. تا جایی که صدا و سیما در بخش‌های مختلف خبری خود شعار مرگ بر خاتمی، موسوی و کروبی را به وضوح پخش کرد. هواداران دولت حتی خود را به جای خدا و ائمه معصوم نیز نشاندند و عنوان کردند که موسوی و خاتمی و کروبی توسط خدا هم بخشوده نخواهند شد. آن‌ها در مقام داوری تا جایی پیش رفتند که مدعی شدند میرحسین موسوی، نخست وزیر هشت سال دفاع مقدس، روز قیامت و اسلام را باور ندارد. میرحسین موسوی اما در برابر این همه توهین و ناسزا فقط سکوت کرد. بسیاری از هواداران جنبش سبز در این مدت پرسیده اند که چرا موسوی در برابر این تهاجم وسیع موضعی نگرفته است؟خبرنگار کلمه به همین مناسبت در گفت و گویی کوتاه پرسش هایی را در این مورد با وی مطرح کرده است.

موسوی در پاسخ به سوالات کلمه، راه و روش تبلیغاتی اقتدارگرایان را متعلق به دوران قدیم دانسته و گفته است «آنها از شگردهایی استفاده می کنند که در رژیم های توتالیتر، شبیه شوروی دوران استالین و یا رومانی زمان چائوشسکو، استفاده می شد.» وی ضمن بی اثر خواندن این تبلیغات گفته است «این ده روز فرصت خوبی برای شناخت ملت ما از ماهیت این آقایان بود. این همه دروغ و تهمت نشان داد که اسلام حضرات چگونه اسلامی است.»

موسوی در این مصاحبه یک بار دیگر بر مطالبات بیانیه هفدهم خود تاکید کرده و خطاب به اقتدارگرایان اعلام کرده است: «شما امثال بنده را ندیده بگیرید و خودتان بی اعتنا به ما زندانیها را آزاد و اعلام کنید که پایبند به همه اصول قانون اساسی هستید و رسانه ها را آزاد کنید، انتخابات آزاد غیر گزینشی داشته باشید. خواهید دید افق روشن خواهد شد… اگرنه سرکوب، سطح مطالبات را بالا خواهد برد.»

متن مصاحبه خبرنگار کلمه را با میرحسین موسوی می خوانید:

در هفته های اخیر، اقتدارگرایان هجمه تبلیغاتی بی سابقه ای را علیه شما و جنبش سبز انجام دادند، اما شما در برابر این هجوم سکوت کردید و موضعی نگرفتید. دلیل این سکوت چیست؟ انتظار خیلی از طرفداران جنبش سبز این بود که شما در برابر این همه تهاجم چیزی بگویید.

بنده قصد پاسخ داشتم اما انتشار نامه برادر عزیزم آقای کروبی مرا منصرف کرد. نگاه ایشان دلیل بسیاری از این بداخلاقی ها را روشن می کند. دلیل دوم سکوتم آن بود که تبلیغاتی از این قبیل متعلق به دوران قدیم است و از شگردهایی استفاده می کند که در رژیم های توتالیتر شبیه شوروی دوران استالین و یا رومانی زمان چائوشسکو استفاده می شد. کسانی که این تبلیغات را سازمان دادند نه جامعه خودمان را می شناسند و نه درکی از فضای متحول بین المللی دارند. آنها در فضای قبل از گسترش تکنولوژی ارتباطات زندگی می کنند.

ارزیابی شما از ده روز تهاجم که علیه شما و دیگر شخصیت های جنبش سبز صورت گرفت، چیست؟ چقدر تبلیغات اقتدارگرایان را اثربخش می دانید؟

به دلایلی که در پاسخ به سوال قبلی گفتم این تبلیغات نه تنها کم اثر بود بلکه بدلیل محتویات غیرمنصفانه خود اثر عکس داشت. این ده روز فرصت خوبی برای شناخت ملت ما از ماهیت این آقایان بود. این همه دروغ و تهمت نشان داد که اسلام حضرات چگونه اسلامی است. تعجب آور هم نبود ما همه پیشنمازی را می شناسیم که گفت امریکا از طریق عربستان یک میلیارد دلار به ما کمک کرده و قول پنجاه میلیارد دیگر را بعد از پیروزی داده است و هنوز این آقا علیرغم این بهتان و دروغ، موقعیت رسمی خود را حفظ کرده است. به همین دلیل، اثرات این تبلیغات خارج از عرف توام با فحاشی های سخیف و تهدید، بیشتر از آنکه به جنبش رو به گسترش سبز لطمه بزند، حقانیت و سرزندگی جنبش سبز را نشان داد.

اینها نمی توانند درک کنند وقتی کسی که به خاطر یک کبک یک انسان محترم را به قتل رسانده ادعا کند شخص عالمی مثل آقای خاتمی قرآن را نمی فهمد و یا در سایتهای خود، دادستان انقلابی و مورد اعتماد امام را جاسوس شوروی و قرآن پژوه مبارزی چون خانم رهنورد را با تهمت های مضحک، همکار خانواده مطرود رژیم پهلوی، و بنده و ایشان را به نقل از یک نویسنده درگذشته، که از ترس مردم به اروپا گریخت و در آنجا فوت کرد، فراماسون می نامند، مردم چگونه با این ادعاها روبرو می شوند. اینها روی گوبلز را در جعل و دروغگوئی سفید کرده اند و تهمت و دروغ را جزئی از دیانت متحجرانه و توام با خرافات خود قرار داده اند. البته یک نکته ظریف دیگر نیز وجود دارد که دستپخت این چنین شور از آب در می آید و آن اعتقاد ریشه ای بخشی از حاکمیت به خس و خاشاک و بزغاله و گوساله بودن میلیونها نفر از مردم این کشور است. یکی از دلایل دلیری اینان برای گفتن دروغهای بزرگ همین نگاه به ملت است. آنها هنوز باور به شعور ملت ندارند و متاسفانه در خلوت خود حتی از تصور حقوق شهروندی برای همه مردم و کرامت ذاتی برای همه انسانها وحشت می کنند.

در مهدیه تهران و برخی تریبون های دیگر خطاب به شما و آقای کروبی و دیگر شخصیت های جنبش سبز گفتند که شماها عددی نیستید. شما چه نظری درباره چنین اظهار نظری دارید؟

اتفاقا این سخن کاملا درست است. نه بنده و نه کروبی نگفته ایم عددی هستیم. در احوالات شیخ ابوسعید ابوالخیر آمده است عالمی که با شیخ احساس رقابتی داشته کسی را پیش او می فرستد که من مثل یک فیل هستم و شما مثل یک پشه و شیخ جواب می دهد که به او بگوئید «ما هیچ نیستیم و آن پشه هم تو هستی». البته ما در مرتبه شیخ نیستیم ولی با تاسی به او می گوییم ماها عددی نیستیم. ولی این دلیل نمی شود که شما حقوق مردم را ضایع کنید و میثاق ملی را تا این اندازه خوار کنید.

شما شبیه این مضمون را در بیانیه هفده، که پس از وقایع عاشورای تهران صادر کردید، نیز یادآور شده اید. آیا همچنان بر همان خواست ها تاکید می کنید؟

بله. بنده در اطلاعیه ۱۷ گفتم شما امثال بنده را ندیده بگیرید و خودتان بی اعتنا به ما زندانیها را آزاد و اعلام کنید که پایبند به همه اصول قانون اساسی هستید و رسانه ها را آزاد کنید، انتخابات آزاد غیر گزینشی داشته باشید. خواهید دید افق روشن خواهد شد. اگرنه سرکوب، سطح مطالبات را بالا خواهد برد. این نوع تبلیغات دروغ و ناشیانه که همزمان با ادامه سرکوب و دستگیریها انجام می گیرد جز آنکه مردم را روز به روز بیشتر از اصلاح در چهارچوب قانون اساسی مایوس سازد فایده ای نخواهد داشت.

دبیر کل موتلفه گفته است که شما یعد از انتخابات، در ملاقات با هیئتی با شمارش بخشی از آرا موافقت کردید و بعدا با ملاقاتهائی که با اعضای مشارکت و مجاهدین انقلاب داشته اید آنها شما را از این توافق قبلی منصرف کرده اند. آیا درست است؟

متاسفانه دبیر کل جدید موتلفه پختگی لازم را ندارد. درمورد این ادعا بنده آن را تکذیب می کنم. در آن جلسه، آخرین حرفی که زدم «قبول حکمیت» بود و اگر شرکت کنندگان در آن جلسه به حافظه خود رجوع کنند، بنده حتی چند نام را به طور مثال برای چنین هیئت حقیقت یابی مطرح کردم. بدترین بخش ادعای ایشان تهمتی است که به دو گروه سیاسی معتبر کشور زده اند، در حالی که اعضای اصلی آنها در بند هستند.

البته علاوه بر ایشان برای چندمین بار یکی از وزرای زمان دفاع مقدس با استناد به یک نشریه غربی به صورت ترجیع بند نقل قولی از بنده می کند که با توجه به خدمات ایشان به بهداشت کشور تا کنون صبر کردم که چیزی نگویم. بنده تعجب می کنم ایشان که ادعای مسلمانی دارد، علیرغم این همه مدرک و سند و سخنرانی و اطلاعیه های بنده و بحثی که یک بار با ایشان کردم به قول یک نشریه آمریکائی تکیه می کند و از آن فراتر می رود و برخلاف گفته ها و کردار قدیم خود در مورد گذشته سیاسی اینجانب به قضاوت می نشیند. مگر انکه بگوئیم در آن موقع تظاهر می کرده است.

با توجه به اینکه فشار و تبلیغات علیه جنبش سبز در ماههای اخیر افزایش یافته است. وضعیت جامعه و جنبش سبز را در این شرایط چگونه ارزبابی میکنید؟

بله. حجم تحریف و دروغ و تهدید بالارفته است. اعدام های فله ای و محکومیتهای عجیب و غریب ظالمانه هم برای کمک به مرعوب کردن بکار گرفته می شود. مهمتر، گسترش فرهنگ اعتراف گیری و تواب سازی است که از درون زندانها به فضای سیاسی بیرون منتقل شده است. بر اساس این فرهنگ، شما اگر می خواهید پست خود را حفظ کنید و یا انتخاب شوید و یا در معاملات بزرگ و کوچک سهیم شوید و یا با آرامش از دست و زبان بد اخلاقان زندگی کنید، باید فهم و بصیرت لازم را برای محکومیت منتقدان و معترضان جنبش سبزداشته باشید. آنها حتی از حوزه ها و مراجع عظام نگذشته اند و ما شاهد فشارها و جسارتها و اهانتهای گوناگون علیه روحانیت و مرجعیت هستیم. غافل از آنکه داخل همین خانواده های دست اندر کاران، توجه به خواستهای مطرح شده درجنبش سبز در حال گسترش است. چرا که این مطالبات مطابق با حقوق مردم و میثاق ملی ماست.

مردم ما خاطرات خوشی از اعتراف گیری و تواب سازی و مداهنه و تهمت و دروغ ندارند. این ترفندها در ماه دی به ضد خود تبدیل شد. تمام این تمهیدات و اقدامات به خوبی نشان می دهد که جنبش سبز در حال پیشرفت است و انشالله با شرکت همگان این روند تا رسیدن به اهداف مطرح شده در جنبش سبز ادامه خواهد یافت. ما اعتقاد داریم که: «فاما الزبد فیذهب جفاء و اما ما ینفع الناس فیمکث فی الارض»، کف ها به کناری رفته و محو میشوند، ولی آنچه برای مردم سودمند است باقی می ماند.

گر چه این حجم تهمتها و افتراها و دروغ زنی و وارونه نمایی در نهایت برملا خواهد شد اما به هر حال نمی توان حجم تبلیغات رسانه های حکومتی با بودجه های نجومی را، که به قبضه جناح خاصی در آمده، نادیده گرفت. به نظر شما چه طور می توان بر این تفرقه افکنی ها و شکاف و شقاق ایجاد شده در اثر این تبلیغات سوء در جامعه و در میان خانواده ها فائق آمد؟ جنبش سبز چه طور می تواند در جهت پوشاندن و کم کردن شکاف های مختلفی که ممکن است روزبه روز در اثر سوء تدبیر و سوء نیت اقتدارگرایان بیشتر و بیشتر شود گام بردارد و وحدت ملی را در برابر تفرقه افکنی های دولتی حفظ کند؟

به نظرم استراتژی اصلی باید همان آگاهی بخشی و راهکار اصلی همان هر شهروند یک رسانه باشد. کارهای به ظاهر ساده ای مثل تکثیر روزنامه ها و نامه ها و بیانیه ها، تکثیر سی دی از عکس ها و فیلم های وقایع پس از انتخابات و … امروزه عمق نفوذ خوبی پیدا کرده اند و به دورترین نقاط هم رسیده اند. لشگر پرشمار آگاهی بخشی و اطلاع رسانی از دل وسایل ساده ای که عصر اطلاعات در اختیار آنها گذاشته است موثرترین شیوه ها را با خلاقیت خود برای رساندن پیام حقیقت پیدا کرده و می کند.

اما در کنار تلاش برای گسترش آگاهی ها و مبارزه با انتشار دروغ و قلب حقایق، نباید خاطره بحثها و گفتگوهای صمیمانه روزهای انتخابات را از یاد برد. نباید از یاد ببریم که چه طور پیش از آن که مداخله های به اصطلاح امنیتی فضای گفتگوی مدنی را به آشوب بکشد و صدای بحث و گفتگو را خاموش کند، شنیدن صدای همدیگر را در گفتگوهای انتخاباتی تجربه و تمرین می کردیم. نباید زنجیره سبزی که تمام اختلافات و تفاوت ها را از جنوب تا شمال شهر و کشور به هم پیوند می داد و زیستن در کنار هم را به ما می آموخت فراموش کنیم. این خاطرات گرانبها درس ها و الگوهای ارزشمندی برای امروز ما نیز می توانند باشند. امروز هم باید تا آنجا که می توانیم با زنده نگاه داشتن فضای بحث و گفتگوی ملی، تحمل و مدارای یکدیگر را تمرین کنیم و نظرات و آراء همدیگر را بشنویم تا بر شکافهای تحمیل شده از سوی رسانه های رسمی غالب شویم. سبز بودن ما به این معنا نیست که می خواهیم همه را به رنگ خود در آوریم و یک رنگ کنیم، آن طور که انحصارطلبان و اقتدارگرایان برای همه رنگ و رای خویش را تجویز می کنند. سبز بودن زیستن در کنار یکدیگر با درک تفاوت ها و اختلاف آراء و نظرات و سلایق یکدیگر است. اگر اقتدارگرایان و رسانه های شان می کوشند ترک های ایجاد شده در خانواده ها و جامعه را پررنگ کنند، ما باید بکوشیم با پذیرفتن این اختلاف ها نسخه ای برای زیستن مسالمت آمیز در کنار یکدیگر ارائه کنیم. آگاهی بخشی در عین مسالمت، موثرترین سلاح علیه خشونت و پراکندن بذر های تفرقه و جهل است.

Read more

۱۳۸۹ دی ۲۰, دوشنبه

۱۳۸۹ دی ۱۴, سه‌شنبه

گزارش گران بدون مرز: سواستفاده ایران از پرونده " سکینه محمدی آشتیانی " برای دور ساختن توجه افکار عمومی از شرایط وخیم زندانیان سیاسی

گزارش گران بدون مرز: سواستفاده ایران از پرونده " سکینه محمدی آشتیانی " برای دور ساختن توجه افکار عمومی از شرایط وخیم زندانیان سیاسی

در تاریخ ١٢ دی ماه، همزمان با تازه‌ترین فریب‌خبرسازی جمهوری اسلامی در استفاده از سکینه محمدی آشتیانی زندانی محکوم به مرگ، علیه دو خبرنگار زندانی در ایران، صد شخصیت المانی با انتشار فراخوانی خواهان آزادی این دو خبرنگار شدند.
در کنفرانس مطبوعاتی که از سوی مقامات قضایی برگزار شد، سکینه محمدی آشتیانی زن زندانی که محاکمه و محکومیت وی به مجازات سنگسار و اعدام در ایران و در جهان به شکل گسترده رسانه‌ای شده است، اعلام کرد که از دو خبرنگار المانی زندانی در ایران شکایت خواهد کرد.
بازداشت دو روزنامه نگار آلمانی در روز دوشنبه ۱۹مهر١٣٨٩ از سوی مقامات قضایی ایران اعلام شد. آنها به هنگام مصاحبه با فرزند و وکیل سکینه محمدی آشتیانی، بازداشت شده بودند. خانواده این خبرنگاران در تاریخ ٥ دی ماه برای اولین بار موفق شدند با آنها در تبریز ملاقات کنند.

گزارش گران بدون مرز اعلام می‌کند که از آغاز ماجرای " سکینه محمدی آشتیانی " جمهوری اسلامی ایران از این پرونده برای فریب رسانه‌ها و دور ساختن توجه افکار عمومی از شرایط وخیم زندانیان سیاسی سواستفاده می‌کند. دو خبرنگار المانی در واقع گروگان‌های رژیم تهران هستند که می‌خواهد در مذاکرات با غرب از آنها بهره برداری کند.

بدون شک سکینه محمدی آشتیانی برای این اعتراف اجباری تحت فشار قرار گرفته است. گزارشگران بدون مرز یادآور می‌شود که مقامات ایران زندانیان را برای اعترافات اجباری و شهادت دروغ علیه دیگران به شکل منظم تحت فشارهای جسمی و روحی قرار می‌دهند. یکی از اهداف این اعترافات که با صحنه سازی مضحک و تاثربرانگیز فیلم برداری می‌شوند، پاسخ به انتقادات گسترده در خارج از کشور است.

گزارش‌گران بدون مرز در نامه‌ای به تاریخ ٢١ اکتبر ٢٠١٠ به وزرای خارجه کشورهای مذاکره کننده ( آلمان، چین، ایالات متحده امریکا،فرانسه، انگلستان و روسیه) "نگرانی عمیق خود را از وضعیت آزادی بیان در ایران اعلام کرده بود و خواهان توجه آنها به دستگیری و صدور احکام سنگین زندان برای وب‌نگاران و روزنامه‌نگاران و شرایط نابسامان بازداشت زندانیان شده بود. گزارش‌گران بدون مرز در این نامه متذکر شده بود که « ما می‌خواهیم موضوعاتی چون احترام به آزادی‌های بنیادین و حقوق بشر نیز به شکل موازی در کنار مسائل علمی و اقتصادی در این مذاکرات طرح شوند.»

Read more

۱۳۸۹ دی ۱۱, شنبه

مردم از سرکوب نمی ترسند و به پیشواز زندان رفته‌اند. سایت کلمه

دکتر زهرا رهنورد استاد دانشگاه با بیان این که “تجربه انقلاب اسلامی به ما نشان داد که تنها حضور در خیابان کافی نیست” اظهار داشت: جنبه‌های تئوری، جنبه‌های تشکیلاتی و جنبه‌های عقلانی باید به این حضورهای خیابانی افزوده شوند.

به گزارش جرس، رهنورد، در گفت‌وگو با رسا با بررسی جوانب جنبش دموکراسی‌خواه مردم ایران، درباره سرکوب‌های صورت‌گرفته از سوی حکومت گفت: این حاکمیت بسیار سرکوب‌گر بوده است و یکی از خشن‌ترین چهره‌های حاکمیت در ایران را، ما در چهر‌ه‌ی حاکمیت فعلی می‌بینیم.

وی با اشاره به تعداد بالای زندانیان سیاسی تاکید کرد: مردم ما از سرکوب نمی‌ترسند، نمونه‌اش این همه زندانی کردن‌ها است که هیچ‌کس از آن ابایی ندارد؛ حتی به پیشواز زندان رفته‌اند.

رهنورد راه‌های عدم انفعال جنبش سبز را ‌بی‌شمار خواند و “نترسیدن”، “هرگز سکوت نکردن”، “مبارزه‌های زیرزمینی” و حتی “به یکدیگر لبخند زدن” را از جمله این راه‌ها دانست و گفت: ما همه با هم هستیم و با هر نماد و سمبلی می‌توانیم این را به هم نشان دهیم و وحدت‌مان را حفظ کنیم.

وی تاکید کرد: هر کس باید راه خودش را پیدا کند، اما آنچه مهم است این که ما نباید ساکت بمانیم.

رهنورد همچنین اظهار داشت: من معتقدم که پیروزی‌های زودرس خیلی زود هم از بین می‌رود. انقلاب اسلامی یکی از همان‌ها بود که خیلی کار بزرگی بود. اما خیلی زودتر از آنچه انتظار می‌رفت نتیجه داد. ولی آن پیروزی فاقد زیرساخت‌های لازم بود و به همین دلیل خیلی زود و در همان هفت- هشت سال اول رو به انحطاط رفت و امروز بعد از سی سال به اینجا رسیده‌ایم.

Read more