ه‍.ش. ۱۳۹۱ اسفند ۱۰, پنجشنبه

آیا اقدامات وفعالیتهای نظامی جمهوری اسلامی تحریک کننده است یا تنش زا !


 بیش از ۳۰ سال است که واژه "دشمن" بر ادبیات دیپلماتیک، سیاسی، اجتماعی، نظامی و حتی اقتصادی  جمهوری اسلامی حاکم شده است. برنامه مناقشه‌بر‌انگیز اتمی ‌در کنار تغییر دکترین نظامی  جمهوری اسلامی که شامل برنامه موشکی با برد بلند و حضور نظامی در آب‌های بین‌المللی است از یک سو و خودبزرگ‌بینی و آهن‌پاره خواندن ناوهای آمریکا  « سرتیپ سلامی، جانشین فرمانده سپاه، ناوهای هواپیمابر آمریکا را "آهن‌پاره" نامیده است و سرتیپ نقدی، رئیس سازمان بسیج، نیز اخیرا در بوشهر گفت: ناوهای هواپیمابر دشمن در میدان رزم به اندازه قوطی کنسرو ارزش ندارند» از دیگر سو می‌تواند زمینه‌ساز برخورد نظامی شود که در نهایت به نفع مردم ایران نخواهد بود. 

به گفته کارشناسان نظامی، هدف پدافند هوایی، مقابله با تهدیدات هوایی است. اما هدف موشک‌ها، خاک "دشمن" است که معمولا هم اهداف نظامی نیستند. حتی ‌اگر تولید و خرید موشک‌های بالستیک، جزیی از دکترین "بازدارنده" هم باشند، ترکیب دراختیار داشتن چنین موشک‌هایی با یک برنامه مناقشه‌برانگیر اتمی بیشتر تحریک کننده است تا تنش‌زدا.
جنگ عراق و ایران پایان گرفت و بعد از آن سیمای سیاسی منطقه نیز به‌کلی دگرگون شد. همگام با دگرگونی‌های منطقه، اما برنامه موشکی جمهوری اسلامی نیز که تازه در آغاز راه بود، تغییر کیفی یافت و تا مرحله تولید موشک‌های بالستیک با برد بیش از ۲ هزار کیلومتر نیز پیش رفت.
شاید برای آن توپچی پدافندی که در آغاز دهه ۶۰ شمسی و در جریان جنگ عراق و ایران در تپه‌های عین خوش مستقر بود و از سر استیصال به‌سوی موشک‌های اسکاد عراقی تیراندازی می‌کرد، خرید موشک از لیبی و آغاز برنامه موشکی قابل فهم باشد اما برای کشوری که هنوز صف مرغ و برنج در آن وجود دارد، چه توجیهی می‌تواند داشته باشد؟فرماندهان نظامی در حالی از ماموریت حفاظت از منافع جمهوری اسلامی  در آب‌های بین‌المللی  سخن می‌رانند، که تعریف مشخصی از این منافع وجود ندارد. مگر اینکه به قول سردار مسعود جزایری "این نیرو با حضور هوشمندانه در آب‌های فرامنطقه‌ای و خطوط مواصلاتی اقتدار جمهوری اسلامی را نمایان" می‌‌کند.
 شایان ذکراست که چند سال پیش به دستور خامنه‌ای وظایف نیروی‌های دریایی سپاه و ارتش از یکدیگر تفکیک شدند. بر اساس این دستور تامین امنیت خلیج فارس و تنگه هرمز برعهده نیروی دریایی سپاه پاسداران قرار گرفت و حوزه مأموریت نیروی دریایی ارتش، دریای عمان و "آب‌های بین‌المللی" تعریف شد و در شرایط جنگی، نیروی دریایی سپاه پاسداران تلاش خواهد کرد با بهره‌گیری از سلاح‌های غیرمتعارف دریایی، حضور نظامی قدرتمند آمریکا در خلیج فارس را از طریق مسدود کردن راه نفت‌کش‌ها و بستن تنگه هرمز جبران کند.
Read more

ه‍.ش. ۱۳۹۱ اسفند ۹, چهارشنبه

حالا دیگر سپاه هم هشدارهاى خامنه اى براى «حفظ وحدت میان مسئولان تا انتخابات آینده» را جدى نمى گیرد.

محمود احمدی نژاد، بار دیگر به ردصلاحیت کاندیداها در انتخابات نظام پزشکی واکنش نشان داد. او با بیان اینکه نظام پزشکی، یک نهاد صنفی است، به دخالت نهادهای امنیتی، اطلاعات و سپاه پاسداران در انتخابات این تشکل اعتراض کرد. احمدی نژاد پیش از این هم در اعتراض به رد صلاحیت کاندیداهای نظام پزشکی گفته بود که انتخابات از نظر او باطل است. این در حالیست که رمضان شریف، مسئول روابط عمومی کل سپاه پاسداران، در واکنش به این اظهارات احمدی نژاد، ضمن تایید دخالت این نهاد نظامی در انتخابات صنفی نظام پزشکی تاکید کرد که این دخالت قانونی بوده است. از سوی دیگر «شبکه ایران» با اعتراض به دخالت سپاه در سیاست ٬ از علی سعیدی به عنوان «محتسب» سپاه یاد کرد و نام برخی سایت‌های وابسته به این نهاد نظامی را فاش کرد. این سایت وابسته به دولت روز یکشنبه (ششم اسفند) این انتقاد‌ها را در قالب یادداشت تندی علیه رسول سنایی‌راد٬ معاون سیاسی سپاه منتشر کرده است.
براساس گزارش خبرگزاری فارس رسول سنایی راد که در جمع فرماندهان سپاه استان سمنان سخنرانی کرده بود با اشاره به رفتار سیاسى محمود احمدى نژاد گفته است : «عده‌ای دچار انحراف آشکار شده‌اند و با شعار برافراشتن پرچم عدالت و مبارزه با فساد به دنبال حفظ قدرت به هر قیمتی هستند» وى دولت را به آغاز  «حرکتی انتخاباتی و سیاسی» متهم کرد. سردار سنایى راد با تشریح «روان‏شناسی سیاسی فردی که دچار خودشیفتگی سیاسی شود»، ادامه می دهند که : «این فرد خود را برتر از دیگران می‌داند، نقدپذیر نیست و حرف دیگران را نمی‌پذیرد و دچار توهم شده و با دنیای واقعی و واقعیت ارتباطش را قطع می‌کند و می‌گوید آنچه من می‌گویم، معیار حق است.» معاون سیاسی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی با اشاره به نامه اخیر محمود احمدی نژاد به رهبر جمهوری اسلامی که در آن برخلاف نامه نمایندگان مجلس، حاضر به عذرخواهی از وی نشده بود گفت: «کسی که مدعی است ما به مقام معظم رهبری ارادت داریم؛ در فضای خودشیفتگی حاضر به نامه نوشتن برای عذرخواهی نمی‌شود، این تناقض را نمی‏تواند پاسخ دهد.» سنایی راد گفت که رهبر جمهورى اسلامى از این وضعیت متأثر است و «هر کس تأثر مقام معظم رهبری را دیده باشد، باید بلرزد که ایشان فرمودند در قضایای اخیر من هم خودم متأثر شدم و هم برای مردم و جامعه متأثر شدم و حضرت آقا قضیه اخیر را نامناسب، غیرشرعی، غیرقانونی، مغایر با اخلاق و قانون دانستند.» 
حجم انتقادها از رفتار احمدی‌نژاد به آن‌جا رسید که محمدعلی موحدی کرمانی٬ امام جمعه موقت تهران، خطاب به سران سه قوه چنین هشدار داد: "حضرت آقا فرمودند که فعلا نصیحت می‌‌کنم و من معتقدم ممکن است در مرحله بعد چیزی بیش از نصیحت باشد".
Read more

ه‍.ش. ۱۳۹۱ اسفند ۸, سه‌شنبه

بخشى ازخاطرات جك استرا وزير امورخارجه بريتانيا درسالهاى ٢٠٠١ تا ٢٠٠٦

یک رئیس جمهور خوشبین به غرب در تهران و یک وزیر خارجه متمایل به سپری شدن خاطرات تاریخی تلخ در لندن؛ گروهی سیاستمدار شتاب زده هم در واشنگتن.
اینها شخصیت های یک فصل از کتاب خاطرات جک استرا، وزیر امور خارجه بریتانیا در سال های ۲۰۰۱ تا ۲۰۰۶ است که به سبب سفرهای پی در پی اش به ایران، از روزنامه تایمز لندن لقب «جک تهرانی» گرفته بود. در این زمان محمد خاتمی رئیس جمهور وقت ایران آشکارا از آشتی با غرب سخن می گفت و از پایتخت مهمترین کشورهای اروپایی بازدید رسمی می کرد.البته لندن هیچگاه میزبان او نشد، اما جک استرا در اقدامی بی سابقه که از سوی جانشینان او هم تکرار نشد، در فاصله ای کوتاه ۵ بار به تهران رفت و مقدمات بازدید پرنس چارلز، ولیعهد بریتانیا از ایران را هم فراهم کرد . وی در خاطرات خود نوشته است که «دیگر به جریان عادی کار آشنا بودم، وقتی هواپیما می نشست، کارمندان زن همراه با شوخی های بسیار - که من هم معمولا سردمدارش بودم - باید روسری و مانتوهای خود را به تن می کردند. ترافیک تهران وحشتناک بود و بیشتر ماشین ها، خودروهایی فرسوده بودند که در اصل ساخت یک کمپانی تعطیل شده انگلیسی بود.»
فصل مربوط به ایران و خاورمیانه در کتاب آقای استرا نمایشی است ازیک سو در جهت تلاش فشرده او برای فهم مسائل سیاسی و اجتماعی و درک ریشه های بدبینی مقامات جمهوری اسلامی به غرب  و از سوی دیگر مبارزه با تروریسم  وهمکاری بسیار حیاتی ایران با بریتانیا و آمریکا .
آقای استرا در خاطراتش می نویسد که «پیش از این بریتانیا و ایران بر سر تعریف تروریسم همیشه با هم اختلاف داشتند» اما هر دو کشور و حتی آمریکا این بار منافع مشترکی پیدا کرده بودند که از قضا در همسایگی ایران بود.
حمله به افغانستان و سقوط طالبان و القاعده و مدتی بعد حمله به عراق و ظهور دوستان ایران در صحنه سیاسی این کشور به جای صدام حسین و هیات حاکمه حزب بعث، دو دشمن همسایه ایران را از صحنه حذف کرد و به قدرت منطقه ای ایران نفوذی خیره کننده بخشید.
جک استرا می نویسد که او از این تغییر وضعیت و خروج ایران از انزوا خشنود بود و تونی بلر نخست وزیر بریتانیا هم از این سیاست حمایت می کرد. «معتقدم بودم و هستم که این وضعیت قابل مدیریت بود و می توانست به حل تدریجی انزوای دیپلماتیک ایران و منفعت بیشتر برای همه منجر شود.»
نیروهای ائتلاف به رهبری آمریکا و با حضور پررنگ بریتانیا، نبردی موفق در افغانستان و حمله ای کم تلفات و تصرف سهل عراق را در پی داشت که بدون همراهی ایران چنین ویژگی هایی نمی یافت.
ایران و بریتانیا در اوایل دهه هشتاد خورشیدی یک فرصت استثنایی برای بهبود روابط دو کشور و گشایش فصل تازه ای از روابط یافته بودند و همسویی منافع هر دو طرف با آمریکا دورنمایی روشن به آن داده بود.
منبع : بی بی سی 

Read more

ه‍.ش. ۱۳۹۱ اسفند ۵, شنبه

هشدار یک فرمانده سپاه به مردم اروپا و آمریکا: محیط عملیات‌ القاعده بزودی تغییر خواهد کرد


یک فرمانده ستاد کل نیروهای مسلح از تغییر قریب‌الوقوع محیط جغرافیایی عملیات القاعده خبر داد و به مردم آمریکا و اروپا گفت چنانچه با «زیاده‌خواهی» دولت‌های خود برخورد نکنند٬ مصون از چالش‌های آینده نخواهند بود.
بنابر گزارش خبرگزاری فارس(روز شنبه پنجم اسفند)  مسعود جزایری٬ معاون امور بسیج ستاد کل نیروهای مسلح گفته است: «القاعده بزودی محیط عملیات خود را به مکان‌های دیگر تغییر خواهند داد و از این به بعد دردسرهای جدیدی برای آمریکا و اروپا ایجاد می‌شود.»
وی افزوده که «گروه‌های دست‌ساز آمریکا، انگلیس و اسرائيل برای جامعه بشری خطرساز هستند و انفجارات کور آن‌ها دامن پرورش‌دهندگان آن‌ها را خواهد گفت.
جزایری اظهار کرده است: «تکنولوژی‌هایی که امروزه در اختیار برخی گروه‌های قرار دارد این توان را به آن‌ها می‌دهد که امکانات آمریکا را مورد تهدید قرار دهند.»
این فرمانده نظامی ادامه داده که «اکنون جهان کوچک شده و امکان دسترسی به سایر نقاط جهان برای خیلی‌ها فراهم شده و برخلاف گذشته تعداد بیشتری از کشور‌ها به سایر کشور‌ها دسترسی کامل دارند.»
اظهارات مسعود جزایری در شرایطی بیان می‌شود که گزارش‌ها از حضور تعدادی از رهبران برجسته القاعده و طالبان در ایران حکایت دارد.
فرماندهان نظامی حاکم بر ایران مدت‌هاست آمریکا و غرب را تهدید می‌کنند چنانچه حمله‌ای به جمهوری اسلامی صورت بگیرد٬ منافع آن‌ها را در سرتاسر جهان به خطر خواهند انداخت.
این فرماندهان همچنین به همسایگان ایران نسبت به همکاری با کشور‌های غربی در حمله به خاک این کشور به صراحت هشدار داده‌اند.


Read more

ه‍.ش. ۱۳۹۱ اسفند ۴, جمعه

ديپلمات ارشد ايرانی از نروژ درخواست پناهندگی کرد

 يک ديپلمات ارشد سفارت جمهوری اسلامی ایران در اسلو درخواست پناهندگی خود را تسليم مقام‌های اين کشور کرده است.

روزنامه «داگ بلادت» در شماره روز ۲۲ فوريه- چهارم اسفندماه- خود نوشت که اين ديپلمات برای چندين سال در سفارت ايران مشغول به کار بود و در حال حاضر در محلی ناشناس همراه با خانواده‌اش زندگی می کند.

وکيل اين ديپلمات ايرانی به روزنامه ياد شده گفته است که موکل او در ماه دسامبر درخواست پناهندگی داده ولی مايل نيست که درباره دلايل پناهندگی‌اش اظهار نظر کند.

روزنامه «داگ بلات» به نام این ديپلمات ايرانی اشاره نکرده است، ولی راديو فردا در گفت و گو با يک منبع مطلع وی را تا پيش از پناهندگی‌اش، دبير دوم و مسوول امور مالی سفارت ايران در نروژ معرفی نموده است.

مقام‌های نروژی و وزارت امور خارجه اين کشور هنوز نسبت به اين خبر واکنش نشان نداده و مقام‌های ايرانی نيز در اين زمينه سکوت کرده اند.

در چهار سال گذشته و پس از سرکوب‌های گسترده معترضان به نتيجه انتخابات رياست جمهوری در ايران، چهار نفر از ديپلمات‌های جمهوری اسلامی از سمت های خود استعفا کرده و به کشورهای اروپايی پناهنده شدند.

محمدرضا حيدری، کنسول پيشين ايران در نروژ، نخستين ديپلماتی بود که در دی‌ماه سال ۱۳۸۸ و در اعتراض به کشتار معترضان در روز عاشورا از سمت خود استعفا و پس از آن «کمپين سفارت سبز» را با هدف دعوت از ديپلمات‌های جمهوری اسلامی برای همراهی با معترضان، در اسلو بنيان‌گذاری کرد.

پس از آن و در شهريور ۱۳۸۹ حسين عليزاده، نفر دوم سفارت جمهوری اسلامی ايران در فنلاند نيز در اعتراض به نتايج انتخابات رياست جمهوری در سال ۸۸ از پست خود کناره‌گيری کرد.

در همان ماه، فرزاد فرهنگيان، رايزن دوم سفارت جمهوری اسلامی ايران در بروکسل، پايتخت بلژيک نيز استعفاء کرد.

احمد ملکی، ديپلمات ارشد ايران در سرکنسولگری ميلان، نيز در اسفند سال ۱۳۸۹ و در حالی که «يک سال و نيم» از مدت ماموريتش باقی‌مانده بود از سمت خود استعفاء کرد.

ایشان پنجمين ديپلمات ايرانی است که در چهار سال اخير حاضر نشده است تا به کار خود در وزارت امور خارجه ايران ادامه دهد و از يک کشور اروپايی درخواست پناهندگی کرده است. 


رادیو فردا 
Read more

جدا شدن یک دیپلمات دیگر از رژیم جمهوری اسلامی

گزارش دریافتی: با احترام باستحضار هموطنان میرساند : بنا بر اعلام مقامات نروژ ، یک دیپلمات سفارت جمهوری اسلامی ایران در اسلو،از دولت نروژ تقاضای پناهندگی نموده است.اخبار تکمیلی این رویداد متعاقبا باستحضار هم میهنان گرامی خواهد رسید.
کمپین سفارت سبز
Read more

ه‍.ش. ۱۳۹۱ اسفند ۱, سه‌شنبه

هشدار کمپین سفارت سبز در خصوص زخمی شدن رژیم و سیاست تهاجمی جدید،علیه مردم ایران اعم از داخل و خارج.

اطلاعات واصله از وزارت امور خارجه،سفارت خانه ها و کنسولگری های ایران حاکی است در پی شکست های  پشت سر همی که رژیم اسلامی یکی بعد از دیگری ، در همه ی عرصه های داخلی و خارجی ، دچار آن گردیده، نهاد های امنیتی اعم از اطلاعات و سپاه قدس ، بار دیگر عملیات درون و برون مرزی خود را ، تشدید نموده اند تا فعالان سیاسی و ایرانیان خارج از کشور و بستگان و نزدیکان آنان در داخل،بخصوص اعضا،خانواده ها و همکاران کمپین سفارت سبز و روزنامه نگاران را ،شدیدا تحت فشار قرار داده ،مانع از تداوم مبارزات آنان ،برای رهایی ایران از نکبت جمهوی اسلامی گردند.حرکات اخیر و بیانیه وزارت اطلاعات در خصوص اتهام کذب ارتباط روزنامه نگاران و ارباب جراید، با رسانه های خارج، اعم از رادیو فرانسه،فردا،آلمان، صدای آمریکا و بی بی سی و... موّید حرکت تهاجمی رژیم ،برای ایجاد جو رعب و وحشت در جامعه، بخصوص محدود کردن اطلاع رسانی شفاف به مردم ،جهت تداوم تحمیق و نا آگاهی جامعه، در خطری که تمامیت ارضی و منافع ملی را ،بخاطر حفظ منافع نظام تهدید می کند ، می باشد. رسیدن مسئله اتمی رژیم به مرحله نهایی و نود دقیقه، باخت - باخت و تدارک و آمادگی جهت سرنوشت سازترین و مهمترین انتخابات حکومت اسلامی ،طی 33 سال گذشته و کسب مشروعیتی که  رژیم از آن انتظار دارد،بزعم رهبر رژیم ،باید همه نیروهای خالص نظام با آمادگی مطلق، زمینه را برای عبور سالم و قدرتمند، از مهمترین و حیاتی ترین پیچ و گردنه تاریخی نظام ،فراهم نمایند.در نتیجه بگفته وی ،مراقبت بیشتر از ترفندهای دشمن و نیز تحت کنترل بیشتر قراردادن مردم ایران و خدیم و خنثی کردن فعالیت های مبارزاتی آنان ولو با گروگان گرفتن اعضای خانواده و ایجاد جو رعب و وحشت در جامعه، تا حد عملی شدن این خواسته بصورت دستور فتوایی،توسط رهبر توصیه گردیده است.عدم همکاری و ارتباط مردم با اپوزیسیون،منفعل ساختن و مرعوب کردن،ایجاد تله های امنیتی،نشر اکاذیب و اخبار دروعین فرافکنانه ،از جمله این دستور العمل شیطانی می باشد.در نتیجه این کمپین ،به هموطنان اعم از مقیمین داخل و خارج از کشور، از هر قشر و طرز فکر و تلقی که هستند، توصیه می نماید. با هوشیاری و چشمان بازتر و با دقتی ریاضی ،مسائل حول و حوش خود ،اطرافیان و اعضای خانواده خود را نگریسته ،در دام وزارت اطلاعات و نهادهای امنیتی رژیم نیافتند.در خصوص ارتباطات امنیتی رژیم (مستقیم،غیر مستقیم) دقت لازم بعمل آورند.درین شرایط نهادهای امنیتی کشورهای دیگر، در حال رصد نمودن نهادهای امنیتی رژیم هستند.بدیهی است درین تقابل امنیتی هوشیاری،دقت و مراقبت های امنیتی عوامل رژیم ،تشدید گردیده،مامورین،لابی های رژیم در آمریکا،اروپاو آسیا بمراتب فعال تر شده اند.تماس با ایرانیان بخصوص آنهایی که وضع مالی عالی دارند و ایرانیانی که صاحب کرسی و منصب اند و ایرانیانی که می توانند برای رژیم مفید یا موٍثر باشند(هم له و هم علیه رژیم) از جمله این دستورالعمل بوده و این عزیزان ،تحت نظر برای به تله افتادن در دام های امنیتی رژیم اند.باید اتحاد خود را حفظ و مانع از تفرقه اندازی ،از سوی عوامل رژیم باشیم.هشدار این کمپین به هموطنان مقیم خارج این است ،در آستانه انتخابات پیش روی حکومت اسلامی ،در خرداد ماه آتی ،بیداری ملی،انسجام ملی، هماهنگی و وحدت ملی ، توام با هوشیاری ملی، برای رسیدن به آن نقطه جوشان و انفجاری که سالها منتظرش بودیم، فرا رسیده و سه ماه آینده آبستن حوادثی است که برای پیروزی نهایی ،دست در دست همدیگر ،حداکثر استفاده را باید بعمل آوریم.

کمپین سفارت سبز 
دفتر مرکزی-اسلو
نروژ
اسفندماه 1391
فوریه 2013
Read more

ه‍.ش. ۱۳۹۱ بهمن ۲۷, جمعه

سابقه تاریخی پیدایش آخوند


واژه ” آخوند ” برگرفته شده از ” آقای روضه الشهدا خوان “ بوده که با گذشت زمان و برای راحتی تلفظ، ابتدا به ” روضه خوان ” و سرانجام به ” آخوند ” تبدیل شد و به قول خودشان تقلیب یافت .
سابقه تاریخی پیدایش آخوند به زمانی بر می گردد که “مختار بن عبید ثقفی” به خونخواهی از کشته شدگان کربلا قیام کرد و برخی از سران آن جنگ را دستگیر و نابودشان کرد. قیام او علاوه بر اینکه کمی باعث شد تا آثار تبلیغات منفی یزید و هواخواهانش بر ضد خانواده علی خنثی شود ، بلکه سبب گردید افرادی هم که بر ضد حسین جنگ کرده و مستقیم خانواده او و یارانش را کشته بودند ، ابتدا بکوشند با توبه بر عمل کشتار خود سرپوش بگذارند که در آن زمان به این گروه بوجود آمده ” توابین “ گفتند. اما چون توبه ظاهری آنها ، برای بخشش کشتار نوه و اهل بیت پیامبر کافی نبود و به مرور با گذشت زمان و طبق اصل مرده پرستی ، مردم هم نسبت به این گروه توابین احساس کینه، نفرت و دشمنی بیشتری نشان دادند، زندگی برایشان بسیار سخت شد تا حدی که بیشترشان ناچار شدند زادگاه و خانه خود را ترک کرده و در بین النهرین و جنوب ایران و جزایر خلیج پارس پراکنده و سکونت یابند .
این گروه ، چون هنر و پیشه ای نداشتند و کارآمدترین آنها مزدوران جنگی بودند ، لذا برای گذران زندگی به کار حمالی ، کارگری ساده ، گدایی و … پرداختند که برخی از آنها هم با بهره برداری از ساده لوحی مردم به فالگیری ، دعانویسی و جادو اشتغال یافتند عده ای از این گروه رانده شده ، علاوه بر انجام رمالی و عانویسی ، به ابتکار تازه و جالبی دست زدند که قرنها بعد و به خصوص امروزه یکی از پر درآمدترین و در عین حال محترمانه ترین جایگاههای اجتماعی شد . ابتکار از این قرار بود چون آنها خودشان از عاملین و شاهد بر کشتار و قتل حسین و خانواده و یارانش بودند، از اینرو مردم را دور خود جمع کردند و به تشریح آن صحنه های دلخراش کشتار و اسارت گرفتن خانواده حسین پرداختند و استقبالها هم مدام بیشتر شد.و این گونه بود که کشندگان رانده شده حسین و یارانش ، در محل های سکونت یافته جدیدشان ، بعنوان ذاکرین حسین در آمدند و چون مردم به آنها پول ، غذا و مسکن مناسب می دادند و غافل از اینکه اینها خودشان همان قاتلانند که رانده شده اند ، بسیار بسیار احترامشان می کردند و به مرور گروهی از آنها را بر خود برتری دادند و آنها هم به تدریج بر قصه گویی های ساختگی ، مرثیه خوانی ها و تعزیه داری رویدادهای کربلا آب و رنگ بیشتری افزودند و بنام ” ذاکر و نایح یعنی نوحه خوان ” مشهور شدند و این کار را پیشه اصلی خود قرار دادند.
ابتدا ، این گروه رانده شده ، با اقدام به فریب دادن مردم ، نه تنها خود را از تاوان کشتارشان نجات دادند بلکه بدون انجام هیچگونه کار تولیدی و سازنده ، با نوحه سرایی و بازی با احساسات خام مردم ساده لوح توانستند درآمد و احترام زیادی بدست بیاورند .در مرحله بعدی ، آنها قصه پردازیها و نوحه خوانی های خود را با نمایش گذاشتن نقاشی هایی از صحنه های رویدادهای کربلا و شبیه خوانی و تعزیه خوانی به اجرا گذاشتند و با اعمال این روشها ، بیشتر از قبل توجه مردم را به خودشان جلب کردند.
با گذشت زمان ، ذاکرین و نوحه خوانها ، جایگاه مهمتر و در آمد و حتی محبوبیت بیشتری هم کسب کردند.
در آن روزگار، عده ای از ایرانیها ، چون به زور شمشیر مجبور به پذیرش اسلام و فرمانروایی اعراب (بنی امیه) شده بودند، لذا خود را پیرو و شیعه علی نامیدند و به اسلامی که بدون تازی است رو آورند تا به خیال خود از فشار تازیها کمی در امان باشند .
به موازات شکل گیری این پیروان شیعه علی ، ذاکرین و مداحان کربلا بیکار ننشستند و کوشیدند تا از این تغییر مذهب ایرانیان به سود خود بهره برداری وسیع تری بکنند . آنها با کارهایشان، از قبل هم خود را دوستدار حسین فرزند علی جا زده بودند، پس برای اجرای نقشه شان، با ایرانیان آزادیخواه ضد بنی امیه هم آوا شدند و خود را بیشتر از همیشه دوستدار علی جا زدند و با این نیرنگ باری دیگر جایگاهی استوارتر برای خود ساختند و در حلقه آزادیخواهان و مبارزین ایرانی هم وارد شدند.پس از این وقایع بود که آنها ، فرزندان خود را نیز برای ادامه این پیشه پر سود و احترام برانگیزشان آموزش دادند و کتاب هایی در مورد وقایع کربلا و جنایات یزید و دارو دسته اش (که خودشان باشند) ، نوشتند . آنها در اولین کتابهایشان نوشتند که حضور در این مجالس یادبود و عزاداری حسین و فرزندان و یارانش ، سبب نزدیکی به خود امام حسین و جدش پیامبر در روز قیامت خواهد شد .
آنها نام این مجالس ذکر مصیبت و مرثیه خوانی را ، به جلسات روضه خوانی (روضه = بهشت) ، یعنی مجالسی که در آن برای شرکت کنندگان بهشت طلب می شود تغییر دادند و عنوان خود را هم از ذاکر ، نایح و مداح به ” روضه الشهاده یا روضه الشهدا ” تغییر دادند و چون نام بردن این عبارت سنگین بود ، ابتدا به آنها روضه خوان و سپس ” آخوند ” گفتند و بدین ترتیب واژه پلید آخوند و خودش وارد فرهنگ لغت پارسی و وارد جامعه مردم ایران شد.
آخوندهای سینه چاک اهل بیت ، در اصل همان کشندگان رانده شده حسین بن علی هستند که با ریا و تزویر و نیرنگها ، خودشان را در این جایگاه کذب امروزی سرشار از قدرت و پول قرار داده اند. دنباله روندگان شان، بنیانگزاران مکتب آخوندیسم فعلی هستند .
لازم است بدانیم تا سال ۳۵۱ هجری که بیشتر مردم ایران به زور شمشیر سنی شده بودند روضه خوانی و تعزیه گری در ایران رواجی نداشت و این اعمال ، در مراکز شیعه نشین جبل عامل لبنان ، حله عراق و بحرین متداول بود اما پس از توانمند شدن شیعه از سوی شاهان آل بویه و سرانجام توسط شاهان صفوی ، روضه خوانی نیز رواج گسترده پیدا کرد و آخوندها در ایران رشد کردند.
طبق تاریخ ، شاه اسماعیل صفوی ، برای شاهی در ایران مشروعیتی نداشت پس با ترویج شیعه گری ، قدرت سیاسی را با نیروی مذهبی ترکیب کرد تا بتواند بر ایران فرمانروایی کند و از طرف دیگر ، شیعه گری را در برابر سنی گری دشمن دیرین ایران یعنی امپراتوری عثمانی بکار گرفت . او برای اجرای این هدف ، گروهی از ملایان شیعه مذهب را از جبل عامل لبنان (مرکز شیعه گری آن زمان در خاورمیانه) ، بحرین و حله عراق به ایران وارد کرد . سرشناس ترین این آخوندهای وارداتی عبارتند از : محقق اول شیخ علی کرکی، شیخ لطف اله میسی، شیخ حسین بن عبدالصمد (پدر شیخ بهایی) ، خود شیخ بهایی، شیخ علی منشا ، میر عیاث الدین منصور شیرازی، میرداماد، ملامحمدتقی مجلسی و پسرش ملا محمد باقر مجلسی.
شاهان صفوی برای استوار کردن جایگاه سیاسی خود به ملایان قدرت زیادی دادند و...، تا به امروز به شکل های گوناگون تدریس خرافات ، غارت اموال و کشتار و فساد به جان مردم این سرزمین افتاده که تجلی تمام این پلیدیها ، در روان آخوند گدای روضه خوان دیکتاتورشده ای ، همچون خامنه ای و اطرافیان انگلش پدیدار شده است .شاید این واقعیت تلخ را ندانید که پس از گدشت سالها، با حمله افغانها به ایران ، همین ملایان بجای اینکه از قدرت و نفوذشان برای رفع حمله افغانها و دست کم برای نگهداری حکومت مذهبی که منبع حقوق و مزایای آنها بود استفاده کنند ، فقط به متجاوزان اظهار کردند که کارشان تنها اشتغال به امور مذهبی است و سپس کمابیش تمام علمای شیعه وقت از ترس جان، میدان را برای تاخت و تاز افغانها خالی کردند و با بدر بردن جان خود ، این بار هم ، قبل از هلاکت کوچ کردند و بیشترشان رهسپار نجف شدند .(( گویا تاریخ ، مجدد در حال تکراری دیگر برای این قشر انگل است و جماعت مکار آخوند رهسپار سفری دیگراز این سرزمین! ))
منابع
هزار ماه حکومت بنی امیه : نوشته ابوالفضل قاسمی تاریخچه روضه و روضه خوانی : نوشته محمدرضا اسلامی

Read more

ه‍.ش. ۱۳۹۱ بهمن ۲۴, سه‌شنبه

تاکتیک جمهوری اسلامی در رویارویی با غرب بر سر برنامه هسته‌ای


ايران بار ديگر تبديل اوارنيوم غنی شده خود به سوخت اتمی را از سر گرفته است. گفته می شود، چنانچه ايران اين اقدام را توسعه دهد، این اقدام می تواند به مثابه تلاش جمهوری اسلامی برای خرید زمان در مذاکرات هسته ای ارزیابی شود. به گزارش خبرگزاری رويترز، اين احتمال که ايران بخشی از ذخاير اورانيوم غنی شده با غلظت بالای خود را به سوخت تبديل کند يکی از راه هايی است می تواند از تشديد بحران بر سر برنامه هسته ای خود در تابستان سال آينده جلوگيری کند. طبق اين گزارش، درصورتی که ايران به روند فعاليت های مربوط به غنی سازی اورانيوم ادامه دهد، در تابستان سال آينده (ماه ژوئن) اورانيوم غنی شده لازم برای توليد بمب هسته ای را خواهد داشت. مرحله ای که اسرائيل از آن به مثابه «خط قرمز» ياد کرده است. اسرائيل پيشتر تهديد کرده بود اجازه نخواهد داد ايران به چنين مرحله ای برسد.تاکتیک جمهوری اسلامی در مقاطعی از رویارویی با غرب بر سر برنامه هسته‌ای، افزایش تنش، چانه‌زنی و شروع گفت‌وگوی دوباره بوده است. اعلام تصمیم نصب سانتریفوژهای جدید برای افزایش سرعت غنی‌سازی در تأسیسات نطنز در آستانه دور جدید گفت‌وگوها در همین راستاست و با نصب سانتریفیوژهای جدید زمان رسیدن به مقدار لازم اورانیوم غنی شده برای ساخت بمب را به یک-سوم کاهش داده است.البته شایان ذکراست که دانشمندان در خصوص ميزان لازم اورانيوم غنی شده با غلظت متوسط برای توليد يک بمب اتمی اختلاف نظر دارند، تحليگران معتقدند ۲۴۰ کيلوگرم با غلظت ۲۰ درصد می تواند برای توليد يک بمب هسته ای کافی باشد.
Read more