ه‍.ش. ۱۳۹۱ بهمن ۶, جمعه

برای خامنه ای هر مذاکره مستقیم با آمریکا و یا مصالحه اتمی جام زهر تلقی می شود


 خامنه ای درصورتی تن به مذاکره حقیقی خواهد داد، که تضمینهای امنیتی برای بقای خود و حکومتش را دریافت کند و این یعنی باز گذاشتن دست او برای ادامه دیکتاتوری و ستم بیشتر بر مردمان.
برای خامنه ای هر مذاکره مستقیم با آمریکا و یا مصالحه اتمی جام زهر تلقی می شود، زیرا:
1- اصولا خامنه ای به دشمن خارجی نیازمند است، تا هر مخالفی را وابسته و برکشیده دشمن بداند و امیال شخصی خود را از دریچه دشمن هراسی توجیه کند و دست آخر بی لیاقتی و بی کفایتی خود را به گردن دشمن، دستهای بیگانه بیندازد.
2- خامنه ای به توانایی ساخت جنگ افزار هسته ای، به چشم عامل بازدارنده و اهرم حفظ قدرت و بقای حکومتش می نگرد.(درسی که از کره شمالی آموخته است)
3- در این سالیان، او یک سری از شعارها را برای شستشوی مغزی عده ای مصرف کرده است و آن ها را تبدیل به اصول دین این رباتها کرده است. تغییر در برنامه این رباتها، کاری است ناشدنی و پرهزینه و خطرناک.
پس خامنه ای اگر بخواهد در غلتان "دشمن" و " جنگ افزار هسته ای " را از دست بدهد باید امتیازی بسیار عظیم دریافت کند و آن،
تضمین برای بقایش است.
اما در بعد داخلی: برای جمهوری اسلامی رنج و سختی مردمان (به ویژه بخش شهری) هیچ اهمیتی ندارد. به خصوص خامنه ای، بیت رهبری وابستگان جمهوری اسلامی، به نوعی در حال انتقام گیری از جامعه متوسط شهری هستند (می دانیم که مخالفان خامنه ای، قشر متوسط شهری و قشر تحصیل کرده و بخش های آگاه جامعه هستند). مهاجرتها و ترک دیار و فرار مغز ها، ریشه در همین سخت کردن زندگی و انتقام گیری حکومت دارد. (حکومت به هیچ وجه با پدیده مهاجرت نخبگان مخالف نیست. فقط سعی می کند آن را پنهان کند)
حکومت برنادانان و ناآگاهان بسی راحت تر است. در این چند ساله، حکومت سعی کرده است تا به روستاها و شهرهای کوچک که سطح آگاهی مردم پایینتر است، خدمات بیشتری ارائه کند تا از این طریق برای خود طرفدار و حامی جمع آوری کند (بیشتر نیروهای بسیج از همین بخش ها هستند)، اما دوستی حکومت، برای آنها هم همچون دوستی خاله خرسه بوده است. شرایط را به گونه ای رقم زده است، که این قشر ناتوان از تولید و یا تن پرور شده است. بی لیاقتی و مدیریت فاجعه بار حکومت عرصه را به این اقشار بسیار تنگ کرده است.
توسط: فرهاد از: ایران
Read more

ه‍.ش. ۱۳۹۱ دی ۱۵, جمعه

پشت پرده رابطه نزدیک خامنه‌ای با "مجتهدان ساختگی"


رادیو فرانسه : آیت‌الله مجتبی تهرانی، که امروز رهبر جمهوری اسلامی در یک اقدام نمادین نشان داد که رابطه نزدیک با او داشته، واقعاً چه کسی بود؟ آیا او به قول رسانه‌های ایران «معلم اخلاق» بود یا به قول منتقدان جمهوری اسلامی یک «مجتهد ساختگی» یا یک «ماشین صدور فتوای ارتداد»؟ مهدی خلجی- پژوهشگر مؤسسه مطالعات خاورنزدیک واشنگتن، می گوید آیت الله تهرانی بهمراه دو آیت الله دیگر به نام "خوشوقت" و "مصباح یزدی"، هر سه متهم هستند که ده‌ها روشنفکر ایرانی را به ارتداد محکوم کرده و فتوای قتل آنان را در اختیار وزارت اطلاعات قرار دادند. 


پشت پرده رابطه نزدیک خامنه‌ای با "مجتهدان ساختگی"

امروز آیت‌الله خامنه‌ای- رهبر جمهوری اسلامی، در مراسم تشییع جنازه آیت‌الله مجتبی تهرانی، یکی از روحانیان مقیم تهران، شرکت کرد و آیین مذهبی "نماز میت" را شخصاً بر جسد وی در مدرسه عالی مطهری (سپهسالار) خواند.
این اقدام آیت‌الله خامنه‌ای، یعنی خواندن نماز میت که بسیار کم اتفاق می‌افتد، نشان‌دهنده نزدیکی رهبر جمهوری اسلامی به آیت‌الله تهرانی است.
همچنین امروز سایت رسمی دفتر رهبر جمهوری ایران، فیلمی را منتشر کرده که نشان می‌دهد آیت‌الله خامنه‌ای در پانزدهم دی ماه سال ٨٨، همان سالی که اعتراضات خونین تهران در واکنش به نتایج انتخابات ریاست جمهوری روی داد، به خانه آیت‌الله مجتبی تهرانی رفته و با وی دیدار کرده است.
آیت‌الله مجتبی تهرانی، که رسانه‌های حکومتی در ایران او را «معلم اخلاق» توصیف می‌کنند، دیروز چهارشنبه در ٧٥ سالگی درگذشت.
رابطه ویژه خامنه‌ای با معدودی از روحانیان
در شرایطی که رابطه چندان گرمی میان اغلب مراجع و روحانیان بلند پایه شیعه، چه در ایران و چه در خارج از ایران وجود ندارد، چرا رابطه آیت‌الله خامنه‌ای با معدودی از روحانیان نه چندان مطرح، مثل مجتبی تهرانی گرم و صمیمی است؟
مهدی خلجی- پژوهشگر مؤسسه مطالعات خاورنزدیک واشنگتن و متخصص مسائل حوزه‌های علمیه و‌ روحانیت شیعه، درباره نزدیکی این اشخاص به رهبر جمهوری اسلامی ایران، به رادیو بین المللی فرانسه توضیحاتی را ارائه کرده است.
وی می گوید: این روحانیانی که به آیت الله خامنه ای نزدیک‌اند، معمولا در زمان آیت الله خمینی از کانون قدرت دور بودند و زمانی که آقای خامنه ای به قدرت رسید فرصت را مناسب دیدند که از ضعف علمی و ضعف اعتبار فقاهتی و حوزوی آقای خامنه ای استفاده کنند و دور او را بگیرند و در حقیقت به آقای خامنه‌ای اعتباری را بدهند که آقای خامنه ای نیاز داشت و در عوض قدرتی را از آقای خامنه ای بگیرند که آقای خمینی حاضر نبود به آنها بدهد.
نفرت حوزه‌های علمیه از روحانیان نزدیک به خامنه‌ای 
خلجی، با اشاره به سه روحانی نزدیک به رهبر جمهوری اسلامی ایران، یعنی "آیت الله مجتبی تهرانی"، "آیت الله محمدتقی مصباح یزدی" و "آیت الله عزیزالله خوشوقت"، اضافه می کند: این سه روحانی، روحانیان فرصت طلبی بودند که به محض اینکه یک شخص ضعیفی را در رأس هرم قدرت سیاسی در ایران دیدند، سعی کردند با او دادوستدی کنند که هم به نفع ولی فقیه تازه باشد و هم به نفع خودشان.
این پژوهشگر ادامه می دهد: معمولا ارتباط این افراد با آقای خامنه ای از طریق دستگاه امنیتی بوده است و معروف بود که آقای تهرانی «مجتهد وزارت اطلاعات» است.
همچنین خلجی در بخش دیگری از این گفت‌وگو به رابطه روحانیان نزدیک به آیت‌الله خامنه‌ای با دیگر روحانیان ایران می پردازد و می گوید: هر کس که با دادگاه ویژه روحانیت وزارت اطلاعات و یا سپاه پاسدارن همکاری کند، در حوزه علمیه خیلی منفی به آنها نگاه می‌شود و حالت انزوایی برای آنها ایجاد می شود؛ همانطور که آقای مصباح در قم خیلی منزوی است و جز شاگردان خودش، روحانیان و علمای قم با نگاه بدی به او می‌نگرند.
وی ادامه می دهد: آقای تهرانی هم نه در حوزه علمیه قم و نه در حوزه علمیه مشهد، هیچ جایگاهی نداشت، هیچ اهمیت خاصی برایش قائل نبودند و به عنوان یک روحانی بدنام از او یاد می شد که دستش به کارهای اطلاعاتی و امنیتی آلوده است.
تهرانی، مصباح و خوشوقت؛ سه رأس «مثلث ارتداد»
به تازگی آیت‌الله خوشوقت- پدر همسر مصطفی خامنه‌ای فرزند ارشد رهبر جمهوری اسلامی، در گفت وگو با یکی از رسانه‌های ایران، بدون نام بردن از میرحسین موسوی و مهدی کروبی- دو معترض سیاسی، آنها را «کافر و مرتد» خوانده است.
این روحانی، علاوه بر نزدیکی به آیت الله خامنه ای، نفوذ بسیاری در دولت محمود احمدی‌نژاد دارد.
در فروردین سال ۱۳۸۹ پس از آن‌که آیت الله خوشوقت در یک سخنرانی، از احتمال وقوع زلزله تهران به دلیل افزایش گناه خبر داد، احمدی‌نژاد خواستار خروج حداقل ۵ میلیون نفر از پایتخت شد و در اشارهٔ آشکاری گفت: «یکی از علمای بزرگ تهران به من پیغام داد که از مردم بخواهم مراقب باشند و ضمن پرهیز از گناه، برای دوری از بلایا دعا کنند.»
همچنین چندی پیش، مصطفی تاجزاده زندانی سیاسی، اعلام کرد که علی فلاحیان و سعید امامی احکام قربانیان قتلهای زنجیره ای را از برخی از روحانیان نزدیک به حکومت اخذ می کردند.
مهدی خلجی درباره نفوذ آیت الله خوشوقت، آیت الله مصباح یزدی و آیت الله تهرانی در حکومت ایران می گوید: این سه روحانی، «ماشین‌های صدور فتوای ارتداد» در ایران هستند؛ یعنی در این که مطابق میل وزارت اطلاعات فتوای ارتداد صادر کنند خیلی بی‌پروا هستند.
پژوهشگر مؤسسه مطالعات خاورنزدیک واشنگتن اضافه می کند: وزارت اطلاعات وقتی تصمیم می گیرد کسی را به قتل برساند، تصمیمش را با این روحانیان در میان می گذارد و این روحانیان بدون این که افراد مورد نظر وزارت اطلاعات را بشناسند و آثارشان را خوانده باشند یا با آنها آشنایی داشته باشند مطابق میل وزارت اطلاعات فتوای ارتداد صادر می کنند.
خلجی تأکید می کند: آقایان تهرانی، خوشوقت و مصباح، هر سه متهم هستند که ده ها روشنفکر ایرانی را به ارتداد محکوم کردند و فتوای قتل آنان را در اختیار وزارت اطلاعات قرار دادند.
مجتهدهای ساختگی جمهوری اسلامی
این پژوهشگر به دلایل این اقدام می پردازد و می گوید: از نظر قانون جمهوری اسلامی، وزیر اطلاعات باید مجتهد باشد تا بتواند اعمال خلاف شرع وزارت اطلاعات را به شیوه ای که آقای خمینی معتقد بود مشروعیت مذهبی بخشد، اما چون هیچگاه وزیران اطلاعات مجتهد نبودند و حتی سواد بسیار متوسط مذهبی هم نداشتند و جز مقدمات طلبگی چیزی را نخوانده بودند، در نتیجه اینها به مجتهدانی خارج از وزارت اطلاعات متکی بودند که یکی از آنها همین آقای تهرانی است که از طرف حکومت «مجتهد» خوانده می شد؛ یا آقای خوشوقت که تقریباً می شود گفت مجتهد نیست و از «مجتهدهای ساختگی» جمهوری اسلامی است.
خلجی در پایان می گوید: به هر حال این افراد کسانی بودند که به راحتی فتوای قتل صادر می کردند و این فتواها نه بر اساس تشخیص خودشان بلکه بر اساس اصل خدمتگذاری به دستگاه های امنیتی در جمهوری اسلامی بود.
Read more

استراتژی جمهوری اسلامی، درخصوص حل توأمان مسئله هسته ای وبحران سوریه

رهبری نظام اسلامی ایران تاکید دارد : باید همانطور که با تدابیر ویژه و مهم و کارآمد و تأثیر بخش ،میوه چین مسائل جنگ غرب با افغانستان طالبانی و عراق صدام حسینی شدیم،این بار نیز با تدابیر خاص و شرط گذاشتن به غرب ،که ما مسائل اتم و سوریه را، یکجا باید مذاکره و حل و فصل نمائیم ،بنحو احس به نفع خود درین موارد نیز، مدیریت و بهره گیری کنیم.برای این کار، بودجه لازم فراهم گردیده، هرچقدر لازم باشد باید خرج شود . دوستان روسی ما، مثل همیشه در کنار ما هستند و با ما همکاری می کنند .دوستان نظام در غرب ومقامات سابق حکومت که در آمریکا و اروپا، فعلاً حضور دارند، نیز باید طی مقالات، گردهایی ها ،گفتارها، پیشنهادات خود را درین زمینه آرام و ملایم ،در اختیار افکار عمومی گذاشته،زمینه را برای مجاب کردن رهبران غرب ،بخصوص 5 بعلاوه 1 فراهم نمایند.وقتی هر دو مسئله قرار باشد ،یکجا مطرح و حل و فصل شود، با امتیازی اندک در اولی، موضوع دوم را بنفع نظام مصادره میکنیم و بالعکس . مثلا ، شرط امتیاز دهی در مسائل اتمی را، موکول به امتیاز گیری در داشتن حضوری موثر، در تحولات آتی سوریه ، نموده و امتیاز دهی در خصوص مسائل سوریه را، موکول به شناسائی رسمی قدرت اتمی خود نماییم.
با توجه بمراتب فوق باستحضار هموطنان میرساند:
اگر وقایع گذشته ،از فاجعه ضد بشری 11 سپتامبر به بعد را ، مروری دوباره نمائیم . باین نتیجه میرسیم ،که رژیم تهران، در پی جنگ آمریکا با طالبان ،ابتدا با وعده همکاری به آمریکا ،علیه طالبان و سپس دخالت مستقیم در کشتار نیروهای غرب، از جمله کمک های سرّی، به بخشی از طالبان و تروریست های مربوطه ، با بمب گذاری های جاده ای، یا عملیات تروریستی دیگر، آنچنان در مسائل افغانستان، موثر و صاحب نظر گردید، که در مذاکرات بعدی، به یکی از طرف های اصلی حل و فصل مسائل افغانستان ، مبدل شده و امتیازات دیگری، در مقاطع دیگر، از جمله چشم پوشی غرب از برخی فرافکنی های رژیم در منطقه ،یا پیشرفت های برنامه های اتمی خود ، بدست آورد و اکنون نیز یکی از طرف های اصلی مسائل افغانستان، همین دخالت های پنهان و آشکار رژیم اسلامی، در مسائل افغانستان است.
در خصوص عراق و برکناری رژیم صدام حسین نیز، برنده اصلی ،رژیم جمهوری اسلامی بود و توانست با دخالت های پنهان و آشکار و کمک به طرفین دعوا و بمب گذاری های جاده ای و عملیات تروریستی و فشارهای دیگر، یک حاکمیت طرفدار خود، در بغداد را، بر سرکار آورد و هنوز هم حرف اول و آخر در مسائل عراق را، رژیم جمهوری اسلامی، میزند و برنده جنگ غرب ،با دو رژیم طالبان و صدام ، در واقع ،رژیم جمهوری اسلامی، بوده است.
هدف خامنه ای، ازین دستورالعمل ،مصادره به مطلوب کردن مسائل سوریه، بنفع خود و متحّدین منطقه ای اش، منجمله حزب الله لبنان ،می باشد . خامنه ای، با این دستور العمل، قصد آن دارد که ، ابتدا از طریق برخی روزنامه نگاران مزدور و یا دولتمردان سابقی که باستخدام مخفی رژیم تهران در آمده اند ،ابتدا افکار عمومی دنیا را ،برای این هدف رژیم ،آماده نموده و سپس در عمل ،وارد بازی برد ،برد به نفع خود ،همچون مسائل افغانستان و عراق گردد . برای این کار، رژیم قصد دارد، از غرب بخواهد، اگر خواهان امتیاز گیری در مسائل اتمی از سوی نظام هستند، در مورد سوریه و حضور قابل اثر گذاری تهران ، در حاکمیت آینده سوریه، قول و وعده مناسب و عملی به رژیم بدهند.بالعکس اگرمیخواهند ،نظام در خصوص مسائل سوریه، امتیاز داده و نیروهای خود را خارج و به حداقل حضور و نفوذ در مسائل آتی سوریه قانع و راضی گردد ،باید در خصوص مسئله اتمی نظام تا حد شناسائی آن بعنوان قدرت اتمی امتیاز بدهند، و اینکه با قبول این شرایط از سوی غرب، با خونریزی و فرافکنی کمتری در سوریه ،مواجه خواهند شد.
باین ترتیب کمپین سفارت سبز، با افشای این توطئه ،از جامعه جهانی انتظار دارد، مسائل حکومت اسلامی ، در خصوص دخالت هایش در کشتار مردم سوریه و حمایت تا آخرین لحظه از رژیم بشار اسد را ،جدای از مسائل اتمی و نقض حقوق بشر از سوی این رژیم، مورد بحث و بررسی قرار داده، نگذارند همچون مسائل افغانستان و عراق، برنده واقعی مبارزات مردم سوریه ،در مقابل خون آشامترین دیکتاتور منطقه یعنی بشار اسد،بار دیگر رژیم جمهوری اسلامی باشد . باید این دو مسئله ،کاملا و جدا و مستقل از همدیگر، مورد بررسی و حل و فصل جامعه صلح دوست و بشر دوست بین الملل قرار گیرد.

کمپین سفارت سبز
دفتر مرکزی اسلو- نروژ
ژانویه 2013
دیماه 1391
Read more