ه‍.ش. ۱۳۹۲ تیر ۴, سه‌شنبه

آیا حسن روحانی جام زهر اتمی را برای خامنه ای خوش طعم خواهد کرد ؟

نتیجه نظرسنجی‌های مختلف رسانه‌های داخل ایران نشان از آن داشت که مردم از تحریم‌های بین المللی خسته شده‌اند و راه نجات از آن را بهبود سیاست خارجی جمهوری اسلامی می‌دانند.
این چیزی نیست که از چشم آقای خامنه‌ای  پنهان باشد. مهره‌چینی و بازی او در انتخابات ریاست جمهوری نیز در این جهت بود که با کمترین هزینه برای اعتبار شخصی‌اش راه را برای مذاکره باز کند.
برای رهبر جمهوری اسلامی این بازی از نوروز ۹۲ شروع شد وقتی که در سخنرانی نوروزی‌اش در مشهد گفت که "با مذاکره مستقیم با آمریکا مخالفتی ندارم اما خوشبین نیستم."

او خود می‌دانست که این جمله چه گشایشی در کار فروبسته مذاکرات میان دو کشور ایجاد می‌کند اما با تاکید بر خوش‌بین نبودنش راه را برای انداختن مسئولیت اشتباه احتمالی بر گردن دیگران باز کرد.
این سخنان سه ماه مانده به برگزاری انتخابات ریاست جمهوری بعدی بیان شد. 
واضح بود آن کسی که قرار است ماموریت بزرگ مذاکره‌ای را برعهده بگیرد که آقای خامنه‌ای به نتیجه‌اش "خوش‌بین" نیست، محمود احمدی‌نژاد نیست. این ماموریت برعهده رئیس جمهور بعدی بود.
اکبر هاشمی رفسنجانی، چهره‌ای بود که می‌خواست پای میز مذاکره بنشیند و مذاکرات را به نتیجه هم برساند. خودش هم علاقه داشت در هیبت یک منجی افسانه‌ای دوباره بر صحنه سیاست ایران ظاهر شود و شرایط را برای ایران بدون تحریم فراهم کند. اما آقای خامنه‌ای علاقه‌ای نداشت سند یک پیروزی احتمالی را به نام اکبر هاشمی بزند.


از میان شش نفری که نامزد ریاست جمهوری باقی ماندند، حسن روحانی مناسب‌ترین چهره برای انجام "ماموریت بزرگ" بود. کسی که بسیاری از محاسن اکبر هاشمی را داشت و معایبش را برای رهبر نداشت.
چهره‌ای با سابقه که هم مدیریت جنگی را تجربه کرده بود و هم دیپلماسی را و غرب به خوبی با چهر‌ه‌اش آشنا بود . 
همچنین در بخشی از فیلم مستند تبلیغاتی حسن روحانی سخنان رهبر جمهوری اسلامی گنجانده شده بود که از او به عنوان مدیری که "ظرافت‌های دیپلماسی" را رعایت کرده تعریف کرده است.

ازطرف دیگرهم اکنون  نماینده اودرآمریکامشغول فعالیت برای مماشات با جمهوری اسلامی می باشد .

فرد مذکوردر واقع آقای امیرحسین موسویان سفیر سابق ایران در آلمان می باشد که نقش فعالی در ترور فعالین سیاسی ایران در اروپا داشته است . وی همچنین زمانی که حسن روحانی مسئولیت پرونده هسته ای را بر عهده داشت به عنوان رئیس کمیته بین‌الملل وعضو ارشد تیم مذاکره‌کننده هسته‌ای بود و سخنگوی هیئت ایرانی به شمار می‌رفت. با شروع کار دولت محمود احمدی نژاد و پس از پایان کار تیم قبلی مذاکره‌کنندگان، مسئولیت موسویان نیز به پایان رسید .
او در فروردین ۱۳۸۷ به اتهام «اخلال در امنیت ملی» به دو سال حبس تعلیقی و ۵ سال محرومیت از خدمات دولتی محروم شد این در حالی بود که رئیس‌جمهور و وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی به جاسوسی وی معتقد بودند اما اوهم‌اکنون در آمریکا زندگی می‌کند و به عنوان پژوهشگر دردانشگاه پرینستون فعالیت می‌کند.

خامنه‌ای این شانس رااینک بدست آورده که خواست گروهی از منتقدانش با خواست خودش در یک مسیر قرار گرفته است. هم او و هم برخی ازمخالفانش و هم مردم عادی کوچه و بازار اکنون چاره را در مذاکره با غرب می‌دانند و امیدوارند با نرمش ایران، تحریم‌ها شکسته شود.

اما این به قیمت آن است که جام زهر هسته ای کمی شیرین تر گردیده تا رهبرجمهوری اسلامی بتواند آن را راحت تر میل کند و این دراصل وظیفه مهم شیخ حسن روحانی می باشد.




Read more

ه‍.ش. ۱۳۹۲ تیر ۲, یکشنبه

فجایع زندان رجایی شهر ونقض مکرر حقوق بشر درزندانهای حکومت اسلامی

 حاکمیت اسلامی ،زندان  مخوف رجایی شهررا ،که توسط عده ای بیمار روانی سادیستی و شکنجه گر اداره میشود تبدیل به قتلگاه آزادگان ایران نموده است.
بموجب اخبار واصله از داخل کشور تاکنون بیش ازیکصدوشانزده نفراززندانیان سیاسی این زندان مخوف ، یا در سلول انفرادی یا زیر شکنجه و یا در سالن های زندان و یا چند روز یا ماه قبل از موعد آزادی یا بعد از آزادی بدلایل گوناگون از جمله سکته قلبی یا مغزی و غیره فوت نموده ،یا در واقع به قتل رسیده اند.
آخرین مورد این بقول مبارز بزرگ راه آزادی منصور اصانلو،قتل ساکت و بی صدا و خاموش،سکته قلبی برادرزنده یادشان افشین اصانلو،فعال                                                                                  

کارگری و زندانی سیاسی در سالن 12 بند 4 این زندان بوده است. این قتل ها همه مشکوک بوده و آگاهان معتقدند حاکمیت برای خلاصی از تداوم مبارزات فعالان سیاسی و تعمیق یک جامعه تک صدایی در ایران ،بهترین فرزندان این مرز و بوم را بعد از به بند کشیدن  آنان درین زندان مخوف ،آنها را چیز خور مواد سمی و مرگ های تدریجی و ناگهانی نموده است.
کمپین سفارت سبز ازدکتر احمد شهید  گزارشگر ویژه شورای حقوق بشردر مسائل ایران تقاضا دارد به شکایت این کمپین و خانواده این قربانیان  رسیدگی نموده ،هیاتی را برای بازدید ازین زندان مخوف قرن 21 عازم ایران نمایند.
در عین حال این کمپین از هموطنان تقاضا دارد منتظر نباشند آبدارچی جدید رهبر نظام ،قدمی برای اجابت مطالبات انباشت شده آنان بردارد،وی برای نجات رهبر از بن بست فعلی روی کار آمده است و نه اجابت مطالبات انباشت شده شما ،لذا همانطور که مردم ترکیه با قطع چند درخت در میدانی در ترکیه و مردم برزیل با افزوده شده تنها چند در صد ناچیز به قیمت بلیط های حمل و نقل شهری با خیزش های خیابانی دنیا را بر سر حاکمان خود خراب و آنان را وادرار به تسلیم خواسته های خود و عقب نشینی نمودند ،ما نیز  به مصداق کس نخارد پشت من جز ناخن انگشت من، چاره ای جز  تشدید مبارزات نافرمانی مدنی ، از جمله خیزش های جمعی برای آزادی زندانیان خود ،اعم از آیت الله بروجردی و سایر فرزندان راستین ایران که در زندان های مخوفی چون رجایی شهر و اوین و ...،اسیر و گرفتار دژخیمان روانی حاکمیت قرون وسطایی اسلامی هستند،نداریم و برای انجام این مطالبات باید گامی ولو اندک بر داریم.


کمپین سفارت سبز
دفتر مرکزی اسلو- نروژ

تیرماه ۱۳۹۲ ه‍. ش.

Read more

ه‍.ش. ۱۳۹۲ تیر ۱, شنبه

چرا جمهوری اسلامی قادر به اصلاحات نیست ؟





در حالی که بسیاری از تحلیل گران و مفسران سیاسی انتخاب حسن روحانی را به عنوان پیروزی انتخاب مردم ارزیابی می کنند اما کریستین کاریل، در مقاله ای که در نشریه آمریکایی فارین پالیسی( سیاست خارجی) چاپ شده، می گوید در این روایت خوش بینانه داستان اصلی از نظر افتاده است.

کریستین کاریل در مقاله ای با عنوان «چرا جمهوری اسلامی قادر به اصلاحات نیست» می نویسد: اکنون یک میانه رو برنده انتخابات شده است. میانه رویی که خود را مدافع بلند پروازی های هسته ای ایران می داند. میانه رویی که به کشورهای غربی هشدار می دهد خود را از جنگ داخلی سوریه کنار بکشند، میانه رویی که از صافی شورای نگهبانی گذشته است که نامزدان مصلحت گراتر را از شرکت در انتخابات بازداشت. میانه رویی که از آغاز روشن کرده است که کاری به کار اصل ولایت فقیه یا حکومت روحانیون ندارد. اصلی که محور اصلی نظامی ست که آیت الله روح الله خمینی بنیان آن را پی افکند. و سوال این جاست: آیا با این همه جایی برای جشن و سرور باقی ست؟
کریستیان کاریل می نویسد: در لایه بیرونی حسن روحانی ست که برنده انتخابات ریاست جمهوری شده است زیرا رای دهندگان می خواستند به رهبران خود نشان دهند که رئیس جمهوری می خواهند که به آنان وعده حتی کم ترین تغییرات را در نظم حاکم داده باشد (مانند وعده های مبهم در مورد متوقف کردن گشت ارشاد یا پلیس اخلاق که مورد انزجارعموم مردم است).
اما واقعیتی که باقی می ماند آنست که حتی اگر روحانی بخواهد تغییرات بیشتری انجام دهد آیا ساختار قدرت موجود ایران به رئیس جمهور کمترین فضایی برای این کار می دهد؟ رای دهندگان ایران آرزوی خود را برای اصلاحات با رای دادن به روحانی نشان داده اند، اما این به معنای آن نیست که احتمال انجام آن بیشتر شده باشد.
واین درست همان است که خمینی می خواست. از همان آغاز، او و پیروانش قصد داشتند ایران را به دولتی تبدیل کنند که در آن روحانیت شیعه حرف آخر را بزند. قانون اساسی خمینی در سال ۱۳۵۷ تصویب شد و چند سال بعد نیز بازنگری هایی در آن انجام شد. در این قانون فرصت های محدودی برای رقابت های سیاسی منظور شده است. مانند انتخابات مستقیم برای شوراهای شهر و روستا، مجلس شورای اسلامی و ریاست جمهوری (با این شرط که تنها نامزدهای تایید صلاحیت شده اجازه شرکت در انتخابات را داشته باشند). اما هیچکس رهبر را انتخاب نمی کند. مردی که قدرت نهایی را در دست دارد. زیرا که او به عنوان رئیس روحانیت تجسم اصل حکومت خداست. و حکومت خدا بر حکومت بشر تسلط دارد.
البته در واقع عده قلیلی از انسان هاهستند که بر صدر نشسته اند و خواست های خدا را برای زمینیان تفسیر می کنند. درواقع چنان که اندکی پس از انقلاب بر همگان روشن شد، دیدگاه خمینی در مورد ولایت فقیه حتی همه روحانیون شیعه را دربر نمی گرفت. رهبران مذهبی که با دیدگاه دین سالاری او مخالف بودند ـ گروهی به مراتب پرشمار تر و بانفوذتر از آنچه در غرب تاکنون وجود داشته است ـ به طرزی مستمر به حاشیه رانده شدند و دستشان از همه چیز کوتاه شد و سرانجام همگی ساکت شدند. بارزترین نمونه آنان آیت الله حسین علی منتظری، جانشین برگزیده خمینی بود که وقتی از نقض حقوق بشر توسط رژیم انتقاد کرد از نظر افتاد. او سرانجام پس از سال ها تحمل آزار و بازداشت خانگی در کنج خانه خود درگذشت.
همین داستان همه چیز رادرباره ظرفیت ایران برای اصلاحات به ما می گوید. هیچ کس نیست که با نفس تغییر مخالف باشد. امروز جمهوری اسلامی منفور جامعه بین المللی و از نظر اقتصادی ورشکسته است. حامی بشار اسد و یار نزدیک کره شمالی ست. کشوری ست که دولتیانش با درخواست روز افزون شهروندانش برای آزادی بیشتر و مشارکت سیاسی روبروست . سی وچهار سال پس از انقلاب اکنون روز به روز روشن تر می شود که نظام بنیان -نهاده خمینی خشک و صلبی شده و از همین روسخت شکننده است. فضای محدود مشارکت دمکراتیک که نسل اول رهبران انقلاب به آن قائل بودند، رفته رفته جا به نوعی اقتدارگرایی زمخت و خشن سپرده است.
واین، بالاتر از همه، دست پرورد رهبر فعلی، آیت الله علی خامنه ای است. خامنه ای در دوران


حکومت خود همواره از اصل خمینی گرایانه سپردن قدرت واقعی به نخبگانی معدود پیروی کرده است. وقتی محمد خاتمی، روحانی اصلاح گرا، کوشید فضا را برای آزادی های شخصی بگشاید خامنه ای نیروهای محافظه کار را برای مسدود کردن آن تلاش ها بسیج کرد.
محمود احمدی نژاد که اکنون دوره دوم و نهایی ریاست جمهوری را به پایان رسانده است برای رهبر مایه دردسر های دیگری شد. خامنه ای تلاش های عوام گرایانه احمدی نژاد را برای ایجاد یک مرکز قدرت رقیب نقش بر آب کرد و در عین حال مجبور شد در برابر ایرانیان خشمگینی که به نتیجه انتخابات ۲۰۰۹ (۱۳۸۸) اعتراض داشتند و آن را تقلب آمیز می دانستند از احمدی نژاد حمایت کند. اعتراض های گسترده مردم خامنه ای را بر آن داشت که برای سرکوبی آن به هر ابزاری که در انبان داشت، دست زند. و نیز به او این درس را داد تا در انتخابات امسال با سختگیری شدیدِ شورای نگهبان در روند تعیین صلاحیت ها، از شورشی دیگر جلوگیری کند.

در این میان خامنه ای حلقه نخبان حکومتی را هرچه تنگ تر کرده است. با حذف یار قدیم انقلاب ۱۹۷۹ و سیاست مدار کهنه کار و سنگین وزن در عرصه سیاسی ایران، یعنی اکبر هاشمی رفسنجانی، از دایره نامزدان ریاست جمهوری امسال، خامنه ای آخرین پیوند میان حکومت خود و انقلاب مقدس را گسست. در طی سالیان، خامنه ای بتدیج به سپاه پاسداران وابسته تر شده است. سپاه که قرار بود ارتشی موازی برای کوتاه کردن دست دشمنان انقلاب در داخل و خارج باشد اکنون اکثریت آن را فرصت طلبانی تشکیل می دهند که قدرت خود را برای کنترل مجموعه های عظیم اقتصادی به کار می برند.سپاه در حفظ نظم موجود منافع زیادی دارد و البته برای این کار هم همه تسلیحات و تجهیزات در اختیار اوست.

آیا می توان سناریویی را تصور کرد که در آن رهبر بر آن شود که ایران به تغییر نیاز دارد و برنامه ای برای آن آغاز کند؟ داشتن چنین توقعی از خامنه ای همان قدر بی جاست که از لئونید برژنف در سال های ۱۹۷۰ انتظار می رفت (و این مقایسه ای کاملا موجه است از آنجا که هم اتحاد شوروی قدیم و هم ایران امروز می کوشند فاجعه سوء مدیریت اقتصادی خود را با نقاب منابع عظیم نفتی بپوشانند). 

سپاه پاسداران در برابر هر سیاست اقتصادی که با او رقابت کند ایستادگی خواهد کرد زیرا این امر احتمالا در امتیازهای رانتی کنونی آن مداخله و ایجاد مزاحمت خواهد کرد. یاران و متحدان دین سالار خامنه ای نیز هرگونه تلاش برای لیبرالیزه کردن سیاسی را به عقب خواهند راند، زیرا این امر بی تردید در اعتقاد به ارکان الهی ولایت فقیه شک وتردید ایجاد خواهد کرد و تازه، در آن صورت ولی فقیه مشروعیت خود را از کجا خواهد گرفت؟ ادعای داشتن حکم ولایت از خدا قبول. اما وقتی این حکم بازپس گرفته شد دیگر بازگشت پذیر نیست.

نویسنده کتاب «شورشیان عجیب: ۱۹۷۹ و زایش قرن بیست و یکم» در اینجا این سوال را مطرح می کند:و پس از خامنه ای چه می شود؟ و می گوید:گمان می کنم برای نخبگان فعلی ایران این امکان همیشه وجود دارد که نسخه ایرانی میخاییل گورباچف را پیدا کنند – هرچند که به نظر من سرنوشت اتحاد شوروی قدیم (که مانند ایران کشوری چند قومیتی است که اقلیت های سرکش از چند سو آن را می کشند) و فرجام شوم سقوط نهایی آن، الگویی نیست که رهبران ایران در پی تقلید از آن باشند. آنها احتمالا همگی خوب می دانند که شهروندان ایرانی تشنه آزادی هایی بیش از آنچه رژیم کنونی به آنها می دهد هستند، بی آن که بخواهند موجودیت آن را از ریشه قطع کنند.
پژوهشگر ارشد موسسه لگاتوم و دبیر نشریه فارین پالیسی می افزاید: می دانیم که حزب کمونیست چین فروپاشی همه رژیم های تک حزبی و اقتدار گرای دیگر را بخوبی بررسی کرده و تجربه های گذار در کشورهای مختلف را، از مکزیک تا لهستان، از نظر گذرانده است تا درس هایی برای حراست از قدرت خود بیاموزد. اما نشانه ای از به کارگیری چنین روشی برای روحانیون حاکم بر ایران وجود ندارد. والبته دلیل آن واضح است.

کریستین کاریل در پایان می نویسد: به روحانی بازگردیم، و بگذاریم تا چند گام کوچک در جهت اصلاح بردارد. اما اگر بتواند قدمی بزرگ بردارد جای حیرت خواهد بود. او خود خوب می داند که اگر از این حد فراتر رود گردنش به زیر تیغ خواهد رفت.
Read more

ه‍.ش. ۱۳۹۲ خرداد ۲۵, شنبه

هدف خامنه ای و جناح حاکم، از رئیس جمهور کردن حسن روحانی چیست؟

هدف خامنه ای از رئیس جمهور کردن روحانی، کاهش فضای انفجاری در کشور، فریب مردم ایران و همچنین تکرار سناریوی ده سال پیش یعنی مذاکرات هسته ای با غرب و توافقات حداقل بمنظور خرید وقت و تکمیل پروژه اتمی میباشد. فعالان سیاسی باید از همراهی با این کارزار دروغ و "حماسه ملی" دست ساخت رژیم پرهیز کنند

با موافقت خامنه ای و سپاه، حسن روحانی رئیس جمهور جدید رژیم شد و رسانه های حکومتی این پیروزی تاریخی و حماسه ملی را به یکدیگر تبریک میگویند. سران حکومتی با خشنودی قابل درک، این انتخابات را نشانی از مشروعیت مردمی نظام  معرفی کرده و در همین راستا، یکی از تحلیلگران حکومتی نوشت که "حماسه انتخاباتنشان داد که نظام رأی مردم را محترم می شمارد و بنابراین، ادعای تقلب چهار سال پیش دروغ بود. این انتخابات همچنین نشان داد که مردم به نظام وفادارند و تنها را بهبود وضعیت خود را در درون همین نظام میدانند."
اصلاح طلبان حکومتی نیز که با عدم ورود خاتمی به انتخابات و سپس حذف رفسنجانی از صحنه همه درب ها را بروی خود بسته میدیدند سرانجام به گزینه ولی فقیه تن داده و با حمایت از روحانی تلاش کردند تا وی را کاندیدای خود معرفی نموده و مشی اصلاح طلبی و تکیه بر صندوق های رأی را زنده نگاه دارند. اکنون نیز با شرکت در جشن و شادمانی رژیم، تلاش میکنند تا خودشان را پیروز انتخابات جلوه دهند
هم رژیم و هم اصلاح طلبان حکومتی از این "حماسه ملی" برای عقب راندن اپوزیسیون ساختار شکن استفاده میکنند و با کمک گیری از رسانه های مهم، تلاش میکنند تا فضای مانند "حماسه دوم خرداد" شانزده سال پیش براه بیندازند.
در فضای کنونی و با توجه به حجم تبلیغات رسانه ای جمهوری اسلامی  و اصلاح طلبان حکومتی، فعالان سیاسی باید هشیار باشند و از کمک رسانی به سناریوهای حکومت اسلامی جلوگیری نماید. جاانداختن حسن روحانی و معرفی او بعنوان سمبل آرزوهای مردم ایران و جشن گرفتن پیروزی وی، نشانی از عدم درک صحیح از نظام ولایت فقیه و باندهای حاکم بر کشور است.
هدف خامنه ای و جناح حاکم، از رئیس جمهور کردن حسن روحانی چیست؟ آیا رژیم تغییر مسیر داده و درجهت برآورده ساختن نیازهای اقتصادی و سیاسی مردم گام برمیدارد و یا اینکه رژیم در صدد تکرار سناریوی دوم خرداد شانزده سال پیش، کاستن از فضای انفجاری در کشور و فریب مردم ایران و جامعه بین المللی است؟
از طرف دیگر، چالش های اصلی جمهوری اسلامی ، ورشکستگی اقتصادی، بحران های سیاسی و اجتماعی، شرائط انفجاری در کشور و گرسنگی و فقر مردم با تحریم های اقتصادی گره خورده اند و برداشتن تحریم ها نیز منوط به سازش هسته ای است. بنابراین، آیا رژیم به نقطه بن بست کامل رسیده و ریاست جمهوری روحانی گامی در جهت سازش هسته ای و پایان دادن به تحریم هاست یا اینکه رژیم با این کارت جدید، تنها بدنبال جلوگیری از تحریم های جدید، خرید وقت، و دستیابی به سلاح هسته ای است؟
از نظر نگارندگان این سطور، اگر خامنه ای به نقطه ای برسد که به ناچار در مسیر سازش هسته ای و حل مشکلات مردم ایران گام بردارد، فضای اجتماعی کنونی و عمق بحران های فزاینده به گونه ای است که جمهوری اسلامی  قادر به کنترل اوضاع نبوده و در مسیر فروپاشی و سرنگونی خواهد رفت.
سازش هسته ای و حل مشکلات مردم به تصمیم خامنه ای و سپاه بستگی دارند و رئیس جمهور جدید، چه روحانی و چه قالیباف هیچ نقشی در این زمینه ندارند. اگر هدف از ریاست جمهوری روحانی حل مشکلات مردم و سازش هسته ای باشد، باید نشانه و آثار این تغییر مسیر و تمایل رژیم را در سیاست های دیگر رژیم در داخل کشور، در منطقه و در مذاکرات هسته ای مشاهده میکردیم اما برعکس، همه نشانه ها و شواهد منجمله سرمایه گذاری های کلان در پیشبرد برنامه هسته ای، دخالت تمام عیار در سوریه، بی اعتنائی به نیازهای اساسی مردم از قبیل دارو و غذا و همچنین وقت گذرانی در مذاکرات هسته ای و قبول تحریم های کمرشکن نشان میدهد که رژیم تمایلی به تغییر سیاست های کلان خود نداشته و ندارد.
رژیم با رئیس جمهور کردن روحانی و جلو انداختن وی، بدنبال تکرار سناریوی سال 2003 یعنی مذاکرات بی پایان هسته ای با غرب همراه با توافقات حداقل بمنظور فریب جامعه بین المللی و خرید وقت در جهت تکمیل پروژه هسته ای است.  
اگرچه جمههوری اسلامی با این مانور، یک پیروزی تاکتیکی بدست میآورد اما سناریوی خاتمی و هشت سال فریب مردم ایران و جامعه بین المللی هرگز تکرار نخواهد شد. نخست آنکه، ژست اصلاح طلبی از طرف روحانی و قولهای وی درجهت برآورده کردن نیازهای جامعه، باعث تشجیع مردم و افزایش حضور آنان در اعتراضات صنفی و اجتماعی میشود و در شرائطی که مردم فلاکت زده ایران در فقر و گرسنگی بسر میبرند، خطرات امنیتی جدی رژیم را تهدید خواهد کرد.
مهمتر از آن، شرایط کنونی پرونده هسته ای با سال 2003 که روحانی مسئولیت مذاکرات را بعهده داشت کاملا متفاوت است و با توجه به نزدیک بودن جمهوری اسلامی به نقطه بدون بازگشت در مسیر پروژه هسته ای، آمریکا و اروپا وارد بازی رژیم برای مذاکرات بیهوده یا توافقات مرحله ای بی خاصیت نشده و تا زمانیکه جمهوری اسلامی  برنامه هسته ای نظامی اش را آشکار نکرده و آنرا تعطیل نکند، تحریم های بین المللی هرگز لغو نخواهند شد.
از این رو، کارت فریب خامنه ای از نظر زمانی برد محدود داشته و اعتبار آن بسیار زود به پایان خواهد رسید.
فوروم ایرانیان، 15 ژوئن
Read more

ه‍.ش. ۱۳۹۲ خرداد ۲۰, دوشنبه

شعار ما در بیست و یکم خرداد : نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران

کمپین سفارت سبزبا توجه به درخواست های مکرر واصله از داخل کشور،بدینوسیله از هر نوع حرکت خود جوش مردم از جمله با اغتنام از فرصت بازی فوتبال  ایران- لبنان حمایت خود را پیشا پیش اعلام نموده، ازینکه  جوانان غیور کشورمان، با قصد حضور دراین بازی ،در نظر دارند ،در فقدان رسانه های جمعی غیر دولتی  و زندانی بودن روزنامه نگاران مستقل ،با اغتنام از این فرصت ، بنوعی اعتراضات خود را بگوش حاکمیت و جهانیان برسانند ،حمایت نموده،همچون این عزیزان ،عقیده دارد :
شعار ساختار شکن، نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران،اعتراض ملت ایران است ، به دخالت های حاکمیت درمسائل  لبنان و سوریه، که با این شعار، آنرا به عالی ترین شکل ممکن بگوش جهانیان میرساند.
کمپین سفارت سبز
اسلو- نروژ
دوشنبه بیستم خرداد ۱۳۹۲ ه‍. ش.
Read more

ه‍.ش. ۱۳۹۲ خرداد ۱۲, یکشنبه

متن سخنرانی محمد رضا حیدری سخنگوی کمپین سفارت سبز و عضو دفتر سیاسی شورای ملی ایران در سمینار شورای ملی در تورنتو-کانادا

با درود امروز پس از گذشت چهار سال از ماجرای انتخابات ریاست جمهوری سال 1388 حکومت اسلامی کاملاً ملت ایران را در داخل کشور به گروگان گرفته و می خواهد با اقدامات سرکوبگرانه خود (رعب و وحشت ) و با ایجاد یاس و نامیدی دردل مردم از برقراری دموکراسی در ایران جلوگیری نماید .
همچنین با پیگیری برنامه های مشکوک هسته ای و جاه طلبانه کشور ما ایران را در آستانه یک جنگ دیگر قرار دهد .
لذا وظیفه تک تک ما ایرانیان در خارج از کشور ، این است که به مردم داخل ایران امید داده و با حمایت و اتحاد خود در قالب شورای ملی ایران به کمک آنها آمده تا پتانسیل نهفته در مردم کشور که همانند آتش زیر خاکستر می باشد دوباره زبانه کشد .
در اینجا باید تاکید کنم که اصل اول مورد توجه دوستان ما در کمپین سفارت سبز در فراخوان شورای ملی، موضوع آشتی ملی می باشد. تا براساس آن بتوان تمام نیروهای مخالف حکومت اسلامی را در داخل کشور به سوی فراخوان منشور شورای ملی حرکت داده و باایجاد یک امنیت روحی ،از آنها در پروسه رهائی ملت ایران از حکومت استبدادی اسلامی بهره مند شویم .
همچنین دول دموکراتیک دنیای امروز نیز می توانند با انجام تحریم سیاسی حکومت اسلامی همانگونه که دولت کانادا در این امر پیش قدم بوده ، این امید را به ملت ایران داده که جامعه جهانی حاضر به مماشات با جمهوری اسلامی در خصوص مسائل مهمی چون نقض حقوق بشر و دموکراسی نمی باشد .
لذا آنها باید حکومت اسلامی را مانند حکومت آپارتاید در آفریقای جنوبی و رژیم یان اسمیت در  رودزیا با تحریم سیاسی خود ،مجبور به گفتگو با اپوزیسیون واقعی ملت ایران برای انجام انتخابات آزاد در چارچوب میثاق های بین المللی و سازمان ملل وادار نمایند .
با تشکر
دفترسیاسی شورای ملی ایران
دوشنبه سیزدهم خرداد ۱۳۹۲ ه‍. ش.
  
Read more