ه‍.ش. ۱۳۹۳ شهریور ۲۳, یکشنبه

انزوای جهانی رژیم های روسیه و جمهوری اسلامی و ترفندهای خروج ازاین انزوا

هفته پیش با دیدار هیات تجاری،اقتصادی،سیاسی 180 نفره روسیه از ایران،سنگ بنای توسعه همکاریهای فیمابین،با قرارداهای 70 میلیارد یوروئی یعنی معادل 100 میلیارد دلار،گذاشته شد،که طی سفر آتی روحانی به مسکو و دیدار با پوتین،این قراردادها ،نهایی شده و به اجرا درخواهدآمد.
محوراین قراردادها،احداث 8 نیروگاه جدید و توسعه و نوسازی صنایع برق،از سوی روسیه در ایران،از جمله در آذربایجان شرقی،اهواز،اصفهان و...باضافه توسعه زیر بنایی و نوسازی صنعت حمل و نقل زمینی(جاده و راه آهن)،هوایی،دریایی(استفاده از بنادرهمدیگر جهت حمل و نقل کالا) و نیز قرارداد پایاپای نفت در مقابل کالا خواهد بود.اطلاعات واصله حاکی است که قرارداد های مزبور،مخالف منافع ملی و در راستای تحکیم قدرت حکومت اسلامی و تداوم اختناق و سر کوب مردم و یکه تازی رژیم در منطقه و جهان بعنوان یک هم پیمان مهم روسیه بوده است.
هدف نهایی این قرارداد ها ،تبدیل ایران به یکی از اقمار و مناطق ماورای بحار(بعلت بازوی دراز رژیم در دخالتها در اقصی نقاط جهان به بهانه حفظ و تداوم و تحکیم شرع اسلام)امپراطوری در حال تاسیس پوتین می باشد. این قراردادها نشان میدهد که پوتین با مطالعات کامل و تدارکات از پیش تعیین شده و با نقشه و برنامه استراتژیک خود ،این قراردادها را ،به دولتمردان کم سواد تهران ،که فقط دغدغه اسلام دارند و نه ایران،تحمیل نموده است. 
هدف پوتین ازین قراردادها، با توجه به اشغال افغانستان در دهه 80 توسط ارتش سرخ،بمنظور تبدیل افغانستان به اقمار اتحاد جماهیر شوروی با حذف اشتباهات مزبور،در مورد ایرانی که قرارست جزو اقمار روسیه در منطقه باشد ،با امعان نظر از تجربیات گذشته و تلفیق آن با مسائل استراتژیک خود در قرن جاری(21) بوده است.
در مورد افغانستان لازم به یادآوری است که،محمد ظاهر شاه قبل از کودتای پسر عمویش داود خان در سال 1352،یک دهه دموکراسی اعلام و از سال 1342 اجرا نمود،که از جمله دستآوردهای این سیاست ،موازنه روابط با غرب و شرق و در نتیجه انعقاد قراردادهای اقتصادی،تجاری با همسایه شمالی اش ،اتحاد حماهیر شوروی بوده است.روسها با اغتنام از فرصت اجرای این قراردادها،جاده های کمربندی در اطراف افغانستان ساختند.تا بعداً مورد استفاده سربازان ارتش سرخ در اشغال افغانستان قرار گیرد.همچنین بسیاری از شبکه های حمل و نقل،ارتباطات و اطلاع رسانی را دست گرفتند.که با تبلیغات و عضو گیری گا گ ب با اغتنام ازین فرصت و این کار موجب رشد و نمو نیروهای چپ طرفدار مسکو در افغانستان گردید، که سرانجام رژیم داود خان را در اردیبهشت 1357 با یک کودتای خونین ،توسط مزدوران کمونیست خود،سرنگون نمودند.
باین ترتیب نقشه اصلی روسها مبنی بر تصاحب افغانستان در دسامبر 1979 با ورود 12000 سرباز ارتش سرخ به افغانستان تحقق یافت.گرچه افغانها همانطور که در قرن 19 انگلیسی های متجاوز را از کشور خود با خفت و خواری تمام بیرون کردند، با مقاومت خود روسها را نیز مجبور به تخلیه افغانستان در زمان گورباچف نمودند.
اکنون پوتین بعنوان افسرعضو گا گ ب آن زمان ،با کسب تجربه های گذشته وپند گرفتن ازین شکست ها،با دورنگری،طرح و نقشه راه ،جهت احیای امپراطوری روسیه ،تصمیم دارد،ایران را با توجه به حاکمیت دولتمردان نالایق ،که حاکمیت ولی فقیه را بر منافع ملی،(همچون دولتمردان نالایق قاجاریه که بی کفایتی شان منجر به پیمانهای گلستان و ترکمانچای و تجزیه کشورمان بدست روسها گردید) ترجیح میدهند درغیاب ملتی که مخالف ولی فقیه است،با یک قرار داد ترکمانچایی دیگر،ایران ما را تحت سلطه خود در آورد.                                
درعین حال تشدید ماه عسل روابط ولی فقیه با پوتین، نیم نگاهی هم، به برنامه موازی ودوگانه خامنه ای در خصوص مسائل منطقه،ازجمله مسئله داعش، عراق،سوریه و برنامه اتمی دارد. خامنه ای با نشان دادن تعمدی گذاشتن همه تخم مرغ ها در سبد پوتین،آنهم در آستانه اجلاس مجمع عمومی سازمان ملل متحد و نهایی شدن مسئله اتمی و تحریم ها،سعی دارد،از غرب و در راس آن آمریکا ،در خصوص مسائل فوق امتیاز بگیرد.
خامنه ای حضور غرب جهت سرکوب داعش و در نتیجه تقویت دولت جدید عراق ،بمنظور جلوگیری از رشد بیشتر کردهای عراق و ادعای استقلال و ممانعت ازآغاز یک بازی دومینو به نفع اکراد در ایران،عراق،سوریه را قبول دارد و می پذیرد.اما مخالف حضور غرب در سوریه است.چون عقیده دارد سرکوب داعش در سوریه ،به تقویت نیروهای ملی و میانه رو و سرانجام سقوط دولت بشار اسد ،منجر خواهد شد.در حالیکه چینی ها دیگر متحد حکومت تهران، بخاطر جلو گیری از اشاعه افراط گرایی اسلامی در ایالات مسلمان نشین خود از جمله سینک یانک،اجماع جهانی علیه داعش را با سکوت خود پذیرفته اند.
شایان ذکراست که یکی دیگرازاهداف خامنه ای درانعقاد قراردادهای فوق باروسیه ، علاوه برتحکیم موضع خود در قبال غرب ،در رابطه با مذاکرات اتمی،کسب پشتیبانی کامل مسکودرایستادگی مقابل غرب بخصوص درشورای امنیت ، جهت حفظ موقعیت فعلی در سوریه و تداوم قدرت بشار اسد می باشد.
در چنین اوضاعی که همه بازیگران منطقه ای و جهانی بفکر منافع خود هستندواز حفظ منافع ملی مردم ایران اصلا بحثی در میان نیست.وظیفه تک تک ما ایرانی ها ،این هست ،که با تمام توانایی ها وامکانات خود،بااین قراردادهای ننگین و استعماری،بطورمتحد و یکپارچه مخالفت نموده،مانع تبدیل ایران مان، به یکی از اقمار قدرت پوتین در منطقه گردیم.
منافع ملی و حفظ تمامیت ارضی کشور،اقتضا می کند که داعش و داعشیان هم در عراق،هم سوریه واز همه بالاترومهم تر پدر خوانده و محورو مرکز شرارت داعشی در منطقه و جهان یعنی نظام ولایت فقیه ، منحل گردیده،جای خود را به یک حاکمیت مردم سالار آزاد و سکولار بدهد.

کمپین سفارت سبز
دفتر مرکزی اسلو- نروژ
پانزدهم سپتامبر 2014 برابر با بیست و چهارم شهریور ماه 1393
Read more

ه‍.ش. ۱۳۹۳ شهریور ۲۱, جمعه

ایران اتمی چالشی برای غرب

کتاب «در انتظار یک ایران اتمی» با عنوان فرعی «چالشی برای امنیت آمریکا» نوشته ژاکلین دیویس و رابرت فلاتزگراف که به بررسی احتمالاتی درباره برنامه هسته ای جمهوری اسلامی و خطاب به تصمیم گیران آمریکا نوشته شده ، توسط انتشارات دانشگاه کلمبیا در ژانویه سال جاری و در ۲۷۲ صفحه چاپ و منتشر گردید . 
نویسندگان کتاب می گویند «در انتظار یک ایران اتمی» محصول چند سال پژوهش و تحلیل آنها می باشد . فرضیه‌ای که آنها در ابتدای کتاب خود مطرح می‌کنند این است که طبق شواهد موجود، جمهوری اسلامی تمایل دارد که به یک دولت مجهز به سلاح هسته‌ای تبدیل شود. اگر برنامه هسته‌ای آنها متوقف نشود یا به تاخیر نیافتد در آن صورت آمریکا و کشورهای همجوار ایران باید به همزیستی با  یک کشورهسته‌ای تن دهند. از این رو به عقیده آنها، آمریکا و متحدانش باید به یک برنامه بازدارنده و دفاعی بیاندیشند.

نویسندگان کتاب سوالاتی طرح می‌کنند و درصدد پاسخ به آنها هستند:
اگر نتوانیم جمهوری اسلامی را از برنامه خود بازداریم، آیا می‌توانیم با آن زندگی کنیم؟ اگر آری، چگونه؟ آیا ایران هسته‌ای قابلیت بازدارندگی دارد؟ و آیا رهبران جمهوری اسلامی در زمان مدیریت بحران و لزوم کنترل اوضاع، بازیگران معقولی هستند؟ آیا داشتن سلاح هسته‌ای موجب می‌شود آنها در تصمیمات سیاست خارجی خود بی‌پروا شوند؟ یا از آن به‌ عنوان یک سپر دفاعی برای حفظ منافع حیاتی خود استفاده می کنند ؟
به ادعای  نویسندگان این کتاب  «زیرساختارهای لازم برای داشتن سلاح هسته ای، آماده است اما فعال شدن آن به تصمیم رهبری سیاسی جمهوری اسلامی بستگی دارد.همچنین از سوی دیگر به نظر آنها دیدگاه غالب و فراگیر در میان مردم ایران این است که آنها از توسعه فن آوری هسته‌ای حمایت می‌کنند وخواستارآن هستند که ایران در عرصه بین‌المللی به عنوان بازیگر مهم منطقه و جهانی شناخته شود. به اعتقاد نویسندگان، پشت این دیدگاه «تجدید حیات ناسیونالیسم ایرانی» خوابیده است.
دراین کتاب همچنین نقل قولی از فریده فرهی استاد دانشگاه هاوایی،آورده شده که معتقداست برخی مهمترین تصمیمات مربوط به توسعه هسته‌ای در دوره محمد خاتمی گرفته شد و در دوره محمود احمدی‌نژاد این فعالیت‌ها گسترش پیدا کرد اگرچه به اعتقاد نویسندگان کتاب«همه تصمیمات امنیتی در دستان آیت‌لله خامنه ای است.»
سپس نویسندگان کتاب با مروری به وقایع انتخابات سال ۲۰۰۹ وانتخاب مجدد محمود احمدی‌نژاد بعنوان رئیس جمهورپرداخته و به بررسی افزایش تورم و میزان بیکاری و تشدید تحریم‌ها و وابستگی اقتصاد ایران به صادرات نفت می پردازند وبه این نکته مهم اشاره می‌کنند که مقامات ارشد نظام جمهوری اسلامی «با استفاده از مسئله هسته‌ای قصد داشته و دارند، موقعیت داخلی خود را بهبود بخشند واین کار را با گفتن اینکه قدرت‌های امپریالیستی، ایران را از عزت و احترام محروم کرده‌اند، خشم عمومی را از کمبودهای داخلی به سمت کشورهای غربی هدایت می‌کند.»

از سویی دیگر به اعتقاد نویسندگان کتاب، تجربه جنگ ایران و عراق و برخی تحرکات در منطقه، مقامات ارشدنظام اسلامی را متقاعد کرده است که ازتوسعه هسته‌ ای استقبال کنند ومانند برخی ازکشورها همچون کشور ژاپن توانایی تولید سلاح هسته‌ای را برای روز مبادا نگه دارند.

نویسندگان کتاب می گویند که مطابق این دیدگاه، داشتن فن آوری هسته‌ای به جمهوری اسلامی این امکان را می‌دهد که در وقت لزوم مانند زمانی که جامعه بین‌الملل در جنگ ایران و عراق از عراق حمایت کرد،آنها امنیت خود را تضمین شده بداند. «در این دیدگاه در اختیار داشتن فن آوری هسته‌ای می‌تواند به معنای استقلال بیشتر هم باشد.»

منبع: بی بی سی


Read more