۱۳۹۱ اسفند ۹, چهارشنبه

حالا دیگر سپاه هم هشدارهاى خامنه اى براى «حفظ وحدت میان مسئولان تا انتخابات آینده» را جدى نمى گیرد.

محمود احمدی نژاد، بار دیگر به ردصلاحیت کاندیداها در انتخابات نظام پزشکی واکنش نشان داد. او با بیان اینکه نظام پزشکی، یک نهاد صنفی است، به دخالت نهادهای امنیتی، اطلاعات و سپاه پاسداران در انتخابات این تشکل اعتراض کرد. احمدی نژاد پیش از این هم در اعتراض به رد صلاحیت کاندیداهای نظام پزشکی گفته بود که انتخابات از نظر او باطل است. این در حالیست که رمضان شریف، مسئول روابط عمومی کل سپاه پاسداران، در واکنش به این اظهارات احمدی نژاد، ضمن تایید دخالت این نهاد نظامی در انتخابات صنفی نظام پزشکی تاکید کرد که این دخالت قانونی بوده است. از سوی دیگر «شبکه ایران» با اعتراض به دخالت سپاه در سیاست ٬ از علی سعیدی به عنوان «محتسب» سپاه یاد کرد و نام برخی سایت‌های وابسته به این نهاد نظامی را فاش کرد. این سایت وابسته به دولت روز یکشنبه (ششم اسفند) این انتقاد‌ها را در قالب یادداشت تندی علیه رسول سنایی‌راد٬ معاون سیاسی سپاه منتشر کرده است.
براساس گزارش خبرگزاری فارس رسول سنایی راد که در جمع فرماندهان سپاه استان سمنان سخنرانی کرده بود با اشاره به رفتار سیاسى محمود احمدى نژاد گفته است : «عده‌ای دچار انحراف آشکار شده‌اند و با شعار برافراشتن پرچم عدالت و مبارزه با فساد به دنبال حفظ قدرت به هر قیمتی هستند» وى دولت را به آغاز  «حرکتی انتخاباتی و سیاسی» متهم کرد. سردار سنایى راد با تشریح «روان‏شناسی سیاسی فردی که دچار خودشیفتگی سیاسی شود»، ادامه می دهند که : «این فرد خود را برتر از دیگران می‌داند، نقدپذیر نیست و حرف دیگران را نمی‌پذیرد و دچار توهم شده و با دنیای واقعی و واقعیت ارتباطش را قطع می‌کند و می‌گوید آنچه من می‌گویم، معیار حق است.» معاون سیاسی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی با اشاره به نامه اخیر محمود احمدی نژاد به رهبر جمهوری اسلامی که در آن برخلاف نامه نمایندگان مجلس، حاضر به عذرخواهی از وی نشده بود گفت: «کسی که مدعی است ما به مقام معظم رهبری ارادت داریم؛ در فضای خودشیفتگی حاضر به نامه نوشتن برای عذرخواهی نمی‌شود، این تناقض را نمی‏تواند پاسخ دهد.» سنایی راد گفت که رهبر جمهورى اسلامى از این وضعیت متأثر است و «هر کس تأثر مقام معظم رهبری را دیده باشد، باید بلرزد که ایشان فرمودند در قضایای اخیر من هم خودم متأثر شدم و هم برای مردم و جامعه متأثر شدم و حضرت آقا قضیه اخیر را نامناسب، غیرشرعی، غیرقانونی، مغایر با اخلاق و قانون دانستند.» 
حجم انتقادها از رفتار احمدی‌نژاد به آن‌جا رسید که محمدعلی موحدی کرمانی٬ امام جمعه موقت تهران، خطاب به سران سه قوه چنین هشدار داد: "حضرت آقا فرمودند که فعلا نصیحت می‌‌کنم و من معتقدم ممکن است در مرحله بعد چیزی بیش از نصیحت باشد".
Read more

۱۳۹۱ اسفند ۸, سه‌شنبه

بخشى ازخاطرات جك استرا وزير امورخارجه بريتانيا درسالهاى ٢٠٠١ تا ٢٠٠٦

یک رئیس جمهور خوشبین به غرب در تهران و یک وزیر خارجه متمایل به سپری شدن خاطرات تاریخی تلخ در لندن؛ گروهی سیاستمدار شتاب زده هم در واشنگتن.
اینها شخصیت های یک فصل از کتاب خاطرات جک استرا، وزیر امور خارجه بریتانیا در سال های ۲۰۰۱ تا ۲۰۰۶ است که به سبب سفرهای پی در پی اش به ایران، از روزنامه تایمز لندن لقب «جک تهرانی» گرفته بود. در این زمان محمد خاتمی رئیس جمهور وقت ایران آشکارا از آشتی با غرب سخن می گفت و از پایتخت مهمترین کشورهای اروپایی بازدید رسمی می کرد.البته لندن هیچگاه میزبان او نشد، اما جک استرا در اقدامی بی سابقه که از سوی جانشینان او هم تکرار نشد، در فاصله ای کوتاه ۵ بار به تهران رفت و مقدمات بازدید پرنس چارلز، ولیعهد بریتانیا از ایران را هم فراهم کرد . وی در خاطرات خود نوشته است که «دیگر به جریان عادی کار آشنا بودم، وقتی هواپیما می نشست، کارمندان زن همراه با شوخی های بسیار - که من هم معمولا سردمدارش بودم - باید روسری و مانتوهای خود را به تن می کردند. ترافیک تهران وحشتناک بود و بیشتر ماشین ها، خودروهایی فرسوده بودند که در اصل ساخت یک کمپانی تعطیل شده انگلیسی بود.»
فصل مربوط به ایران و خاورمیانه در کتاب آقای استرا نمایشی است ازیک سو در جهت تلاش فشرده او برای فهم مسائل سیاسی و اجتماعی و درک ریشه های بدبینی مقامات جمهوری اسلامی به غرب  و از سوی دیگر مبارزه با تروریسم  وهمکاری بسیار حیاتی ایران با بریتانیا و آمریکا .
آقای استرا در خاطراتش می نویسد که «پیش از این بریتانیا و ایران بر سر تعریف تروریسم همیشه با هم اختلاف داشتند» اما هر دو کشور و حتی آمریکا این بار منافع مشترکی پیدا کرده بودند که از قضا در همسایگی ایران بود.
حمله به افغانستان و سقوط طالبان و القاعده و مدتی بعد حمله به عراق و ظهور دوستان ایران در صحنه سیاسی این کشور به جای صدام حسین و هیات حاکمه حزب بعث، دو دشمن همسایه ایران را از صحنه حذف کرد و به قدرت منطقه ای ایران نفوذی خیره کننده بخشید.
جک استرا می نویسد که او از این تغییر وضعیت و خروج ایران از انزوا خشنود بود و تونی بلر نخست وزیر بریتانیا هم از این سیاست حمایت می کرد. «معتقدم بودم و هستم که این وضعیت قابل مدیریت بود و می توانست به حل تدریجی انزوای دیپلماتیک ایران و منفعت بیشتر برای همه منجر شود.»
نیروهای ائتلاف به رهبری آمریکا و با حضور پررنگ بریتانیا، نبردی موفق در افغانستان و حمله ای کم تلفات و تصرف سهل عراق را در پی داشت که بدون همراهی ایران چنین ویژگی هایی نمی یافت.
ایران و بریتانیا در اوایل دهه هشتاد خورشیدی یک فرصت استثنایی برای بهبود روابط دو کشور و گشایش فصل تازه ای از روابط یافته بودند و همسویی منافع هر دو طرف با آمریکا دورنمایی روشن به آن داده بود.
منبع : بی بی سی 

Read more

۱۳۹۱ اسفند ۵, شنبه

هشدار یک فرمانده سپاه به مردم اروپا و آمریکا: محیط عملیات‌ القاعده بزودی تغییر خواهد کرد


یک فرمانده ستاد کل نیروهای مسلح از تغییر قریب‌الوقوع محیط جغرافیایی عملیات القاعده خبر داد و به مردم آمریکا و اروپا گفت چنانچه با «زیاده‌خواهی» دولت‌های خود برخورد نکنند٬ مصون از چالش‌های آینده نخواهند بود.
بنابر گزارش خبرگزاری فارس(روز شنبه پنجم اسفند)  مسعود جزایری٬ معاون امور بسیج ستاد کل نیروهای مسلح گفته است: «القاعده بزودی محیط عملیات خود را به مکان‌های دیگر تغییر خواهند داد و از این به بعد دردسرهای جدیدی برای آمریکا و اروپا ایجاد می‌شود.»
وی افزوده که «گروه‌های دست‌ساز آمریکا، انگلیس و اسرائيل برای جامعه بشری خطرساز هستند و انفجارات کور آن‌ها دامن پرورش‌دهندگان آن‌ها را خواهد گفت.
جزایری اظهار کرده است: «تکنولوژی‌هایی که امروزه در اختیار برخی گروه‌های قرار دارد این توان را به آن‌ها می‌دهد که امکانات آمریکا را مورد تهدید قرار دهند.»
این فرمانده نظامی ادامه داده که «اکنون جهان کوچک شده و امکان دسترسی به سایر نقاط جهان برای خیلی‌ها فراهم شده و برخلاف گذشته تعداد بیشتری از کشور‌ها به سایر کشور‌ها دسترسی کامل دارند.»
اظهارات مسعود جزایری در شرایطی بیان می‌شود که گزارش‌ها از حضور تعدادی از رهبران برجسته القاعده و طالبان در ایران حکایت دارد.
فرماندهان نظامی حاکم بر ایران مدت‌هاست آمریکا و غرب را تهدید می‌کنند چنانچه حمله‌ای به جمهوری اسلامی صورت بگیرد٬ منافع آن‌ها را در سرتاسر جهان به خطر خواهند انداخت.
این فرماندهان همچنین به همسایگان ایران نسبت به همکاری با کشور‌های غربی در حمله به خاک این کشور به صراحت هشدار داده‌اند.


Read more

۱۳۹۱ اسفند ۴, جمعه

ديپلمات ارشد ايرانی از نروژ درخواست پناهندگی کرد

 يک ديپلمات ارشد سفارت جمهوری اسلامی ایران در اسلو درخواست پناهندگی خود را تسليم مقام‌های اين کشور کرده است.

روزنامه «داگ بلادت» در شماره روز ۲۲ فوريه- چهارم اسفندماه- خود نوشت که اين ديپلمات برای چندين سال در سفارت ايران مشغول به کار بود و در حال حاضر در محلی ناشناس همراه با خانواده‌اش زندگی می کند.

وکيل اين ديپلمات ايرانی به روزنامه ياد شده گفته است که موکل او در ماه دسامبر درخواست پناهندگی داده ولی مايل نيست که درباره دلايل پناهندگی‌اش اظهار نظر کند.

روزنامه «داگ بلات» به نام این ديپلمات ايرانی اشاره نکرده است، ولی راديو فردا در گفت و گو با يک منبع مطلع وی را تا پيش از پناهندگی‌اش، دبير دوم و مسوول امور مالی سفارت ايران در نروژ معرفی نموده است.

مقام‌های نروژی و وزارت امور خارجه اين کشور هنوز نسبت به اين خبر واکنش نشان نداده و مقام‌های ايرانی نيز در اين زمينه سکوت کرده اند.

در چهار سال گذشته و پس از سرکوب‌های گسترده معترضان به نتيجه انتخابات رياست جمهوری در ايران، چهار نفر از ديپلمات‌های جمهوری اسلامی از سمت های خود استعفا کرده و به کشورهای اروپايی پناهنده شدند.

محمدرضا حيدری، کنسول پيشين ايران در نروژ، نخستين ديپلماتی بود که در دی‌ماه سال ۱۳۸۸ و در اعتراض به کشتار معترضان در روز عاشورا از سمت خود استعفا و پس از آن «کمپين سفارت سبز» را با هدف دعوت از ديپلمات‌های جمهوری اسلامی برای همراهی با معترضان، در اسلو بنيان‌گذاری کرد.

پس از آن و در شهريور ۱۳۸۹ حسين عليزاده، نفر دوم سفارت جمهوری اسلامی ايران در فنلاند نيز در اعتراض به نتايج انتخابات رياست جمهوری در سال ۸۸ از پست خود کناره‌گيری کرد.

در همان ماه، فرزاد فرهنگيان، رايزن دوم سفارت جمهوری اسلامی ايران در بروکسل، پايتخت بلژيک نيز استعفاء کرد.

احمد ملکی، ديپلمات ارشد ايران در سرکنسولگری ميلان، نيز در اسفند سال ۱۳۸۹ و در حالی که «يک سال و نيم» از مدت ماموريتش باقی‌مانده بود از سمت خود استعفاء کرد.

ایشان پنجمين ديپلمات ايرانی است که در چهار سال اخير حاضر نشده است تا به کار خود در وزارت امور خارجه ايران ادامه دهد و از يک کشور اروپايی درخواست پناهندگی کرده است. 


رادیو فردا 
Read more

جدا شدن یک دیپلمات دیگر از رژیم جمهوری اسلامی

گزارش دریافتی: با احترام باستحضار هموطنان میرساند : بنا بر اعلام مقامات نروژ ، یک دیپلمات سفارت جمهوری اسلامی ایران در اسلو،از دولت نروژ تقاضای پناهندگی نموده است.اخبار تکمیلی این رویداد متعاقبا باستحضار هم میهنان گرامی خواهد رسید.
کمپین سفارت سبز
Read more

۱۳۹۱ اسفند ۱, سه‌شنبه

هشدار کمپین سفارت سبز در خصوص زخمی شدن رژیم و سیاست تهاجمی جدید،علیه مردم ایران اعم از داخل و خارج.

اطلاعات واصله از وزارت امور خارجه،سفارت خانه ها و کنسولگری های ایران حاکی است در پی شکست های  پشت سر همی که رژیم اسلامی یکی بعد از دیگری ، در همه ی عرصه های داخلی و خارجی ، دچار آن گردیده، نهاد های امنیتی اعم از اطلاعات و سپاه قدس ، بار دیگر عملیات درون و برون مرزی خود را ، تشدید نموده اند تا فعالان سیاسی و ایرانیان خارج از کشور و بستگان و نزدیکان آنان در داخل،بخصوص اعضا،خانواده ها و همکاران کمپین سفارت سبز و روزنامه نگاران را ،شدیدا تحت فشار قرار داده ،مانع از تداوم مبارزات آنان ،برای رهایی ایران از نکبت جمهوی اسلامی گردند.حرکات اخیر و بیانیه وزارت اطلاعات در خصوص اتهام کذب ارتباط روزنامه نگاران و ارباب جراید، با رسانه های خارج، اعم از رادیو فرانسه،فردا،آلمان، صدای آمریکا و بی بی سی و... موّید حرکت تهاجمی رژیم ،برای ایجاد جو رعب و وحشت در جامعه، بخصوص محدود کردن اطلاع رسانی شفاف به مردم ،جهت تداوم تحمیق و نا آگاهی جامعه، در خطری که تمامیت ارضی و منافع ملی را ،بخاطر حفظ منافع نظام تهدید می کند ، می باشد. رسیدن مسئله اتمی رژیم به مرحله نهایی و نود دقیقه، باخت - باخت و تدارک و آمادگی جهت سرنوشت سازترین و مهمترین انتخابات حکومت اسلامی ،طی 33 سال گذشته و کسب مشروعیتی که  رژیم از آن انتظار دارد،بزعم رهبر رژیم ،باید همه نیروهای خالص نظام با آمادگی مطلق، زمینه را برای عبور سالم و قدرتمند، از مهمترین و حیاتی ترین پیچ و گردنه تاریخی نظام ،فراهم نمایند.در نتیجه بگفته وی ،مراقبت بیشتر از ترفندهای دشمن و نیز تحت کنترل بیشتر قراردادن مردم ایران و خدیم و خنثی کردن فعالیت های مبارزاتی آنان ولو با گروگان گرفتن اعضای خانواده و ایجاد جو رعب و وحشت در جامعه، تا حد عملی شدن این خواسته بصورت دستور فتوایی،توسط رهبر توصیه گردیده است.عدم همکاری و ارتباط مردم با اپوزیسیون،منفعل ساختن و مرعوب کردن،ایجاد تله های امنیتی،نشر اکاذیب و اخبار دروعین فرافکنانه ،از جمله این دستور العمل شیطانی می باشد.در نتیجه این کمپین ،به هموطنان اعم از مقیمین داخل و خارج از کشور، از هر قشر و طرز فکر و تلقی که هستند، توصیه می نماید. با هوشیاری و چشمان بازتر و با دقتی ریاضی ،مسائل حول و حوش خود ،اطرافیان و اعضای خانواده خود را نگریسته ،در دام وزارت اطلاعات و نهادهای امنیتی رژیم نیافتند.در خصوص ارتباطات امنیتی رژیم (مستقیم،غیر مستقیم) دقت لازم بعمل آورند.درین شرایط نهادهای امنیتی کشورهای دیگر، در حال رصد نمودن نهادهای امنیتی رژیم هستند.بدیهی است درین تقابل امنیتی هوشیاری،دقت و مراقبت های امنیتی عوامل رژیم ،تشدید گردیده،مامورین،لابی های رژیم در آمریکا،اروپاو آسیا بمراتب فعال تر شده اند.تماس با ایرانیان بخصوص آنهایی که وضع مالی عالی دارند و ایرانیانی که صاحب کرسی و منصب اند و ایرانیانی که می توانند برای رژیم مفید یا موٍثر باشند(هم له و هم علیه رژیم) از جمله این دستورالعمل بوده و این عزیزان ،تحت نظر برای به تله افتادن در دام های امنیتی رژیم اند.باید اتحاد خود را حفظ و مانع از تفرقه اندازی ،از سوی عوامل رژیم باشیم.هشدار این کمپین به هموطنان مقیم خارج این است ،در آستانه انتخابات پیش روی حکومت اسلامی ،در خرداد ماه آتی ،بیداری ملی،انسجام ملی، هماهنگی و وحدت ملی ، توام با هوشیاری ملی، برای رسیدن به آن نقطه جوشان و انفجاری که سالها منتظرش بودیم، فرا رسیده و سه ماه آینده آبستن حوادثی است که برای پیروزی نهایی ،دست در دست همدیگر ،حداکثر استفاده را باید بعمل آوریم.

کمپین سفارت سبز 
دفتر مرکزی-اسلو
نروژ
اسفندماه 1391
فوریه 2013
Read more

۱۳۹۱ بهمن ۲۷, جمعه

سابقه تاریخی پیدایش آخوند


واژه ” آخوند ” برگرفته شده از ” آقای روضه الشهدا خوان “ بوده که با گذشت زمان و برای راحتی تلفظ، ابتدا به ” روضه خوان ” و سرانجام به ” آخوند ” تبدیل شد و به قول خودشان تقلیب یافت .
سابقه تاریخی پیدایش آخوند به زمانی بر می گردد که “مختار بن عبید ثقفی” به خونخواهی از کشته شدگان کربلا قیام کرد و برخی از سران آن جنگ را دستگیر و نابودشان کرد. قیام او علاوه بر اینکه کمی باعث شد تا آثار تبلیغات منفی یزید و هواخواهانش بر ضد خانواده علی خنثی شود ، بلکه سبب گردید افرادی هم که بر ضد حسین جنگ کرده و مستقیم خانواده او و یارانش را کشته بودند ، ابتدا بکوشند با توبه بر عمل کشتار خود سرپوش بگذارند که در آن زمان به این گروه بوجود آمده ” توابین “ گفتند. اما چون توبه ظاهری آنها ، برای بخشش کشتار نوه و اهل بیت پیامبر کافی نبود و به مرور با گذشت زمان و طبق اصل مرده پرستی ، مردم هم نسبت به این گروه توابین احساس کینه، نفرت و دشمنی بیشتری نشان دادند، زندگی برایشان بسیار سخت شد تا حدی که بیشترشان ناچار شدند زادگاه و خانه خود را ترک کرده و در بین النهرین و جنوب ایران و جزایر خلیج پارس پراکنده و سکونت یابند .
این گروه ، چون هنر و پیشه ای نداشتند و کارآمدترین آنها مزدوران جنگی بودند ، لذا برای گذران زندگی به کار حمالی ، کارگری ساده ، گدایی و … پرداختند که برخی از آنها هم با بهره برداری از ساده لوحی مردم به فالگیری ، دعانویسی و جادو اشتغال یافتند عده ای از این گروه رانده شده ، علاوه بر انجام رمالی و عانویسی ، به ابتکار تازه و جالبی دست زدند که قرنها بعد و به خصوص امروزه یکی از پر درآمدترین و در عین حال محترمانه ترین جایگاههای اجتماعی شد . ابتکار از این قرار بود چون آنها خودشان از عاملین و شاهد بر کشتار و قتل حسین و خانواده و یارانش بودند، از اینرو مردم را دور خود جمع کردند و به تشریح آن صحنه های دلخراش کشتار و اسارت گرفتن خانواده حسین پرداختند و استقبالها هم مدام بیشتر شد.و این گونه بود که کشندگان رانده شده حسین و یارانش ، در محل های سکونت یافته جدیدشان ، بعنوان ذاکرین حسین در آمدند و چون مردم به آنها پول ، غذا و مسکن مناسب می دادند و غافل از اینکه اینها خودشان همان قاتلانند که رانده شده اند ، بسیار بسیار احترامشان می کردند و به مرور گروهی از آنها را بر خود برتری دادند و آنها هم به تدریج بر قصه گویی های ساختگی ، مرثیه خوانی ها و تعزیه داری رویدادهای کربلا آب و رنگ بیشتری افزودند و بنام ” ذاکر و نایح یعنی نوحه خوان ” مشهور شدند و این کار را پیشه اصلی خود قرار دادند.
ابتدا ، این گروه رانده شده ، با اقدام به فریب دادن مردم ، نه تنها خود را از تاوان کشتارشان نجات دادند بلکه بدون انجام هیچگونه کار تولیدی و سازنده ، با نوحه سرایی و بازی با احساسات خام مردم ساده لوح توانستند درآمد و احترام زیادی بدست بیاورند .در مرحله بعدی ، آنها قصه پردازیها و نوحه خوانی های خود را با نمایش گذاشتن نقاشی هایی از صحنه های رویدادهای کربلا و شبیه خوانی و تعزیه خوانی به اجرا گذاشتند و با اعمال این روشها ، بیشتر از قبل توجه مردم را به خودشان جلب کردند.
با گذشت زمان ، ذاکرین و نوحه خوانها ، جایگاه مهمتر و در آمد و حتی محبوبیت بیشتری هم کسب کردند.
در آن روزگار، عده ای از ایرانیها ، چون به زور شمشیر مجبور به پذیرش اسلام و فرمانروایی اعراب (بنی امیه) شده بودند، لذا خود را پیرو و شیعه علی نامیدند و به اسلامی که بدون تازی است رو آورند تا به خیال خود از فشار تازیها کمی در امان باشند .
به موازات شکل گیری این پیروان شیعه علی ، ذاکرین و مداحان کربلا بیکار ننشستند و کوشیدند تا از این تغییر مذهب ایرانیان به سود خود بهره برداری وسیع تری بکنند . آنها با کارهایشان، از قبل هم خود را دوستدار حسین فرزند علی جا زده بودند، پس برای اجرای نقشه شان، با ایرانیان آزادیخواه ضد بنی امیه هم آوا شدند و خود را بیشتر از همیشه دوستدار علی جا زدند و با این نیرنگ باری دیگر جایگاهی استوارتر برای خود ساختند و در حلقه آزادیخواهان و مبارزین ایرانی هم وارد شدند.پس از این وقایع بود که آنها ، فرزندان خود را نیز برای ادامه این پیشه پر سود و احترام برانگیزشان آموزش دادند و کتاب هایی در مورد وقایع کربلا و جنایات یزید و دارو دسته اش (که خودشان باشند) ، نوشتند . آنها در اولین کتابهایشان نوشتند که حضور در این مجالس یادبود و عزاداری حسین و فرزندان و یارانش ، سبب نزدیکی به خود امام حسین و جدش پیامبر در روز قیامت خواهد شد .
آنها نام این مجالس ذکر مصیبت و مرثیه خوانی را ، به جلسات روضه خوانی (روضه = بهشت) ، یعنی مجالسی که در آن برای شرکت کنندگان بهشت طلب می شود تغییر دادند و عنوان خود را هم از ذاکر ، نایح و مداح به ” روضه الشهاده یا روضه الشهدا ” تغییر دادند و چون نام بردن این عبارت سنگین بود ، ابتدا به آنها روضه خوان و سپس ” آخوند ” گفتند و بدین ترتیب واژه پلید آخوند و خودش وارد فرهنگ لغت پارسی و وارد جامعه مردم ایران شد.
آخوندهای سینه چاک اهل بیت ، در اصل همان کشندگان رانده شده حسین بن علی هستند که با ریا و تزویر و نیرنگها ، خودشان را در این جایگاه کذب امروزی سرشار از قدرت و پول قرار داده اند. دنباله روندگان شان، بنیانگزاران مکتب آخوندیسم فعلی هستند .
لازم است بدانیم تا سال ۳۵۱ هجری که بیشتر مردم ایران به زور شمشیر سنی شده بودند روضه خوانی و تعزیه گری در ایران رواجی نداشت و این اعمال ، در مراکز شیعه نشین جبل عامل لبنان ، حله عراق و بحرین متداول بود اما پس از توانمند شدن شیعه از سوی شاهان آل بویه و سرانجام توسط شاهان صفوی ، روضه خوانی نیز رواج گسترده پیدا کرد و آخوندها در ایران رشد کردند.
طبق تاریخ ، شاه اسماعیل صفوی ، برای شاهی در ایران مشروعیتی نداشت پس با ترویج شیعه گری ، قدرت سیاسی را با نیروی مذهبی ترکیب کرد تا بتواند بر ایران فرمانروایی کند و از طرف دیگر ، شیعه گری را در برابر سنی گری دشمن دیرین ایران یعنی امپراتوری عثمانی بکار گرفت . او برای اجرای این هدف ، گروهی از ملایان شیعه مذهب را از جبل عامل لبنان (مرکز شیعه گری آن زمان در خاورمیانه) ، بحرین و حله عراق به ایران وارد کرد . سرشناس ترین این آخوندهای وارداتی عبارتند از : محقق اول شیخ علی کرکی، شیخ لطف اله میسی، شیخ حسین بن عبدالصمد (پدر شیخ بهایی) ، خود شیخ بهایی، شیخ علی منشا ، میر عیاث الدین منصور شیرازی، میرداماد، ملامحمدتقی مجلسی و پسرش ملا محمد باقر مجلسی.
شاهان صفوی برای استوار کردن جایگاه سیاسی خود به ملایان قدرت زیادی دادند و...، تا به امروز به شکل های گوناگون تدریس خرافات ، غارت اموال و کشتار و فساد به جان مردم این سرزمین افتاده که تجلی تمام این پلیدیها ، در روان آخوند گدای روضه خوان دیکتاتورشده ای ، همچون خامنه ای و اطرافیان انگلش پدیدار شده است .شاید این واقعیت تلخ را ندانید که پس از گدشت سالها، با حمله افغانها به ایران ، همین ملایان بجای اینکه از قدرت و نفوذشان برای رفع حمله افغانها و دست کم برای نگهداری حکومت مذهبی که منبع حقوق و مزایای آنها بود استفاده کنند ، فقط به متجاوزان اظهار کردند که کارشان تنها اشتغال به امور مذهبی است و سپس کمابیش تمام علمای شیعه وقت از ترس جان، میدان را برای تاخت و تاز افغانها خالی کردند و با بدر بردن جان خود ، این بار هم ، قبل از هلاکت کوچ کردند و بیشترشان رهسپار نجف شدند .(( گویا تاریخ ، مجدد در حال تکراری دیگر برای این قشر انگل است و جماعت مکار آخوند رهسپار سفری دیگراز این سرزمین! ))
منابع
هزار ماه حکومت بنی امیه : نوشته ابوالفضل قاسمی تاریخچه روضه و روضه خوانی : نوشته محمدرضا اسلامی

Read more

۱۳۹۱ بهمن ۲۴, سه‌شنبه

تاکتیک جمهوری اسلامی در رویارویی با غرب بر سر برنامه هسته‌ای


ايران بار ديگر تبديل اوارنيوم غنی شده خود به سوخت اتمی را از سر گرفته است. گفته می شود، چنانچه ايران اين اقدام را توسعه دهد، این اقدام می تواند به مثابه تلاش جمهوری اسلامی برای خرید زمان در مذاکرات هسته ای ارزیابی شود. به گزارش خبرگزاری رويترز، اين احتمال که ايران بخشی از ذخاير اورانيوم غنی شده با غلظت بالای خود را به سوخت تبديل کند يکی از راه هايی است می تواند از تشديد بحران بر سر برنامه هسته ای خود در تابستان سال آينده جلوگيری کند. طبق اين گزارش، درصورتی که ايران به روند فعاليت های مربوط به غنی سازی اورانيوم ادامه دهد، در تابستان سال آينده (ماه ژوئن) اورانيوم غنی شده لازم برای توليد بمب هسته ای را خواهد داشت. مرحله ای که اسرائيل از آن به مثابه «خط قرمز» ياد کرده است. اسرائيل پيشتر تهديد کرده بود اجازه نخواهد داد ايران به چنين مرحله ای برسد.تاکتیک جمهوری اسلامی در مقاطعی از رویارویی با غرب بر سر برنامه هسته‌ای، افزایش تنش، چانه‌زنی و شروع گفت‌وگوی دوباره بوده است. اعلام تصمیم نصب سانتریفوژهای جدید برای افزایش سرعت غنی‌سازی در تأسیسات نطنز در آستانه دور جدید گفت‌وگوها در همین راستاست و با نصب سانتریفیوژهای جدید زمان رسیدن به مقدار لازم اورانیوم غنی شده برای ساخت بمب را به یک-سوم کاهش داده است.البته شایان ذکراست که دانشمندان در خصوص ميزان لازم اورانيوم غنی شده با غلظت متوسط برای توليد يک بمب اتمی اختلاف نظر دارند، تحليگران معتقدند ۲۴۰ کيلوگرم با غلظت ۲۰ درصد می تواند برای توليد يک بمب هسته ای کافی باشد.
Read more

۱۳۹۱ بهمن ۶, جمعه

برای خامنه ای هر مذاکره مستقیم با آمریکا و یا مصالحه اتمی جام زهر تلقی می شود


 خامنه ای درصورتی تن به مذاکره حقیقی خواهد داد، که تضمینهای امنیتی برای بقای خود و حکومتش را دریافت کند و این یعنی باز گذاشتن دست او برای ادامه دیکتاتوری و ستم بیشتر بر مردمان.
برای خامنه ای هر مذاکره مستقیم با آمریکا و یا مصالحه اتمی جام زهر تلقی می شود، زیرا:
1- اصولا خامنه ای به دشمن خارجی نیازمند است، تا هر مخالفی را وابسته و برکشیده دشمن بداند و امیال شخصی خود را از دریچه دشمن هراسی توجیه کند و دست آخر بی لیاقتی و بی کفایتی خود را به گردن دشمن، دستهای بیگانه بیندازد.
2- خامنه ای به توانایی ساخت جنگ افزار هسته ای، به چشم عامل بازدارنده و اهرم حفظ قدرت و بقای حکومتش می نگرد.(درسی که از کره شمالی آموخته است)
3- در این سالیان، او یک سری از شعارها را برای شستشوی مغزی عده ای مصرف کرده است و آن ها را تبدیل به اصول دین این رباتها کرده است. تغییر در برنامه این رباتها، کاری است ناشدنی و پرهزینه و خطرناک.
پس خامنه ای اگر بخواهد در غلتان "دشمن" و " جنگ افزار هسته ای " را از دست بدهد باید امتیازی بسیار عظیم دریافت کند و آن،
تضمین برای بقایش است.
اما در بعد داخلی: برای جمهوری اسلامی رنج و سختی مردمان (به ویژه بخش شهری) هیچ اهمیتی ندارد. به خصوص خامنه ای، بیت رهبری وابستگان جمهوری اسلامی، به نوعی در حال انتقام گیری از جامعه متوسط شهری هستند (می دانیم که مخالفان خامنه ای، قشر متوسط شهری و قشر تحصیل کرده و بخش های آگاه جامعه هستند). مهاجرتها و ترک دیار و فرار مغز ها، ریشه در همین سخت کردن زندگی و انتقام گیری حکومت دارد. (حکومت به هیچ وجه با پدیده مهاجرت نخبگان مخالف نیست. فقط سعی می کند آن را پنهان کند)
حکومت برنادانان و ناآگاهان بسی راحت تر است. در این چند ساله، حکومت سعی کرده است تا به روستاها و شهرهای کوچک که سطح آگاهی مردم پایینتر است، خدمات بیشتری ارائه کند تا از این طریق برای خود طرفدار و حامی جمع آوری کند (بیشتر نیروهای بسیج از همین بخش ها هستند)، اما دوستی حکومت، برای آنها هم همچون دوستی خاله خرسه بوده است. شرایط را به گونه ای رقم زده است، که این قشر ناتوان از تولید و یا تن پرور شده است. بی لیاقتی و مدیریت فاجعه بار حکومت عرصه را به این اقشار بسیار تنگ کرده است.
توسط: فرهاد از: ایران
Read more

۱۳۹۱ دی ۱۵, جمعه

پشت پرده رابطه نزدیک خامنه‌ای با "مجتهدان ساختگی"


رادیو فرانسه : آیت‌الله مجتبی تهرانی، که امروز رهبر جمهوری اسلامی در یک اقدام نمادین نشان داد که رابطه نزدیک با او داشته، واقعاً چه کسی بود؟ آیا او به قول رسانه‌های ایران «معلم اخلاق» بود یا به قول منتقدان جمهوری اسلامی یک «مجتهد ساختگی» یا یک «ماشین صدور فتوای ارتداد»؟ مهدی خلجی- پژوهشگر مؤسسه مطالعات خاورنزدیک واشنگتن، می گوید آیت الله تهرانی بهمراه دو آیت الله دیگر به نام "خوشوقت" و "مصباح یزدی"، هر سه متهم هستند که ده‌ها روشنفکر ایرانی را به ارتداد محکوم کرده و فتوای قتل آنان را در اختیار وزارت اطلاعات قرار دادند. 


پشت پرده رابطه نزدیک خامنه‌ای با "مجتهدان ساختگی"

امروز آیت‌الله خامنه‌ای- رهبر جمهوری اسلامی، در مراسم تشییع جنازه آیت‌الله مجتبی تهرانی، یکی از روحانیان مقیم تهران، شرکت کرد و آیین مذهبی "نماز میت" را شخصاً بر جسد وی در مدرسه عالی مطهری (سپهسالار) خواند.
این اقدام آیت‌الله خامنه‌ای، یعنی خواندن نماز میت که بسیار کم اتفاق می‌افتد، نشان‌دهنده نزدیکی رهبر جمهوری اسلامی به آیت‌الله تهرانی است.
همچنین امروز سایت رسمی دفتر رهبر جمهوری ایران، فیلمی را منتشر کرده که نشان می‌دهد آیت‌الله خامنه‌ای در پانزدهم دی ماه سال ٨٨، همان سالی که اعتراضات خونین تهران در واکنش به نتایج انتخابات ریاست جمهوری روی داد، به خانه آیت‌الله مجتبی تهرانی رفته و با وی دیدار کرده است.
آیت‌الله مجتبی تهرانی، که رسانه‌های حکومتی در ایران او را «معلم اخلاق» توصیف می‌کنند، دیروز چهارشنبه در ٧٥ سالگی درگذشت.
رابطه ویژه خامنه‌ای با معدودی از روحانیان
در شرایطی که رابطه چندان گرمی میان اغلب مراجع و روحانیان بلند پایه شیعه، چه در ایران و چه در خارج از ایران وجود ندارد، چرا رابطه آیت‌الله خامنه‌ای با معدودی از روحانیان نه چندان مطرح، مثل مجتبی تهرانی گرم و صمیمی است؟
مهدی خلجی- پژوهشگر مؤسسه مطالعات خاورنزدیک واشنگتن و متخصص مسائل حوزه‌های علمیه و‌ روحانیت شیعه، درباره نزدیکی این اشخاص به رهبر جمهوری اسلامی ایران، به رادیو بین المللی فرانسه توضیحاتی را ارائه کرده است.
وی می گوید: این روحانیانی که به آیت الله خامنه ای نزدیک‌اند، معمولا در زمان آیت الله خمینی از کانون قدرت دور بودند و زمانی که آقای خامنه ای به قدرت رسید فرصت را مناسب دیدند که از ضعف علمی و ضعف اعتبار فقاهتی و حوزوی آقای خامنه ای استفاده کنند و دور او را بگیرند و در حقیقت به آقای خامنه‌ای اعتباری را بدهند که آقای خامنه ای نیاز داشت و در عوض قدرتی را از آقای خامنه ای بگیرند که آقای خمینی حاضر نبود به آنها بدهد.
نفرت حوزه‌های علمیه از روحانیان نزدیک به خامنه‌ای 
خلجی، با اشاره به سه روحانی نزدیک به رهبر جمهوری اسلامی ایران، یعنی "آیت الله مجتبی تهرانی"، "آیت الله محمدتقی مصباح یزدی" و "آیت الله عزیزالله خوشوقت"، اضافه می کند: این سه روحانی، روحانیان فرصت طلبی بودند که به محض اینکه یک شخص ضعیفی را در رأس هرم قدرت سیاسی در ایران دیدند، سعی کردند با او دادوستدی کنند که هم به نفع ولی فقیه تازه باشد و هم به نفع خودشان.
این پژوهشگر ادامه می دهد: معمولا ارتباط این افراد با آقای خامنه ای از طریق دستگاه امنیتی بوده است و معروف بود که آقای تهرانی «مجتهد وزارت اطلاعات» است.
همچنین خلجی در بخش دیگری از این گفت‌وگو به رابطه روحانیان نزدیک به آیت‌الله خامنه‌ای با دیگر روحانیان ایران می پردازد و می گوید: هر کس که با دادگاه ویژه روحانیت وزارت اطلاعات و یا سپاه پاسدارن همکاری کند، در حوزه علمیه خیلی منفی به آنها نگاه می‌شود و حالت انزوایی برای آنها ایجاد می شود؛ همانطور که آقای مصباح در قم خیلی منزوی است و جز شاگردان خودش، روحانیان و علمای قم با نگاه بدی به او می‌نگرند.
وی ادامه می دهد: آقای تهرانی هم نه در حوزه علمیه قم و نه در حوزه علمیه مشهد، هیچ جایگاهی نداشت، هیچ اهمیت خاصی برایش قائل نبودند و به عنوان یک روحانی بدنام از او یاد می شد که دستش به کارهای اطلاعاتی و امنیتی آلوده است.
تهرانی، مصباح و خوشوقت؛ سه رأس «مثلث ارتداد»
به تازگی آیت‌الله خوشوقت- پدر همسر مصطفی خامنه‌ای فرزند ارشد رهبر جمهوری اسلامی، در گفت وگو با یکی از رسانه‌های ایران، بدون نام بردن از میرحسین موسوی و مهدی کروبی- دو معترض سیاسی، آنها را «کافر و مرتد» خوانده است.
این روحانی، علاوه بر نزدیکی به آیت الله خامنه ای، نفوذ بسیاری در دولت محمود احمدی‌نژاد دارد.
در فروردین سال ۱۳۸۹ پس از آن‌که آیت الله خوشوقت در یک سخنرانی، از احتمال وقوع زلزله تهران به دلیل افزایش گناه خبر داد، احمدی‌نژاد خواستار خروج حداقل ۵ میلیون نفر از پایتخت شد و در اشارهٔ آشکاری گفت: «یکی از علمای بزرگ تهران به من پیغام داد که از مردم بخواهم مراقب باشند و ضمن پرهیز از گناه، برای دوری از بلایا دعا کنند.»
همچنین چندی پیش، مصطفی تاجزاده زندانی سیاسی، اعلام کرد که علی فلاحیان و سعید امامی احکام قربانیان قتلهای زنجیره ای را از برخی از روحانیان نزدیک به حکومت اخذ می کردند.
مهدی خلجی درباره نفوذ آیت الله خوشوقت، آیت الله مصباح یزدی و آیت الله تهرانی در حکومت ایران می گوید: این سه روحانی، «ماشین‌های صدور فتوای ارتداد» در ایران هستند؛ یعنی در این که مطابق میل وزارت اطلاعات فتوای ارتداد صادر کنند خیلی بی‌پروا هستند.
پژوهشگر مؤسسه مطالعات خاورنزدیک واشنگتن اضافه می کند: وزارت اطلاعات وقتی تصمیم می گیرد کسی را به قتل برساند، تصمیمش را با این روحانیان در میان می گذارد و این روحانیان بدون این که افراد مورد نظر وزارت اطلاعات را بشناسند و آثارشان را خوانده باشند یا با آنها آشنایی داشته باشند مطابق میل وزارت اطلاعات فتوای ارتداد صادر می کنند.
خلجی تأکید می کند: آقایان تهرانی، خوشوقت و مصباح، هر سه متهم هستند که ده ها روشنفکر ایرانی را به ارتداد محکوم کردند و فتوای قتل آنان را در اختیار وزارت اطلاعات قرار دادند.
مجتهدهای ساختگی جمهوری اسلامی
این پژوهشگر به دلایل این اقدام می پردازد و می گوید: از نظر قانون جمهوری اسلامی، وزیر اطلاعات باید مجتهد باشد تا بتواند اعمال خلاف شرع وزارت اطلاعات را به شیوه ای که آقای خمینی معتقد بود مشروعیت مذهبی بخشد، اما چون هیچگاه وزیران اطلاعات مجتهد نبودند و حتی سواد بسیار متوسط مذهبی هم نداشتند و جز مقدمات طلبگی چیزی را نخوانده بودند، در نتیجه اینها به مجتهدانی خارج از وزارت اطلاعات متکی بودند که یکی از آنها همین آقای تهرانی است که از طرف حکومت «مجتهد» خوانده می شد؛ یا آقای خوشوقت که تقریباً می شود گفت مجتهد نیست و از «مجتهدهای ساختگی» جمهوری اسلامی است.
خلجی در پایان می گوید: به هر حال این افراد کسانی بودند که به راحتی فتوای قتل صادر می کردند و این فتواها نه بر اساس تشخیص خودشان بلکه بر اساس اصل خدمتگذاری به دستگاه های امنیتی در جمهوری اسلامی بود.
Read more

استراتژی جمهوری اسلامی، درخصوص حل توأمان مسئله هسته ای وبحران سوریه

رهبری نظام اسلامی ایران تاکید دارد : باید همانطور که با تدابیر ویژه و مهم و کارآمد و تأثیر بخش ،میوه چین مسائل جنگ غرب با افغانستان طالبانی و عراق صدام حسینی شدیم،این بار نیز با تدابیر خاص و شرط گذاشتن به غرب ،که ما مسائل اتم و سوریه را، یکجا باید مذاکره و حل و فصل نمائیم ،بنحو احس به نفع خود درین موارد نیز، مدیریت و بهره گیری کنیم.برای این کار، بودجه لازم فراهم گردیده، هرچقدر لازم باشد باید خرج شود . دوستان روسی ما، مثل همیشه در کنار ما هستند و با ما همکاری می کنند .دوستان نظام در غرب ومقامات سابق حکومت که در آمریکا و اروپا، فعلاً حضور دارند، نیز باید طی مقالات، گردهایی ها ،گفتارها، پیشنهادات خود را درین زمینه آرام و ملایم ،در اختیار افکار عمومی گذاشته،زمینه را برای مجاب کردن رهبران غرب ،بخصوص 5 بعلاوه 1 فراهم نمایند.وقتی هر دو مسئله قرار باشد ،یکجا مطرح و حل و فصل شود، با امتیازی اندک در اولی، موضوع دوم را بنفع نظام مصادره میکنیم و بالعکس . مثلا ، شرط امتیاز دهی در مسائل اتمی را، موکول به امتیاز گیری در داشتن حضوری موثر، در تحولات آتی سوریه ، نموده و امتیاز دهی در خصوص مسائل سوریه را، موکول به شناسائی رسمی قدرت اتمی خود نماییم.
با توجه بمراتب فوق باستحضار هموطنان میرساند:
اگر وقایع گذشته ،از فاجعه ضد بشری 11 سپتامبر به بعد را ، مروری دوباره نمائیم . باین نتیجه میرسیم ،که رژیم تهران، در پی جنگ آمریکا با طالبان ،ابتدا با وعده همکاری به آمریکا ،علیه طالبان و سپس دخالت مستقیم در کشتار نیروهای غرب، از جمله کمک های سرّی، به بخشی از طالبان و تروریست های مربوطه ، با بمب گذاری های جاده ای، یا عملیات تروریستی دیگر، آنچنان در مسائل افغانستان، موثر و صاحب نظر گردید، که در مذاکرات بعدی، به یکی از طرف های اصلی حل و فصل مسائل افغانستان ، مبدل شده و امتیازات دیگری، در مقاطع دیگر، از جمله چشم پوشی غرب از برخی فرافکنی های رژیم در منطقه ،یا پیشرفت های برنامه های اتمی خود ، بدست آورد و اکنون نیز یکی از طرف های اصلی مسائل افغانستان، همین دخالت های پنهان و آشکار رژیم اسلامی، در مسائل افغانستان است.
در خصوص عراق و برکناری رژیم صدام حسین نیز، برنده اصلی ،رژیم جمهوری اسلامی بود و توانست با دخالت های پنهان و آشکار و کمک به طرفین دعوا و بمب گذاری های جاده ای و عملیات تروریستی و فشارهای دیگر، یک حاکمیت طرفدار خود، در بغداد را، بر سرکار آورد و هنوز هم حرف اول و آخر در مسائل عراق را، رژیم جمهوری اسلامی، میزند و برنده جنگ غرب ،با دو رژیم طالبان و صدام ، در واقع ،رژیم جمهوری اسلامی، بوده است.
هدف خامنه ای، ازین دستورالعمل ،مصادره به مطلوب کردن مسائل سوریه، بنفع خود و متحّدین منطقه ای اش، منجمله حزب الله لبنان ،می باشد . خامنه ای، با این دستور العمل، قصد آن دارد که ، ابتدا از طریق برخی روزنامه نگاران مزدور و یا دولتمردان سابقی که باستخدام مخفی رژیم تهران در آمده اند ،ابتدا افکار عمومی دنیا را ،برای این هدف رژیم ،آماده نموده و سپس در عمل ،وارد بازی برد ،برد به نفع خود ،همچون مسائل افغانستان و عراق گردد . برای این کار، رژیم قصد دارد، از غرب بخواهد، اگر خواهان امتیاز گیری در مسائل اتمی از سوی نظام هستند، در مورد سوریه و حضور قابل اثر گذاری تهران ، در حاکمیت آینده سوریه، قول و وعده مناسب و عملی به رژیم بدهند.بالعکس اگرمیخواهند ،نظام در خصوص مسائل سوریه، امتیاز داده و نیروهای خود را خارج و به حداقل حضور و نفوذ در مسائل آتی سوریه قانع و راضی گردد ،باید در خصوص مسئله اتمی نظام تا حد شناسائی آن بعنوان قدرت اتمی امتیاز بدهند، و اینکه با قبول این شرایط از سوی غرب، با خونریزی و فرافکنی کمتری در سوریه ،مواجه خواهند شد.
باین ترتیب کمپین سفارت سبز، با افشای این توطئه ،از جامعه جهانی انتظار دارد، مسائل حکومت اسلامی ، در خصوص دخالت هایش در کشتار مردم سوریه و حمایت تا آخرین لحظه از رژیم بشار اسد را ،جدای از مسائل اتمی و نقض حقوق بشر از سوی این رژیم، مورد بحث و بررسی قرار داده، نگذارند همچون مسائل افغانستان و عراق، برنده واقعی مبارزات مردم سوریه ،در مقابل خون آشامترین دیکتاتور منطقه یعنی بشار اسد،بار دیگر رژیم جمهوری اسلامی باشد . باید این دو مسئله ،کاملا و جدا و مستقل از همدیگر، مورد بررسی و حل و فصل جامعه صلح دوست و بشر دوست بین الملل قرار گیرد.

کمپین سفارت سبز
دفتر مرکزی اسلو- نروژ
ژانویه 2013
دیماه 1391
Read more

۱۳۹۱ آذر ۲۶, یکشنبه

علیرغم سازش ترکمانچائی خامنه ای با آمریکا،شرایط تا این حدّ به نفع مردم ایران نبوده است

کمپین سفارت سبز آخرین رویدادهای مهم و پشت پرده رژیم اسلامی را بشرح زیر خلاصه می کند:
 رهبر حکومت اسلامی با فرمان و رمز ایجاد آرامش در جامعه (پروژه آرامش رهبر رژیم، ایجاد جو رعب و وحشت و خفقان و تک صدائی گورستانی است تا با ارعاب مطلق ،مردم را وادار به سکوت مطلق نماید، تا به غرب وانمود شود مردم راضی اند. اعتراضی در بین نیست و جنبش 22 خرداد مرده است.) سه سیاست موازی را همزمان بازی می کند،تا سیاست اصلی خود را ،با پوشش دادن آن دو سیاست فرعی بنحو کامل باجرا در آورد:
 
یک-تطهیر هاشمی رفسنجانی با ویترین سیاسی پیشنهادی وی ،تحت نام ائتلاف ملی  و ایجاد تعمّدی بمباران خبری در مورد وی و فرزندان زندانی اش ( اخیراً پسر ایشان با وثیقه آزاد گردید)  ،بخاطر مطرح شدن مجدد وی ،با چاشنی قربانی شدن و مظلوم نمائی ،تا وجاهت مردمی برای قبول نظرات (ختم کلامی) در مناقشات داخلی را ،برای روز مبادا مجددا باز یابد.با این پروژه ،قرار است ،هاشمی وجیه المله شده ،بین ایرانیان داخل و خارج نقش رهبر اپوزیسیون را بازی کند.با این ترفند سعی میشود وی ،بجای خاتمی ،رهبر اصلاح طلبان نیز، معرفی گردد.
 
دو-گرچه احمدی نژاد بدستور رهبری امکان مانور در صحنه را ندارد. اما تا حدی که به کلیت نظام لطمه نزند و رقبای بالفعل و بالقوه مجتبی خامنه ای را منزوی،حذف و کنار بزند. نقطه به نقطه ،دستورات رهبری را باسم خود پیاده می کند. در رفتار وی و مشائی ،تعمدا نوعی رفتار و گفتار توده مردم و پوپولیستی  تحت عنوان مکتب ایران حکمفرماست ،تا طبقات حاشیه نشین نظام را ،دور طیف خود جمع نموده ،از اتحاد آنان با اپوزیسیون واقعی جلوگیری نمایند.باین ترتیب اگر یکی از ماموریت های هاشمی جذب اپوزیسیون خارج است ، ماموریت نهایی احمدی نژاد جذب اپوزیسیون داخلی است.
 
سه-خامنه ای تعمدا، اصولگرایان را سرگرم این دو طیف مورد بحث نموده،با تقسیم جامعه به سه شق ،تک تاز و با قدرت ،باقیمانده اهداف خود را بسوی جامعه تک صدائی، پیش میبرد ،تا کماکان حرف اول و آخر را خود وی یا در غیاب وی ،فرزندش آقا مجتبی بزند. وی گفته است ،سران غرب و در رأس آن اوباما ،در پی مذاکره مستقیم با وی هستند. با اصلاح قانون انتخابات، دست وی برای تقلب وسیع و تبدیل انتخابات به انتصابات ،بدون ایجاد مشکلی فراهم میگردد.با این اقدام دیگر مشکلی بنام انتخابات در کشور هرگز وجود نخواهد داشت  و یکی از کاندیداهای وی ( علی اکبر ولایتی ، غلامعلی حدادعادل ویا باقر قالیباف ) پست ریاست جمهوری را بدست خواهد آورد . بگفته وی آمریکائیان ،وحشت ایجاد یک کره شمالی دیگر ،در قلب خاورمیانه را دارند و میدانند که پوتین در پی احیای تزاریسم در روسیه است و این تنها ایران اسلامی است ،که  وسیله لازم برای تحقق این هدف را می تواند در اختیار پوتین بگذارد. در نتیجه  آنها (غربی ها ) حاضرند تداوم حاکمیت وی در تبارش را، بشرط تبعیّت وی از غرب و قبول شرایط آنان  بپذیرند.  با توجه به مراتب فوق باستحضار هموطنان میرساند:
 
علیرغم لابیگری های عوامل و سرسپردگان و مزدوران حکومت اسلامی در خارج و قول گرفتن آنان از غرب ،مبنی بر اینکه باید به خامنه ای تاکید و تعهد کنند، که در پی تغییر رژیم نیستند. اما آنچه مسلم است غرب و در راس آن آمریکائیان ،در پی تضعیف رژیم و کسب امتیاز و تحمیل قراردادهای ترکمانچای دیگری ،بمنظور حفظ منافع خود در منطقه بحرانی خاورمیانه ،حتی با تبدیل شدن ایران به نوعی عربستان ثانی ،یا یک کره شمالی دیگر، اما طرفدار غرب ،علیه منافع ملی مردم ایران هستند. کمپین سفارت سبز، در گذشته و در پی دعوت از غرب ،به تحریم نفتی و بانکی رژیم ،بارها خواهان تحریم سیاسی رژیم ،بخاطر نقض فاحش حقوق بشر توسط رژیم اسلامی در ایران و منطقه گردیده ،که نسبت به درخواست اخیر ،کمتر توجهی شده است.همانطور که هموطنان استحضار دارند، با انتخاب سناتور جان کری از طرفداران مذاکره با حکومت اسلامی  ،بعنوان وزیر خارجه آمریکا ،طرف مذاکره با نماینده یا خود خامنه ای، مشخص شد و نتیجه این مذاکرات از هم اکنون قابل پیش بینی است.اگر لابی رژیم با کار شبانروزی خود ،نتیجه را باینجا رسانده، بالعکس اپوزیسیون با غرق شدن در چنبره اختلافات غیر اصولی و غیر ساختاری، ازین فرصت مغتنمی که بخصوص طی ماههای اخیر نصیب شان شده بود، حد اکثر استفاده را ننمود.اپوزیسیون بازی را نمی بایست از بالا بعنوان تماشاچی ،بلکه از کنار زمین، بعنوان مربی ،ارزیابی،کنترل و اقدام میکرد. باید رهبری اپوزیسیون (سخنگوی ملی)  تاکنون انتخاب میشد، تا وی همچون یک مربی آگاه و قدرتمند فوتبال ،بازیکنان خبره خود را وارد زمین بازی کرده با قصد برد وارد عمل شوند.این کمپین بارها خواستار اتحاد رنگین کمان ملت ایران، حول محورخواسته های حداقلی ،جهت ایجاد اتحاد فراگیر در بین  اپوزیسیون گردیده،  تا مبارزات مدنی درین مقطع مهم و سرنوشت ساز را،هدایت و رهبری نماید. اکنون برای آخرین بار ،جهت ثبت در تاریخ ،این هشدار نهایی را میدهد ،که علیرغم ترفندهای مذکور از سوی رژیم و اربابان جدیدش ،فرصت بسیار مغتنمی پیش آمده که مدیریت و تدبیر جمعی اپوزیسیون، میتواند بازی را برعکس نموده ،ملت ایران را برنده این بازی نابرابر نماید.در عین حال ،کمپین سفارت سبز ،یکبار دیگر تأکید می کند ،که چنین فرصت تاریخی مهمی دیگر و هرگز تکرار نخواهد شد .زیرا موفق شدن ترفندهای فوق الذکر رژیم  و غرب،حتمی و صد در صدی نیست.چه بسا، مقاومت های شدیدی از سوی نیروهای باصطلاح ارزشی حکومت اسلامی  ، که حیات و ممات رژیم را، در داشتن بمب اتمی میدانند ،رخ خواهد داد. حکومت اسلامی برای اولین بار ،در پیچ تاریخی خطرناکی گیر کرده است.از سویی، آن قدر مذاکرات اتمی را کش داد ،که به دقیقه نود نزدیک شده ،بعد از تحلیف اوباما در ماه ژانویه و انتخابات اسرائیل در همین ماه ،ماه مارس آخرین فرصت برای رژیم خواهد بود، که در اوج ضعف و استیصال و بحران مشروعیت ،یا جام زهر اتمی را با شرایط غرب بنوشد و یا با اصل 42 فصل هفت منشور سازمان ملل مواجه شود.از سوی دیگر تمام حقه و کلک های لازم را، در انتخابات 22 خرداد 88 برای کشاندن مردم به پای صندوق ها ،جهت کسب مشروعیت داخلی و بخاطر داشتن آن مشروعیت بعنوان برگ برنده ،جهت تعامل با خارج از دست داده است.این بار مردم در انتخابات شرکت نخواهند نمود ،مگر اینکه از جانشان سیر شده باشند.رژیم باین مشروعیت ،برای اینکه همه ی بازی را نبازد احتیاج شدید دارد.اما آنرا بدست نمی آورد.
ایام ،ایام جشن های ملی و باستانی عید نوروز تا روز انتخابات، یعنی 24 خرداد  بشدت آبستن حوادث است .بنا بگزارش محرمانه وزیر اطلاعات ، علیرغم تبلیغ حکومت اسلامی مبنی بر ختم جنبش سبز ،این جنبش با تغییر ماهیت اصلاح طلبی ،به براندازی مطلق رژیم، بصورت آتش زیر خاکستر، مشغول نشو نما و یارگیری، تا دورترین نقاط کشور بوده است.وظیفه ایرانیان آزاده یعنی آنهاییکه از شخصیت، سازمان و نهاد پرستی خود ،عبور کرده  ،سیاست کلان آزادی مردم ایران را و رهایی کشورمان، ازین بساط عصر حجری را ،سرلوحه تفکر و آرمان و تلاش شبانروی خود نموده اند ،این است ،که بهر نحو ممکن تا قبل از چهارشنبه سوری ، مجمع  و اعضاء شورای ملی را انتخاب کرده، نگذارند رژیم ازین پیج خطرناک تحریم ها و مشکل اتمی و انتخابات پیش رو براحتی جان سالم بدر برد. باید قبل از فروش کشور بخاطر بقای رژیم و تحمیل قراردادهای ترکمانچای دیگر به نسل های آینده کشور و این بار از سوی  غرب و خطرناک شدن اوضاع علیه تمامیت ارضی کشورمان ، با هدایت سخنگوی شورای ملی ،مبارزات مدنی، بطور هماهنگ و یکپارچه به نقطه اوج خود برسد. کمپین سفارت سبزپروژه ملی انتخاب سخنگوی ملی از سوی شورای ملی ایران و تداوم مبارزه مدنی با هدایت و از سوی این سخنگوی ملی  را، تنها آلترناتیو ملی و فراگیر جهت رهایی از این رژیم ضد بشری و بستن طرحی نو در ایران پس از انحلال رژیم و انتخابات آزاد و فراگیر می داند.
 کمپین سفارت سبز
دفتر مرکزی اسلو-نروژ
بیست و هفتم آذرماه.برابر هفدهم دسامبر 2012
Read more

۱۳۹۱ آبان ۲۹, دوشنبه

گزارش کمپین سفارت سبز در خصوص آخرین وضعیت حاکم بر ایران در پی نشست محرمانه خامنه ای با برخی از اعضای مجلس خبرگان


احتراما خلاصه و چکیده صورت مذاکرات و تصمیمات این جلسه ویژه ،بشرح زیر باستحضار هموطنان میرسد :

خامنه ای:باید آرامش در جامعه حکمفرما باشد.اختلاف خیانت است.فقط در سایه این آرامش ،وحدت نیروهای نظام  و عدم تشنج در جامعه است. که میتوان دشمن را شکست داده و به اهداف مهم سه گانه نظام درین شرایط حساس رسید.اول پیشبرد مذاکرات هسته ای ،که در پی برخی تدابیر ویژه و مشورت با دوستان خارجی و تماس های مهم،قراراست قدرت اتمی نظام را با حذف سلاح اتمی بپذیرند.دوم گفته اند  با یک دولت منتخب ملی و پشتیبانی عموم و حضور حداکثری مردم ،تعامل می کنند.ما هم همین را می خواهیم و اقای هاشمی مدیریت این کار را بعهده گرفته اند.سوم  باید تا آستانه انتخابات خرداد جامعه از گستاخان و تشنج آفرینان، پاکسازی شده،زمینه برای برگزاری آرام و فراگیر انتخابات فراهم شود.برای حصول قدرتمند به خواسته ها ،باید وضع اقتصادی ،علیرغم تحریم ها، تثبیت شود.بعد از حضور قدرتمند ،در همه ی عرصه هاست .که دشمن مجبور به تعامل مساوی میشود.حضور فرد شناخته شده در راس دولت ،با توجه به شناخت متقابل با دشمن،کمک می کند،دو طرف زودتر و راحت تر با حفظ ارزش های نظام ،به تعامل مورد نظر برسند.
 با توجه به مراتب فوق ترجمه اظهارات خامنه ای بشرح زیر خلاصه میشود:
 الف-دکتر علی اکبر ولایتی کاندید این بار خامنه ای برای ریاست دولت است.وی را غربی ها بخصوص اروپایی ها میشناسند وی درقرارداد نکبت بار الجزایر برای خاتمه گروگانگیری و نیز تعامل با ریگان در ماجرای مک فارلین و نیز تعامل با صدام و غرب، در ماجرای جام زهر اتمی و قبول قطعنامه 598 دست داشته و این بار نیز آمریکا و اروپا ترجیح میدهند با چنین فرد مورد اعتماد دو طرف وارد معامله شوند.و چون تخصص وی خیانت به منافع ملی و دادن امتیاز به دول خارجی جهت نجات رژیم در بزنگاه مرگ و زندگی جمهوری اسلامی است.در نتیجه همانطور که برخی مفاد قرارداد اسارت بار الجزایر هنوز فاش نشده این بار نیز نتیجه  تعامل وی با غرب برای نجات رژیم در پرده ابهام باقی خواهد ماند.
 ب-پروژه دولت وحدت ملی هاشمی رفسنجانی،همان دولت بعد از جنگ است ،که رژیم با غرب مشکل داشت.اقتصاد و نهادهای متعارف رژیم ازهم پاشیده بود.و وی به اتفاق ولایتی توانست مشکل روابط بین  المللی  و در راس آن رابطه با دول اروپایی را حل و فصل نموده و رژیم را نجات دهد.اکنون هاشمی در حال چانه زدن با دیگر جناح های رژیم است.تاکنون خاتمی و عده ای از اصلاح طلبان به وی لبیک گفته و مذاکرات با طیف موسوی و کروبی و سایرین نیز در زندان و تبعید، ادامه دارد.مشکل وی طیف احمدی نژاد است ،که نمی خواهد کوتاه آمده ،بدون کسب امتیاز ،کنار رود و بدستور رهبر ،همه شکست ها و کمبود ها را بعهده بگیرد.وی ترجیح می دهد،در یک محیط متشنج و اختلاف، بلکه بتواند سوار موج مردمی شده،کل جریانات را مصادره به مطلوب نماید.
 خامنه ای از 13 آبان تاکنون ،برای اجرای دستوراتش در مجمع فوق، یکه تاز، پیش میرفت ،که کشته شدن ستار بهشتی ،کارگری که تنها نان آور مادر خود و خانواده اش بود ،آنهم در زندان و در زیر شکنجه و مظلومیت تمام ، تیر غیبی شد ،بر علیه طرح  آرامش خامنه ای که پرونده نقض فاحش حقوق بشر توسط رژیم اسلامی را بار دیگر در ویترین رسانه های جهان گذاشت.گرچه خامنه ای پس از چند روز مات شدن راه نجات خود را در تحریک حماس و وعده به رهبرانش جهت پرداخت مبالغی کلان ،بازای شلیک هر موشک به سوی اسرائیل ،یافته و وزیر خارجه اش را مامور پرداخت جایزه نقدی چند میلیارد دلاری به رهبران حماس ،علیرغم قحطی دارو و شیرخشک کودکان در ایران ،بعلت انحراف بودجه کشور به خرید مواد اتمی و مصارف تروریستی، نمود. اما ستار بهشتی با خون خود موجب تکاپوی ملت شد و خوشبختانه هم در داخل و هم خارج از کشور کمپین و اتحاد عمل واحد ملی را راه انداخت که باید تا تنور مبارزه و خونخواهی وی با ترفندها و بمب های خبری رژیم سرد نشده ، باین وفاق ملی در حمایت و پشتیبانی ازخانواده مظلوم ستار، قبل از اینکه این پرونده نیز در پیچ و خم  قوه قضائی رژیم به درد پرنده زنده یاد دکتر زهرا کاظمی مبتلا شود، با ضریب صد ،ادامه یافته ،بلکه خون ستار، موجب شود در کنار پرونده در حال مماشات هسته ای ،پرونده نقض فاحش حقوق بشر در ایران نیز، با هزاران اعدامی و صدها هزار زندانی سیاسی ، و فضای گورستانی حاکم بر کشور ،روی میز مذاکرات گذاشته شود.حتی اگر دول غرب با رژیم به تفاهم هسته ای رسیده و حقوق بشر، وجه المصالحه هسته ای دولتهای غرب گردد .باید اپوزسیون با توسل به جامعه مدنی و روشنفکران جوامع غرب ،به رهبران این جوامع فشار بیاورند.این کار انجام نمی گیرد مگر قبل از اینکه غرب برای ما نیز آنهم به سبک خود ،شورای ملی ایجاد کند. خود ما دست در دست همدیگر ،از پروژه ملی فراخوان شورای ملی ایران ،بعنوان حربه ای علیه چنین سناریوهای ضد ملی، همچون قرارداد اسارت بار الجزایر  ،متحد،یک صدا و یکپارچه جلوگیری نماییم.این خون ها نباید هدر رود .نباید آرامش (فضای گورستانی) خامنه ای شگل بگیرد.نباید هاشمی و خاتمی و ولایتی در تحمیل مجدد رژیم خامنه ای به مردم موفق شوند.ما فقط یک شانس برای عبور از نکبت ولی فقیه داریم .آنهم اتحاد است و بس.
کمپین سفارت سبز
دفتر مرکزی-اسلو
نروژ
بیست و نهم آبانماه 1391
نوزدهم نوامبر 2012
Read more

۱۳۹۱ آبان ۱, دوشنبه

آیا توافقی پنهانی با حکوت ایران در راه است ؟



شماری از اتفاقات و اقدامات روزهاي اخير درعرصه سياست خارجي حاكي از آن است كه در اكتبرسالجاری ،  آمریکا و کشورهای اروپائی يك تقسيم كار  مهمی را عليه حکومت ايران در دستور كارخود قرارداده اند که به طور گزيده می توان اقدامات آنها را به اين شرح بیان كرد :

الف: ليبرمن وزير خارجه اسرائیل در گفت وگو با هاآرتص گفته بود که اوضاع ایران ناآرام است و  شرایط بد اقتصادی باعث اغتشاشات و حضور مردم در خیابانها خواهد شد  .

ب: اتحاديه اروپا درپانزدهم  اكتبر در نشست لوكزامبورگ تشديد تحريم هاي يكجانبه عليه ايران را تصويب كرد.
پ: رسانه هاي آمريكايي در سطحي گسترده گزارش دادند كه منصور ارباب سير اتهاماتش درباره مشاركت در طرح ترور سفير عربستان در آمريكا را پذيرفته است .
ت: وزارت خارجه آمريكا ادعايي جديد را عليه  حکومت ايران مطرح كرده و براي دستگيري  حاميان القاعده در ايران جايزه  دوازده ميليون دلاري تعيين كرد.      
ث: گزارش سوم احمد شهيد گزارشگر حقوق بشر سازمان ملل مشتمل بر نقض مکرر حقوق بشر منتشر شد.
ج: شركت خدمات ماهواره اي اروپا-يوتل ست- پخش شبكه هاي ماهواره اي تلويزيوني و راديويي جمهوري اسلامي ايران را قطع كرد.
چ: عمليات  رسانه هاي غربي در خصوص اين مطلب كه ايران به دنبال مصالحه برسر برنامه هسته اي است. نيويورك تايمز، رويترز، اشپيگل از جمله رسانه هايي بودند كه تلاش کردند تا این مطلب را منتشر کنند .
ح: شيمون پرز رئيس جمهور اسرائیل در جمع خبرنگاران  بار ديگر از بروز ناآرامي در ايران حمايت كرد و مدعي شد كه تحريم ها  اثرات خود را گذاشته وآثار آن در اقتصاد ایران مشهود گردیده است .

خ: وبالاخره اقدام اخير تروريستي در چابهار كه  نشان از ناامنی در کشور می باشد .

اين اقدامات و اتفاقات در چند هفته گذشته به وضوح نشان مي دهد جبهه کشورهای غرب  درصدد هستند تا ايران را به حاشيه برده و مشغول موضوعاتي از اين دست نمايد. اما سؤالي كه به ميان مي آيد اين است كه هدف اصلي اين بازي آنها چیست و در نهايت كجا را نشانه گرفته است؟
با این همه، نباید تصور کرد که سیاست خارجی آمریکا و کشور های غربی  در جهت فروپاشی، آشوب داخلی یا تجزیه ایران قدم بر می دارد. هم اطلاعات به دست آمده و هم تحلیل های دقیق مواضع آمریکا نشان می دهد وجود ایرانی بی ثبات یا تجزیه شده، با منافع میان مدت و بلندمدت غرب در منطقه ناسازگار است. آمریکایی ها بخوبی می دانند که ایران بی ثبات، بهشت تروریست ها، آن هم در منطقه ای با یکی از حساس ترین موقعیت های ژئوپلیتیک، خواهد بود. این چیزی است که روسیه هم با توجه به پتانسیل بروز ناآرامی ها در آسیای میانه و قفقاز، سخت از آن در هراس است. بنابراین، ایران مطلوب غربی ها، ایرانی است که در عین حفظ تمامیت ارضی و آرامش نسبی آن، به قدر کافی ضعیف باشد که خطری برای منافع آنها بوجود نیاورد. روس ها و چینی ها هم در صورتی که در دو مورد به آنها تضمین داده شود، با چنین سناریویی موافق هستند: اول این که در صورت تغییر و تحول بنیادی در نظام حاکم بر ایران، نظام جایگزین «ضدروسی» و «ضدچینی» نباشد، و دوم این که در بازار اقتصادی ایران، سهمی برای آنها در نظر گرفته شده باشد. موضع گیری های موردی آنها را باید بیشتر به عنوان چانه زنی برای بالابردن قیمت در معامله تلقی کرد. هم روس ها و هم چینی ها نشان داده اند آمادگی چنین معامله ای را دارند. در مورد سوریه دیدیم که همزمان با پذیرش روسیه به سازمان تجارت جهانی، آمادگی حکومت سوریه برای کنار گذاشتن بشار اسد اعلام شد. برای چین هم، داد وستد ۱۷۰۰ میلیارد دلاری با آمریکا، در مقایسه با بازار ۷۰ میلیارد دلاری ایران، پراهمیت تر از آن است که حمایتی استراتژیک از ایران را به عنوان اصلی ثابت در سیاست خارجی خود بگنجاند. آمریکا هم اخیرا با تحرکات خود در اقیانوس آرام، جبهه جدیدی در مقابله با چین گشوده است تا چین را وارد عرصه جدی تری در بده- بستان خود با آمریکا کند؛ عرصه ای که برای چین بسیار حیاتی تر از حفظ ایران خواهد بود. شاید آنچه در روزهای اخیر در عرصه روابط ایران و غرب رخ داده، بتواند نمایی از حوادث پیش رو را آشکار سازد.
 همه شواهد گواه بر تواقق پنهانی میان غرب و ایران است: اعلام آمادگی ایران برای گفت و گو با آمریکا، اعلام آمادگی ایران برای توقف غنی سازی ۲۰ درصدی و بازگشت به غنی سازی ۵ درصدی، گزارش خانم اشتون به گروه ۱+۵ در خصوص آمادگی ایران برای مذاکره، سخنان نتانیاهو در سازمان ملل که نه خواستار توقف کامل غنی سازی بلکه عدم تجاور از حد معین شد، علامت هایی هستند دال بر این که توافقی در راه است. اگرچه رفع سایه شوم جنگ از سر ایران خبر خوبی است، اما از آنجایی که حاکمیت خودکامه ضرورتی برای پاسخگویی و شفافیت در مقابل مردم نمی بیند، بیم آن می رود که از طریق این توافق، ترکمانچای دیگری گریبانگیر ایرانیان شود و اکتبر سوپرایزی دیگر برای مردم آمریکا درانتخابات پیش رو .

Read more

۱۳۹۱ مهر ۲۰, پنجشنبه

گزارش کمپین سفارت سبز درخصوص ابعاد حمایت مردمی از فراخوان شورای ملی

در حالیکه نقطه محوری منافع ملی غرب در رابطه با رژیم جمهوری اسلامی،مسئله هسته ای متصور شده و مرتب فریاد : تحریم ها اثر داشته یا بالعکس سوء مدیریت ها تأثیر گذاشته ، می زنند. آنچه در سبد مذاکراتشان مفقود است ، مسائل حقوق بشر در ایران و دخالت در نقض حقوق بشر در کشورهای همسایه ( عراق ، افغانستان ،بحرین و...) منطقه (سوریه و یمن و...) و جهان می باشد، و نیز در حالیکه خامنه ای از فرصت آچمز شدن اوضاع در غرب (انتخابات در آمریکا) و (بحران اقتصادی در اروپا ) و اینکه هیچ نوع خطری اعم از جنگ و غیره آنها را تهدید نمی کند، حداکثر سوء استفاده را برای حصول به نقطه پایان نیات ضد بشری اش می نماید.آگر اوباما با هزار دلیل و بهانه به رقیب انتخاباتی و خطاب به رأی دهندگان تلقین می کند ،تحریم ها اثرات خود را گذاشته و نیازی به اقدامات مورد درخواست رقیب انتخاباتی اش نیست.خانم کلینتون با مقصر دانستن سوء مدیریت ها، نوعی ضمانت جهت بقا و تداوم رژیم با مدیریتی کارآمد و بهتر( مثلا اصلاح طلبان دولتی) را نوید میدهد.ازین سوء تعبیر ها در تحلیل راستین مسائل ایران بطور عمد یا غیر عمد و یا عدم آگاهی از مسائل ایران هر از چند گاهی رخ میدهد و آنچه درین معادلات همیشه غایب یا فراموش میشود مردم در رنج مضاعف ایران است که هم از غرب چوب میخورد و هم از شرق، هم از شمال و هم از جنوب و در رأس همه اینها قدرت تا دندان مسلح دیکتاتوری مذهبی حاکم بر ایران. از جمله این رخدادها، تظاهرات اخیر بازاریان و کسبه و همراهی نیم میلیون از مردم عادی با آنان بود که همه به نفع خود از آن بهربرداری و استفاده کردند جز ملت ایران که بانی و مبتکر خود جوش این کار بودند و تاریخ را بار دیگر تکرار کردند بدین شکل که جرقه بهار عربی با تظاهرات چند میلیونی مردم ایران در سالهای 88 و 89 رقم خورده الگوی رستاخیز ملی،ملل تحت ستم منطقه و رهایی آنان از دست حاکمان مستبد گردید و تنها مردم ایران  با آنهمه قربانی راه آزادی بعلت عدم پشتیبانی جهانی بی نصیب ماندند.نیشتر زدن آتش زیر خاکستر خشم ملی که تظاهرات نیم میلیونی اخیر مردم علیه نکبت فعلی را در پی داشت،موجب گردید پشت در های بسته سناریو های دیگری نوشته شود و با انجام ترفند هایی در چنین روزهایی که صبر مردم به لب رسیده و با رستاخیز خود میخواهد این بساط را بهم بزندیا طیفی از احمدی نژاد یا جناحی از اصلاح طلبان سوار موج شده مردم خسته و خواهان هر نوع تغییر در اوضاع غیر قابل تحمل فعلی را ولو با کودتای یک سردار خودی ،در غیاب یک سخنگوی ملی که مبارزات مدنی را هدایت کند، به بیراهه کشانده قیام سرتاسری ملی را مصادره به مطلوب نماید.
با توجه به مراتب فوق اولاً باطلاع آندسته از دول جهان که کاخ خوشبختی خود را روی ویرانه های بدبختی مردم ایران بنا کرده و بخاطر منافع پست و حقیر خود خواهان بقای این رژیم قرون وسطائی هستند و نیز سران ضد ملی و ضد ایرانی و ضد بشری جمهوری اسلامی و سربازان گمنام و شرورشان در اقصی نقاط جهان میرساند: حتی اگر تمامی اعضای سازمان ملل متحد در کنار شما بوده و بخاطر منافع زبون خود رو در روی ملت ایران صف به بندند ملت ایران عزم خود را جزم کرده و برای اولین بار طی 33 سال حاکمیت سیاهی و تباهی در ایران به یک پروژه مشترک ملی و فراخوان اتحاد برای تشکیل شورای ملی جهت انتخاب دموکراتیک سخنگوی ملی که تداوم مبارزات مدنی از تظاهرات تا اعتصابات عمومی را مدیریت خواهد کرد را لبیک گفته و عنقریب جهان شاهد شعله ورشدن شراره های آتش زیر خاکستر مبارزاتی ملت ایران جهت حصول به یک جامعه آزاد سکولار و دموکرات و شاد خواهد بود.طلیعه این اتحاد بزرگ جهت حصول به پیروزی نهایی را باستحضار هموطنان میرساند . 
عده ای فکر می کنند که فراخوان منشور اتحاد برای شورای ملی ایران را باید میلیونها نفر منفرداً امضا نمایند.این در حالی است که از داخل کشور برای مثال یک هیأت سه نفره یا چند نفره از سوی جمعیت ها ،سندیکاها و انجمن ها ،البته با اسم مخفی و هویتی مستعار بنمایندگی از بهترین و زبده ترین فرزندان این مرزو بوم اعم از زن و مرد و پیر و جوان بیانیه شورا برای نجات مام وطن را امضا فرموده اند.دشمنان اتحاد ملت ایران باید بدانند پیام های واصله از ایران بقدری امیدبخش و شادی افزاست و استقبال از فراخوان ملی برای اتحاد علیرغم بگیر و به بند ها و کمربند و دیوار  آتشین دور سایت فراخوان و حضور کارشکنانه ارتش سایبری و سربازان گمنام اما شروری که شب و روز در حال خرابکاری علیه این پروژه ملی هستند ،جهت ثبت نام داوطلبان پیوستن به منشور فراخوان اتحاد آنچنان با شکوه و دور از انتظار است که امید به پیروزی نهایی و رهایی هر چه زودتر ازین نکبت جمهوری اسلامی را صد چندان نموده است.
کمپین سفارت سبز
دفتر مرکزی - اسلو
نروژ
دوازدهم اکتبر دو هزار و دوازده میلادی
Read more

۱۳۹۱ مهر ۱۴, جمعه

رد پیشنهاد هسته‌ای ایران از سوی آمریکا

رادیو فردا  : نیویورک تایمز از قول یک مقام ارشد آمریکایی نوشت در حالی که ایران در آخرین اقدام برای حل بحران هسته‌ای خود، خواستار حذف تمامی تحریم‌ها شده است تا در ازای آن ایران نیز تدریجا غنی‌سازی اورانیوم را متوقف کند، آمریکا این درخواست را «غیر قابل اجرا» خوانده و آن را رد کرده است.

به گزارش روز جمعه،‌ ۱۴ مهرماه، روزنامه آمریکایی نیویورک تایمز، ایران طرحی «۹ مرحله‌ای» را پیشنهاد کرده است که بر اساس آن پیشنهاد شده است که غرب گام به گام از تحریم‌های خود بکاهد تا در این مدت جمهوری اسلامی نیز بخشی از غنی‌سازی «اورانیوم ۲۰ درصدی» را کنار بگذارد.

تنها در مرحله نهم این طرح و پس از لغو تمامی تحریم‌ها علیه ایران است که تولید اورانیوم با غنای ۲۰ درصد به طور کامل، «به حال تعلیق» در می‌آید. بر اساس گزارش‌ها ایران در دو سایت نطنز و فردو به غنی‌سازی اورانیوم تا سطح ۲۰ درصد مشغول است.

آمریکا می‌گوید این طرح «غیر قابل اجرا» است و آن را رد کرده است. یک مقام ارشد دولت اوباما به نیویورک تایمز گفته است ساختار این طرح به گونه ای است که در نهایت سوخت هسته‌ای جمهوری اسلامی داخل ایران می‌ماند که به ایران این امکان را می‌دهد که هر زمانی که خواست، برنامه هسته‌ای خود را بدون فوت وقت از سر بگیرد.

این مقام ارشد که نامش ذکر نشده افزوده است که امکان از سرگیری برنامه هسته‌ای از سوی ایران بدون اتلاف وقت در حالی است که اگر پس از لغو تمامی تحریم‌های آمریکا بار دیگر نیاز باشد که تحریم‌ها اعمال شوند،‌ اجرایی کردن دوباره آن‌ها «سال‌ها» زمان می‌برد.

یک مقام ارشد اطلاعاتی آمریکا نیز در این باره با اشاره به رهبر جمهوری اسلامی، که نقش اصلی را در تصمیم‌گیری‌های کلان دارد، گفته است: «او دمدمی مزاج است و پیشتر دیده‌ایم که تا مرحله نهایی حل یک مسئله پیش رفته و در نهایت کنار کشیده است.»

طرح «۹ مرحله‌ای» ایران که بر پایه طرح «گام به گامی»‌است که پیشتر به اتحادیه اروپا پیشنهاد شده بود، در حالی مطرح شده است که اقتصاد ایران در روزهای اخیر شرایط بسیار نابسامانی را سر می‌کند و بازار ارز بسیار ملتهباست، وضعیتی که با ناآرامی‌هایی نیز همراه بوده است.

به گفته نیویورک تایمز، اگرچه آمریکا به طور رسمی طرحی پیشنهاد نکرده است، به نظر می‌رسد آن‌چه مد نظر آمریکا است، کاملا برعکس طرحی باشد که ایران پیشنهاد کرده است.

این روزنامه توضیح می‌دهد که آمریکا خواستار توقف غنی‌سازی ۲۰ درصدی اورانیوم از سوی ایران، خروج تمام اورانیوم ۲۰ درصدی از ایران و بسته شدن سایت هسته‌ای فردو است. پس از این اقدامات از سوی ایران، آمریکا و همپیمانانش حاضر می‌شوند برای اجرای پروژه‌های غیرنظامی هسته‌ای با ایران مشارکت کنند.

با این‌حال آمریکا تأکید دارد که تا زمان توافق قطعی ایران و غرب بر سر مسئله هسته‌ای جمهوری اسلامی، تحریم‌ها علیه ایران به قوت خود باقی است.

ایالات متحده تا کنون بارها تأکید کرده است که حاضر نیست بدون مشاهده گام مشخصی از سوی ایران، از شدت تحریم‌ها بکاهد.
Read more