۱۳۹۰ مرداد ۱, شنبه

سخنگویان وزارت امورخارجه ایران چه کسانی بودند؟

سخنگويي وزارت امور خارجه جمهوري اسلامي ايران از دولت پنجم و در دوران وزارت علي اكبر ولايتي آغاز شد؛ وزيري كه شانزده سال و در چهار دوره تمام در زمان رياست جمهوري خامنه اي و هاشمي رفسنجاني، سكان هدايت وزارت خارجه را بر عهده داشت.
مرتضی سرمدی
به گزارش «تابناك»، نخستين سخنگوي وزارت خارجه جمهوري اسلامي ايران، «مرتضي سرمدي» بود كه تا سال 1370، سخنگويي وزارت خارجه را بر عهده داشت؛ سخنگويي كه بعدها در وزارت خارجه به مقام معاونت و حتي سفارت ايران در لندن هم رسيد؛ كسي كه اخبار مربوط به سفارتش در لندن، بسيار بيش از اخبار سخنگويي اش در تهران در رسانه ها مي پيچيد.
محمود محمدی

اما سخنگويي در وزارت خارجه جمهوري اسلامي با انتصاب «محمود محمدي» رنگ ديگري به خود گرفت، او هشت سال سخنگويي وزارت خارجه را بر عهده داشت و نه تنها در زمان ولايتي، بلكه در دوره وزارت كمال خرازي نيز همچنان سخنگوي وزارت خارجه باقي ماند تا با آمدن حميدرضا آصفي، جاي خود را به وي بسپارد. محمود محمدي بعدها در مجلس هفتم، نماينده هم شد و از سخنگويي به قانونگذاري و سرانجام از قانونگذاري به شهرداري رسيد و در سال 1387 باقر قاليباف وي را به عنوان دبير اولين اجلاس كلان شهرهاي آسيايي منصوب كرد.

محمود محمدي نماينده آباده در مجلس شوراي اسلامي نيز هم اكنون سفير ايران در الجزاير شده است.


حمیدرضا آصفی


بنا بر اين گزارش، «حميدرضا آصفي» كه از سال 1378 تا پايان دوره وزارت كمال خرازي و حتي سال هاي آغازين وزارت خارجه منوچهر متكي، در منصب سخنگويي باقي ماند، بيش از ديگر هم مسلكانش در یاد مردم و افكار عمومي باقي مانده است؛ سخنگويي كه تقريبا همه به «تكذيبيه هاي» معروفش عادت كرده بودند و افزون بر اين، عضويت وي در هيات مديره باشگاه استقلال نگاه طرفدران آبي های پايتخت را نيز به سمت سخنگوي وزارت خارجه جلب كرد، كسي كه شايد بيش از هر مقام ديگري از مسئولان كشور بر سكوهاي ورزشگاه آزادي و صندلي هاي ورزشگاه های خارجي براي ديدن فوتبال مي نشست؛ مسأله اي كه وداع آصفي با خبرنگاران را به صحنه اي نوستال‍ژيك براي دو طرف تبديل كرد.
آصفي هم همچون ديگر اسلافش پس از پايان دوره سخنگويي به ماموريتي رفت كه از نظر ديپلمات ها مأموريت پر رونقي بود، وي در دوره پس از سخنگويي به سفارتخانه ايران در امارات متحده عربي رفت.
سید محمدعلی حسینی
در ادامه و در سال 1385، «سيد محمد علي حسيني»، جانشین حميدرضا آصفي شد. برخي از رسانه هاي خبري در آن زمان، محمد علي حسيني را خوش تيپ ترين چهره دولت نهم مي دانستند! در دوره سخنگويي حسيني، تكذيبيه هاي آصفي به تدريج كمرنگ و عبارت «بررسي مي شود»، جايگزين تكذيبيه هاي آصفي شد، موضوعاتي كه هيچ گاه مشخص نمي شد كه مورد بررسي قرار مي گرفت يا نه!
آنچه اما مشخص بود، اينكه در عمل «تكذيبيه هاي» آصفي و «بررسي مي شودهاي» حسيني در عمل شباهت عجيبي با هم داشتند. حسيني هم پس از پايان مأموريتش در منصب سخنگويي به مأموريت ايتاليا رفت تا وي هم همچون آصفي سرنوشتي فوتبالي پيدا كند و به كشور چكمه اي اروپا و ديار لاجوردي پوشان ايتاليا به سفارت برود.
حسن قشقاوی
«حسن قشقاوي» كه پس از حسيني، پنجمين سخنگوي وزارت خارجه جمهوري اسلامي ايران بود، پيش از سخنگويي دو دوره تمام قباي نمايندگي مجلس را از حوزه رباط كريم بر تن داشت و زماني هم كه به سفارت ايران در سوئد رفت، به عنوان فعالترين سفير ايراني در خارج كشور معرفي شد.
قشقاوي در زمان سخنگويي اگر هر هفته در ميان خبرنگاران بود؛ اما به هنگام بازگشت «شهرام اميري» به تهران، تصويرش بيش از پيش به چشم مي خورد، چهره خندان وي در پشت سر شهرام اميري مدت ها در خاطره اهالي رسانه باقي ماند.
قشقاوي هم البته نيك سرانجام شد و به معاونت كنسولي وزارت خارجه منصوب شد و اين انتصاب را نشان از حسن اعتماد متكي به خود دانست.
و... رامین مهمانپرست
ششمين سخنگو كه اينك از جانب دستگاه سياست خارجي مواضع را اعلام مي كند، كسي نيست جز رامين مهمانپرست كه با وجود چهره نسبتا جوانش، سابقه 25 سال مديريت در وزارت خارجه را دارد، منوچهر متكي در زمان انتصاب وي و هنگامي كه از سوابق وي سخن مي گفت، وي را به جاي سفير، وزير خطاب كرد كه بلافاصله متوجه شد و خطاب به مهمانپرست گفت كه «آرزو بر جوانان عيب نيست».
اينك ششمين سخنگو هم، همچون اسلافش دستیار ويژه وزير هم هست و هر سه شنبه در همان ساختمان «نه شرقي، نه غربي، جمهوري اسلامي» پاسخگوي خبرنگاران، البته برخي خبرنگاران است و گاهي تكذيب مي كند، گاه قول بررسي مي دهد و گاه از كنار مسائل مي گذرد.


Read more

۱۳۹۰ تیر ۳۱, جمعه

بیانیه کمپین سفارت سبز در محکومیت عملیات تروریستی روزجمعه 22 ژوئن 2011 در اسلو پایتخت نروژ

بیانیه کمپین سفارت سبز در محکومیت عملیات تروریستی روز جمعه

22 ژوئن 2011 در اسلو پایتخت نروژ

بار دیگر دستهای پلید جنایت پیشگان تروریسم بین الملل در دو حادثه دلخراش بمب گذاری و تیراندازی جداگانه ، جان شیفته و عاشق زندگی دهها انسان معصوم و بی گناه از زن و مرد و کودک را پرپر نموده با کشته و مجروح کردن تعدادی از انسان دوست ترین و صلح دوست ترین مردم جهان یعنی مردمان کشور نروژ ، لکه ننگ دیگری از خود در تاریخ به جا گذاشتند.

دفتر مرکزی کمپین سفارت سبز،به نمایندگی از اعضای خود و نیز مردم صلح دوست ایران ،ضمن محکوم نمودن این عمل شیطانی و ضد بشری،خود را در غم خانواده های عزیزان از دست داده، شریک دانسته ، این فاجعه بزرگ جان گداز و غم انگیز را به مردم مهربان و صلح دوست و بشر دوست نروژ، و نیز به نخست وزیر محترم جناب ینس استولتنبرگ ، رئیس پارلمان و پادشاه و اعضای کمیته جایزه صلح نوبل کشور نروژ تسلیت عرض نموده ،خود را در غم آنان شریک دانسته و اطمینان دارد این فاجعه تحمیل شده از سوی کوردلان سیاهی و تباهی ضدبشری بر مردم شریف و انساندوست نروژ، کوچکترین تاثیر و خللی در تغییر منش بشردوستانه شان در کمک و حمایت از انسانهای بیگناه محروم و بی پناه دنیا چه از طریق کمک های مالی به سازمانهای بین المللی و چه در عملیات صلح آمیز برون مرزی همچون کمک به مردم افغانستان در مقابل گروه تروریستی طالبان و القاعده و نیز مردم لیبی در مقابل کشتار دسته جمعی آنان توسط دیکتاتور خون آشام آن کشور و چه در کمک به تدوین قوانین بین المللی بنفع بشریت مانند قرارداد بیستم اوت 1993اسلو در مورد صلح اعراب و اسرائیل، و نیز داشتن نقشی فعال در اشاعه صلح و دوستی در تنظیم روابط بین المللی برای زیستن در جهانی بهتر و مسالمت آمیز تر، نخواهد داشت.

کمپین سفارت سبز

دفتر مرکزی اسلو

نروژ

Read more

۱۳۹۰ تیر ۲۷, دوشنبه

سیاست خارجی، قربانی بی کفایتی و اختلافات داخلی

سیاست خارجی، قربانی بی کفایتی و اختلافات داخلی
سیاست خارجی، قربانی بی کفایتی و اختلافات داخلی
جرس: دستگاه عریض و طویل وزارت امورخارجه یکی از بی ثبات ترین دوران های خود را در جمهوری اسلامی می گذارند. حضور باندهای موازی در پست های مدیریتی این وزارت خانه و ورود آن به عرصه رقابت های سیاسی داخلی به آشفتگی های دامنه داری منجر شده است.


برخی گزارشها حاکی است که در حال حاضر به دلیل ساختار بی ثبات وزارت امور خانه بیش از چهل سفارت خانه ایران فاقد سفیر است و همچنین نزدیک به 600 کارمند با تجربه نیز طی دو سال اخیر با احکام بازنشستگی روبرو شده اند. انگشت اتهام بیش از همه متوجه "محمود احمدی نژاد" است که برای پیشبرد منویات خود در سیاست خارجی پایه های تصمیم گیری وزارت امور خارجه را سست کرده است اما ناظران نقش اقای خامنه ای رهبر جمهوری اسلامی در بی ثبات کردن این وزارت خارجه استراتژیک را نیز پر رنگ می بینند.

تنش های خودساخته

سیاست خارجی تهاجمی احمدی نژاد از دید مخالفان به تنش آفرینی در روابط بین الملل و انزوای روز افزون ایران منجر شده است. اعمال تحریم های شورای امنیت در قبال برنامه هسته ای و تحریم های یکجانبه و چندجانبه از سوی آمریکا و متحدانش به عنوان بخشی از عوارض این سیاست شناخته می شود. تحلیلگران می گویند که احمدی نژاد با فلج کردن دستگاه سیاست خارجی قصد یکه تازی در این میدان را دارد. او پاییز سال گذشته حکم برکناری " منوچهر متکی" را در میانه سفر دیپلماتیک وی به سنگال صادر کرد. این اقدام بی سابقه یکی از مهم ترین جلوه های بی ثبات سازی وزارت امورخارجه توسط رییس دولت بود. هدف از این برکتاری آن طور که محافظه کاران منتقد دولت اظهار داشتند به مخالف متکی با "اسنفدیار رحیم مشایی" رییس دفتر احمدی نژاد برمی گشت. پیش از آن نیز احمدی نژاد درصدد بود با انتخاب چهار نفر از نزدیکان خود به عنوان نمایندگان ویژه سیاست خارجی باند خود را در این وزارت خانه مسلط کند. این اقدام با مخالفت رسمی رهبر جمهوری اسلامی روبرو شد که طی 22 سال گذشته سیاست های کلان وزارت امورخارجه را تعیین کرده است.


یک بام و دوهوای سیاست خارجی

علاقه احمدی نژاد به کسب شهرت جهانی از طریق اظهارات جنجالی در تریبون های بین المللی احتمالا یکی از مهم ترین عواملی است که او را به تحدید اختیارات وزارت امورخارجه طی 6 سال گذشته تشویق کرده است. ادبیات دشمنی جویانه وی به تنش های شدید میان ایران و کشورهای مهم منطقه و جهان منجر شده و عملا سد راه بسیاری از مذاکرات دیپلماتیک بوده است. منتقدان بر این اساس او را متهم می کنند که سیاست های نادرست داخلی را در عرصه روابط خارجی نیز تعمیم داده و به این ترتیب امنیت ملی کشور را نادیده گرفته است. آیت الله "اکبر هاشمی رفسنجانی" رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام به تازگی با انتقادهای شدید و بی سابقه نسبت به سیاست خارجی دولت احمدی نژاد گفتهاست که این دولت :" در زبان و گفتار، جلوتر از دولت‌های قبلی پیش رفته‌ا و حتی گفته‌اند ما با ملت اسرائیل خیلی صمیمی هستیم. اما، در عمل "همان رفتار نسنجیده داخلی مانند امور اقتصادی، فرهنگی، اخلاقی، اجتماعی و سیاسی را در سیاست خارجی هم دارند." او گفتار و رفتار مسوولان دولت در سیاست خارجی را در تضاد با هم دانسته و معتقد است که حرف دولت احمدی نژاد برای ارتباط با جهان" ..با حرف‌های دولت‌های گذشته فرقی ندارد. ولی عمل کردن به این خواست آن گونه نیست که الان آقایان رفتار می‌کنند و... بی‌جهت نیست که روابط ما با کشورهای همسایه در این مقطع این‌گونه تیره شده است." رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام همچون بسیاری دیگر از منتقدان سایه انداختن اختلاف ها و رقابت های سیاسی داخلی بر دستگاه دیپلماسی را یکی دیگر از نشانه های بارز ضعف در وزارت امورخارجه دانسته است. ضعفی که به گفته وی منافع ملی ایران را به خطر انداخته است. او برای مثال به حاشیه هایی که پس از سفرش به عربستان برای حل مشکلات زائران ایرانی انجام شد اشاره کرده و گفته است که دولت برای خنثی کردن تاثیر سفر وی به منوچهر متکی وزیر سابق امورخارجه فشار آورده تا در یک کنفرانس خبری به دروغ اعلام کند که آقای "محمدی ری شهری" سرپرست حجاج ایرانی در عربستان مورد بازرسی بدنی قرار گرفته است. خبری که اعلام آن نظر مقام های عربستان برای اصلاح رفتار خود در قبال حجاج ایرانی را تغییر داده است.


جلوه های اختلاف

عرف رایج در اغلب کشورهای جهان این است که ساختار اداری و دیپلماتیک وزارت امورخارجه با تغییر دولت ها دستخوش دگرگونی های اساسی نمی شود. وزارت امورخارجه در واقع یک نهاد برای صیانت از حقوق ملی هر کشور است و بنابراین انتخاب نیروهای آن معمولا فارغ از جناح بندی های سیاسی داخلی صورت می گیرد. منتقدان می گویند که این قاعده در دولت احمدی نژاد به طور کامل نقض شده است. مهم ترین جلوه آن را می توان برکناری خارج از عرف منوچهر متکی وزیر سابق امورخارجه پس از بروز اختلاف هایش با رییس دولت دانست. علاوه بر این گفته می شود که احمدی نژاد برای تسلط بر ساختار اداری وزارت امور خارجه نیروهای معتمد خود را در پست های مدیریتی آن نشانده است. تفویض پست به این نیروها در ماه های اخیر تنش های جدی را نیز به دنبال داشته است. برای نمونه پس از آن "علی اکبر صالحی" وزیر امورخارجه در حکمی "محمد شریف ملک زاده" را به سمت معاون اداری و مالی خود منصوب کرد موجی از هشدارهای امنیتی و قضایی از سوی محافظه کاران منتقد دولت برای تجدید نظر در این حکم ایجاد شد. آنها این انتصاب را در راستای تقویت تیم احمدی نژاد می دانستند که از آن با تعبیر" جریان انحرافی " یاد می شود. نمایندگان مجلس نیز هشدار داده بودند که اگر وزیر امورخارجه تصمیم به برکناری ملک زاده نگیرد باید خود را برای استیضاح در صحن علنی آماده کند. در نتیجه این فشارها ملک زاده از سمت خود استعفا داد و به فاصله اندکی نیز توسط نهادهای امنیتی بازداشت شد. امری که از دید ناظران به عنوان زهر چشم گرفتن از احمدی نژاد تفسیر شده است. چنین اتفاق هایی به خوبی بی ثباتی های مدیریتی در وزارت خارجه و تابعیت آن از اختلاف های داخلی جناح های قدرت را نشان می دهد، اما عمق آشفتگی ظاهرا به مراتب بیش از اینهاست.


تسویه پر هزینه

گزارشهای تازه منتشر شده نشان می دهد که نزدیک 40 سفارت خارجه ایران در حال حاضر فاقد سفیر است و 600 نیروی با سابقه طی دو سال اخیر از کار برکنار شده اند. این گزارشها از سوی "جواد منصوری" سفیر سابق ایران در چین تایید شده است. او در گفتگویی تصریح کرده : "وزارت خارجه در طی چند سال گذشته دوران خاصی را گذرانده است. به این معنا که چون در اختیار خودش نبوده و ریاست جمهوری در بسیاری از مسائل درگیر بوده طبعا در بسیاری از مسائل لطمه دیده است. از جمله مسائلی که لطمه جدی به این وزارت خانه وارد کرده است از دست دادن تعداد زیادی از افراد باتجربه خود بوده است." او همچنین برکناری نیروهای با سابقه وزارت خارجه از مهم ترین عوامل نابسامانی آن در دولت کنونی دانسته و گفته "در دوسال گذشته بنا بر دستور، ۶۰۰ نفر از کادر حرفه ای وزارت خارجه بازنشسته شده اند و قطعا این مسئله ضربه سنگینی به وزارت خارجه وارد کرده است. این اتفاق در حالی رخ داده است که کسی جای آن‌ها نیامده است." منصوری بر همین اساس نتیجه گرفته تعداد سفارت خانه های فاقد سفیر حتی از 40 سفارت خانه نیز بیشتر است و" به علاوه سفارتخانه‌هایی که دارای سفیر هم هستند افراد بسیار با کیفیت‌های ضعیف تر از حد متوسط گذشته هستند و صرفا با توصیه‌های دفتر رئیس جمهور سفیر شده اند."


خبری از استراتژی نیست

منتثدان دولت احمدی نژاد می گویند که او برای پوشاندن ضعف های سیاست خارجی طی 6 سال گذشته به رفتارهای شعاری و تبلیغات دهان پرکن متوسط شده است. نمونه اعلای این گونه تبلیغات را از نگاه ناظران می توان در شعارهای دولت درباره برنامه هسته ای و ضدیت با غرب دید. سیاستی که علاوه بر انزوای روزافزون ایران در محیط بین المللی تحریم های اقتصادی بی سابقه ای را نیز به همراه داشته است. منتقدان علاوه بر این مهم ترین ضعف سیاست خارجی دولت را فقدان یک استراتزی معین برای دستیابی به اهداف تعیین شده می دانند. "مصطفی درایتی" عضو شورای مرکزی جبهه مشارکت و از منتقدان دیپلماسی دولت احمدی نژاد به تازگی در سخنانی با اشاره به این مساله گفته "سردرگمي‌ و بي هدفي در عرصه سياست خارجي در حدي است كه گاهي در اول ماه نسبت به يك كشور تندترين مواضع اتخاذ مي‌شودودر آخرماه از آن كشور بازديد به عمل مي‌آيد." او به از دست رفتن حرمت ایرانیان در کشورهای جهان به دلیل رفتار بی قاعده دولت احمدی نژاد اشاره کرده و معتقد است :" مردم داخل به دليل گرفتاري‌هاي موجود خيلي متوجه مشكلات به وجود آمده نمي‌شوند اما تاثيرات ديپلماسي غلط بر روابط باكشورهاي دوست ونزديك بيشتر مشخص مي‌شود و باعث از بين رفتن حرمت و عزت ايرانيان شده است."


وزارت تشریفات

انتقادها نسبت به بی ثباتی سیاست خارجی دولت احمدی نژاد در شرایطی انجام می شود که آقای خامنه ای رهبر جمهوری اسلامی نیز با استفاده از نیروهای نزدیک به خود به ویژه در شورای عالی امنیت ملی عملا قدرت وزارت خارجه را تضغیف کرده است. تصمیم گیری درباره برنامه هسته ای به عنوان مهم ترین معضل کنونی سیاست خارجی ایران توسط شورای عالی امنیت ملی انجام می شود که طبق عرف سیاسی جمهوری اسلامی تابع رهبری نظام است. همچنین برقراری مذاکره با ایالات متحده یا تعیین سطح روابط با قدرت های غربی نیز از جمله مسایل استراتژیکی است که آقای خامنه ای اختیار دار تصمیم گیری برای آن است.وابستگی تصمیم گیریهای کلان به نظر رهبری از دلایل اصلی خنثی بودن ساختار وزارت خارجه شناخته می شود. این وابستگی به حدی است که برخی ناظران از وزارت خارجه به عنوان نهادی تشریفاتی یاد می کنند و از همین رو سهم آن در جهت دهی به روابط خارجی ایران را بسیار اندک می بینند.

Read more

۱۳۹۰ تیر ۲۴, جمعه

شکنجه و رنج، مرگ تدریجی ایرانیان خاموش به قلم احمدملکی دیپلمات مستعفی

در هیچ نقطه ای از عالم نمی توانید این چنین بی تفاوتی و خاموشی مردمی را ببینید که چنین آسوده خاطر شاهد مرگ خود وعزیزان شان باشند اما دم بر نیاورند.

در کدام بلاد جهان می توانید سکوت و خاموشی بخش اعظم روحانیون و علمائی را ببینید که نه تنها درد و رنج ملتی را شاهدند بلکه خود آتش بیار معرکه شده و تنور حکومتی که ملتش را زنده زنده در آتش ذبح می کند یاری می رسانند.

آخر در کدام خراب شده دنیا شما دیده اید که علماء دین در مقابل این همه ظلم و جنایتی که بر سر ملتی می آید بر لبان خود قفل زده اند و جائی که سخنی بگویند نیشی و نیزه ای بر دل ملت خود وارد می کنند.

در کدام کشور جهان اینقدر از خدا و پیامبر، بهشت و جهنم، قیامت و برزخ ، ماشاالله و انشاالله گفته می شود و با نام آنها دسته دسته انسانها را جان می ستانند و چوبه دار و سنگسار و قطع اعضای مردمان بدبخت در زندان ها بر پا می کنند.

بیش از سه دهه است که حکومت ریشه های ملت را قطع نموده، بی تفاوتی و بی غیرتی ، بی وجدانی، و بی شرفی آنچنان در میان اقشار مردم رسوخ کرده است که نمونه های آن از نوادر بی نظیر فقط در ایران اتفاق می افتد. مردی جوانی را جلو جشم صدها نفر قریب یکساعت سلاخی می کند و همه تماشاگرند و دعوت به آرامش می کنند. جوانی دختری را با چاقو تیکه تیکه می کند مردم شاهد و مشغول فیلم گرفتتند هستند تا آخرین قطره های خونش برود.

زندانی را شکنجه می کنند و جنازه او را شبانه بخاک می سپارند مردم خاموشند. زندانیان سیاسی تا دم مرگ اعتصاب می نمایند آب از آب تکان نمی خورد. فجیع ترین قتل ها و جنایات در کشور رخ می دهد همه شاد و راضی اند. و هزاران هزار جرائم و جنایات دیگر......

در هر سرزمینی از جهان یکی از این اتفاق ها، باعث سرنگونی و قیام ملی مردم می گردد اما در کشور گل و بلبل آقا امام زمان، حتی از مراجع و روحانیون هیچگاه یک کلام در دفاع از ملت نشنیده ایم.

ملت عزیز ایران اگر شما از مراجع و روحانیون غیر از انگشت شمار آنها، کلامی در مذمت ظلم و جنایتی که هر روزه بدست این ضحاکان انجام می گیرد شنیده اید بگوئید تا ما نیز بدانیم.

پزشک زندان کهریزک را می کشند اما از پزشکان با غیرت و شرف ایرانی هیچ صدایی بر نمی خیزد صدها هزار پزشک در ایران داریم اما هیهات هیهات از ذره ای وجدان و شرف.

معلم با شرفی را از زندگی ساقط می کنند و با شکنجه می کشند اما از صدها هزار معلم صدایی بر نمی خیزد. رهبران جنبش سبز را در زندان ذره ذره نابود می کنند اما صدای اعتراض برای رهایی آنها بگوش نمی رسد.

هنرمند سینما را شکنجه و زندان می کنند اکثر هنرمندان خاموش و راضی و همراه حاکمیت که دستانش به جنایت آلوده شده است.هموطنان عزیز تا کی باید جان خود و فرزندانتان را به پای بت بزرگ سلاخی کنید. تا کی می خواهید زنده زنده در آتش حکومت ظلم خود را بسوزانید حداقل فریادی بر آوریم .مرگ باعزت زندگی است.

هیچ ملتی در جهان به اندازه ملت ایران از حسین و ظلم یزیدیان سینه نمی زنند و هیچ ملتی نیز همچون ما زیر بار ظلم و ذلت نمی رویم. حسین فقط بخاطر نرفتن زیر بار ظلم و بیعت یزید تن به جنگ نابرابر داد و تمام اهل بیت خود را به میدان مرگ آورد تا درس عزت و آزادگی به مردم بدهد که هیچ چیز بهتر از آزاد بودن و زندگی باعزت نیست. زیر بار زور و ظلم نروید حتی اگر جان خود و اهل بیت خود را از دست بدهید.

پس از شهادت حسین بن علی و یارانش، مختار قیام کرد و انتقام از ظالمین گرفت در کشور عزیز ما پس از این همه اعدام و جنایت، جانیان و آدم کشان نه تنها اظهار ندامت و پشیمانی نمی کنند بلکه هر روز بر جنایات خود می افزایند و روحانیون ما شاهد و مدافع این کشتار بی رحمانه هستند.

مسئولین هیچ کشوری در دنبا سراغ نداریم که اینقدر دروغ و فریب بکار ببرند و با نام دین خون ملتی را در شیشه کنند.

هموطنان عزیز مرگ تدریجی همراه با شکنجه و رنج را پذیرفته ایم و هر روز از درو دیوار مملکت اسلامی عذاب و مرگ و درد می بارد اگر راضی به این وضع باشیم بدانیم که این آتش سرانجام همه را به خاکستری مبدل خواهد کرد شکنجه گاهی برای فرزندان و نسل های آینده خواهیم ساخت. بر خیزیم ودر حد توان خود کاری حسینی کنیم.

جهل و نادانی را با روشن کردن شمعی چاره بیاندیشیم و چراغ آگاهی را گسترش دهیم علماء خفته را بیدار نمائیم و اقلیت خائن که حاکمیت را بدست گرفته اند از میدان بدر کنیم هر کس در توان خود قدمی بر دارد و شمعی بیفروزد. ظالمان خواهند سوخت.


Read more

۱۳۹۰ تیر ۱۹, یکشنبه

اعدام بيشتر و علنی برای ارعاب معترضين

گاردين زير عنوان "قتل های قضائی بيکران در ايران" می نويسد افزايش اعدام ها، به توصيف گروههای مدافع حقوق بشر، با هدف سرکوبی ناآرامی های مدنی طراحی شده است.دسترسی به واقعيات در کشوری که تهيه گزارش های خبری مستقل در آنجا بيشتر به افسانه می ماند کاری بسيار دشوار و تقريبا از محالات است. اما گروههای ايرانی مدافع حقوق بشر، تشکيلات بين المللی ناظر بر چگونگی رعايت حقوق بشر، ونيز کارشناسان امور ايران، همگی از توسل رژيم به قتل های قضائی بيشتر خبر می دهند.

قصد رژيم، در ظاهر، مبارزه با قاچاق مواد مخدر، و جرائم جنائی ديگر است. اما به گفته فعالان و مدافعين حقوق بشر، واقعيت اين است که رژيم برای سرکوبی اپوزيسيون سياسی، و مقابله با تلاطم ناشی از شورش های موسوم به بهار عرب، به ارعاب عمومی و قتل های پنهائی متوسل شده است.

به گزارش عفو بين الملل، ايران در سال جاری ميلادی، تا کنون، از ژانويه تا آخر ژوئن، به اعدام ۱۹۰ نفر اذعان دارد، اما ۱۳۰ اعدام ديگر نيز انجام گرفته است، بی آنکه اطلاعيه ای صادر شده باشد.

حقوق بشر ايران، تشکيلات نظارتی مستقل، اوضاع را از اين هم بدتر توصيف می کند. اين گروه می گويد ۲۵ نفر فقط در يک روز، (روز سوم ژوئيه) در زندان قزل حصار کرج اعدام شدند. اين اعدام های به ظاهر مرتبط با قاچاق مواد مخدر، توسط رسانه های دولتی گزارش نشده است. ۷ نفر ديگر نيز همان روز در زندان اوين تهران اعدام شدند.

کمپين بين المللی برای حقوق بشر در ايران، يک گروه مستقل ديگر، ماه گذشته از اعدام ۲۶ زندانی در زندان وکيل آباد مشهد در روز پانزدهم ژوئن خبر داد، و اظهارات محمود ذوقی دادستان مشهد را نقل کرد که به بالا بودن شمار اعدام ها در دو سال و نيم گذشته اذعان می کند. ذوقی، اين افزايش را ناشی از شمار بالای پرونده های قاچاق مواد مخدر دانسته است.

درهمين مدت شمار اعدام های علنی نيز بالا رفته است. از آغاز سال ۲۰۱۱ تا کنون ۱۳ مرد در ملاء عام اعدام شده اند، که ۱۶ مورد آن پس از شانزدهم آوريل انجام گرفته است.
ايران همچنين با بی اعتنائی به قوانين بين الملل، دو نوجوان را در روز بيستم آوريل در بندر عباس اعدام کرد.
در مجموع، متوسط اعدام در ايران در سال ۲۰۱۱ تا کنون، دو نفر در روز بوده است، که اين کشور را در مقام دومين اعدام کننده در جهان، پس از چين، قرار می دهد.

مارک والاس، سفير سابق آمريکا، و رئيس کنونی گروه موسوم به اتحاد عليه برنامه اتمی ايران می گويد بايد جلوی تهران را گرفت. او در مقاله ای در لس آنجلس تايمز نوشت جامعه بين لمللی لازم است عليه اين گونه وحشيگری ها قد علم کند و وخيم تر شدن وضعيت حقوق بشر در ايران را در سطوحی گستر تر علنی سازد


Read more

۱۳۹۰ تیر ۱۲, یکشنبه

آقای خاتمی – آیا آقای خامنه ای، گوشه چشمی نشانت داده؟ شما بهتر از هر کس میدانی او دیکتاتوری اصلاح ناپذیر است

آقای خاتمی هنوز خون شهیدان جنبش سبز خشک نشده است که شما چنین شتابان در پی استحکام پایه های در حال ویران این سلطنت مطلقه با نام اصلاحات می باشید. بهتر از همه می دانی که آب از سرچشمه گل آلود است و شخص خامنه ای اصلاح ناپذیرترین ریاست طلب جهان است و این عروس هزار چهره پیر آنچنان او را در شهوت ریاست غرق کرده است که فقط مرگ او لحظه بیداری اش است و بس.

آقای خاتمی هنوز درد و رنج مادرانی که فرزندانشان در زندانها به آنان تجاوز شده است پایان نیافته، که شما بی تابانه در تلاش هستید تا رهبر دیکتاتور ایران که روی چنگیز و مغول را سفید کرد را در حمام اصلاحات خود شستشو دهید و خون ها و جنایات های این ظالم را پاک نمائی.

مگر ملت ایران وحشیانه ترین سرکوب در تاریخ ایران را فراموش می کنند که چگونه اراذل و اوباش این رهبر کوته بین با رعب و درنده خوئی ملتی را پس از تجاوز به فرزندان آنان با وحشیانه ترین برخوردها سرکوب نمودند و ایران را تبدیل به آتشی درزیر خاکستر کردند در این دوزخ که ساخته او و اعوانش است جوانان را در سرخوردگی و وحشت رها کرده اند و با پراکندن ترس و رعب بردگی و ذلت را حتی در خانه مراجع کاشته اند. جوانانی فرار را بر ماندن در این دوزخ ترجیح داده تا زد ست این اشقیاء و حرامیان آوارده غربت گردند آتش خشم و خشونت زبانه می کشد امید و نشاط را نابود کردند.

آقای خاتمی تا کی می خواهی از گفتن حقایق صرف نظر کنی و تنور این حکومت در سقوط را گرم نمائی. مجیز گویان قدرت و به یغما برندگان ثروت ملت آنچنان زیادند که مجالی برای شما قرار نخواهند داد. مردی مثل سید علی خامنه ای که چنان مدهوش شهوت ریاست شده است که حاضر است برای حفظ آن کشوری را فدای عقده های فرو خفته خود کند و سرانجام سرنوشتش را با طناب دار گره بزند. کسی که نشان داد در اعمال ضد انسانی و شقاوت سرآمد عصر خود و سلف خویش است تن به اصلاح نخواهد داد.

آقای خاتمی هنوز رهبران عزیز جنبش سبز آقایان موسوی و کروبی در بند زندان اسیرند و تو دم از مماشات و سازش با آقای خامنه ای را می زنی. اگر می خواهی از مظلوم حمایت کنی بسم الله، اما نه اینکه رهبری که در تله و باتلاقی که با دستان خودش ساخته گرفتار است را بخواهی رها سازی.

آقای خاتمی پنبه ها را از گوشت بیرون کن و اگر گوشت، گوش است و نه شفتالو پس بشنو:

آگر آنروز که ملت ایران در دوره ریاست جمهوری به تو امید بست و با تمام قوا پشتیبانی ات نمود و آن مرد بزرگ آبت الله منتظری به شما گفتند که از آراء ملت صیانت کن و به آقای خامنه ای بفهمان که ملت به من رای داده اند تا خواست آنان را اجرا کنم اما تو با ندانم کاری و ترسی که داشتی پس از 8 سال که قدرت در دست داشتی گفتی من یک تدارکچی بیش نبودم و بهترین فرصت ها را سوزاندی و سوای خدماتی که کردی اما اشتباهات بزرگی مرتکب شدی زیرا نخواستی به آن رهبر بی خردت بفهمانی که تن به خواست ملت بدهد و دست از خودکامگی بردارد.

اکنون اشتباه گذشته را تکرار مکن. آقای خامنه ای رهبریست که دستانش به خون و تجاوز آلوده شده است و ملت بیدار ایران، مراجع بیدار، روحانیون بیدار، اندیشمندان بیدار، سیاسیون بیدار، و اقشار مختلف مردم که بیدار شده اند خواستار تغییر بنیادین و اساسی سیستم دیکتاتوری ایران هستند و اولین خواسته آنها بر کناری فرعون ایران که با سلطنت مطلقه ولی فقیه خون ملت را در شیشه کرده و با رعب و سرنیزه حاکم شده است.

آقای خاتمی اگر گوش شنوا داری همگام با مردم بیدار بدنبال این خواسته بحق باش که 33 سال است این ملت خون میدهد اما به آزادی و دمکراسی نمی رسد و بیش از 150 سال در پی حاکمیت بر سرنوشت خود است اما اصلاح طلبانی فرصت طلب که بیش از اصلاح به قدرت می اندیشند عاقبت دست به سرقت حقیقت زده و ظلم ظالمین را عین عدل نشان داده و جنایت آنان را کمرنگ نشان داده و با حمام اصلاحات خون های بناحق ریخته شده را از دامان این دیکتاتوران خیانت کار پاک می نمایند.

اگر حقیقتا اصلاح طلب هستید اول باید رهبر خطاکار را سر جایش می نشاندید و حقیقت را فدای مصلحت نمی کردید.

آقای خاتمی مسئول تمام این جنایات ها و آدم کشی ها شخص اول مملکت آقای خامنه ای است تا کی می خواهی بفهمی اوست که بر این روال پافشاری می کند و بر ظلم و خونریزی استمرار می بخشد چرا افسون قدرت چشمانمان را از دیدن حقیقت کور کرده است.

آقای خاتمی بیش از این خود را خرج این رهبر قاتل و شکنجه گر مکن و حرمت و اعتبار خود را برای اصلاح او به حراج مگذار. هر انسانی که ذره ای شرف و وجدان داشته باشد همگام با ملت، با شهامت و شجاعت به آقای خامنه ای می فهمانند تا دیر نشده است حاکمیت ملت را بخودشان بسپارد.

برای آزادی زندانیان سیاسی و رهبران جنبش سبز، شخص خامنه ای را مورد خطاب قرار بده، و اشتباهات این رهبری که تاکنون جز خودکامگی و دیکتاتوری چیز دیگری در چنته نداشته بر مردم آشکار کن.

بحمدالله این نظام الهی مسئولینی تربیت کرده است که نمونه های آن در تاریخ جهان نادر است. رفسنجانی مرد شماره دو ایران که بارها دختر او را به لجن رکیک ترین فحش های ناموسی و تا هرزه گی و فاحشه خواندند اما این مرد شیفته و تشنه شهوت ریاست حتی کلامی در حمایت از ناموس خود بر زبان نیاورد. اینها اعوان این فرعون هستند.

در تاریخ ایران شندیده بودیم که حاکمان ولایات برای استحکام قدرت و منصب خود دخترانشان را پیشکش شاهان و درباریان می کردند اما با چشم خود آن را ندیده بودیم که در عصر حاضر دو نمونه آن که ذکر شد چشم و گوشمان را باز کرد که تاریخ تکرار می شود.

نمونه دوم آن فرزند آقای روح الامینی بود که به دستور شقی ترین آدم آقای خامنه ای در حوادث اعتراضی تهران دستگیر و به همراه چند تن دیگر بدنش را آن چنان شکنجه داده بودند که آش و لاش شده بود و با درد و رنج تمام به شهادت رسید. آقای روح الامینی با بی شرمی تمام چند روز بعد به دیدار دستور دهنده شکنجه فرزندش رفت و به تکریم و دعای او پرداخت. آیا پستی و رذالت از این بیشتر درجهان سراغ دارید بی غیرتی و بی شرفی تا کجا می تواند برسد.

آقای خاتمی مسئولین این نظام امام زمان اسوه و الگوی رذالت و پستی هستند اگر بقدر ذره ای شرف و آبرو و وجدان داشتند حداقل از حریم خانواده خود دفاع می کردند چگونه دل بسته ای اینان اصلاح شوند مگر اینکه خود تمنا و تشنه شهوت ریاست باشی و به بهانه آن چند صباح دیگر بر گرده ملت ایران بخواهی سوار شوی.

در تونس بخاطر خودسوزی یک انسان انقلابی بپا شد و به فرار رهبر آن منتهی گردید. اما در نظام امام زمان و الهی ایران از کشته ها پشته ساختند، از تجاوزات به کبیر و صغیر رحم نکردند، در سرکوب و وحشی گری سرآمد دنیا شدند از زندانها شکنجه گاهها ساختند و آب از آب تکان نخورد.

ماشاءالله بر غیرت ایران و ایرانی و مسئولین آن. از ماست که برماست.

و حسن ختام بار دیگر تکرار می کنم آقای خاتمی :

خامنه ای در باتلاق اعمال ستمکارانه اش هر لحظه بیشتر غرق می گردد حتی مراجع سنتی نیز از او دست شسته اند هر کس نزدیک وی گردد دچار سرنوشت او شود شما چرا می خواهید با اصلاحات او را نجات دهید هوشیار باش که همراه او غرق نشوی.....

به قلم احمد ملکی عضو کمپین سفارت سبز

Read more

۱۳۹۰ تیر ۹, پنجشنبه

آقای اصلاح طلب! به این تصاویر نگاه کن چیزی یادت می آید؟


قرار نبود این را بنویسم اما چه میشود کرد که یکبار و برای همیشه باید تکلیف خود را با شما مشخص کنیم. اگر شما می خواهید در آینده ایران روسیاه بمانید و همردیف جنایتکاران به حساب بیایید و حتی همراه با آن ها محاکمه شوید تصمیم شماست و کسی جلوی شما را نگرفته است. نمی دانم از چه می هراسید شاید با شناختی که از خودتان دارید گمان می کنید که در ایران آینده جایی ندارید و حکومت قراضه ی ولی فقیه و سو استفاده از مناصب تحت لوای او را به ایران آزاد ترجیح می دهید اما از آن چه که نمی توانید جلوگیری کنید خواست و اراده ی مردم است. هر انسان عاقل و هوشیاری اگر پای سود و منفعت شخصی یا حفظ قدرت پوسیده در میان نباشد می تواند دریابد که از حکومت اسلامی پایه گذاری شده در سال 58 جز باتلاقی گندیده و غیر قابل اصلاح چیزی باقی نمانده است که هر از چند گاهی افراد خودی را میبلعد و بدون شک نوبت شما هم خواهد رسید, همانگونه که این باتلاق به موسوی و کروبی که از خودی های نظام بودند و تازه شما از لحاظ درجه و شجاعت قابل قیاس با آن ها نیستید هم رحم نکرد. این حکومت مدت هاست که مشروعیت خود را به طور کامل از دست داده است و جانشین امام زمان شما به چماق تکیه کرده است. آزادیخواهان این همه کشته ندادند و متحمل حبس نشدند که اقتدارگرایان تخم مرغ گندیده ی حکومت استبدادی-استصوابی را رنگ کرده به عنوان انتخابات جدید به مردم قالب کنند. مردم رنجدیده ی ما قریب 100 سال به دنبال آزادی هستند و هر بار منفعت طلبان بزدل کار آزادی را نافرجام گذاشته اند. مگر می شود که در یک قرن 3 کودتا و 2 انقلاب داشت و باز به آزادی نرسید و اندرخم یک کوچه بود! خیلی راحت قافیه را باختید و خون نداها و سهراب ها و صانع ها را پایمال کردید. آنوقت می گوییم چرا مصر و تونس توانست و ما نتوانستیم, در آن کشورها ارتشیان به مردم پیوستند ولی در ایران اصلاح طلب به ظاهر سبزی که همان واژه ی اصلاح طلب برازنده ی اوست چنین راحت با دیکتاتور خونخوار سازش می کند. درست است که حافظه ی ملت کمی ضعیف است اما نه آنقدر که سازش خیانتکارانه و ننگ آمیز شما را از یاد ببرد. در هر انتخاباتی که می خواهید شرکت کنید و هرچقدر که می خواهید برای رهبر معظمتان دستمال ابریشمی هدیه ببرید اما همانگونه که با شهیدان و همراهان در بند هیچ نسبتی ندارید, ملت هم با شما نسبتی نخواهد داشت و در تاریخ ایران منفور شمرده خواهید شد.

راستی آقای اصلاح طلب! یکبار دیگر به تصاویر بالا نگاه کن. چیزی یادت آمد یا هنوز فراموشی گرفته ای؟
Read more

۱۳۹۰ تیر ۲, پنجشنبه

سکوت و مماشات مجمع روحانیون مبارز ،در رابطه با کشتار مردم سوریه ،توسط رژیم بشار اسد

بار دیگر روحانیت مستقل و و غیر درباری در بزنگاه تاریخ و مقطعی حساس از اوضاع منطقه و جهان مورد قضاوت مردم کشورمان ایران، قرار گرفته است.یک طرف رژیم های تا دندان مسلح خودکامه اند، که برای حفظ ثروت و امکانات و قدرت خود از کشته پشته می سازند و سوی دیگر ،مردمی مظلوم ،تحقیر شده و منکوب قدرت فاسد زمانه ،که به قیمت خون و حتی جان خود، جهت حصول کشورشان به دموکراسی و آزادی و عدالت و رهایی خود و نسل های آینده از فساد و ستم و تبعیض ،مبارزه می کنند.مقطعی از تاریخ ،که در آن فرهیختگانی چون نائینی ها ،شریعتمداری ها و منتظری ها،با پشت کردن به قدرت و پیوستن به مردم ،دوش به دوش آنان ،علیه قدرت مداران و جیره خواران آن ،همچون فضل الله نوری ها، مبارزه نموده و در غایت امر، به حکم تاریخ ،پیروزی نهایی را به مردم خود بارمغان آورده و نام نیکی از خود، در تاریخ به یادگار می گزارند.اکنون نگاه مردم ایران و منطقه نیز به مجمع روحانیون مبارز است.اولین نکته ای که در ذهن مردم متبادر می شود ،این است ،چرا این مجمع که زمانی دبیرکل آن مبتکر گفتگوی تمدن ها بود ،در مورد فجایعی که علیه مردم آزاده و مبارز و شجاع سوریه ،توسط یک حاکم جبار و خون آشام می رود، عکس العملی در خور و شایسته، نشان نمی دهد؟چرا به حکم حق ،علیه حمام خونی که رژیم فاسد سوریه ،علیه مردم مظلوم و بیگناه این کشور راه انداخته ،موضعگیری نمی کند؟آیا در دنیای عصر حاضر مردمان و دولتمردانی را سراغ دارید که علیه این ظلم و ستم موضعگیری نکند؟ پس این سکوت و محافظه کاری مجمع روحانیون مبارز در مورد فجایع سوریه چیست؟ بدیهی است در چنین مقطعی کسی از جامعه روحانیت ،که همه امکانات کشور را مصادره و به یغما برده و بخاطر حفظ همین ثروت و امکانات و قدرت غصبی خود،آزادی و دموکراسی معهود ،به مردم ایران را ،تبدیل به فساد و تباهی و حصر و زندان و تبعید و شکنجه و تجاوز و اعدام و مرگ حقوق بشر ،در ایران نموده است.انتظار موضعگیری علیه رژیم فاسد و قاتل بشار اسد را ندارد.چون می داند یکی از کلیدهای گشایش قفل درب آزادی بروی ملت ایران سقوط رژیم جبار و ستمگر بشار اسد است.آیا مجمع روحانیون مبارز نیز اندیشه مشابهی را در ذهن خود پرورش داده و بازگشت به قدرت به هر بهایی را انتظار می کشد؟ تا با حفظ رژیم فوق پنجه خون آلود اختاپوسی خود را همچون ولی فقیه حاضر،بار دیگر برای کسب قدرت بیشتر ،حواله مردمان بیگناه منطقه نماید؟ با توجه به مراتب فوق ،کمپین سفارت سبز ،این سکوت مجمع روحانیون مبارز را همسو با زیاده طلبی های اصلاح طلبان حکومتی و توطئه های جاری آنها علیه مردم دانسته ،آنرا محکوم نموده و خاطرنشان می سازد : نسل های آینده در حافظه تاریخی خود هرگز چنین مماشاتی را با صاحبان قدرت ،توسط جامعه روحانیون مبارز نخواهند بخشید.
کمپین سفار سبز
دفتر مرکزی-اسلو
نروژ

Read more

۱۳۹۰ خرداد ۲۹, یکشنبه

اتحاد، اپوزیسیون و رهبری

با درود به تمام جانباختگان راه آزادی ، در طول تاریخ مبارزات مردم ایران برای کسب آزادی و دموکراسی نقش رهبری بسیار بارز و ویژه بوده است و این موضوع در فرهنگ سیاسی مردم ایران زمین نهادینه گردیده که همواره باید برای پیشبرد خواسته های خود بدنبال یک رهبری کاریزماتیک باشد .

اما در وقایع پس از انتخابات ریاست جمهوری سال 1388 وتقلب حاکمیت اسلامی و سرقت آرای مردم ، ملت ایران بایک خیزش استثنائی و بدون برنامه اولیه به خیابانها آمدند و با طرح شعار رای من کجاست ؟ حکومت را به چالش کشیدند و حاکمیت نیز با تصوراینکه می تواند مردم را با سیاست النصروبالرعب یعنی اعمال شکنجه و زندانی کردن فعالین سیاسی و اعدام آنان و کشتن مردم در خیابانها ، آنها را از طرح خواسته های به حق خود منصرف نماید به نتیجه مطلوب خواهد رسید.

در همان ابتدای راه در بین تمام اقشار جامعه این سئوال مهم مطرح بود که برای ادامه مبارزه و طرح سیستماتیک خواسته ها چه کسی یا گروهی می تواند رهبری این حرکت اعتراضی را بعهده بگیرد زیرا که هرچه حضور مردم در راهپیمای ها پررنگ تر می شد حکومت نیز خشن تر برخورد می نمود وازسوی دیگر هیچ راهکاری برای ادامه مبارزه از سوی نمادهای جنبش ارائه نمی گردید به جز اینکه این جنبش مسالمت آمیز است و یا همچنین به صدور بیانیه و محکوم کردن کشتار مردم قناعت می شد ، و طرح جامع و فراگیر برای برخورد جدی و مناسب با حاکمیت وجود نداشت ، البته نباید از انصاف هم دورشد ! بدیهی است آنها اگر قصد خود را برای صدور اعلامیه مبنی بر باقی ماندن مردم در خیابان و ادامه حضورشان تا احقاق خواسته هایشان را اعلام می کردند شاید زودتر در حبس خانگی قرار می گرفتند و یا امروز زنده نبودن و از سوی دیگرنیز یک نکته بسیار مهم وجود داشت و آن اینکه آنها خود از افراد موسس این جمهوری بوده اند و لذا هرگز نمی خواستند نا بودی آن را شاهد باشند و در چنین شرایطی از فرصت بوجود آمده نتوانستند استفاده بهینه کنند و مردم نیز روز بروز با فشار حاکمیت و برخورهای خشن با دادن هزینه زیاد مجبور به ترک خیابانها شده و ما شاهد فراز و نشییب حضور آنان بودیم . البته ناگفته نماند که هر گاه مردم قصد و اراده می کنند که در مناسبتی ویژه و با فراخوان برخی گروه ها از جمله دانشجویان و جوانان آزاده اقدامی علیه حکومت اسلامی نمایند حاکمیت به شدت با اعزام هزاران نیروی نظامی شهرها را تبدیل به پادگان نظامی می کند .

حال سئوال اساسی در این مقطع حساس از مبارزات مردم ایران این است : آیا طرح این سخن و کلام از سوی برخی فعالین جنبش که هر فرد خود یک رهبراست برای جنبش سبز کافی و کارساز بوده و یا اینکه نیاز به رهبری و یا شورای رهبری ضروری می نماید تا مسیر حرکت مردم دراینده و حضور آنان در خیابانها و یا اعتصابات و نافرمانی مدنی را مشخص و برنامه های بعدی مبارزه را معین وهمچنین در عرصه بین المللی نیز پیگیر مسائل اصلی جنبش اعم از نقض حقوق بشر و رایزنی با دول غربی برای عدم مماشات با این رژیم جنایت کار باشد و خواست ملت را از یک مجاری شفاف برای همگان بیان نماید .

اپوزیسیون موجود در داخل و خارج ازکشور از طیف های سیاسی مختلفی تشکیل شده است که متاسفانه هنوز به یک اتحاد حداقلی در خواستهای مشترک و ایجاد یک شورا و یا کنگره ملی نتوانسته است موفق عمل کند و قدمی اساسی و راهگشا بردارد لذا ، چنانچه امروز خواهان این هستیم که کشورمان را از بحرانهای آینده نجات دهیم باید هرچه سریعتر اپوزیسیون در راستای حل این مشکل یعنی عدم اتحاد که ریشه آن را می توان در طرح های پلید جمهوری اسلامی جستجو کرد که در طول سی و دوسال گذشته با ایجاد نفاق و سوءظن بین تمام ایرانیان آنهارا منفعل کرده است حرکت نماییم.

درهمین راستا اپوزیسیون باید به جای تلاش برای مطرح کردن مسائل اختلاف برانگیز نهضتهای ملی گذشته سعی کند با اتحاد خود روی محورهای حداقلی امروز ، آینده را پیش بینی نموده و فرصت سازی کند. فرصت های تاریخی همیشه پشت در منتظر ما نیستند. فرصت های قبلی گذشت و تمام شد باید به فکر فرصت سازی بود. چطور می توان در آینده یک فرصت تازه خلق کرد. متاسفانه اپوزیسیون تلاش می کند فرصت از دست رفته را زنده کند به جای اینکه با نگاه به آینده به ساختن فرصت تازه بیاندیشد.

لذا باید برای ایجاد اتحاد و امید دربین تمام ایرانیان از هر فکرو اندیشه و قوم و گروه اقدام عملی انجام گیرد و طرح یک نکته بسیار مهم در اینجا لازم است تاکید دوباره گردد : پاشنه آشیل این نظام همانا اتحاد بین تمام نیروهای اپوزیسیون می باشد و با تحقق آن اولین قدم در سرنگونی این رژیم برداشته خواهد شد.

محمدرضا حیدری

سخنگوی کمپین سفارت سبز =2011/06/19

Read more

آغاز اقدام نمایندگان مجلس برای استیضاح وزیر امور خارجه

شماری از نمایندگان مجلس شورای اسلامی با امضای نامه‌ای خطاب به علی لاریجانی، رئیس مجلس خواهان استیضاح علی‌اکبر صالحی، وزیر امور خارجه شدند.
به گزارش خبرگزاری فارس، امضاکنندگان این نامه دلیل استیضاح وزیر امور خارجه را نصب محمد شریف ملک‌زاده به عنوان معاون اداری و مالی وزارتخانه عنوان کرده‌ و می‌گویند که «سوابق مسأله‌دار» وی مصالح خارجی نظام را به «خطر» می‌اندازد.
خبر استعفای محمد‌ شریف ملک‌زاده، دبیرکل شورای عالی امور ایرانیان خارج از کشور و انتصاب وی به عنوان «معاونت اداری و مالی وزارت امور خارجه» روز گذشته، شنبه در رسانه‌های رسمی ایران منتشر شد.

نمایندگان مجلس با اشاره به «هشدار» دادستان تهران به وزیر امور خارجه در این رابطه و «بی‌اعتنایی» وی، آورده‌اند: «با توجه به نقشی که وزارت امور خارجه در تأمین منافع ملی دارد و تمایل و تلاشی که سازمان‌های جاسوسی برای نفوذ در این وزارتخانه دارند، و نیز جایگاه مهمی معاون اداری و مالی در چیدمان نیروی انسانی در سفارتخانه‌ها دارد، اهمیت موضوع دوچندان می‌گردد.»

تا کنون ۲۵ نماینده مجلس از جمله احمد توکلی، محمدرضا باهنر، علی مطهری، حمیدرضا کاتوزیان و غلامرضا مصباحی‌مقدم این طرح استیضاح را امضا کرده‌اند. بر اساس آئین‌نامه مجلس، طرح استیضاح وزیران می‌تواند با حداقل ۱۰ امضا مطرح شود.

در نامه استیضاح وزیر امور خارجه آمده است: «گرچه انتخاب معاون از اختیارات وزیر است، ولی هیچ وزیری حق ندارد فردی را به معاونت نصب کند که اکثریت همکارانش در مدیریت قبلی‌اش بازداشت شده و خود وی نیز با اتهامات متعدد مالی و غیرمالی در شرف بازداشت است.»

مجلس شورای اسلامی از آبان ماه سال گذشته تحقیق و تفحص از عملکرد مسئولان شورای عالی ایرانیان را آغاز کرده است. «اقدامات موازی این شورا با وزارت امور خارجه، محل تامین هزینه‌های این شورا و رفت و آمدهای مشکوک به دعوت این شورا» از جمله محورهای این گزارش است. کمیسیون تلفیق مجلس شورای اسلامی نیز از اردیبهشت ماه جاری، ردیف بودجه شورای عالی ایرانیان، را حذف کرد.

محمد‌شریف ملک‌زاده در پی آغاز به کار دولت دهم با حکم اسفندیار رحیم‌مشایی به سمت رئیس شورای صیانت از حقوق شهروندی ایرانیان خارج از کشور منصوب شد و پس از آن دبیری شورای عالی رسیدگی به امور ایرانیان خارج از کشور را بر عهده گرفت. ریاست این شورا را اسفندیار رحیم‌مشایی بر عهده دارد.


اصول‌گرایان مخالف دولت محمد‌شریف ملک‌زاده را از اعضای «جریان انحرافی» نزدیک به دولت می‌دانند. جریان انحرافی توصیفی است که اصولگرایان منتقد دولت درباره اسفندیار رحیم مشایی، رئیس دفتر رئیس‌جمهوری ایران و نزدیکان وی به کار می‌برند. در ماه‌های اخیر شماری از نزدیکان اسفندیار رحیم‌مشایی از سوی نیروهای امنیتی بازداشت شده‌اند.

منبع رادیو زمانه

Read more