|
ما سبزهای ساختارشکنیم و خواهان تغییــــر بنیادینِ رژیمِ حاکم برایران هستیم ، ما ازخواستِ مردمِ داخل کشورمان تبعیّت میکنیم ، دلبستــــه به کسانـی و یا جریانــــی نیستیـم. محمدرضا حیدری
۱۳۹۰ اردیبهشت ۴, یکشنبه
تولد ملت به قلم : کاظم رنجبر :دکتر در جامعه شناسی سیاسی
۱۳۹۰ اردیبهشت ۳, شنبه
سخنی از دل با همکاران وزارت خارجه ای بخش ششم به قلم احمد ملکی دیپلمات پیشین و عضو کمپین سفارت سبز
۱۳۹۰ اردیبهشت ۲, جمعه
ابراز نگرانی نروژ از شمار بالای اعدامها در ایران
به گزارش خبرگزاری رسمی آلمان، یوناس گار استور، وزیر خارجه نروژ با تخمین اعدام «۱۸۷ نفر» در ایران در سال جاری میلادی و همچنین اجرای حکم اعدام «۶۸۲ تن» از سوی دستگاه قضایی جمهوری اسلامی در سال ۲۰۱۰، گفت: «من به شدت از افزایش بسیار زیاد اعدامها در ایران نگران هستم.»
وی به ویژه از افزایش اجرای حکم اعدام در ملاء عام ابراز نگرانی کرد و افزود که به ویژه بالا بردن فرد محکوم به اعدام با جرثقیل و ذره ذره خفه کردن او «ظالمانه است و در خور جامعه مدرن نیست.»
این اظهارات در حالی بیان شده است که به گزارش خبرگزاری مهر، بامداد پنجشنبه، چهار نفر در بندرعباس به اتهام «تجاوز به عنف» در ملاء عام به دار آویخته شدند.
سعید امیدیان، فرماندهی انتظامی هرمزگان، در خصوص این خبر گفت که «این چهار نفر با هدف عبرت دیگران با حضور مقامات سیاسی، انتظامی و قضایی و در پوشش کامل امنیتی، انتظامی و ترافیکی و حضور خبرنگاران رسانهها» در یک بوستان ساحلی در بندرعباس به دار آویخته شدند.
وی افزود که قرار است «اجرای این حکم که با حضور جمعی از شهروندان بندرعباس و خانوادههای شاکیان» به اجرا در آمده، با هدف «عبرتآموزی دیگران، به ویژه اخلالگران در نظم عمومی و به منظور ارتقا امنیت و افزایش احساس امنیت مردم، از طریق رسانهها اطلاعرسانی شود».
به گفته سازمان عفو بینالملل، طبق آمار رسمی ارائه شده از سوی جمهوری اسلامی، در سال ۲۰۱۰ میلادی، ۲۵۲ تن در ایران اعدام شدهاند.
این در حالی است که این سازمان میافزاید، طبق گزارشهای موثق دریافتی، در سال ۲۰۱۰ بیش از ۳۰۰ اعدام دیگر نیز در ایران صورت گرفته است که مقامهای رسمی آنها را تأیید نکردهاند.
۱۳۹۰ فروردین ۲۲, دوشنبه
اخطار کمپین سفارت سبز به همکاران وزارتخارجه، در خصوص تهاجم وزیر خارجه کودتا، برای تحویل کامل این وزارت به سپاه
بنا به گزارش همکارانی که در منطقه از نزدیک شاهد انقلابات مردمان کشورهای شمال آفریقا و خاورمیانه... میباشند،جنبش جاری منطقه بر خلاف تبلیغات حاکمیت اسلامی، علیه رژیم جمهوری اسلامی بوده،اقدامات عوامل رژیم ،مردمان بپا خاسته منطقه را از اسلام گریزان نموده،بالعکس حرکت جنبش سبز ملت ایران,تأثیر بیدار کننده و آگاهی دهنده به مردمان این مناطق،و متقابلا بی اعتباری رژیم ولی فقیه و رو برتافتن از سرمشق حکومت اسلامی در خیزش دموکراسی خواهانه مردمان اعم از تونس و مصر و یمن و لیبی ...علیرغم خرج میلیاردها دلاری که ولی فقیه از خزانه ملی برای شستشوی اذهان این جوامع کرده بود را ،در پی داشته است.
جنبش سبز،راه ایران و کشورهای منطقه ، بسوی آزادی،دموکراسی،جدایی دین از سیاست را گشود و دیگر هیچ نیرویی قادر نخواهد بود،این راه گشوده را مسدود نماید.این جنبش حاصل اش بیداری ملی بود و به حکم تاریخ، ملتی که بیدار شد دیگر به خواب نمی رود.رمز پیروزی جنبش و اتحاد نیروها و مجامع ایرانی,توافق ملی بر محور مطالبات حداقلی فوق بوده است.برخلاف مردم ایران,مردمان منطقه برای خلاصی از حاکمیت ضدملی,دست به دامن غرب گردیده،حتی اقدام نظامی غرب علیه حکام ظلم و جور را مطالبه نموده اند.به مصداق ظلم مستمر،اعتراض مستمر را می طلبد،ایران ما همچون بمب ساعتی، آتش زیر خاکستر بوده و با جرقه ای انفجار نهایی را در پی داشته ،کاخ ظلم و بیداد حاکمیت ولی فقیه را عنقریب فرو می پاشد.تذکار مراتب فوق ،توام با تحلیل مسائل جدید تحمیلی،از سوی وزیر خارجه کودتا،عملکرد های مطابق با زمان جاری را نیازمند است، که بعنوان دستورالعمل جدید رعایت نکات مهمی را می طلبد.قبلا لازم به یادآوری است، بخشنامه ای که اخیرا از حراست وزارت امورخارجه ،علیه کمپین سفارت سبز به نمایندگی ها واصل گردیده، فقط برای ایجاد شک و دو دلی بر اراده همکارانی که قصد پیوستن به جنبش سبز و این کمپین را داشته اند،بوده است. تا با این ترفند سناریوی تحویل کامل و تمام عیار وزارت خارجه به سپاه را تکمیل نمایند.این بخشنامه، با رهنمود های کمیته مشترک ضد فتنه (ضد جنبش سبز ملت ایران) متشکل از سازمان اطلاعات سپاه، وزارت اطلاعات، تهیه و با نظارت و بازبینی مجدد بیت رهبری و با انشای حسین شریعتمداری به وزارت خارجه ارسال و توسط یکی از کارشناسان خوش قلم در مرکز ویراستاری و تحریر نهایی، بسبک وزارتخارجه گردیده است.سیر تهیه و تدارک و مورد خطاب قراردادن بخشنامه و امضای اجباری همه همکاران در نمایندگی ها در زیر بخشنامه،بطلان این بخشنامه نظامی کودتایی را اثبات نموده،نیازی به پاسخگویی و توضیح بیشتر آن نمی باشد
همانطور که همکاران بخاطر دارند، در اولین بیانیه کمپین اعلام شد: بیایید بجای سفیر رژیم ضد اسلامی،ضد ایرانی و رژیم سرکوب و اختناق،سفیر مردم خود باشید.سپاس بیکران به همکارانی که ندای کمپین را لبیک گفته ،در محیط امنیتی،خفقان و ترس،تحقق خواسته ملی را بر فرامین فردی یک ساحر بی خرد ظالم و تشنه خون و قدرت،و نیز مصلحت شخصی و فامیلی ،رجحان داده با پیوستن به کمپین سفارت سبز،اطلاعات ذیقیمتی از جمله بخشنامه اخیر را،در اختیار این کمپین و در نهایت جنبش مردم ایران قرار داده اند.
اجر این عزیزان و سروران، فتح قلوب مردم خود و جشن دائمی وجدان و سربلندی و افتخار تا آخر عمر گرانقدرشان می باشد.خطاب این بیانیه،همکاران متحول و علاقمند به جنبش سبز است، که هنوز دو دل اند. به استحضار این عزیزان می رساند، تعداد زیادی از دیپلماتهای منطقه با آغاز قیام ملی مردمان کشورشان،بعلت کار در محیط آزاد و عدم تهدید خطری مستقیم از سوی رژیم هایشان ،بلافاصله بمردم پیوسته و در پی پیروزی مردم در مصر و تونس ریاست نمایندگی های خود را عهده دار شده اند.این کمپین با صدور بیانه هایی و دعوت به آرامش،از هموطنان خارج از کشور درخواست نموده،به سفارتخانه ها تعرض ننمایند.اما با اجرای بخشنامه جدید و اعزام عناصر امنیتی نظامی به نمایندگی ها جهت سرکوب مردم همانطور که در نروژ اتفاق افتاد،مسیر حوادث را بسمتی پیش میبرد که در نهایت و تعمدا، هرگونه اتفاق سوء در آتیه به گردن کسانی افتد، که کماکان در برزخ دودلی بسر میبرند. مطمئن باشید، اعزامی های جدید از مرکز، که بظاهر برای دفاع از سفارت اعزام شده اند، پس از یادگیری کارها ،در اولین فرصت عذر شما را خواسته و یا شما را در گرداب هائلی خواهند انداخت، که هرگونه راه پیش یا پس و جبران مافات را از شما خواهد گرفت. لذا در اسرع وقت طی تماس با کمپین سفارت سبزخود را در مسیر حرکت ملت غیور ایران قرار دهید که در این صورت حتی بفرض بازگشت به مرکز نیز عضویت خود در کمپین راحفظ خواهید نمود. کما اینکه هم اکنون تعداد کثیری از همکاران در مرکز به این کمپین پیوسته و با کمپین همکاری مستمر اطلاعاتی دارند.ضمنا پروسه اخراج دیپلماتهای رژیم بعنوان عناصر نامطلوب ،همانطور که در کویت،بحرین رخ داد ،در کشورهای عضو اتحادیه اروپا نیز در حال شکل گیری است و هم اکنون دول اسکاندیناوی در حال بررسی جرایم مهاجمین به مردم در مقابل سفارتخانه ها هستند و با این افراد بشدت برخورد خواهد شد.البته ضروری است باین افراد هم بعنوان آخرین فرصت مغتنم ،توصیه شود، تا دیر نشده و آه مظلوم دامن شان را نگرفته ،به مردم و جنبش سبز بپیوندند، تا در صبح پیروزی قریب الوقوع، مورد تظلم همین مردم مورد ظلم قرار گرفته ،واقع نگردند و به کار و زندگی شرافتمندانه ای بازگشت نمایند قبلا اطلاع داده شد همکارانی که عضو کمپین هستند، مادامی که شناسایی نشده و خطری آنها و اعضای خانواده شان را تهدید ننموده است ،کماکان در نمایندگی ها برای حفظ اسناد ملی و منافع ملی و در مقابل تهاجم نیروهای ضدملی برای تصاحب این اسناد باقی مانده در صبح پیروزی،درب سفارت خانه ها و کنسولگری ها را بروی صاحبان واقعی آن ،یعنی مردم ایران باز نموده بوظایف خود ادامه دهند.اما خطاب این بیانیه آنهایی است که در برزخ بی تصمیمی خود گیر کرده ،فکر می کنند در فردای پیروزی مردم ،خود را جای آن عده ای جا بزنند ،که هدفشان حفظ اسناد و منافع عالی ملی در نمایندگی ها بوده است.در نتیجه بار دیگر تأکید می نماید افرادی که با کمپین تماس گرفته و به عضویت کمپین درآمده اند، اسامی،مشخصات ،یا اسم رمز مستعار، یا شماره پرسنلی شان ، نزد کمپین معلوم ومحفوظ هست. اما آن عده از همکارانی که تاکنون خود را باین کمپین معرفی ننموده اند،شایسته است ، در اسرغ وقت با قید رعایت مسائل امنیتی و حفاظتی، با آدرس الکترونیکی یا تلفن مستقیم این کمپین ،مندرج در ذیل این بیانیه ،تماس گرفته با اعلام نام و ثبت مشخصات خود، در کمپین (کاملا امن و مصون از هرگونه دسترسی) از مزایای عضویت، در صبح پیروزی ملت برخوردار گردند.در غیر اینصورت برخورد با آنان بالاجبار مشابه رفتاری خواهد بود که با مزدوران رژیم بعمل آمده با تسلیم آنان به دادگاههای مردمی و بین المللی، به جرایم شان در مورد خیانت به ملت خود و ظلم به بشریت، رسیدگی خواهد شد..این دو دلان باید هر چه زودتر تکلیف خود را معلوم نموده از بین ملت یا ظلمت یکی را انتحاب نمایند.
با اعلام این دستورالعمل، دستورالعمل قبلی ابطال گردیده ،با اجرایی شدن مفاد این بیانیه ،کسانیکه خود را عضو جنبش سبز و وابسته به کمپین سفارت سبز می دانند، فقط تا 25 خرداد،سالگرد قیام میلیونی جنبش سبز ، وقت دارند که خود را به آدرس و شماره تلفن زیر معرفی نمایند . بنا به دلایل امنیتی همانند بعضی از اعضای کمپین لزومی به اعلام علنی و حقیقی اسامی نبوده می توانند با اعلام شماره تلفن تماس خود یا آدرس ایمیل ،اسم مستعار یا شماره ای را اعلام نمایند که درین صورت باید رقمی بالاتر از475، یعنی مثلا رقم 476 و بعد را انتخاب نمایند تا در لیست اعضای کمپین سفارت سبز ملحوظ گردند. بعد از تاریخ مزبور، دیگر عذر و بهانه ای ونیز در خواست عضویتی پذیرفته نخواهد شد.آدرس ایمیل و شماره تلفن زیر معتبر بوده ،هر گونه آدرس یا شماره تلفن دیگر، دامی است که رژیم آن را تدارک دیده ،تا همکاران را به دام بیاندازد. همکاران برای اعلام همکاری و پیوستن به جنبش و کمپین تنها و فقط به آدرس ایمیل و شماره تلفن زیر مراجعه فرمایند
mohammedr.heydari@gmail.com
شماره تلفن تماس
004741287232
کمپین سفارت سبز
دفتر مرکزی اسلو نروژ
11-04-2011
22 -01-1390
۱۳۹۰ فروردین ۲۱, یکشنبه
اخطار به همکاران وزارتخارجه، در خصوص تهاجم وزیر خارجه کودتا، برای تحویل کامل این وزارت به سپاه
اقدام متقابل ایران در اخراج سه دیپلمات کویتی از خاک خود
این شبکه دولتی ایران که تنها منبعی است که به انتشار خبر اخراج دیپلماتهای کویتی پرداخته، اشاره بیشتری به جزئیات مربوط به اخراج این افراد و نیز رده شغلی آنها نکرده است.
اخراج این سه دیپلمات تازهترین حلقه از افزایش تنش میان ایران و کویت پس از متهم شدن جمهوری اسلامی به جاسوسی در این کشور حاشیه خلیج فارس است.
کویت هفته گذشته سه دیپلمات ایرانی را به اتهام ارتباط با یک شبکه جاسوسی در این کشور، از خاک خود اخراج کرده بود.
این موضوع پس از آن صورت گرفت که دادگاهی در کویت نهم فروردین ماه امسال پس از چندین ماه جلسه غیرعلنی، دو شهروند ایرانی و یک تبعه کویتی را به اتهام جاسوسی برای جمهوری اسلامی به اعدام محکوم کرده بود.
هر سه محکوم به اعدام که در ارتش کویت خدمت کردهاند، متهم شدهاند که از پایگاههای کویتی و آمریکایی در خاک کویت برای سپاه پاسداران ایران اطلاعات جمعآوری کردهاند؛ اتهامی که ایران آن را رد کرده است.
هفته گذشته در زمان اخراج سه دیپلمات ایرانی از کویت، وزیر کشور کویت از «هدف گرفتن امنیت کویت» توسط سپاه پاسداران، به رغم ابراز حسن نیت این کشور در مقابل ایران انتقاد کرده بود.
موضوع کشف شبکه جاسوسی مرتبط با ایران، نخستین بار در اردیبهشت ۸۹ توسط وزیران کشور عربستان سعودی و کویت در حاشیه نشست مقامهای امنیتی کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس اعلام شده بود.
پس از این موضوع در حالی که جمهوری اسلامی، قویاً جاسوسی در کویت را رد کرد، چندین نماینده مجلس کویت خواهان اخراج سفیر ایران از این کشور شدند.
اخراج متقابل دیپلماتهای ایرانی و کویتی در حالی در دستور کار دو کشور قرار گرفته که مناسبات دیپلماتیک ایران با کشورهای حوزه جنوبی خلیج فارس، به دلیل، ناآرامیها در بحرین دوران پرتنشی را میگذارند.
حکومت بحرین که اکثریت جمعیتش را شیعیان تشکیل میدهند، ناآرامیهای اخیر را توطئه خارجی دانسته و از ایران به شدت انتقاد کرده است؛ در همین حال پادشاه بحرین از ارتشهای کشورهای عربی منطقه برای کنترل اوضاع داخلی این شیخنشین کمک خواسته است.
در حالی که عربستان و امارات به بحرین نیروی زمینی گسیل کردهاند، کویت نیز شناورهای نظامی خود را به سواحل شمالی بحرین فرستاده است، تا آبهای بحرین را کنترل کنند.
۱۳۹۰ فروردین ۱۹, جمعه
سخنی از دل با همکاران وزارت خارجه ای - همکاری با ستمکاران و زدن آتش به زندگی خود قسمت پنجم به قلم احمدملکی دیپلمات پیشین
محکومیت حمله به کمپ اشرف توسط مزدوران مالکی در عراق
۱۳۹۰ فروردین ۱۸, پنجشنبه
گزارش کامل و فیلم جدیدی منتشر نشده ای از درگیری عوامل رژیم و فعالین سیاسی ایرانی در نروژ
۱۳۹۰ فروردین ۱۴, یکشنبه
هشداری مهم که هوشیاری، بازبینی و دقت مجدد هموطنان در تبعید خارج از کشور را، در این روزهای سرنوشت ساز می طلبد
۱۳۹۰ فروردین ۱۱, پنجشنبه
دعوت از کارکنان وزارت خارجه در مرکز و نمایندگی ها در رابطه با بزرگداشت سراسری پدر ميرحسين موسوی
۱۳۹۰ فروردین ۹, سهشنبه
درزاسناد محرمانه وزارت خارجه ایران به بیرون
دیگربان digarban : سایت اطلاعاتی و امنیتی «بولتننیوز» با انتشار یادداشتی از درز اطلاعات محرمانه وزارت خارجه دولت محمود احمدینژاد انتقاد کرد. این سایت روز سهشنبه (نهم فروردین) به درج نامه محرمانه علیاکبر صالحی وزیر امور خارجه به محمود احمدینژاد در خصوص رابط تجاری با آرژانتین در یک نشریه خارجی واکنش نشان داده است. این سایت با تائید محرمانه بودن این نامه، مسئولان وزارت خارجه را به «اهمال کاری» در نگهداری اسناد محرمانه این وزارتخانه متهم کرده است. «بولتننیوز» که یکی از رسانههای بازتاب دهنده دیدگاههای نهادهای اطلاعاتی و امنیتی در جمهوری اسلامی به شمار میرود از درز این نامه محرمانه از وزارت خارجه اطهار تعجب کرده است. این سایت نوشته است: «مسئولین وزارت خارجه متاسفانه در این زمینه اهمال کاری کردهاند و باید در موضوع حفظ نامههای محرمانه مسئولین کشوری آن هم در سطح اول کشور حساسیت بیشتری به خرج دهند.» روزنامه آرژانتینی «پرفیل» روز شنبه هفته جاری، نامه محرمانهای از وزیر خارجه ایران به احمدینژاد منتشر کرده که در این نامه آمده آرژانتین در قبال چشمپوشی از پرونده آمیا خواستار گسترش روابط تجاری خود با جمهوری اسلامی است. انتشار این نامه محرمانه بازتابهای زیادی به همراه داشته است، به طوری که اسرائیل از مقامهای آرژانتیتی خواسته درباره محتوای این نامه محرمانه توضیح بدهند. اکبر هاشمی رفسنجانی، علی فلاحیان، علی اکبر ولایتی، محسن رضایی و احمد وحیدی (وزیر دفاع کنونی) متهمان اصلی پرونده انفجار آمیا در سال ۱۹۹۴ هستند که منجر به کشته شدن ۸۵ نفر شد. |
۱۳۹۰ فروردین ۷, یکشنبه
گزارش به پیشگاه ملت ایران در خصوص ترفند جدیدحکومت اسلامی برای تحمیل یک جنگ دیگر به ملت ایران و وظیفه ایرانیان آزاده بمنظور ایجاد فوری یک اتحاد فراگیر
نظرباینکه در چنین بحران فراگیری منافع قدرت های بزرگ نیز مبتنی بر استقرار یک رژیم دست نشانده است.عقل سلیم و خرد جمعی ایرانیان در تبعید اقتضا می کند، یک اتحاد واقعی و فراگیر متشکل از فرهیختگان و سران خردمند همه گروههای اپوزیسیون خارج وداخل کشور که در رنگین کمان خواسته های حداقلی در مبارزه با رژیم ولی فقیه به اتحاد رسیده اند، یک بار و برای همیشه عزم خود را جزم نموده قبل از حصول رژیم جهل و خون و جنون به خواسته های ضدبشری و ضدایرانی خود و یا تشکیل یک آلترناتیو تحمیلی توسط قدرتهای بزرگ ،یک دولت موقت در تبعید تشکیل دهند ، که وظیفه آن می توتند پاسداری از تمامیت ارضی و حفظ منافع ملی در دوران انتقالی و فراهم نمودن شرایط رفراندوم بمنظور انتخاب نظام آینده در چهار چوب دموکراسی،سکولاریسم و آزادی های مندرج در اعلامیه جهانی حقوق بشر باشد.درانتها این کمپین به عنوان سفرای سبز جنبش دموکراسی خواهی مردم ایران ، آمادگی خود برای دعوت از سران اپوزیسیون بمنظور یک گردهمایی بزرگ جهت تشکیل یک اتحاد فراگیر را اعلام می نماید.
دفتر مرکزی-اسلو
نروژ
۱۳۸۹ اسفند ۲۷, جمعه
تبریک عید نوروز نور و خرد سبزی و خرمی بر جهل و جنون سیاهی و تباهی به همکاران و همدلان و همرزمان کمپین سفارت سبز در مرکز و نمایندگیهای خارج
تبریک سال نو و اعلام این سال به عنوان سال پایان فتنه ولی فقیه توسط قهر و خشم ملی ایران
۱۳۸۹ اسفند ۲۵, چهارشنبه
۱۳۸۹ اسفند ۲۲, یکشنبه
گزارش به پیشگاه ملت بزرگ و سرفراز ایران،در خصوص مصادره به مطلوب جنبش سبز،توسط ائتلاف ضدملّی،چپ های وابسته و اصلاح طلبان حکومتی
گزارش به پیشگاه ملت بزرگ و سرفراز ایران،در خصوص مصادره به مطلوب جنبش سبز،توسط ائتلاف ضدملّی،چپ های وابسته و اصلاح طلبان حکومتی
|
۱۳۸۹ اسفند ۱۹, پنجشنبه
نامگذاری سال جدید به نام سال براندازی جمهوری اسلامی
نامگذاری سال جدید به نام سال براندازی جمهوری اسلامی
ماحصل تمامی این سخنان این است که مردم در جنبش خود باید تصمیم بگیرند. تنها راه پیروزی بر این رژیم اتحاد است و اتحاد جز با داشتن هدف مشترک به دست نمیآید و تنها یک هدف میتواند مشترک باشد و همه نیروها را به یک سمت هدایت کند و آن براندازی جمهوری اسلامی است. تا وقتی که کار دست سیاستمداران قدرت طلبی باشد که از به حراج گذاشتن آبروی خود هم ابایی ندارند- مانند مهاجرانی و هاشمی- کاری از پیش نخواهد رفت. موسوی و کروبی مرد مردانه نشان دادهاند که تا هر جا که ملت بخواهند با آنها همراه خواهند بود و پشت آنها را خالی نخواهند کرد اما انتظار اینکه از آنان بخواهیم بخواهند مردم را وارد فاز براندازی کنند ناجوانمردانه و از آن مهمتر غیر عملی است. اما اگر مردم براندازی را اعلام کنند آنها جا نخواهند زد.
سال گذشته رئیس جمهور منتخب مردم میر حسین موسوی با زیرکی و به زیبایی به خامنهای پیشدستی کرد و سال هشتاد و نه را نامگذاری کرد. امسال او در بند است و گروگان؛ به نظر من این وظیفه ماست که در جنبش سبز سال جدید را نامگذاری کنیم. من پیشنهاد میکنم این سال را سال براندازی جمهوری اسلامی نامگذاری کنیم و دلایل خود را نیز در زیر بیان می کنم.
روی سخن من با آن قشری از جنبش سبز است که در هر مناسبت به خیابانها می آیند؛ از شما می پرسم شما برای چه به خیابانها میآیید؟ تنها به صرف اینکه مناسبتی اعلام شده و از شما درخواست شده؟ مثلاً حمایت از انقلاب مصر و تونس یا برای اعتراض به حصر رهبران جنبش (این یکی واقعاً خنده دار است بعداً می گویم چرا). اگر دلیل شما این است پس قاعدتاً نباید ناراضی باشید، دعوتی صورت گرفته شما هم لبیک گفتهاید و خلاص. اما اگر هدف دیگری دارید آن هدف چیست؟ آزادی رهبران جنبش؟ خوب رهبران هم آزاد شدند حالا تشریف ببرید منزل! میخواهم بگویم اگر شما بجز به قصد براندازی رژیم جمهوری اسلامی به خیابانها میآیید سخت در اشتباهید و تنها جان خود را به خطر انداختهاید و آرامش خانوادهتان را سلب کردهاید. در مملکتی که سی و دو سال است خشونت تئوریزه شده و کشتن مخالفان بخشی از ایدئولوژی بوده و مقدس تلقی شده و مرگ خود نیز شهادت جلوه داده شده و نیز حداقل چهار نوع نیروی سرکوب مجزا و متفاوت با تجهیزات کامل شامل نیروی انتظامی, سپاه, وزارت اطلاعات و بسیج دارد و از کشتن, چاقو زدن، حبس, تجاوز، آدم ربایی، اعتراف گیری با شکنجه, تهدید و ارعاب و شکنجه خانواده قربانی ابایی ندارد و سران آن مانند طائب یا فرماندهان سپاه علناً به این کار اعتراف و افتخار میکنند و هیچ راه برگشت و فراری هم برای خود نگذاشته به خیابان آمدن و اعتراض کردن برای فلان و بهمان هدف - با عرض پوزش- جز حماقت چیز دیگری نیست.
ممکن است توهین آمیز به نظر برسد اما حقیقت دارد اینطور نیست؟ آیا واقعاً شما انتظار دارید که اعتراض شما مثلاً به حصر کروبی و موسوی حتی اگر یک میلیون نفر به خیابانها بیایند نتیجه بدهد؟ اگر قرار باشد که شما فقط به خیابان بیایید و اعتراض کنید و بعد سر شب هم به خانه بروید که اصلاً رژیم هم نیروهای سرکوب را از خیابانها جمع می کند شما هم به مدت ده سال هر شب تشریف بیاورید خیابان اعتراض بفرمایید کیک و ساندیس هم مهمان خود ما، سر شب هم برگردید منزل لالا! شما را به خدا دست از این سوسول بازیها بردارید! با من بمیرم تو بمیری که کار پیش نمیرود برادر! سمبه شما باید خیلی پرزورتر از این حرفها باشد که کسانی مثل طائب و سعید تاجیک و سایر سگان ولایت را عقب براند. چرا متوجه نیستید! به خیابان آمدن ریسک مرگ را به همراه دارد؛مرگ! و تنها بهای معادل مرگ شما براندازی است. جان خود را بیهوده به معرض حراج نگذارید مگر شما انسان نیستید یا حق زندگی ندارید که جان خود را کف دست بگیرید و فقط برای اعتراض به حصر به خیابان بیایید؟ اعتراض شما تنها زمانی کارساز است که در صدی هر چند اندک ریسک براندازی هم در آن باشد.
وقتی شورای هماهنگی راه سبز امید فراخوان اعتراض به حصر رهبران جنبش میدهد-باعرض پوزش مجدد- در واقع فقط مردم را به مسلخ میفرستد. زیرا در این عبارت عـــــــــــــــــــدم اقدام برای براندازی مستتر است. از شما خواسته شده است که برای اعتراض به خیابان بیاید. فرض کنید هیچ نیروی سرکوبگری در خیابان نباشد و یک میلیون نفر هم به خیابان بیایند جانانه فریاد بزنند و اعتراض کنند خوب سر شب بر میگردند منزل و خلاص! غیر از این است؟ اما اگر هدف آزادی رهبران باشد دیگر کار به شعار ختم نمی شود طبیعتاً از شما انتظار میرود و خود نیز ناخودآگاه از خود انتظار دارید کاری کنید که رژیم مجبور به آزادی رهبرانتان شود و این یعنی در گیر شدن با نیروی سرکوب این یعنی به دست گرفتن کنترل خیابان یعنی گسترش اعتراضات تا حــــــدی و به نحــــــــوی که منجر به آزادی رهبران شود و این همان براندازی یا حد اقل ریسک براندازی است. در این حالت دیگر اعتراض هدف نیست که صرف انجام آن شما را قانع کند و به خانه برگرداند.
رهبران خود خوانده و سخنگویان خود برگزیده جنبش سبز نیز مدتهاست که از مردم عقب ماندهاند(۱). خاتمی که انگار تازه از خواب اصحاب کهف بیدار شده باشد بعد از این همه کشتار و درگیری در اعتراض به ناپدید شدن و حصر رهبران جنبش می گوید: این اقدامات اعتراضات رامتوجه اصل نظام میکند! مرحبا سید دست مریزاد! جبهه مشارکت یک روز مانده به راهپیمایی اعلام می کند که هدف اعتراضات ساقط کردن نظام نیست. مهاجرانی که گل سر سبد میشود و هیچ لکه حتی خاکستری هم در کارنامه مالی رهبری و خانواده اش نمیبیند. ظاهراً همانطور که قبلاً گفتم دچار بیماری چشمی است. جان کلام اینکه از آتش اصلاح طلبان آبی برای این جنبش گرم نخواهد شد. آنها مردم و جنبش را فقط برای فشار از پایین می خواهند تا با چانه زنی در بالا دوباره به سر سفره قدرت بازگردند. گرچه که لا اقل درظاهر و تاکنون حساب شورای هماهنگی راه سبز امید از اصلاحطلبان جداست با وجود اینکه لیست اعضای آن هنوز اعلام نشده و ما آنها را نمیشناسیم اما همانطور که گفتم اقدامات آنها هم چنگی به دل نمی زند.
و تمام اینها منجر به هرز رفتن نیروی جنبش می شود. مردم وقتی به خیابان می آیند نمی دانند تا کجا باید پیش بروند و چه باید بگویند و چکار باید بکنند. از سوی دیگر بعضی هم فقط این را یاد گرفته اند که خشونت فقط خشونت میزاید و با خشونت نمیتوان به دموکراسی رسید از این گروه اگر به خیابان بیایند چه انتظاری دارید؟ ما با رژیمی سر و کار داریم که حتی پیش از پیدایش خود تروریست و آدمکش بود مانند ترورهای فداییان اسلام یا به آتش کشیدن سینما رکس آبادان(۲). ما با رژیمی سر و کار داریم که خشونت و مرگ را به مدت سی و دو سال است تئوریزه کرده است (توضیح کامل این مطلب خود به مقاله جداگانه ای نیازمند است).آمریکا برای رسیدن به استقلال و نیز برای لغو برده داری و استقرار واقعی دموکراسی حدود چهار سال وارد جنگ داخلی تمام عیار شد و بیش از ششصد هزار نفر در جنگهای بین شمال و جنوب کشته شدند. در فرانسه سه بار انقلاب رخ داد و در انقلاب اول بسیاری از اعضای دیرکتوار(مجلس انقلابیون فرانسه) از جمله دانتون به تیغ تیز گیوتین سپرده شدند. در انگلستان که سر دسته محافطه کاران قرون و اعصار هستند برای محدود کردن قدرت پادشاه و کسب دموکراسی مدتها جنگ داخلی در گرفت آنوقت ما برای مبارزه با رژیمی که از روز اول پایه گذاری تنها روشش حذف فیزیکی مخالفان خود بوده و حتی یک مورد مسامحه از این امر را نمیتوانید پیدا کنید نباید به راههای غیر خشونت بارمتوسل شویم. [...] برخی فکر میکنند بحران اعتراضات رژیم را خسته و فرسوده میکند. ظاهراً این دوستان فراموش کردهاند که ناف این رژیم را با بحران بریدهاند واساساً بقای این رژیم به بحران وابسته است. انگار نه انگار سران فعلی همین رژیم برای ماندن در قدرت و تحکیم پایههای حکومت خود بحران که هیچ هشت سال کشور را وارد جنگی کردند که هم میتوانست اصلاً رخ ندهد وهم میتوانست در سال اول تمام شود. آنها تنها زمانی به صلح رضایت دادند که عملاً و به اعتراف خودشان هیچ توان اقتصادی ای برای ادامه جنگ باقی نمانده بود.
ماحصل تمامی این سخنان این است که مردم در جنبش خود باید تصمیم بگیرند. تنها راه پیروزی بر این رژیم اتحاد است و اتحاد جز با داشتن هدف مشترک به دست نمیآید و تنها یک هدف میتواند مشترک باشد و همه نیروها را به یک سمت هدایت کند و آن براندازی جمهوری اسلامی است. تا وقتی که کار دست سیاستمداران قدرت طلبی باشد که از به حراج گذاشتن آبروی خود هم ابایی ندارند- مانند مهاجرانی و هاشمی- کاری از پیش نخواهد رفت. موسوی و کروبی مرد مردانه نشان دادهاند که تا هر جا که ملت بخواهند با آنها همراه خواهند بود و پشت آنها را خالی نخواهند کرد اما انتظار اینکه از آنان بخواهیم بخواهند مردم را وارد فاز براندازی کنند ناجوانمردانه و از آن مهمتر غیر عملی است. اما اگر مردم براندازی را اعلام کنند آنها جا نخواهند زد.
به عنوان نکته آخر اینکه با حذف هاشمی رفسنجانی از صحنه سیاسی کشور اکنون تنها دو بازیگر در صحنه باقی مانده اند: رژیم وملت ایران با رهبرانی دربند؛ هیچ طیف یا جناج میانهای اکنون در بازی حضور ندارد. آیا این به این معنی نیست که هیچ راه حل میانه ای وجود ندارد؟ رژیم دیگر چه اقدامی باید صورت بدهد تا ما باور کنیم که آنها حتی یک قدم هم عقب نشینی نمیکنند و کوچکترین مجالی برای تغییر و اصلاح باقی نمیگذارند؟ اگر کار دیگری باقی مانده است یا راه دیگری برای بستهتر کردن فضا باقی مانده است که نکردهاند تنها به این دلیل است که خبر نداشتهاند و یا بلد نیستند. اگرشما لطف کنید همین جا آن را اعلام کنید آنها با خشنودی تمام آن کار را انجام خواهند داد و آن منفذ را هم خواهند بست (کیک و ساندیس هم برای تشکر خدمتتان خواهند فرستاد همانگونه که بعد از افاضات مهاجرانی در رسانه های خود انجام دادند).
اگر ما می خواهیم به هدف خود برسیم راه آن این است که تعارف را با خودمان و جمهوری اسلامی کنار بگذاریم. ما حتی از نظر خود جمهوری اسلامی هم چندان عددی نیستیم. نام ما در جمهوری اسلامی فتنه است نه برانداز. ما فتنهای هستیم در حکومت نه بیشتر! ما فتنه گرانی هستیم که اگر خواص بی بصیرت مرز بندی مشخصی با ما میکردند و اگر رهبران ما از ما رو برمیگرداندند مدتها بود که چشممان در آمده بود و ریشه کن شده بودیم. و این تنها به این دلیل رفتار خود ماست. اگر همه ما یک جا و با هم شعار داده بودیم «تا شاه کفن نشود این وطن وطن نشود» آنوقت دیگر فتنهگر نبودیم. بد بختی ما این است که در حالیکه شما در خیابان دارید باتوم میخورید و کشته میدهید من با لیوان چای داغ پای اینترنت دارم از مبارزات بدون خشونت دفاع میکنم, برادرم چون دیشب رو ی پشت بام شعار داده و تا دیر وقت بیدار بوده حالا دارد قیلوله میکند، همسایهام دارد لینک تمسخر آمیز برای«خ ر» و «ا ن» میدهد؛ اصلاحطلبان هم که الهی من و همه ملت قربان شکل ماهشان برویم در حال ارسال پیام مستقیم و غیر مستقیم و مغازله با بیت رهبری هستند بقیه ملت هم طبیعتاً در این وسط هاج و واج ماندهاند که بالاخره تکلیف چیست یا حق با کیست و راهکار چیست. خوشمزه اینجاست که علی رغم این رفتار می خواهیم کارگران و اعتراضات کارگری آنها راه هم به سمت خودمان جلب کنیم. نخیر برادر کار ما اینطور به سامان نمیرسد؛ ما خودمان باید آرد خود را الک کنیم، داستان بلدرچین و دهقان کلاس سوم ابتدایی دوران شاه را که یادتان هست!(۳) ما باید برانداز شویم و اگر شدهایم باید آن را با صدای بلند اعلام کنیم هر کس بر انداز است با ما همراه شود, هر کس نیست خط خود را از ما جدا کند و بیجهت جان و سلامت خود را در خیابانها به خطرنیاندازد. براندازی جمهوری اسلامی هم جز با توسل به زور صورت نخواهد گرفت. فکر نمیکنم این یکی دیگر نیاز به استدلال و توضیح داشته باشد.
امسال سال برانــــدازی جمهــوری اســــــلامی است. هر که دارد هوس کرب و بلا بسم الله!
----------------------
۱- منظوز از رهبران به هیچ وجه موسوی و کروبی نیستند. آنها نشان دادند که با شهامت تمام آمادهاند که علیرغم رهبری خود از هر هدفی که مردم تعیین می کنند پیروی کنند. هنگامی که گروهی به موسوی به خاطر اعلام وفاداری به آرمانهای امام راحل اعتراض کردند او مردانه پذیرفت و دیگرنامی از اهداف اینچنینی نبرد. یا مشاور کروبی به صراحت اعلام کرد که اگر قصد مردم نابودی رژیم جمهوری اسلامی باشد ایشان پیرو رای و نظر مردم هستند و اخیراً هم که یکی از بستگان ایشان اعلام کرد که کروبی از اصلاح ناامید شده است. در شرایطی که آنها قرار دارند این رفتار و این سخنان دقیقاً به معنای صدور مجوز براندازی است.
۲- طبق اظهارات شیخ علی تهرانی که برادر زن خامنهای است در جریان انقلاب خود روحانیون برای بدنام کردن شاه و شعله ور تر کردن آتش انقلاب سینما رکس را به آتش کشیدند.
۳- روزی جوجه بلدرچینی که در مزرعه ای زندگی می کرد به پدر خود گفت باید از اینجا برویم چون دهقان به دوستش گفته فردا برای درو به مزرعه او بیاید پدرش گفت نیازی نیست فرزندم! چند روز بعد دوباره آمد و گفت دوست دهقان نیامده و او به دوست دیگرش گفته باید این بار برویم پدرش باز گفت نیازی نیست! این ماجرا چند بار تکرار شد و هیچ کس به کمک دهقان نیامد تا اینکه روزی بلدرچین به پدرش گفت دهقان امروز به زنش گفت اینطوری نمی شود فردا خودم مزرعه ام را درو می کنم. پدر بلدرچین گفت در این صورت باید همین امروز از اینجا برویم!
برگفته از سایت خودنویس
اطلاعیه کمپین سفارت سبز به پریشان گویی های کیهان حسین شریعتمدار
بدنبال انتشار بیانیه مورخ 06/03/2011 این کمپین مبنی بر اینکه اصلاح طلبان حکومتی و اصولگریان تندروی طرفدارولی فقیه همچون حسین شریعتمدار مانند دو لبه تیز یک قیچی بدنبال نابودی جنبش سبز ملت ایران و کمپین سفارت سبز عمل می کنند باعث عکس العمل هر دو گروه گردید. لذا، این کمپین ضمن اعلام حفظ هوشیاری به اعضاء خود در سفارتخانه ها و وزارت امورخارجه اشعار می دارد:
که کماکان به حرکت روبه جلوی خود در راستای تغییر رژیم و همکاری با سایر نیروهای فعال اپوزیسیون در داخل و خارج کشور عمل خواهد کرد و یاوه گوی های حسین شریعتمدارو یارانش و سایر افراد منفعل تاثیری در حرکت کمپین سفارت سبز نخواهد داشت .
استعفای آقای احمد ملکی دیپلمات ارشد در ایتالیا در روز اول اسفند که مصادف با تظاهرات با شکوه مردم ایران در شهرهای مختلف ایران بود گواه این مدعا می باشد . مش ساختارشکنانه این کمپین در غبال حکومت استبدادی ولی فقیه همان خواست ملت ایران است که در خیابانهای کشور فریاد سر داده اند که : مبارک ،بن علی ، نوبت سید علی .
کمپین سفارت سبز
دفتر مرکزی – اسلو
10/03/2011