۱۳۹۰ اردیبهشت ۴, یکشنبه

تولد ملت به قلم : کاظم رنجبر :دکتر در جامعه شناسی سیاسی


تولد ملت .

(The Birth of Nation-D .W.Griffith-1915 )

* * *

به قلم : کاظم رنجبر :دکتر در جامعه شناسی سیاسی

Kazem.randjbar@yahoo.fr

پیشگفتار :

ایران زمین وطن ما ایرانیان ، در طول تاریخ ، بکرات مورد تهاجمات واشغال بیگانگان گشته است ، وهر ایرانی آشنا به تاریخ وطن اش ،عمق صدمات انسانی ، معنوی و مادی و فرهنگی این تهاجمات را می داند . امٌا صدمات ایکه یک مشت آخوند روضه خوان بی وطن و بدون عرق ملی ،دنیا پرست تشنه قدرت و ثروت ، نا آگاه از مسائل سیاسی ، در ابعاد جهانی و منطقه ای ،و حتی نا آگاه از مسائل داخلی ،به ملت و مملکت ایران در طول 32 سال حاکمیت نحس خود وارد آورده آورده اند ، کمتر از فتنه مغول نیست .وقتی که روح الله خمینی به پشتبانی «د ستان غیبی امام زمان معاصر !!!» یعنی واشنگتن و لندن ،پاریس ، با «هواپیمای ارفرانس ،این فرشتگان آسمانی قدرت های استعماری- در 12 بهمن 1357 آسمان بر سرزمین ایران فرود آمد و قدرت را بدست گرفت ، اولین کاری که کرد ، ایرانیان را به مسلمان و غیر مسلمان تقسیم کرد . بعد مسلمانان را به سنی مذهب و شیعه مذهب ، از هم جدا کرد . بعد شیعیان را به پیروان خط امام ،و خوارج ، از هم جدا کرد . این آخوند ناآگاه این بار علم صدور انقلاب را بر افراشت ، وجنگ خانما نسوزی را بر ملت ایران و عراق تحمیل کرد ، که خسارات انسانی و مالی آنرا هر فرد ایرانی ، نسل اندر نسل ، با پوست واستخوان خود امروز احساس میکند و در آینده هم احساس خواهد کرد .

(در این رابطه یعنی : فرشتگان آسمانی قدرت های استعماری ، به شخصیت مرموز و اسلام شناس معروف ، مشاور ناتان یاهو ،و وزارت امور خارجه انگلیس و آمریکا ، معروف به برنارد لویس –Bernard - -LEWIS –متولد 1916 لندن ، استاد ، ساموئل هنتینگتون ، نظریه پرداز : برخورد تمدن ها ، در سایت :http://iismm.ehess.fr/document.php?id=86– در زبان فرانسه مراجعه بکنید . استعمارگران در سیاست های استعماریخود ، از این دانشگاهیان ، در عین حال ماموران سازمان های اطلاعاتی شان ، زیاد استفاده می کنند . این تخصص ، انحصارا ، در اختیار آمریکا و انگلیس نیست ، در اوج قدرت اتحاد جماهیر شوروی ، روشنفکران کمونیست مدافع دو آتشه ایده ئولوژی انترناسیونالیزم کمونیستی ، از این ماموران زیاد داشتند . کمونیست های روسیه ، از انتر ناسیونالیزم ، ناسیونالیزم را خود برمی داشتند ، وانتر اش را تبدیل به عنتر کرده ، و ملت های جهان سوم را تحت ایده ئولوژی عنترناسونالیزم مثل عنتر ومیمون به بازی می گرفتند .

از آنجائیکه امروز در وطن بلاکشیده ما ایرانیان ، هرکس که از ننه اش قهر می کند ، به پشتبانی همه جانبه قدرت های خارجی ذینفع ، پرچم تجزیه طلبی را با عنوان پرطمطراق : حق تعین سرنوشت !!! را به اهتزاز درمی آورد ، در این راستا ، دونمونه تاریخی را ، یکی را با عنوان: تولد ملت ،(1) آن دیگری ، مرگ یک ملت را،(2) در اینجا ، بطور مختصربه تحلیل و تفسیر می گذاریم ، تا خوانندگان بدانند ،که پشت این :حرکت های تجزیه طلبی ، قدرت های بیگانه در راستای منافع ژئوپولتیک و ژئواستراتژیک ، همراه با یک مشت خائنین وطن فروش ، فعال هستند . چه بسا ، شاید آن بخش از ایرانیان ایکه عشق و علاقه به ملت و وطن تاریخی خود ایران دارند ، هشیار و بیدار باشند برای اینکه فرصت کوتاه و :فردا خیلی دیر است !!!

« آرازی آیردیلار قومنان دویوردولار . من سنن ایرلمازدیم ، ظلمونن اییردلار »

ارس را جدا کردند و با شن پرکردند. من از تو جدا نمی شدم ،با ظلم مارا ازهم جدا کردند.

(یک بیاتی در زبان آذری ، در رابطه با تجزیه آذربایجان شمالی (اران ) از مام وطن ،که هر آذربایجانی ایران دوست آنرا از درون روح واحساس خود هنوز هم بعد از گذشت 2 قرن ، آنرا می خواند )

* * * *

تولد ملت ، عنوان فیلم سینمائی است ، که نحوه ظهور یک ملت را برگرفته از تاریخ واقعی اقوام مهاجر و متشکل وساکن در سرزمین معین ومشخص آمریکا را به نمایش می گذارد .آوریل 2011 ، صدو پنجاهمین سالگرد جنگ های داخلی آمریکا ، معروف به جنگهای انفصال یا به عبارت دیگر جنگ های تجزیه طلبان جنوب ، علیه وحدت امریکا است .این جنگ از 12 آوریل 1861 تا 9 آوریل 1865 ، مدت 4 سال با بجا گذاشتن 620 هزار کشته ، با در نظر گرفتن این تعداد کشته به نسبت جمعیت آنروز آمریکا ، و مقایسه آن با جمعیت امروز آمریکا ، که معادل 6 ملیون کشته می شود ، یکی از خونین ترین جنگهای تاریخ بشریت است ،که حتی در اروپا هم ،که تاریخ اش آکنده به جنگهای خونین است ، چنین جنگی را با این ابعاد خسارت انسانی ،نمی توان سراغ گرفت .بعد از پیروزی متحدین شمال (Unionistes) علیه تجزیه طلبان جنوب ، در حقیقت ، ملتی بنام :ملت آمریکا ، متولد شد. در سال 1915 ، فیلم صامتی (بدون صدا ) با عنوان : تولد ملت ، ساخته شد ،که نام کارگردان آن در بالا ذکر می شود.یکی از نقش آفرینان این جنگ داخلی ، امپریالیسم انگلیس ، در آن زمان بود ،که توان و تحمل دیدن آمریکای مستقل را نداشت ،و از آنجائیکه صنایع نساجی آنگلیس ،به پنبه ارزان قیمت جنوب آمریکا ناشی از رابطه برده داری رایج در جنوب ، احتیاج داشت ،سرمایه داری بریتانیا ، بر این هدف بود ، که با تجزیه و تضعیف آمریکا ، می تواند ، به اهداف خود برسد.

امروز بعد از گذشت ، 150 سال از آن تاریخ ، که با پیروزی نیروهای شمال ، بر تجزیه طلبان ،و طرفداران نظام برده داری ،این رابطه غیر انسانی در آمریکا ، لغو شد ه است ، رئیس جمهور پرقدرت ترین کشور دنیا ،چه از منظر اقتصادی ،چه از منظر نظامی، آقای : باراک حسین اوباما ، فرزند یک زوج متشکل از پدر سیاهپوست مهاجر آفریقائی و مادر سفید پوست آمریکائی است ،که با لاترین مقام اجرائی این کشور را در اختیار دارد . یک لحظه هم به فکر نمی تواند گنجاند ،که در فرانسه ، یا انگلستان ،ویا آلمان امروزی ، بالاترین مقام اجرائی و نماد شخصیتی این کشور ها ، در محافل بین المللی ، فردی چون پرزیدانت باراک حسین اوباما ، فرزند یک مهاجر آفریقائی سیاه پوست مسلمان ، ومادر سفید پوست آمریکائی باشد.چرا در وجدان اجتماعی ملت آمریکا(آگاهی سیاسی واجتماعی جامعه ) ،ملتی که خود ریشه در تجمع و تشکل مهاجرین در سرزمین آمریکا را دارد ،و قدمت آن به تاریخ کشورکه با کشف این قاره به 12 اکتبر 1492 شروع می شود ، می توان چنین تحول بنیادین را مشاهده کرد ، اما در بین ایرانیان متشکل از اقوام مختلف ، با تاریخ مدون بیش 2500 سال ،امروز در هزاره سوم ، یک عده عوامل بیگانه ،پرچم تجزیه طلبی را به اهتزاز در آوردند؟

در این راستا ، واهمیتی که موضوع وحدت ملی ، و خطر تجزیه کشور ، که بدست یک مشت عوامل بیگانه طراحی شده و هر روز از طریق بوق کرنا ،و کنفرانس های متعدد در کشور های مختلف ، منجمله در شهر :تورنتو کاناد،کانون تجزیه طلبان ایران ، هراز چند هفته برگزار می کنند، مقلاتی را در رابطه با مفاهیم سیاسی و فلسفی ملت و ملیت (Nation- Nationalité ) تاریخ پیدایش این مفهاهیم با واقعیت های اجتماعی ، فرهنگی ، اقتصادی ، تاریخی ، و همچنین، در رابطه با ژئوپولتیک و ژئواستراتژیک قدرت های استعماری ، و امپریالیستی ، چه در گذشته ،و چه امروز ، با ایده ئولوژی های ناشی از این سیاست ها ی کوتاه ، میان ، و دراز مدت را، در اختیار خوانندگان خواهم گذاشت.وقتی که آقای الهام علی اف ، رئیس جمهور آذربایجان شمالی (اران ) فرزند حیدر علی اف ، رئیس جمهور قبلی این جمهوری ، که از دوره نوجوانی در خدمت امپریالیزم شوروی سابق ، یا به قولی تزار های سرخ ،و عنصر اطلاعاتی : ک – گ – ب ،بود ، همین آقای الهام علی اف ،و ترکیه پان ترکیست و پان اسلامیزم ،که در سال 1992 حتی نتوانستندو یا نخواستند به کمک مردم مظلوم قره باغ برسند ، علنأ ، می گوید : شوروی اشتباه کرد که در پایان جنگ دوم ، طبق قراردادی بین ایران وشوروی سابق ،نیروهای نظامی خود را از شمال ایران بیرون کشید ؟

مثلی است معروف ،در زبان آذری است که می گوید : طرف را به ده راه نمی دهند ، طرف به سراغ کد خدا را می گیرد .!!! خانواده علی اف از پدر تا پسر نوکر حلقه بگوش مسکو بودند و هستند ، طرف به سیاست گذاران مسکو بظاهر ،ایراد می گیرد!!! خود مسئله قره باغ ، ساخته و پرداخته سیاست استالین بود ، که با ایجاد چنین اختلاف بین ارمنی های و آذربایجانی ها ، هم به اهداف خود :« اختلاف بینداز حکومت کن » برسد ،و هم اینکه در راستای این استراتژی ، بظاهر برای حفظ امنیت و آرامش بین ارامنه و آذری ها ،ارتش هشتم ،ارتش سرخ را در مرزهای ایران و ترکیه متمرکز بکند . * * *

قبل از اینکه به تفسیر و تحلیل این مسائل برسیم ، از آنجائیکه عنوان مقاله ما :تولد ملت در رابطه با تاریخ معاصر آمریکا و تولد ملت آمریکا می باشد ، لازم است نگاه کوتاهی به معنی و مفهوم ملت از منظر :فلسفی - سیاسی و فرهنگی در جا معه امروز آمریکا ، را در اینجا بیا وریم ، باز تکرار میکنیم ، معنی ملت در جامعه امروز آمریکا را در اینجا تعریف میکنیم ، چون در سایر کشور ها ، در رابطه با تاریخ ، موقعیت جغرافیائی و ژئوپولتیک و ژئواستراتژیک کشور ، این معنی و مفهوم فرق می کند . وانگهی کلمه :ملت در فرهنگ سیاسی وفلسفی اروپا در یک دیکسیونر انگلیسی ، بصورت صفت :ناسیونالیست (Nationalist – به انگلیسی ، و Nationaliste - به فرانسه ) در کتاب لغت برای اولین باردرسال 1715 مشاهده می شود . البته معنی ومفهوم این کلمه ، در انگلیسی ، و فرانسه تا اندازه ای با هم فرق دارند .(3)

کلمه و مفهوم« ملت » از منظر فلسفه سیاسی ، ساخته و پرداخته انقلاب صنعتی ،وظهور طبقه بنام بورژوازی ، در اروپای قرن هیجدهم است ،که این طبقه در انقلاب «شکوهمند انگلیس –Glorious Revolution - یا به اصطلاح دیگر رایج در تاریخ بریتانیای کبیر ،انقلاب بدون خونریزی - Bloodless Revolution » درسالهای 1688-1689 و انقلاب کبیر فرانسه درسال 1789 قدرت سیاسی واقتصادی ،و فرهنگی را بدست گرفتند.

اگر چه ساکنان مهاجر آمریکای شمالی که تا استقلال این کشور بخشی ازساکنان مستعمرات امپراطوری بریتانیا کبیر محسوب می شدند ،این مهاجرین با جنگهای استقلال طلبانه خود از سال 1775- تا1783 ، علیه ارتش نگلیس جنگیدند ،و طبق معاهده 1783 پاریس به استقلال رسیدند ، ولی همانوطوریکه در بالا اشاره شد ، ظهور ملتی بنام ملت آمریکا را مورخین خود این کشور ، پیروزی متحدین شمال علیه تجزیه طلبان جنوب در 9 آوریل 1865را ، مبدأ و تاریخ تولد :ملتی بنام ملت آمریکا می نامند .تعریف ملت از منظر بینش فلسفی و سیاسی ملت آمریکا ، چنین است :

یک ملت ،متشکل از گروه انسان هائی است ، که دارای چهار خصوصیات مشترک دارند .

1- سرزمین مشترک .

2- سرنوشت مشترک .

3- تاریخ مشترک .

4- همبستگی ارگانیک .(همبستگی سازمانی –Organic Solidarity – La solidarité Organique )

ملاحظه می شود که در تعریف ملت ، از منظر فلسفه سیاسی حاکم در آمریکا ،کشور متشکل از ملیونها مهاجر از نژاد های مختلف ، با زبانهای مختلف ، با ادیان مختلف ، به عنصرزبان مشترک ، دین مشترک ، نژاد مشترک ، تکیه نشده است. زبان رسمی دولت ایالات متحده آمریکا، زبان آمریکائی ، مشتق از زبان انگلیسی است.مهاجرین و فرزندان آنان ، از هر نژاد و مذهب و زبان وقتی به آمریکا می آیند ، و به این چهار اصل صادقانه پیمان می بندند و سوگند یاد می کنند ، عضوی از ملت آمریکا محسوب می شوند. این جامعه آن چنان قدرت جذب و ادغام (Assimilation ) در خود دارد ،که فرزند یک مهاجر با مادر آمریکائی را برای احراز بالاترین مقام و مسئولیت اداری کشور را قبول می کند .

کسانی که فکر می کنند ، در جهان امروز ملت متشکل از مجموعه از انسان هائی است که دارای زبان مشترک ،نژاد مشترک ، مذهب مشترک ، سرزمین مشترک ، تاریخ مشترک باشند ، این حضرات ، معنی ملت را با قبیله و عشیره ، طایفه ایل اشتباه می کنند. شما نمی توانید ملیونها انسان را با نژاد مشترک ، زبان مشترک ، دین مشترک ، سرزمین مشترک ، تاریخ مشترک ، در یک نکته از جهان را پیدا بکنید . مگر در جزایر دور افتاده ، که چند صد هزار نفری ، با این خصوصیات دور از ارتباطات و مهاجرت های تاریخی ، با یک اقتصاد تمدن دوران عصر تمدن سنگ تراشیده با هم زندگی بکنند .

بی جهت نیست وقتیکه به اسامی مستعار تجزیه طلبان آذری ،که در خدمت صاحبان ایده ئولوژی ،پان ترکیسم و پان تورانیسم ، « متولد از گرگ های خاکستری دشت قبچاق » دقیق بشوید ، اغلب نام های مستعار : ائلدار،(صاحب ایل ) ائل یار (یار ایل ) اوبالی ( اوبا در زبان آذری محلی که ایل چادر می زند ، آن محل را :اوبا می گویند ) برای خود انتخاب می کنند . این حضرات هنوز در دوران ، ایل شاهسون ، ایل قشقائی ، ایل آق قوینلو ، ایل قره قویونلو زندگی می کنند .البته همه این ها با این عنوان های نوستالژیک ، بازی سیاسی است ، پشت این بازی ها ، اربابان شان خط می دهند .

وقتی که همین چهار اصل :سرزمین مشترک – سرنوشت مشترک – تاریخ مشترک ، همبستگی ارگانیک ، را چون معیار والگو ، به ماهیت و مفهوم ملت ، در جامعه فرانسه ، یا بریتانیای کبیر منتقل می کنیم ،و این دو کشور تاریخی را از منظر این معیارها و ارزشها نگاه می کنیم ، می بینم ، با واقعیت تاریخی این دوملت قدیم اروپائی ، هم آهنگی و مطابقت دارند .

بعلاوه هرکشور برای دفاع از استقلال و تمامیت ارضی خود ،در راستای موقعیت جغرافیائی خود ش،مجبور به اجرای سیاست هائی است ،که در علوم سیاسی و نظامی ، ژئوپولیتیک و ژئواستراتژی می گویند.کشور آمریکا بعد از رسیدن به استقلال ، که آن موقع فقط متشکل از 13 ایالت در غرب آمریکای کنونی بود ، تمام کوشش های سیاسی ونظامی خود را به راه انداخت ، تا وسعت کشور خود را به سواحل قیانوس کبیر در غرب این کشور ، گسترش بدهد . بعلاوه با اعلام دکترین مونروئه خود به تمام کشور های اروپائی هشدار داد ، که از این تاریخ هرگونه مداخله کشور های اروپائی در قاره آمریکا را ، ایالت متحده آمریکا ، به عنوان عمل خصمانه نسبت به منافع ملی آمریکا محسوب خواهد کرد (4)

منظور از بیان این مطالب ، بیان واقعیت های جهان سیاست ،و سیاست قدرت های نقش آفرین در مناطق سوق الجیشی دنیا می باشد که هرکدام ، در راستای دفاع از منافع کوتاه ، میان و دراز مدت خود عمل می کنند .آمریکا در طول حیات خود ، قاره آمریکا ی متشکل از آمریکای شمالی ، آمریکای مرکزی و آمریکای جنوبی را منطقه استحفاظی خود منظور کرده است و تا امروز با تمام قدرت از این سیاست دفاع می کند .بهترین نمونه آن :بحران کوبا(5) ناشی از استقرار موشک های اتمی در کوبا کمونیست، توسط اتحاد جماهیر شوروی در زمان جان کندی رئیس جمهور وقت آمریکا ،و نیکتا خروشچف صدر هیت رئیسه شوروی سابق ، در اکتبر سال 1962 است ،که از 16 اکتبر ، تا 28 اکتبر طول کشید ،و دنیا تا چند قدمی جنگ اتمی پیش رفت . این بحران نشان داد ، که سیاست همزیستی مسالمت آمیز ،دو اردوگاه سرمایه داری و کمونیستی ، در نهایت حد و حدودی دارد ،که طرفین نباید از آن حد تجاوز بکنند .

اگر چه امروز اردوگاه نظام کمونیستی شوروی سابق و همپیمانان اش ، به تاریخ سپرده شده اند ، ولی سیاست ها و رقابت ها های قدرت های بزرگ ، و حفظ مناطق سوق الجیشی ،و یا نفوذ این قدرت ها در مناطق مختلف با همان شدت ادامه دارد . اگرچه امپراطوری عثمانی و امپراطوری روسیه تزاری ،و روسیه کمونیستی سقوط کرده اند ، ولی سیاست های توسعه طلبی حاکمان فعلی روسیه ، فرانسه ،انگلیس ، امریکا و حتی چین ،هندوستان ، ترکیه ، از بین نرفته اند . آقای ولادیمیر پوتین ، در نظر دارد در راستای سیاست ها ی توسعه طلبانه خود در قفقاز ، در رقابت با غرب ، از ژوزف استالین ، اعاده حیثیت بکند . تحلیلگران مسائل سیاسی ایران امروز ، حرکت های مرموز پان ترکیسم ، پان تورانیزم تجزیه طلبان آذری تبار را باید در راستای این سیاست های ارزیابی بکنند .موضوع به ظاهر موضوع دفاع از زبان آذری نیست ، بلکه الحاق آذربایجان ایران ، واران ، به ترکیه است که حتی بعضی از بی وطنان پرچم آنرا بالازده اند !!!

بریتانیای کبیر ،که اسم دیگر آن به انگلیسی :United Kingdom - و به اختصار با دو حروف :U .K ،نوشته می شود ،به عنوان هویت رسمی وسیاسی این کشور ،در سال 1707 بنیانگذاری شده است واین کشور، اولین دموکراسی پارلمانی دنیا است . این کشور متشکل از :اقوام انگلیسی تبار – ولز تبار - اسکاتلندی تبار – ایرلندی تبار می باشد. زبان رسمی این کشور و این امپراطوری ،چه در گذشته و چه امروز ، زبان انگلیسی است ، زبان اسکاتلندی ، زبان ولزی ، زبان ایرلندی نیست. این ملت ، مرکب از نژاد ، زبان ، مذ اهب گوناگون هستند. خوانندگان فکر نکنند که این واقعیت سیاسی فرهنگی ، اقتصادی ، بخاطر چشم و ابروی وزبان انگلیسی با هم متحد شده اند !!! نه هرگز چنین نیست . اتحاد این اقوام برای حفظ جان و مال و منافع دور مدت خود ، در مقابل قدرت های متجاوز بوده و این سیاست یک پارچگی واتحاد ، این کشور را در طول 3 قرن ، نه تنها از گزند متجاوزین در امان نگاه داشته است ، بلکه این ملت متحد را تبدیل به بزرگترین امپراطوری سه قرن گذشته کرد. بدون چنین اتحاد عاقلانه و منطقی ، نه بریتانیای کبیری و جود داشت ونه امپراطوری بریتانیا می توانست وجود داشته باشد.قبل از اتحاد عاقلانه و منطقی اقوام بریتانیائی ، بین کشور فرانسه ،و انگلستان ، مدت یک قرن تمام ، جنگهای خونینی معروف به :جنگهای صد ساله (1337 -1453) روی داده بود ،که در نهایت دوپادشاه انگلیس ، ادوارد چهارم ، از انگلستان ، ولوئی یازدهم ، معاهده صلح بین دو ملت را بستند. همین انگلستان ، از سال 793 مدت دوقرن ، مورد تهاجم و دراشغال اقوام شمالی اروپا ، معروف به :Vikings – بودند .

فرانسه نیز در روند شکل گیری ملت فرانسه و وحدت بین اقوام :نرمان ها ، فرانک ها ، برتانی ها ،آلزاسی ها ، باسک ها ، بورگنی ها ، نرمان ها ،کرس ها ، تاریخ مشابه ای چون تاریخ بریتانیای کبیر دارند . قبل از انقلاب کبیر فرانسه ، این اقوام ، در ایالات مختلف متعلق بصورت سیستم فئودالیسم ، زندگی می کردند ،و هر از چند مدتی ، رئیس هرقومی ، به تحریک پاپ ها ، ویا دخالت قدرت های خارجی ، علیه حکومت مرکزی ، دست به شورش و نافرمانی می زدند. انقلاب کبیر فرانسه ،با ایدئولوژی خود ، بعد از جنگهای خونین ، توانست ،ملت واحدی را ، با زبان اداری واحد ، در سرزمین فرانسه با نظام جمهوری لائیک (جدائی دین از سیاست ) را در این کشور حاکم بکند . با وجود این ، جنگهای خونینی بین آلمان ، وفرانسه ، در رابطه با آیالات آلزاس و لورن ، ایالت های با زبان مشترک ژرمن وهم مرز آلمان ، در قرن نوزدهم و بیستم رخ داده اند . امروز ملت فرانسه با وحدت ملی ،و زبان رسمی فرانسه ، به حیات سیاسی و اقتصادی ، و اعتبار بین المللی خود ادامه می دهد .

مرگ یک ملت .

تراژدی انسانی، در یوگسلاوی سابق وتجزیه آن کشور .

هدف در اینجا بیان تاریخ پیدایش کشور یوگسلاوی نیست ، چون در آنصورت ، صفحات متعددی را می بایستی به موضوع اختصاص می دادیم ، بلکه هدف:بیان مرگ تراژیک یک ملت و یک هویت ملی ملی است ، که چگونه قدرت های استعماری ، چون گرگ های لاشخور ،بعداز تجربه تلخ جنگ دوم جهانی ،که بشریت با 60 ملیون قربانی بلاخره توانست در اروپا ، به صلح نسبی برسد ، شاهد یک نسل کشی تمام عیار در قلب اروپای متمدن شد ، و این تنگ نظری صدها هزار کشته و زخمی و آواره بجای گذاشت .

در زمان حیات مارشال ژوزف تیتو،(متولد 1892-مرگ 1980 ) این مرد میدان جنگ های پارتیزانی ، علیه ارتش اشغالگر وطن اش ، آلمان نازی ، این کمونیست دو آتشه ، در عین حال مخالف سرسخت سیاست های توسعه طلبانه استالین ، وقتی که روزنامه نگاران ، نوع و ماهیت نظام حکومتی یوگسلاوی را که عنوان اش :جمهوری فدرال یوگسلاوی بود ، ولی در واقع تمام تلاش تیتو با شناختی که از دشمنان وحدت یوگسلاوی داشت ، هدف اش حفظ یک پارچگی یوگسلاوی بود ، در لفافه کلمات سیاسی ، چنین جواب می داد :یوگسلاوی متشکل از :شش جمهوری ،پنج ملت ، چهار زبان ، سه مذهب ، دو الفبا ، ویک حزب واحد است.(6 )

.مارشال تیتو ، برای حفظ استقلال و تمامیت ارضی یوگسلاوی سابق ،: سازمان کشور های غیر متعهد ها را به رهبری خود ورهبران سیاسی معتبرآن زمان ،چون ،جواهر لعل نهرو رهبر هندوستان ، وعبدالناصر ، رهبر مصر ، ژنرال احمد سوکارنو ، رهبر اندونزی را پایه گذاری کردند ، که در رقابت های جنگ سرد بین اردوگاه جهان کمونیست به رهبری شوروی ،و جهان سرمایه داری به رهبری آمریکا ، وارد نشده و استقلال و تمامیت ارضی خود را حفظ بکنند. .اما قدرت های رقیب در شرق اروپا ، تحمل این را نداشتند که در شرق اروپا ،کشوری دور از رقابت های قدرت های شرق و غرب ببینند. بدنبال بهار پراگ ، جنبش سیاسی- اجتماعی چکسلواکی به رهبری الکساندر دوبچک را شوروی آن زمان نتوانست تحمل بکند و در 19 اوت 1968 ، این بهار پراگ را به خاک و خون کشید .وحتی در آنزمان شوروی در نظر داشت ، مارشال تیتو را نیز از سر راه خود بردارد . به عبارت دیگر ، قدرت های بزرگ ، برای امنیت سیاسی خود ، دائم در حال تلاش بر گسترش نفوذ خود در مناطق سوق الجیشی دنیا هستند . با مرگ ما رشال تیتو،در سال 1980 ، و فروپاشی نظام کمونیستی در شوروی و شرق اروپا ، این بار جنگ داخلی یوگسلاوی و تجزیه این کشور شروع شد . سال 1992 ، اوج جنگ های داخلی یوگسلاوی بود ،که دنیا از جنایات جنگی که رهبران شبه نظامیان صرب ، نسبت به مردم مظلوم بوسنیائی روا می داشتند ، آگاه شدند. اردوگاه های اسرای جنگی ، قتل های دسته جمعی ، تجاوز جنسی به کودکان در مقابل والدین خود ، بخشی از این جنایت های این دوره سیاه تاریخ دو دهه گذشته در «اروپای متمدن !!!» است .اگرچه امروز اتحاد جماهیر شوروی ، یا امپراطوری عثمانی به صفحات تاریخ سپرده شده اند ، اما قدرت های جانشین این دو امپراطوری ،و رقبای سلطه گر و توسعه طلب آنان تشنه مواد اولیه استراتژیک و بازار های فروش برای محصولات صنعتی خود ،در اندیشه توسعه مناطق نفوذی خود هستند . لذا در شرایط فعلی ، خطر تجزیه و جنگ داخلی ، ایران امروز را تهدید می کند .آخوند های حکومتی جاهل و جانی ،و شیفته قدرت و ثروت ، متاسفانه زمینه چنین احتمالات را فراهم آوردند ،که دشمنان وحدت ملی ایران ، از این زمینه ها ، با نهایت موذی گری و وخرج مبالغ هنگفت در بین رهبران تجزیه طلب ها ،برای رسیدن به این اهداف ، شب و روز تلاش می کنند .

. ای کاش تجزیه طلبان فریب خورده (منظورم فریب خورده ها هستند ، آنانیکه در خدمت اربابان خود هستند ، حساب آنان با فریب خوردگان جدا است ) تاریخ یوگسلاوی و علل جنگ های داخلی ،و عمق جنایات دد منشانه این جنگ را مطالعه می کردند و در نهایت می فهمیدند ،که با چه آتش خانمان سوزی بازی می کنند .امروز وقتی که با مهاجرین یوگسلاوی سابق ، در اروپا سر صحبت باز می کنیم ، اکثریت مطلق شان ، حسرت دوران یک پارچگی یوگسلاوی را می خورند ،که چگونه در کنار هم زندگی میکردند ، ازداوج های درون قومی ، بدون کوچکترین تحقیر و توهین مذهبی رایج بود . اما جنگ خانمانسوز داخلی ، در راستای منافع قدرت های خارجی ، چنان زخم عمیقی را در این جامعه گذاشته است ، که چه بسا قرنها طول بکشد ، که این زخم ها التیام بخشند .

یک مکث کوتاه در باره تجزیه طلبان آذری مقیم خارج .

بخاطر آشنائی که کم وبیش من صاحب این قلم ، ایرانی آذری تبار ، از شهر تبریز ، عمر گذشته از 70 سال و خود تبعیدی 41 ساله درکشور فرانسه ، کم وبیش از دور و نزدیک بخشی از این تجزیه طلبان آذری را شخصأ و عدهای را از دور از طریق فعالیت های سیاسی شان در گذشته و آثاری که از خود بجای گذاشته اند ، می شناسم .اغلب این تجزیه طلبان بین 60 تا 75 سال سن دارند . فرزندانشان ، یا از دوره نوجوانی مقیم خارج هستند ، یا متولد خارج اند .اغلب فرزندان تجزیه طلبان ، به زبان های اروپائی ، و آمریکائی ، به مراتب بیشترو و بهتر از زبان آذری ، که پدران و مادرانشان ادعاء دفاع از آن را دارند آشنائی دارند ،و خوشبختانه هم اغلب شان در تحصیلات خود موفق و مایه افتخار ما ایرانیان هستند (امیدورارم پدر مادرشان ناراحت نباشند که من از این عزیزان با عنوان ایرانی یاد می کنم !؟) در صحبت تلفنی که با آقای دکتر حسین لاجوردی ، رئیس انجمن پژوهشگران ایرانی داشتم ، خود ایشان سخنی را در رابطه با :تجزیه طلبان پیش کشید ،که خود شاهد و ناظر این مطلب بود . آقای دکتر لاجوردی فرمودند : در کنفرانسی که ایرانیان مقیم سوئد در رابطه با هویت ملی برگزار کرده بودند ، شرکت داشت ، ویکی از هموطنان ایرانی آذری تبار در رابطه به آموختن زبان های اروپائی وفلسفه تسلط کامل به این زبانها توسط فرزندان ایرانیان آذری تبار،به فارسی با لهجه آذری چنین گفت :مگر من احمق هستم که بگذارم فرزندم ترکی یاد بگیرد و فردا حد اکثر برود در دانشگا ه های ترکیه درس بخواند؟ من سعی میکنم که فرزندم زبان انگلیسی بیاموزد و خوب به این زبان مسلط بشود ، تا بتواند به بهترین دانشگاه های دنیا در آمریکاو کانادا و انگلستان وارد بشود .(نقل از آقای دکتر حسین لاجوردی )

این جملات کوتاه بیان یک حقیقت است ،که برای درک آن چند جمله نیز من صاحب این قلم اضافه می کنم. در راستای عمل نیک، موفقیت ها و فعالیت های علمی اقتصادی ، فرهنگی ،هرکجا ایرانی موفق باشد ، مایه افتخار ما ایرانیان نیز هست . همانطوریکه در بالا اشاره کردم ،اغلب تجزیه طلبان سنشان از 60 گذشته ، چه بسا هم به 75 سال هم رسیده است ، با آرزوی طول عمر براین آقایان و خانمها ، امکان خیلی کم است که حضرات به ایران برگردند. فرزندانشان هم که بزرگ شده اروپا و آمریکا تابعیت و ملیت این کشور ها را دارند ، مسلما در همین اروپاو آمریکا خواهند ماند ،و هر کدام به زندگی خود ادامه خواهند داد ،و به آمریکائی ، کانادائی ، انگلیسی و فرانسوی بودنشان هم افتخار خواهند کرد .همه این احتمالات عملی بودن اش وجود دارد . امٌا....!!! آری امٌا ؟ این تخم نفاق ، کینه ، تنفر ، انزجار ، خیانت ،تخم جنگ خانگی ، جنگ داخلی که این تجزیه طلبان ، 60 -75 ساله در طول زندگی در مهاجرت ، به کمک مالی و مادی قدرت های خارجی ذینفع در ایران کاشته و می کارند ،احتمال دارد ،که فردا باعث جنگ های خونین و برادرکشی بشوند ، وملیونها انسان بیگناه ایرانی ،چه روستائی ،چه شهری ، چه آذری ،چه کرد ،چه فارس و چه عرب ،و چه بلوچ در آتش این جنگ و نفرت ها بسوزند و نابود بشوند ، درست در همان زمان ، فرزندان همین تجزیه طلبان ، در امنیت و آسایش ، در اروپاو آمریکاو کانادا مشغول خدمت و فراه آوردن آسایش خود و خانواده شان باشند .آری چنین احتمال خیلی خیلی زیاد است .

در طول تاریخ ایران ، با وجود امکانات محدود ارتباطات اقتصادی ، فرهنگی ،در قرون گذشته ، ادغام ، و پیوند های ناشی از روابط قومی و فرهنگی ، ازداوج بین اقوام مختلف ایرانی ، به مراتب بالاتر از سایر کشور های همجوار بوده و امروز هم چنین است.نمونه بسیار گویای آن وجود شعرای بزرگ ایرانی آذری تبار، کرد تبار ، عرب تبار ، بلوچ تبار ، ترکمن تبار در پهنه ایران زمین است است و یکی دیگر از دلایل سیاسی آن ، وجود سلسله های ترک زبان و سلطنت طولانی آنان بر ایران زمین و ادغام آنان در فرهنگ ایران و ایرانی است.تجزیه طلبان وابسته به بیگانگان ، نه تنها با تمام کینه و کدورت همراه با جهل ، این واقعیت ها را نمی خواهند ببینند ، بلکه با ترفندی های خود ،وقتی سخن از فرهنگ ایران و ایرانی میشود ، سعی دارند آنرا با « با عنوان های فرهنگ فارس و فارسی » جانشین بکنند . در همین امروز ، صد ها هزار خانواده ایرانی ، متشکل از ازدواج توام با عشق و علاقه و احترام متقابل ، اقوام مختلف ایرانی را در پهنای جغرافیای ایران شاهد هستیم . شهر تهران بزرگترین شهر آذری نشین دنیا است .حاصل این عشقو محبت و احترام متقابل اقوام ایرانی ملیون ها فرزندان ایران زمین ، با مادران و پدران ، فارس ،آذری ، کرد ، بلوچ ، عرب ، گیلک ، مازندرانی ، هستند. تجزیه طلبان این واقعیت را نمی توانند و نمی خواهند ببینند ، اما چهار تا جوک تحقیر آمیز نسبت به اقوام مختلف را ،که یک مشت انسان نما های جاهل ، هر از چندی برزبان و دهن کثیف خود بیرون می دهند ، آنرا با یک نوع زرنگی سمبل می کنند. شاید دیگران تعجب بکنند ، ولی من صاحب این قلم ، تعجب نمی کنم.شاید سئوال بکنید چرا تعجب نمی کنم ؟می دانید که مظهر تجزیه طلبان پان ترک ها و پان تورانیست ها ، گرگ خاکستری اسطوره ای ایست ،که گویا دردشت قبچاق یکی از مادر بزرگ این حضرات با این گرگ خاکستری همبستر شده است و از این زوج ، قوم توران ، و تورانیان به وجود آمدند ! آیا این شد مایه افتخار ؟افتخار من ایرانی آذری تبار ، گرگ خاکستری دشت قبچاق نیست ، افتخار من ایرانی آذری تبار آن جوان ایرانی آذری و همشهری من آقای نیمار ارکانی حامد است که در 36 سالگی در رشته فیزیک ، در دانشگاه هاروارد و برینستون ، به کرسی استادی که 60 سال پیش متعلق به البرت انشتین بود ، رسیده است .آری این افتخار متعلق به تمام ایرانیان است .

هر ایرانی آذری تبار از شهر تبریز ، اگر سنی در حدود 60 سال ببالا داشته باشد ،قبل از آمدن تلویزیون به خانه ایرانی ها، حتمأ شاهد شاهنامه خوانی ، وداستان رستم و سهراب ، مرگ سیاوش و حتی سیاهپوشی یک عده از مشتریان این کافه در روز مرگ این جوان اسطوره ای را در کافه های تبریز ، خصوصأ خصوصا کافه یوسف نیا اول خیابان فردوسی تبریز روبروی باغ ارک ، مقابل مغازه رادیو فروشی آژیر ،(آژیر ها دو برادر بودند و هردو دبیر فیزیک در دبیرستان مشهور فردوسی شهر تبریز فیزیک درس می دادند ) کافه یوسف نیا ، که صاحب اش مشهد مطلب نام داشت ، حتما بخاطر دارند با وجو د اینکه آنزمان اغلب مشتریان قهوه خانه ، کارگران ساختمان ،و بازاریان بودند ، و سواد خواندن و نوشتن نداشتند ، این چنان شیفته داستان های حماسی شاهنامه بودند ،که حتی روز مرگ سیاوش ، یک عده از مشتریان قهوه خانه لباس سیاه می پوشیدند ،که امروز سیاوش را دشمنان خائن ایران با نیرنگ و خدعه کشته اند !!!. .

(ادامه دارد )

پاریس 20 آوریل 2011 .

اقتباس بطور کامل ، یا به اختصار ، با ذکر نام نویسنده و نام سایت ، کاملأ آزاد است .

بخش دوم : رقابت های بی رحمانه قدرت های امپریالیستیی دردست اندازی به مناطق سوق الجیشی ، تبدیل ساکنان آن به بردگان زمان معاصر .

* * *

در رابطه با عنوان فیلم سینمائی تولد ملت . فیلم آمریکائی ،که جنگ های تجزیه طلبی ایالت های جنوب آمریکا را همراه با قتل و کشتار و خسارات انسانی و مادی را نشان می دهد ، فیلم مشهور دیگری ،که مسلمأ بخشی از خوانندگان این مقاله آنرا با عنوان : برباد رفته ، و به انگلیسی :(Gone with the Wind ) به فرانسه :(Autant en emporte le vent ) ، به کارگردانی ویکتور فلمینگ ، اقتباس از رمان معروف مارگریت میچل ،که به زبان فارسی هم درسالهای 1340 ترجمه شده بود ، وقایع جنگ داخلی امریکا را از منظر رومانتیسم و جدال بین احساسات رقیق انسانی ،و «منطق ثروت » و ثروتو مشهور شدن سریع را نشان می دهد .

1-

http://en.wikipedia.org/wiki/The_Birth_of_a_Nation

2-

http://www.linternaute.com/histoire/motcle/3743/a/1/1/guerre_de_yougoslavie.shtml

3-

http://www.yrub.com/histoire/natiofrdef.htm

4-

http://fr.wikipedia.org/wiki/Doctrine_Monroe

5-

http://fr.wikipedia.org/wiki/Crise_des_missiles_de_Cuba

6-

http://fr.wikipedia.org/wiki/Yougoslavie

Read more

۱۳۹۰ اردیبهشت ۲, جمعه

ابراز نگرانی نروژ از شمار بالای اعدام‌ها در ایران

رادیو فردا : همزمان با ابراز نگرانی روز پنجشنبه وزیر امور خارجه نروژ نسبت به افزایش «بسیار زیاد» اعدام‌ها در ایران و همچنین انتقاد وی از به دار آویختن محکومان در ملاء عام، چهار نفر در استان هرمزگان به اتهام تجاوز به عنف در ملاء عام به پای چوبه دار رفتند.

به گزارش خبرگزاری رسمی آلمان، یوناس گار استور، وزیر خارجه نروژ با تخمین اعدام «۱۸۷ نفر» در ایران در سال جاری میلادی و همچنین اجرای حکم اعدام «۶۸۲ تن» از سوی دستگاه قضایی جمهوری اسلامی در سال ۲۰۱۰، گفت: «من به شدت از افزایش بسیار زیاد اعدام‌ها در ایران نگران هستم.»

وی به ویژه از افزایش اجرای حکم اعدام در ملاء عام ابراز نگرانی کرد و افزود که به ویژه بالا بردن فرد محکوم به اعدام با جرثقیل و ذره ذره خفه کردن او «ظالمانه است و در خور جامعه مدرن نیست.»

این اظهارات در حالی بیان شده است که به گزارش خبرگزاری مهر، بامداد پنجشنبه، چهار نفر در بندرعباس به اتهام «تجاوز به عنف» در ملاء عام به دار آویخته شدند.

سعید امیدیان، فرماندهی انتظامی هرمزگان، در خصوص این خبر گفت که «این چهار نفر با هدف عبرت دیگران با حضور مقامات سیاسی، انتظامی و قضایی و در پوشش کامل امنیتی، انتظامی و ترافیکی و حضور خبرنگاران رسانه‌ها» در یک بوستان ساحلی در بندرعباس به دار آویخته شدند.

وی افزود که قرار است «اجرای این حکم که با حضور جمعی از شهروندان بندرعباس و خانواده‌های شاکیان» به اجرا در آمده، با هدف «عبرت‌آموزی دیگران، به ویژه اخلالگران در نظم عمومی و به منظور ارتقا امنیت و افزایش احساس امنیت مردم، از طریق رسانه‌ها اطلاع‌رسانی شود».

به گفته سازمان عفو بین‌الملل، طبق آمار رسمی ارائه شده از سوی جمهوری اسلامی، در سال ۲۰۱۰ میلادی، ۲۵۲ تن در ایران اعدام شده‌اند.

این در حالی است که این سازمان می‌افزاید، طبق گزارش‌های موثق دریافتی، در سال ۲۰۱۰ بیش از ۳۰۰ اعدام دیگر نیز در ایران صورت گرفته است که مقام‌های رسمی آن‌ها را تأیید نکرده‌اند.
Read more

۱۳۹۰ فروردین ۲۲, دوشنبه

اخطار کمپین سفارت سبز به همکاران وزارتخارجه، در خصوص تهاجم وزیر خارجه کودتا، برای تحویل کامل این وزارت به سپاه

بنا به گزارش همکارانی که در منطقه از نزدیک شاهد انقلابات مردمان کشورهای شمال آفریقا و خاورمیانه... میباشند،جنبش جاری منطقه بر خلاف تبلیغات حاکمیت اسلامی، علیه رژیم جمهوری اسلامی بوده،اقدامات عوامل رژیم ،مردمان بپا خاسته منطقه را از اسلام گریزان نموده،بالعکس حرکت جنبش سبز ملت ایران,تأثیر بیدار کننده و آگاهی دهنده به مردمان این مناطق،و متقابلا بی اعتباری رژیم ولی فقیه و رو برتافتن از سرمشق حکومت اسلامی در خیزش دموکراسی خواهانه مردمان اعم از تونس و مصر و یمن و لیبی ...علیرغم خرج میلیاردها دلاری که ولی فقیه از خزانه ملی برای شستشوی اذهان این جوامع کرده بود را ،در پی داشته است.

جنبش سبز،راه ایران و کشورهای منطقه ، بسوی آزادی،دموکراسی،جدایی دین از سیاست را گشود و دیگر هیچ نیرویی قادر نخواهد بود،این راه گشوده را مسدود نماید.این جنبش حاصل اش بیداری ملی بود و به حکم تاریخ، ملتی که بیدار شد دیگر به خواب نمی رود.رمز پیروزی جنبش و اتحاد نیروها و مجامع ایرانی,توافق ملی بر محور مطالبات حداقلی فوق بوده است.برخلاف مردم ایران,مردمان منطقه برای خلاصی از حاکمیت ضدملی,دست به دامن غرب گردیده،حتی اقدام نظامی غرب علیه حکام ظلم و جور را مطالبه نموده اند.به مصداق ظلم مستمر،اعتراض مستمر را می طلبد،ایران ما همچون بمب ساعتی، آتش زیر خاکستر بوده و با جرقه ای انفجار نهایی را در پی داشته ،کاخ ظلم و بیداد حاکمیت ولی فقیه را عنقریب فرو می پاشد.تذکار مراتب فوق ،توام با تحلیل مسائل جدید تحمیلی،از سوی وزیر خارجه کودتا،عملکرد های مطابق با زمان جاری را نیازمند است، که بعنوان دستورالعمل جدید رعایت نکات مهمی را می طلبد.قبلا لازم به یادآوری است، بخشنامه ای که اخیرا از حراست وزارت امورخارجه ،علیه کمپین سفارت سبز به نمایندگی ها واصل گردیده، فقط برای ایجاد شک و دو دلی بر اراده همکارانی که قصد پیوستن به جنبش سبز و این کمپین را داشته اند،بوده است. تا با این ترفند سناریوی تحویل کامل و تمام عیار وزارت خارجه به سپاه را تکمیل نمایند.این بخشنامه، با رهنمود های کمیته مشترک ضد فتنه (ضد جنبش سبز ملت ایران) متشکل از سازمان اطلاعات سپاه، وزارت اطلاعات، تهیه و با نظارت و بازبینی مجدد بیت رهبری و با انشای حسین شریعتمداری به وزارت خارجه ارسال و توسط یکی از کارشناسان خوش قلم در مرکز ویراستاری و تحریر نهایی، بسبک وزارتخارجه گردیده است.سیر تهیه و تدارک و مورد خطاب قراردادن بخشنامه و امضای اجباری همه همکاران در نمایندگی ها در زیر بخشنامه،بطلان این بخشنامه نظامی کودتایی را اثبات نموده،نیازی به پاسخگویی و توضیح بیشتر آن نمی باشد
همانطور که همکاران بخاطر دارند، در اولین بیانیه کمپین اعلام شد: بیایید بجای سفیر رژیم ضد اسلامی،ضد ایرانی و رژیم سرکوب و اختناق،سفیر مردم خود باشید.سپاس بیکران به همکارانی که ندای کمپین را لبیک گفته ،در محیط امنیتی،خفقان و ترس،تحقق خواسته ملی را بر فرامین فردی یک ساحر بی خرد ظالم و تشنه خون و قدرت،و نیز مصلحت شخصی و فامیلی ،رجحان داده با پیوستن به کمپین سفارت سبز،اطلاعات ذیقیمتی از جمله بخشنامه اخیر را،در اختیار این کمپین و در نهایت جنبش مردم ایران قرار داده اند.

اجر این عزیزان و سروران، فتح قلوب مردم خود و جشن دائمی وجدان و سربلندی و افتخار تا آخر عمر گرانقدرشان می باشد.خطاب این بیانیه،همکاران متحول و علاقمند به جنبش سبز است، که هنوز دو دل اند. به استحضار این عزیزان می رساند، تعداد زیادی از دیپلماتهای منطقه با آغاز قیام ملی مردمان کشورشان،بعلت کار در محیط آزاد و عدم تهدید خطری مستقیم از سوی رژیم هایشان ،بلافاصله بمردم پیوسته و در پی پیروزی مردم در مصر و تونس ریاست نمایندگی های خود را عهده دار شده اند.این کمپین با صدور بیانه هایی و دعوت به آرامش،از هموطنان خارج از کشور درخواست نموده،به سفارتخانه ها تعرض ننمایند.اما با اجرای بخشنامه جدید و اعزام عناصر امنیتی نظامی به نمایندگی ها جهت سرکوب مردم همانطور که در نروژ اتفاق افتاد،مسیر حوادث را بسمتی پیش میبرد که در نهایت و تعمدا، هرگونه اتفاق سوء در آتیه به گردن کسانی افتد، که کماکان در برزخ دودلی بسر میبرند. مطمئن باشید، اعزامی های جدید از مرکز، که بظاهر برای دفاع از سفارت اعزام شده اند، پس از یادگیری کارها ،در اولین فرصت عذر شما را خواسته و یا شما را در گرداب هائلی خواهند انداخت، که هرگونه راه پیش یا پس و جبران مافات را از شما خواهد گرفت. لذا در اسرع وقت طی تماس با کمپین سفارت سبزخود را در مسیر حرکت ملت غیور ایران قرار دهید که در این صورت حتی بفرض بازگشت به مرکز نیز عضویت خود در کمپین راحفظ خواهید نمود. کما اینکه هم اکنون تعداد کثیری از همکاران در مرکز به این کمپین پیوسته و با کمپین همکاری مستمر اطلاعاتی دارند.ضمنا پروسه اخراج دیپلماتهای رژیم بعنوان عناصر نامطلوب ،همانطور که در کویت،بحرین رخ داد ،در کشورهای عضو اتحادیه اروپا نیز در حال شکل گیری است و هم اکنون دول اسکاندیناوی در حال بررسی جرایم مهاجمین به مردم در مقابل سفارتخانه ها هستند و با این افراد بشدت برخورد خواهد شد.البته ضروری است باین افراد هم بعنوان آخرین فرصت مغتنم ،توصیه شود، تا دیر نشده و آه مظلوم دامن شان را نگرفته ،به مردم و جنبش سبز بپیوندند، تا در صبح پیروزی قریب الوقوع، مورد تظلم همین مردم مورد ظلم قرار گرفته ،واقع نگردند و به کار و زندگی شرافتمندانه ای بازگشت نمایند قبلا اطلاع داده شد همکارانی که عضو کمپین هستند، مادامی که شناسایی نشده و خطری آنها و اعضای خانواده شان را تهدید ننموده است ،کماکان در نمایندگی ها برای حفظ اسناد ملی و منافع ملی و در مقابل تهاجم نیروهای ضدملی برای تصاحب این اسناد باقی مانده در صبح پیروزی،درب سفارت خانه ها و کنسولگری ها را بروی صاحبان واقعی آن ،یعنی مردم ایران باز نموده بوظایف خود ادامه دهند.اما خطاب این بیانیه آنهایی است که در برزخ بی تصمیمی خود گیر کرده ،فکر می کنند در فردای پیروزی مردم ،خود را جای آن عده ای جا بزنند ،که هدفشان حفظ اسناد و منافع عالی ملی در نمایندگی ها بوده است.در نتیجه بار دیگر تأکید می نماید افرادی که با کمپین تماس گرفته و به عضویت کمپین درآمده اند، اسامی،مشخصات ،یا اسم رمز مستعار، یا شماره پرسنلی شان ، نزد کمپین معلوم ومحفوظ هست. اما آن عده از همکارانی که تاکنون خود را باین کمپین معرفی ننموده اند،شایسته است ، در اسرغ وقت با قید رعایت مسائل امنیتی و حفاظتی، با آدرس الکترونیکی یا تلفن مستقیم این کمپین ،مندرج در ذیل این بیانیه ،تماس گرفته با اعلام نام و ثبت مشخصات خود، در کمپین (کاملا امن و مصون از هرگونه دسترسی) از مزایای عضویت، در صبح پیروزی ملت برخوردار گردند.در غیر اینصورت برخورد با آنان بالاجبار مشابه رفتاری خواهد بود که با مزدوران رژیم بعمل آمده با تسلیم آنان به دادگاههای مردمی و بین المللی، به جرایم شان در مورد خیانت به ملت خود و ظلم به بشریت، رسیدگی خواهد شد..این دو دلان باید هر چه زودتر تکلیف خود را معلوم نموده از بین ملت یا ظلمت یکی را انتحاب نمایند.

با اعلام این دستورالعمل، دستورالعمل قبلی ابطال گردیده ،با اجرایی شدن مفاد این بیانیه ،کسانیکه خود را عضو جنبش سبز و وابسته به کمپین سفارت سبز می دانند، فقط تا 25 خرداد،سالگرد قیام میلیونی جنبش سبز ، وقت دارند که خود را به آدرس و شماره تلفن زیر معرفی نمایند . بنا به دلایل امنیتی همانند بعضی از اعضای کمپین لزومی به اعلام علنی و حقیقی اسامی نبوده می توانند با اعلام شماره تلفن تماس خود یا آدرس ایمیل ،اسم مستعار یا شماره ای را اعلام نمایند که درین صورت باید رقمی بالاتر از475، یعنی مثلا رقم 476 و بعد را انتخاب نمایند تا در لیست اعضای کمپین سفارت سبز ملحوظ گردند. بعد از تاریخ مزبور، دیگر عذر و بهانه ای ونیز در خواست عضویتی پذیرفته نخواهد شد.آدرس ایمیل و شماره تلفن زیر معتبر بوده ،هر گونه آدرس یا شماره تلفن دیگر، دامی است که رژیم آن را تدارک دیده ،تا همکاران را به دام بیاندازد. همکاران برای اعلام همکاری و پیوستن به جنبش و کمپین تنها و فقط به آدرس ایمیل و شماره تلفن زیر مراجعه فرمایند

mohammedr.heydari@gmail.com
شماره تلفن تماس
004741287232
کمپین سفارت سبز
دفتر مرکزی اسلو نروژ

11-04-2011
22 -01-1390

Read more

۱۳۹۰ فروردین ۲۱, یکشنبه

اخطار به همکاران وزارتخارجه، در خصوص تهاجم وزیر خارجه کودتا، برای تحویل کامل این وزارت به سپاه

Read more

اقدام متقابل ایران در اخراج سه دیپلمات کویتی از خاک خود

رادیو فرد : تلویزیون دولتی انگلیسی زبان ایران، پرس‌تی‌وی، گزارش داد که جمهوری اسلامی در واکنش به اخراج سه دیپلمات خود از کویت، سه دیپلمات کویتی را از خاک خود اخراج کرده است.

این شبکه دولتی ایران که تنها منبعی است که به انتشار خبر اخراج دیپلمات‌های کویتی پرداخته، اشاره بیشتری به جزئیات مربوط به اخراج این افراد و نیز رده شغلی آنها نکرده است.

اخراج این سه دیپلمات تازه‌ترین حلقه از افزایش تنش میان ایران و کویت پس از متهم شدن جمهوری اسلامی به جاسوسی در این کشور حاشیه خلیج فارس است.

کویت هفته گذشته سه دیپلمات ایرانی را به اتهام ارتباط با یک شبکه جاسوسی در این کشور، از خاک خود اخراج کرده بود.

این موضوع پس از آن صورت گرفت که دادگاهی در کویت نهم فروردین ماه امسال پس از چندین ماه جلسه غیرعلنی، دو شهروند ایرانی و یک تبعه کویتی را به اتهام جاسوسی برای جمهوری اسلامی به اعدام محکوم کرده بود.

هر سه محکوم به اعدام که در ارتش کویت خدمت کرده‌اند، متهم شده‌اند که از پایگاه‌های کویتی و آمریکایی در خاک کویت برای سپاه پاسداران ایران اطلاعات جمع‌آوری کرده‌اند؛ اتهامی که ایران آن را رد کرده است.

هفته گذشته در زمان اخراج سه دیپلمات ایرانی از کویت، وزیر کشور کویت از «هدف گرفتن امنیت کویت» توسط سپاه پاسداران، به رغم ابراز حسن نیت این کشور در مقابل ایران انتقاد کرده بود.

موضوع کشف شبکه جاسوسی مرتبط با ایران، نخستین بار در اردیبهشت ۸۹ توسط وزیران کشور عربستان سعودی و کویت در حاشیه نشست مقام‌های امنیتی کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس اعلام شده بود.

پس از این موضوع در حالی که جمهوری اسلامی، قویاً جاسوسی در کویت را رد کرد، چندین نماینده مجلس کویت خواهان اخراج سفیر ایران از این کشور شدند.

اخراج متقابل دیپلمات‌های ایرانی و کویتی در حالی در دستور کار دو کشور قرار گرفته که مناسبات دیپلماتیک ایران با کشورهای حوزه جنوبی خلیج فارس، به دلیل، ناآرامی‌ها در بحرین دوران پرتنشی را می‌گذارند.

حکومت بحرین که اکثریت جمعیتش را شیعیان تشکیل می‌دهند، ناآرامی‌های اخیر را توطئه خارجی دانسته و از ایران به شدت انتقاد کرده است؛ در همین حال پادشاه بحرین از ارتش‌های کشورهای عربی منطقه برای کنترل اوضاع داخلی‌ این شیخ‌نشین کمک خواسته است.

در حالی که عربستان و امارات به بحرین نیروی زمینی گسیل کرده‌اند، کویت نیز شناورهای نظامی خود را به سواحل شمالی بحرین فرستاده است، تا آب‌های بحرین را کنترل کنند.

Read more

۱۳۹۰ فروردین ۱۹, جمعه

سخنی از دل با همکاران وزارت خارجه ای - همکاری با ستمکاران و زدن آتش به زندگی خود قسمت پنجم به قلم احمدملکی دیپلمات پیشین

اولین قدم در راه مبارزه با ظلم ترک ظالم است .
http://sefaratesabz.com/Pdf/Maleki%20Sokhani..%2005.pdf
Read more

محکومیت حمله به کمپ اشرف توسط مزدوران مالکی در عراق

صبح روز جمعه، گروهی از نیروی ارتش عراق با یورش به کمپ اشرف، محل سکونت سازمان مجاهدین خلق ایران، موجب کشته و مجروح شدن تعدادی از ساکنان این کمپ شده‌اند. کمپین سفارت سبز با محکوم کردن این اقدام دولت عراق که در راستای خوش خدمتی به حکومت اسلامی در ایران صورت پذیرفته است از تمام ایرانیان آزاده مقیم خارج از کشور در خواست دارد تا با حضور در مقابل دفاتر سازمان ملل و سفارت خانه های آمریکا در سراسر دنیا این اقدام جنایتکارانه را به شدت محکوم نمایند و از ادامه آن جلوگیری بعمل آورند .
Read more

۱۳۹۰ فروردین ۱۸, پنجشنبه

گزارش کامل و فیلم جدیدی منتشر نشده ای از درگیری عوامل رژیم و فعالین سیاسی ایرانی در نروژ

فیلم زیر که توسط کمیته نروژی ایرانی حمایت از مبارزات مردم ایران تهیه گردیده یک نکته مهم را به وضوح نشان می دهد :
عدم آشنائی به قوانین و عرف دیپلماتیک توسط مامورین جدید اعزامی رژیم به سفارتخانه های آن می باشد که در ماههای اخیر پس از تصویب سیاست تهاجمی وزارت اطلاعات در قبال ایرانیان مقیم خارج از کشورانجام پذیرفته است و چنین گستاخانه به ایرانیان حمله
می کنند ، گویا کشور محل ماوریت خود را با ایران اشتباه گرفته و همانگونه که جوانان عزیر ایران را در شهرهای مختلف مورد ضرب وشتم قرار داده اند در مقابل درب سفارت ایران در شهر اسلو چنین بی مهابا در مقابل چشم پلیس به مردم حمله می کنند.
کمپین سفارت سبز ضمن محکوم کردن این اقدامات که خارج از عرف دیپلماتیک و قوانین کشور پذیرنده از سوی عوامل رژیم صورت گرفته است گزارشی تهیه و آن را جهت برخورد قانونی با کارگزاران حکومت اسلامی به مراجع بین المللی ارسال داشته تا آنها به عمق فعالیتهای رژیم اسلامی نسبت به ایرانیان مقیم خارج پی برده و اقدام عاجلی در خصوص مقابله با این فعالیتها بعمل آورند .
لینک گزارش کمپین سفارت سبز :

Read more

۱۳۹۰ فروردین ۹, سه‌شنبه

درزاسناد محرمانه وزارت خارجه ایران به بیرون

دیگربان digarban : سایت اطلاعاتی و امنیتی «بولتن‌نیوز» با انتشار یادداشتی از درز اطلاعات محرمانه وزارت خارجه دولت محمود احمدی‌نژاد انتقاد کرد.

این سایت روز سه‌شنبه (نهم فروردین) به درج نامه محرمانه علی‌اکبر صالحی وزیر امور خارجه به محمود احمدی‌نژاد در خصوص رابط تجاری با آرژانتین در یک نشریه خارجی واکنش نشان داده است.

این سایت با تائید محرمانه بودن این نامه، مسئولان وزارت خارجه را به «اهمال کاری» در نگهداری اسناد محرمانه این وزارتخانه متهم کرده است.

«بولتن‌نیوز» که یکی از رسانه‌های بازتاب دهنده دیدگاه‌های نهاد‌های اطلاعاتی و امنیتی در جمهوری اسلامی به شمار می‌رود از درز این نامه محرمانه از وزارت خارجه اطهار تعجب کرده است.

این سایت نوشته است: «مسئولین وزارت خارجه متاسفانه در این زمینه اهمال کاری کرده‌اند و باید در موضوع حفظ نامه‌های محرمانه مسئولین کشوری آن هم در سطح اول کشور حساسیت بیشتری به خرج دهند.»

روزنامه آرژانتینی «پرفیل» روز شنبه هفته جاری، نامه محرمانه‌ای از وزیر خارجه ایران به احمدی‌نژاد منتشر کرده که در این نامه آمده آرژانتین در قبال چشم‌پوشی از پرونده آمیا خواستار گسترش روابط تجاری خود با جمهوری اسلامی است.

انتشار این نامه محرمانه بازتاب‌های زیادی به همراه داشته است، به طوری که اسرائیل از مقام‌های آرژانتیتی خواسته درباره محتوای این نامه محرمانه توضیح بدهند.

اکبر هاشمی رفسنجانی، علی فلاحیان، علی اکبر ولایتی، محسن رضایی و احمد وحیدی (وزیر دفاع کنونی) متهمان اصلی پرونده انفجار آمیا در سال ۱۹۹۴ هستند که منجر به کشته شدن ۸۵ نفر شد.

Read more

۱۳۹۰ فروردین ۷, یکشنبه

مافیای رانت خوار نظامی در پشت پرده قاچاق سلاح

Read more

گزارش به پیشگاه ملت ایران در خصوص ترفند جدیدحکومت اسلامی برای تحمیل یک جنگ دیگر به ملت ایران و وظیفه ایرانیان آزاده بمنظور ایجاد فوری یک اتحاد فراگیر

احتراما باستحضار هموطنان میرساند:
اطلاعات محرمانه،واصله از اعضای کمپین سفارت سبز،در مرکز و نمایندگی های خارج از کشور ،حاکی است که رژیم در صدد تحریک غرب برای حمله به ایران است،تا به بهانه آن مردم را سرکوب و سپس با در خواست آتش بس تسلیم شرایط غرب شده با دادن امتیازاتی همچون تعطیلی پروژه اتمی ادامه حکومت خود برای چند دهه دیگر را تضمین نماید. بنا برمدارک یاد شده ،تشدید فرایند جنبش دموکراسی خواهی و آزادی طلبانه مردمان منطقه، بالاخص خاورمیانه و شمال آفریقا ،متاثر از جنبش سبز مردم ایران ، عکس العمل ضد بشری و ضد ملی رژیم اسلامی،در تداوم و تشدید بی سابقه صدور بحران به خارج از مرزهای کشور ،از جمله ارسال غیرقانونی تسلیحات جنگی به مراکز بحران در منطقه را، در پی داشته است ، بطوریکه رژیم با تمام ظرفیت خود ،تلاش می نماید، مسیر رخداد های جاری را ،تعمدا به سمت و سوی یک بحران ناخواسته و تحمیل شده به ملت ایران پیش ببرد,تا سرانجام با تکرار وقایع هشت ساله جنگ تحمیلی، علیه مردم ایران، بار دیگر رژیم ازهم پاشیده خود را ،سامان داده و این بار به قیمت ایجاد یک جنگ دیگر وحمام خون در کشور، زمینه تداوم حکومت امام زمانی اش را فراهم نماید.اگر در گذشته ، کشف تسلیحات جنگی صادره از سوی رژیم به یونان،قبرس،نیجریه،فراه و نیمروز و هرات افغانستان،بصره و نجف و بغداد و کردستان عراق اتفاقی بود، اما اینک این تسلیحات جنگی مرگ افزا، در پوشش دارو و محموله کمک و امداد هلال احمر ایران با ناوگان دریایی و هوایی، به قلب مراکز بحران ،هم چون بیمارستان هلال احمر یمن،بیمارستان سلیمانیه بحرین و حوزه دریای سرخ و مدیترانه ،صادر میشود که کشف اخیرمحموله های تسلیحاتی در بحرین و یمن،مدیترانه،و ترکیه،تعمدی بودن این دام و تله تحریک بین المللی برای جنگ را مستدل می نماید.طبق گزارش همکاران ما هدف حکومت اسلامی از این ترفند ها، تشدید سلطه خود،سرکوب بی رحمانه مردم و یکدست کردن حاکمیت،به بهانه حمله دشمن خارجی و فراهم ساختن شرایط و زمینه ظهور امام زمان می باشد، آنچه که مسلم است،نتیجه این سیاست بیمارگونه و ضدبشری و ضد ملی،تکرار عکس العمل قدرت های بزرگ عضو سازمان ملل متحد و صدور قطعنامه مبتنی بر اصل 42 فصل هفتم منشور سازمان ملل متحد،یعنی اجماع جهانی به تحمیل یک جنگ دیگر بر ملت ایران ،در غیاب یک آلترناتیو مقتدر ، متحد ،مسئول و پاسخگو می باشد ، که تحقق این امر ،بنیاد مدنیت بیادگار مانده از نیاکان ما را به خاکستر ویرانی بزرگ مبدل نموده یکپارچگی ملی و کشوری را مورد مخاطره قرار داده،دست ناپاک و ضد ملی این رژیم سفاک و ضد بشری را ،به بهانه این جنگ باز گذاشته تا ، سرکوب نهایی مردم در بند و اسیر ایران را عملی نماید
نظرباینکه در چنین بحران فراگیری منافع قدرت های بزرگ نیز مبتنی بر استقرار یک رژیم دست نشانده است.عقل سلیم و خرد جمعی ایرانیان در تبعید اقتضا می کند، یک اتحاد واقعی و فراگیر متشکل از فرهیختگان و سران خردمند همه گروههای اپوزیسیون خارج وداخل کشور که در رنگین کمان خواسته های حداقلی در مبارزه با رژیم ولی فقیه به اتحاد رسیده اند، یک بار و برای همیشه عزم خود را جزم نموده قبل از حصول رژیم جهل و خون و جنون به خواسته های ضدبشری و ضدایرانی خود و یا تشکیل یک آلترناتیو تحمیلی توسط قدرتهای بزرگ ،یک دولت موقت در تبعید تشکیل دهند ، که وظیفه آن می توتند پاسداری از تمامیت ارضی و حفظ منافع ملی در دوران انتقالی و فراهم نمودن شرایط رفراندوم بمنظور انتخاب نظام آینده در چهار چوب دموکراسی،سکولاریسم و آزادی های مندرج در اعلامیه جهانی حقوق بشر باشد.درانتها این کمپین به عنوان سفرای سبز جنبش دموکراسی خواهی مردم ایران ، آمادگی خود برای دعوت از سران اپوزیسیون بمنظور یک گردهمایی بزرگ جهت تشکیل یک اتحاد فراگیر را اعلام می نماید.
کمپین سفارت سبز
دفتر مرکزی-اسلو
نروژ
Read more

۱۳۸۹ اسفند ۲۷, جمعه

تبریک عید نوروز نور و خرد سبزی و خرمی بر جهل و جنون سیاهی و تباهی به همکاران و همدلان و همرزمان کمپین سفارت سبز در مرکز و نمایندگیهای خارج

Read more

تبریک سال نو و اعلام این سال به عنوان سال پایان فتنه ولی فقیه توسط قهر و خشم ملی ایران

Read more

پیام همــــدردی کمپیـــن سفارت سبــــز با مردم انساندوست ژاپــــــــن

Read more

۱۳۸۹ اسفند ۲۲, یکشنبه

گزارش به پیشگاه ملت بزرگ و سرفراز ایران،در خصوص مصادره به مطلوب جنبش سبز،توسط ائتلاف ضدملّی،چپ های وابسته و اصلاح طلبان حکومتی


گزارش به پیشگاه ملت بزرگ و سرفراز ایران،در خصوص مصادره به مطلوب جنبش سبز،توسط ائتلاف ضدملّی،چپ های وابسته و اصلاح طلبان حکومتی

احتراما باستحضار میرساند : چند سند خیلی محرمانه واصله از همکاران عضو کمپین سفارت سبز از داخل نمایندگی های رژیم جمهوری اسلامی ایران در خارج از کشور حاکی است: در پی پیشرفت های گام به گام جنبش سبز ملت ایران بسوی یک نهضت رهای بخش ملی و ساختار شکن و برانداز که پس از طرح خواسته های اولیه جنبش مبنی بررأی من کو؟ و سرکوب بیرحمانه و خشن آن حاصل گردید ، مغز متفکر توطئه چینان دستگاه رهبری علیه مردم ایران اعم ازحسین طائب و حسین شریعتمداری گرفته تا وزارت اطلاعات بیت سید علی خامنه ای ،چند دستورالعمل بکلی سرّی،بامضای منوچهر متکی وزیر خارجه سابق و اخیرا یک تلکس سرّی بامضای علی اکبر صالحی وزیر خارجه رژیم کودتا به نمایندگی های خارج از کشوردر خصوص ضرورت مقابله با اپوزیسیون خارج از کشور ارسال و طی آن اجرای سریع،مدبرانه،محرمانه آن بشرح زیر تأکید گردیده است
1-طی تماس با اپوزیسیون ناراضی امّا مخالف براندازی نظام اسلامی و توضیح عمکرد فتنه اخیر و وابستگی این فتنه به صهیونیسم و استکبار جهانی در رأس آن آمریکا و اتحادیه اروپا،خطر بازگشت رژیم منحط گذشته بعنوان دشمن مشترک ما و مورد مخاطره قرار گرفتن کل نظام غیر وابسته و مستقل جمهوری اسلامی ایران به این محافل را خاطر نشان ساخته،آنان را در مقابل دشمنان مشترک همچون اوایل انقلاب دعوت باتحاد نمایید
2-هدف، ایجاد شرایط اتحاد همه نیروها همچون اوائل انقلاب است.بسیاری ازین رهبران که هنوز در قید حیاتند،نیات واقعی مقام معظم رهبری را در مورد خود و گروهشان میدانند و به تجربه هم آزموده اند.در مقاطعی البته در گذشته،شرایط از دسترس معظم له خارج،که منجر به مقهور شدن این عزیزان از سوی برخی نیروهای دافعه گرا واقع گردید.جریانات اخیر شرایط بازگشت آنان به کار مشترک را فراهم ساخته است
3-اکنون با همکاری مشترک عناصر مندرج در بند یک با گروه های برانداز رژیم ،کل نظام مقدس جمهوری اسلامی و قانون اساسی حاصل خون شهدای انقلاب،مورد مخاطره قرار گرفته و جذب نیروهای وفا دار انقلاب ضرورت حیاتی یافته است
4-طی تماس با متحدان سابق انقلاب و دوستان آزرده خاطر حاضر و دعوت آنها به همکاری ،ضرورت ایجاد یک تشکل متحد و یکپارچه در خارج از کشور را در مقابل توطئه اتحاد نیروهای ضدانقلاب و برانداز،تحت نظارت صهیونیسم و استکبار،خاطرنشان نموده اولویت را به گره های چپ گرا اعم از حزب توده،حزب کمونیست کارگری،چریک های فدایی خلق اکثریت و نیز دوستان اصلاح طلب ناراضی مقیم اروپا و آمریکا بدهید
5-آن نیروهایی که بر اساس دستورالعمل شماره......مورخ....ایجاد و بصورت جریان موازی فتنه اخیر عمل نموده اند،بدون ذکر عنوان،به ائتلاف و اتحاد فوق پیوسته،از نظر تبلیغاتی و رسانه ای پشتیبانی نمایید.با همکاری اپوزیسیون مجازی،مردم از حالت فعال به انفعال در آمده،اپوزیسیون واقعی یک گام به نابودی نزدیکتر میگردد.قبلا سیاست تهاجمی اطلاعاتی جدید تشریح گردیده و گفته شد با ورود اپوزیسیون مجازی در صحنه،راهکارهای منفعل کننده و دور کردن فتنه از صحنه رقم میخورد و تا حذف عناصری که پتانسیل و انرژی تحریک مردم به مقاومت را دارند ادامه یافته و سرانجام مسیر رویداد ها بسمتی هدایت میگردد که اصلاح طلبان وابسته و وفادار بعنوان تنها آلترناتیو باقیمانده معرفی میگردد .عنصر جذب و دفع و حذف ضرورتا و هر بارباید مورد بررسی قرار گیرد.ترساندن مردم از جنگ و تجزیه مانع از رادیکال شدن میشود
در خاتمه ، ضرورت رعایت نکات ایمنی در بخشنامه شماره .... مورخ.... بار دیگر گوشزد میگردد
اینک با توجه بمراتب فوق این کمپین مطالب زیررا به منظور حفظ هوشیاری هموطنان خاطرنشان می سازد
1-رژیم ولی فقیه در آستانه فروپاشی نهایی است.در نتیجه در کمال یاس و ضعف و نا امیدی دست بدامن رهبران سابق اپوزیسیون شده که در انقلاب 1357با روحانیون ائتلاف نموده و شریک اول قدرت بعد از فروپاشی نظام گذشته با روحانیون شدند.بعدا با خیانت به همین متحدان،انقلاب را مصادره و بانحصار روحانیت قشری بنیاد گرای خود در آوردند.برهمین اساس در آستانه پیروزی جنبش سبز و سقوط خود،در صدد استمالت ازین عناصر بر آمده،انان را برای ایجاد نفاق در اپوزیسیون خارج از کشور و نیز ممانعت از اتحاد فراگیر ساختارشکن و سرانجام شرکت در قدرت دعوت نموده اند.فعل و انفعالات اخیر آقایان مهاجرانی،فرخ نگهدار و کدیور و....در همین راستا می باشد
2-رژیم همزمان در پی معامله با برخی از سران جنبش سبز و تعدیل خواسته ها و انتظارات آنها به کمک اصلاح طلبان حکومتی در داخل و خارج بوده واز هم اکنون با تغییر لحن گفتار و رفتار برخی ازاین عناصر در داخل و خارج،در حال رسیدن به حد نصاب خواسته های مورد نظر و مصادره به مطلوب جنبش سبز ملت ایران دراین چهار چوب و اتصال گروه مندرج در بند یک و بند 2 می باشد
3-بعلت مشی مستقل و بی طرفانه این کمپین و خطای نابخشودنی آن از نظر رژیم ولی فقیه در دعوت به اتحاد همه نیروهای اپوزیسیون در چهارچوب استقرار یک سیتم دموکراتیک سکولار مبتنی بر اعلامیه جهانی حقوق بشر و تعیین تکلیف نهایی نظام حکومتی آینده با رفراندوم و ریزش نیروها در وزارت امورخارجه که تاکنون منجر به تغییر وزیر خارجه و ریزش نیروهای این وزارتخانه گردیده،موجب شده،رژیم ولی فقیه با بستن شمشیر ها از رو علیه این کمپین،با تمامی توان و بودجه و امکانات دستگاه اهریمنی حکومتی اش و نیز عناصر وابسته به خود و مزدوران همیشه در صحنه اش در خارج بهر نحو ممکن در راستای نابودی این کمپین
وارد عمل شود ،برهمین اساس این کمپین طی چند ماه اخیر آماج حمله های این نیروهای اهریمنی قرار گرفته است .
این گزارش مستند به مدارک مثبته با همکاری مشترک اعضای این کمپین در داخل و خارج تهیه،اسناد مربوطه پس از پیروزی نهایی مردم در اختیار کتابخانه ملی ایران گذاشته خواهد شذ
کمپین سفارت سبز ملت ایران
دفتر مرکزی-اسلو
نروژ 22/12/1389
Read more

۱۳۸۹ اسفند ۱۹, پنجشنبه

نام‌گذاری سال جدید به نام سال براندازی جمهوری اسلامی

نام‌گذاری سال جدید به نام سال براندازی جمهوری اسلامی

۱۸ اسفند ۱۳۸۹ مرجان قنبری
  • اندازه حروف
imageعکی گویاتر از آن است که نیازی به توضیح داشته باشد

ماحصل تمامی این سخنان این است که مردم در جنبش خود باید تصمیم بگیرند. تنها راه پیروزی بر این رژیم اتحاد است و اتحاد جز با داشتن هدف مشترک به دست نمی‌آید و تنها یک هدف می‌تواند مشترک باشد و همه نیروها را به یک سمت هدایت کند و آن براندازی جمهوری اسلامی است. تا وقتی که کار دست سیاست‌مداران قدرت طلبی باشد که از به حراج گذاشتن آبروی خود هم ابایی ندارند- مانند مهاجرانی و هاشمی- کاری از پیش نخواهد رفت. موسوی و کروبی مرد مردانه نشان داده‌اند که تا هر جا که ملت بخواهند با آنها همراه خواهند بود و پشت آنها را خالی نخواهند کرد اما انتظار اینکه از آنان بخواهیم بخواهند مردم را وارد فاز براندازی کنند ناجوانمردانه و از آن مهم‌تر غیر عملی است. اما اگر مردم براندازی را اعلام کنند آنها جا نخواهند زد.

سال گذشته رئیس جمهور منتخب مردم میر حسین موسوی با زیرکی و به زیبایی به خامنه‌ای پیش‌دستی کرد و سال هشتاد و نه را نام‌گذاری کرد. امسال او در بند است و گروگان؛ به نظر من این وظیفه ماست که در جنبش سبز سال جدید را نام‌گذاری کنیم. من پیشنهاد می‌کنم این سال را سال براندازی جمهوری اسلامی نام‌گذاری کنیم و دلایل خود را نیز در زیر بیان می کنم.

روی سخن من با آن قشری از جنبش سبز است که در هر مناسبت به خیابان‌ها می آیند؛ از شما می پرسم شما برای چه به خیابان‌ها می‌آیید؟ تنها به صرف اینکه مناسبتی اعلام شده و از شما درخواست شده؟ مثلاً حمایت از انقلاب مصر و تونس یا برای اعتراض به حصر رهبران جنبش (این یکی واقعاً خنده دار است بعداً می گویم چرا). اگر دلیل شما این است پس قاعدتاً نباید ناراضی باشید، دعوتی صورت گرفته شما هم لبیک گفته‌اید و خلاص. اما اگر هدف دیگری دارید آن هدف چیست؟ آزادی رهبران جنبش؟ خوب رهبران هم آزاد شدند حالا تشریف ببرید منزل! می‌خواهم بگویم اگر شما بجز به قصد براندازی رژیم جمهوری اسلامی به خیابانها می‌آیید سخت در اشتباهید و تنها جان خود را به خطر انداخته‌اید و آرامش خانواده‌تان را سلب کرده‌اید. در مملکتی که سی و دو سال است خشونت تئوریزه شده و کشتن مخالفان بخشی از ایدئولوژی بوده و مقدس تلقی شده و مرگ خود نیز شهادت جلوه داده شده و نیز حداقل چهار نوع نیروی سرکوب مجزا و متفاوت با تجهیزات کامل شامل نیروی انتظامی, سپاه, وزارت اطلاعات و بسیج دارد و از کشتن, چاقو زدن، حبس, تجاوز، آدم ربایی، اعتراف گیری با شکنجه, تهدید و ارعاب و شکنجه خانواده قربانی ابایی ندارد و سران آن مانند طائب یا فرماندهان سپاه علناً به این کار اعتراف و افتخار می‌کنند و هیچ راه برگشت و فراری هم برای خود نگذاشته به خیابان آمدن و اعتراض کردن برای فلان و بهمان هدف - با عرض پوزش- جز حماقت چیز دیگری نیست.

ممکن است توهین آمیز به نظر برسد اما حقیقت دارد اینطور نیست؟ آیا واقعاً شما انتظار دارید که اعتراض شما مثلاً به حصر کروبی و موسوی حتی اگر یک میلیون نفر به خیابان‌ها بیایند نتیجه بدهد؟ اگر قرار باشد که شما فقط به خیابان بیایید و اعتراض کنید و بعد سر شب هم به خانه بروید که اصلاً رژیم هم نیروهای سرکوب را از خیابان‌ها جمع می کند شما هم به مدت ده سال هر شب تشریف بیاورید خیابان اعتراض بفرمایید کیک و ساندیس هم مهمان خود ما، سر شب هم برگردید منزل لالا! شما را به خدا دست از این سوسول بازی‌ها بردارید! با من بمیرم تو بمیری که کار پیش نمی‌رود برادر! سمبه شما باید خیلی پرزور‌تر از این حرف‌ها باشد که کسانی مثل طائب و سعید تاجیک و سایر سگان ولایت را عقب براند. چرا متوجه نیستید! به خیابان آمدن ریسک مرگ را به همراه دارد؛مرگ! و تنها بهای معادل مرگ شما براندازی است. جان خود را بیهوده به معرض حراج نگذارید مگر شما انسان نیستید یا حق زندگی ندارید که جان خود را کف دست بگیرید و فقط برای اعتراض به حصر به خیابان بیایید؟ اعتراض شما تنها زمانی کارساز است که در صدی هر چند اندک ریسک براندازی هم در آن باشد.

وقتی شورای هماهنگی راه سبز امید فراخوان اعتراض به حصر رهبران جنبش می‌دهد-باعرض پوزش مجدد- در واقع فقط مردم را به مسلخ می‌فرستد. زیرا در این عبارت عـــــــــــــــــــدم اقدام برای براندازی مستتر است. از شما خواسته شده است که برای اعتراض به خیابان بیاید. فرض کنید هیچ نیروی سرکوبگری در خیابان نباشد و یک میلیون نفر هم به خیابان بیایند جانانه فریاد بزنند و اعتراض کنند خوب سر شب بر می‌گردند منزل و خلاص! غیر از این است؟ اما اگر هدف آزادی رهبران باشد دیگر کار به شعار ختم نمی شود طبیعتاً از شما انتظار می‌رود و خود نیز ناخودآگاه از خود انتظار دارید کاری کنید که رژیم مجبور به آزادی رهبرانتان شود و این یعنی در گیر شدن با نیروی سرکوب این یعنی به دست گرفتن کنترل خیابان یعنی گسترش اعتراضات تا حــــــدی و به نحــــــــوی که منجر به آزادی رهبران شود و این همان براندازی یا حد اقل ریسک براندازی است. در این حالت دیگر اعتراض هدف نیست که صرف انجام آن شما را قانع کند و به خانه برگرداند.

رهبران خود خوانده و سخنگویان خود برگزیده جنبش سبز نیز مدت‌هاست که از مردم عقب مانده‌اند(۱). خاتمی که انگار تازه از خواب اصحاب کهف بیدار شده باشد بعد از این همه کشتار و درگیری در اعتراض به ناپدید شدن و حصر رهبران جنبش می گوید: این اقدامات اعتراضات رامتوجه اصل نظام می‌کند! مرحبا سید دست مریزاد! جبهه مشارکت یک روز مانده به راهپیمایی اعلام می کند که هدف اعتراضات ساقط کردن نظام نیست. مهاجرانی که گل سر سبد می‌شود و هیچ لکه حتی خاکستری هم در کارنامه مالی رهبری و خانواده اش نمی‌بیند. ظاهراً همانطور که قبلاً گفتم دچار بیماری چشمی است. جان کلام اینکه از آتش اصلاح طلبان آبی برای این جنبش گرم نخواهد شد. آنها مردم و جنبش را فقط برای فشار از پایین می خواهند تا با چانه زنی در بالا دوباره به سر سفره قدرت بازگردند. گرچه که لا اقل درظاهر و تاکنون حساب شورای هماهنگی راه سبز امید از اصلاح‌طلبان جداست با وجود اینکه لیست اعضای آن هنوز اعلام نشده و ما آنها را نمی‌شناسیم اما همانطور که گفتم اقدامات آنها هم چنگی به دل نمی زند.

و تمام اینها منجر به هرز رفتن نیروی جنبش می شود. مردم وقتی به خیابان می آیند نمی دانند تا کجا باید پیش بروند و چه باید بگویند و چکار باید بکنند. از سوی دیگر بعضی هم فقط این را یاد گرفته اند که خشونت فقط خشونت می‌زاید و با خشونت نمی‌توان به دموکراسی رسید از این گروه اگر به خیابان بیایند چه انتظاری دارید؟ ما با رژیمی سر و کار داریم که حتی پیش از پیدایش خود تروریست و آدم‌کش بود مانند ترورهای فداییان اسلام یا به آتش کشیدن سینما رکس آبادان(۲). ما با رژیمی سر و کار داریم که خشونت و مرگ را به مدت سی و دو سال است تئوریزه کرده است (توضیح کامل این مطلب خود به مقاله جداگانه ای نیازمند است).آمریکا برای رسیدن به استقلال و نیز برای لغو برده داری و استقرار واقعی دموکراسی حدود چهار سال وارد جنگ داخلی تمام عیار شد و بیش از ششصد هزار نفر در جنگ‌های بین شمال و جنوب کشته شدند. در فرانسه سه بار انقلاب رخ داد و در انقلاب اول بسیاری از اعضای دیرکتوار(مجلس انقلابیون فرانسه) از جمله دانتون به تیغ تیز گیوتین سپرده شدند. در انگلستان که سر دسته محافطه کاران قرون و اعصار هستند برای محدود کردن قدرت پادشاه و کسب دموکراسی مدت‌ها جنگ داخلی در گرفت آنوقت ما برای مبارزه با رژیمی که از روز اول پایه گذاری تنها روشش حذف فیزیکی مخالفان خود بوده و حتی یک مورد مسامحه از این امر را نمی‌توانید پیدا کنید نباید به راه‌های غیر خشونت بارمتوسل شویم. [...] برخی فکر می‌کنند بحران اعتراضات رژیم را خسته و فرسوده می‌کند. ظاهراً این دوستان فراموش کرده‌اند که ناف این رژیم را با بحران بریده‌اند واساساً بقای این رژیم به بحران وابسته است. انگار نه انگار سران فعلی همین رژیم برای ماندن در قدرت و تحکیم پایه‌های حکومت خود بحران که هیچ هشت سال کشور را وارد جنگی کردند که هم می‌توانست اصلاً رخ ندهد وهم می‌توانست در سال اول تمام شود. آنها تنها زمانی به صلح رضایت دادند که عملاً و به اعتراف خودشان هیچ توان اقتصادی ای برای ادامه جنگ باقی نمانده بود.

ماحصل تمامی این سخنان این است که مردم در جنبش خود باید تصمیم بگیرند. تنها راه پیروزی بر این رژیم اتحاد است و اتحاد جز با داشتن هدف مشترک به دست نمی‌آید و تنها یک هدف می‌تواند مشترک باشد و همه نیروها را به یک سمت هدایت کند و آن براندازی جمهوری اسلامی است. تا وقتی که کار دست سیاست‌مداران قدرت طلبی باشد که از به حراج گذاشتن آبروی خود هم ابایی ندارند- مانند مهاجرانی و هاشمی- کاری از پیش نخواهد رفت. موسوی و کروبی مرد مردانه نشان داده‌اند که تا هر جا که ملت بخواهند با آنها همراه خواهند بود و پشت آنها را خالی نخواهند کرد اما انتظار اینکه از آنان بخواهیم بخواهند مردم را وارد فاز براندازی کنند ناجوانمردانه و از آن مهمتر غیر عملی است. اما اگر مردم براندازی را اعلام کنند آنها جا نخواهند زد.

به عنوان نکته آخر اینکه با حذف هاشمی رفسنجانی از صحنه سیاسی کشور اکنون تنها دو بازیگر در صحنه باقی مانده اند: رژیم وملت ایران با رهبرانی دربند؛ هیچ طیف یا جناج میانه‌ای اکنون در بازی حضور ندارد. آیا این به این معنی نیست که هیچ راه حل میانه ای وجود ندارد؟ رژیم دیگر چه اقدامی باید صورت بدهد تا ما باور کنیم که آنها حتی یک قدم هم عقب نشینی نمی‌کنند و کوچک‌ترین مجالی برای تغییر و اصلاح باقی نمی‌گذارند؟ اگر کار دیگری باقی مانده است یا راه دیگری برای بسته‌تر کردن فضا باقی مانده است که نکرده‌اند تنها به این دلیل است که خبر نداشته‌اند و یا بلد نیستند. اگرشما لطف کنید همین جا آن را اعلام کنید آنها با خشنودی تمام آن کار را انجام خواهند داد و آن منفذ را هم خواهند بست (کیک و ساندیس هم برای تشکر خدمتتان خواهند فرستاد همانگونه که بعد از افاضات مهاجرانی در رسانه های خود انجام دادند).

اگر ما می خواهیم به هدف خود برسیم راه آن این است که تعارف را با خودمان و جمهوری اسلامی کنار بگذاریم. ما حتی از نظر خود جمهوری اسلامی هم چندان عددی نیستیم. نام ما در جمهوری اسلامی فتنه است نه برانداز. ما فتنه‌ای هستیم در حکومت نه بیشتر! ما فتنه گرانی هستیم که اگر خواص بی بصیرت مرز بندی مشخصی با ما می‌کردند و اگر رهبران ما از ما رو برمی‌گرداندند مدتها بود که چشممان در آمده بود و ریشه کن شده بودیم. و این تنها به این دلیل رفتار خود ماست. اگر همه ما یک جا و با هم شعار داده بودیم «تا شاه کفن نشود این وطن وطن نشود» آنوقت دیگر فتنه‌گر نبودیم. بد بختی ما این است که در حالیکه شما در خیابان دارید باتوم می‌خورید و کشته می‌دهید من با لیوان چای داغ پای اینترنت دارم از مبارزات بدون خشونت دفاع می‌کنم, برادرم چون دیشب رو ی پشت بام شعار داده و تا دیر وقت بیدار بوده حالا دارد قیلوله می‌کند، همسایه‌ام دارد لینک تمسخر آمیز برای«خ ر» و «ا ن» می‌دهد؛ اصلاح‌طلبان هم که الهی من و همه ملت قربان شکل ماهشان برویم در حال ارسال پیام مستقیم و غیر مستقیم و مغازله با بیت رهبری هستند بقیه ملت هم طبیعتاً در این وسط هاج و واج مانده‌اند که بالاخره تکلیف چیست یا حق با کیست و راهکار چیست. خوشمزه اینجاست که علی رغم این رفتار می خواهیم کارگران و اعتراضات کارگری آنها راه هم به سمت خودمان جلب کنیم. نخیر برادر کار ما اینطور به سامان نمی‌رسد؛ ما خودمان باید آرد خود را الک کنیم، داستان بلدرچین و دهقان کلاس سوم ابتدایی دوران شاه را که یادتان هست!(۳) ما باید برانداز شویم و اگر شده‌ایم باید آن را با صدای بلند اعلام کنیم هر کس بر انداز است با ما همراه شود, هر کس نیست خط خود را از ما جدا کند و بی‌جهت جان و سلامت خود را در خیابان‌ها به خطرنیاندازد. براندازی جمهوری اسلامی هم جز با توسل به زور صورت نخواهد گرفت. فکر نمی‌کنم این یکی دیگر نیاز به استدلال و توضیح داشته باشد.

امسال سال برانــــدازی جمهــوری اســــــلامی است. هر که دارد هوس کرب و بلا بسم الله!

----------------------

۱- منظوز از رهبران به هیچ وجه موسوی و کروبی نیستند. آنها نشان دادند که با شهامت تمام آماده‌اند که علی‌رغم رهبری خود از هر هدفی که مردم تعیین می کنند پیروی کنند. هنگامی که گروهی به موسوی به خاطر اعلام وفاداری به آرمانهای امام راحل اعتراض کردند او مردانه پذیرفت و دیگرنامی از اهداف اینچنینی نبرد. یا مشاور کروبی به صراحت اعلام کرد که اگر قصد مردم نابودی رژیم جمهوری اسلامی باشد ایشان پیرو رای و نظر مردم هستند و اخیراً هم که یکی از بستگان ایشان اعلام کرد که کروبی از اصلاح ناامید شده است. در شرایطی که آنها قرار دارند این رفتار و این سخنان دقیقاً به معنای صدور مجوز براندازی است.

۲- طبق اظهارات شیخ علی تهرانی که برادر زن خامنه‌ای است در جریان انقلاب خود روحانیون برای بدنام کردن شاه و شعله ور تر کردن آتش انقلاب سینما رکس را به آتش کشیدند.

۳- روزی جوجه بلدرچینی که در مزرعه ای زندگی می کرد به پدر خود گفت باید از اینجا برویم چون دهقان به دوستش گفته فردا برای درو به مزرعه او بیاید پدرش گفت نیازی نیست فرزندم! چند روز بعد دوباره آمد و گفت دوست دهقان نیامده و او به دوست دیگرش گفته باید این بار برویم پدرش باز گفت نیازی نیست! این ماجرا چند بار تکرار شد و هیچ کس به کمک دهقان نیامد تا اینکه روزی بلدرچین به پدرش گفت دهقان امروز به زنش گفت اینطوری نمی شود فردا خودم مزرعه ام را درو می کنم. پدر بلدرچین گفت در این صورت باید همین امروز از اینجا برویم!

برگفته از سایت خودنویس

Read more

گفتگوی صدای آمریکا با یکی از فعالین در ایران: مردم سرنگونی میخواهند نه اصلاحات

Read more

اطلاعیه کمپین سفارت سبز به پریشان گویی های کیهان حسین شریعتمدار

بدنبال انتشار بیانیه مورخ 06/03/2011 این کمپین مبنی بر اینکه اصلاح طلبان حکومتی و اصولگریان تندروی طرفدارولی فقیه همچون حسین شریعتمدار مانند دو لبه تیز یک قیچی بدنبال نابودی جنبش سبز ملت ایران و کمپین سفارت سبز عمل می کنند باعث عکس العمل هر دو گروه گردید. لذا، این کمپین ضمن اعلام حفظ هوشیاری به اعضاء خود در سفارتخانه ها و وزارت امورخارجه اشعار می دارد:

که کماکان به حرکت روبه جلوی خود در راستای تغییر رژیم و همکاری با سایر نیروهای فعال اپوزیسیون در داخل و خارج کشور عمل خواهد کرد و یاوه گوی های حسین شریعتمدارو یارانش و سایر افراد منفعل تاثیری در حرکت کمپین سفارت سبز نخواهد داشت .

استعفای آقای احمد ملکی دیپلمات ارشد در ایتالیا در روز اول اسفند که مصادف با تظاهرات با شکوه مردم ایران در شهرهای مختلف ایران بود گواه این مدعا می باشد . مش ساختارشکنانه این کمپین در غبال حکومت استبدادی ولی فقیه همان خواست ملت ایران است که در خیابانهای کشور فریاد سر داده اند که : مبارک ،بن علی ، نوبت سید علی .

کمپین سفارت سبز

دفتر مرکزی – اسلو

10/03/2011

Read more