۱۳۹۲ مهر ۲۵, پنجشنبه

اتلاف وقت یا مذاکرات سازنده ؟

برطبق اعلام برخی منایع دیپلماتیک ، جمهوری اسلامی یک طرح دو مرحله ای را به گروه 5+1 ارائه کرده است که در مرحله اول این طرح که بین سه تا 6 ماه طول خواهد کشید غنی‌سازی 20 درصدی اورانیوم را انجام نخواهد داد؛ به علاوه، تهران در این مرحله ضمن دادن اطمینان خاطر درباره فعالیت‌هایش در رآکتور اراک، اطلاعات بیشتری درباره این رآکتور ارائه خواهد داد و اجازه دسترسی‌های بیشتر به آن را فراهم خواهد نمود.
این منبع نزدیک به مذاکرات ژنو همچنین ادعا کرده ضرب‌الاجل نهایی برای اینکه جمهوری اسلامی تمامی مناقشات مربوط به برنامه هسته‌ای خود را حل کند نیز یک سال در نظر گرفته شده است. قرار شده قبل از اینکه هر دو طرف به نقطه‌ای برسند که بتوانند اعلام کنند تمام موارد محرمانه باقی بماند.
موضوعات دیگری که در این طرح منظور شده به احتمال محدود کردن غنی‌سازی جمهوری اسلامی و کاهش تعداد سانتریفیوژهای انجام‌دهنده غنی‌سازی است.
همچنین عباس عراقچی عضو تیم مذاکره کننده ی هسته ای جمهوری اسلامی ، در مصاحبه با خبرگزاری «آی‌پی‌اس» گفته است که جمهوری اسلامی برای اجرای پروتکل الحاقی در پایان توافق هسته‌ای دوجانبه آمادگی دارد.
وی در مصاحبه با این خبرگزاری گفت: «پروتکل الحاقی بخشی از آخرین گام است. این گزینه روی میز است، اما نه در حال حاضر؛ بخشی از مرحله پایانی است.»
البته در صورت پذیرش این پروتکل، امکان بازرسی‌های جامع تری از تاسیسات هسته‌ای جمهوری اسلامی برای بازرسان آژانس بین‌المللی انرژی اتمی فراهم خواهد شد.
این اظهارات وی بلافاصله با واکنش تند برخی از نمایندگان مجلس شورای اسلامی مواجه شده است ، بگونه ای که ببعضی از نمایندگان علیرغم مثبت ارزیابی کردن مذاکرات ژنو، پذیرش پروتکل را از اختیارات مجلس دانسته و گفته اند: «این موضوع به مصوبه مجلس نیاز دارد که در همین زمینه در جلسه یکشنبه کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس درباره این موضوع بحث خواهیم کرد.»
حال باید منتظر ماند و دید که، طی 6 ماه یا نهایتا 12 ماه آینده اتفاق خاصی در روند پرونده هسته ای جمهوری اسلامی ایجاد خواهد شد یا خیر؟ آیا جمهوری اسلامی پروتکل الحاقی را خواهد پذیرفت؟ آیا میزان غنی سازی اورانیوم در ایران بار دیگر نسبت به گذشته محدود خواهد شد؟ آیا بارزسان سازمان انرژی اتمی می توانند از مراکز حساس جمهوری اسلامی سرزده بازدید کنند ؟و....

Read more

۱۳۹۲ مهر ۱۵, دوشنبه

آقای روحانی ، منافع ملی ایران در چه و در کجاست ؟


پرسشی دارم از شما جناب آقای روحانی مقام عالی جمهور اسلامی ، بعنوان یک ایرانی در تبعید :
 آیا شما از معنی < منافع ملی > که در کتب روابط بین الملل آمده ، شناختی دارید ؟  یا اینکه منافع ملی از نظر شما همان مصلحت نظام مقدس اسلامی است؟
 شما مکرراً در مصاحبه های خود در ایران و آمریکا و... از منافع ملی مردم ایران صحبت می کنید و در کنار ان به پیشنهادات و سخنان رهبری جمهوری اسلامی اشاره دارید ، البته از کسی که از حمله به سفارت امریکا حمایت کرده و لقب امام برای خمینی انتخاب کرده و نماینده ولی فقیه در شورای عالی امنیت ملی بوده و حکم ریاست جمهوریش را با تنفیذ آقای خامنه ای قانونی کرده ، نه از رای اکثریتی مردم و با توصیه رهبری نظام به احمد جنتی در شورای نگهبان صلاحیتش تایید شده است دیگر انتظاری بیش از این نیست.... حال به شما عرض می کنم که پاسخ این پرسش ساده چیست جنا ب روحانی ؟
منافع ملی ایران سرمایه گذاری درساخت وتوسعه برنامه مشکوک هسته ای نیست .

منافع ملی ایران در غنی سازی اورانیوم با خلوص بالا نیست زمانی که هنوز نیروگاه های هسته ای که روسها قول اش را 10 سال پیش داده وساخته نشده است 
 منافع ملی ایران در این نیست که ماهیانه مبلغ هنگفتی از خزانه ملی به دانشمندان روسی داده شود وسپس روسها با کارت ایران در شورای امنیت  سازمان ملل با آن بازی کنند .
 بدانید منافع ملی ایران در رابطه نداشتن با کشورهای چون کانادا وامریکا نیست. 
منافع ملی ایران در این نیست که به شبکه های تروریستی در عراق ،لبنان ، افغانستان ،سوریه و... کمک مالی بشود.
منافع ملی ایران سرمایه گذاری در بی ثباتی منطقه و دخالت در امور داخلی های کشور های همسایه نیست. 
منافع ملی ایران در این نیست که به افراط گری اسلامی درعراق ،افغانستان ، سوریه، یمن ، لبنان و مصر دامن بزنید. 
منافع ملی ایران در این نیست که کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس و یا آذربایجان و روسیه در دریای خزر از نفت و گاز بیشتر سود ببرند و به خاطر سیاستهای بی خردانه شما در این ٣٥ سال ، ایران که خود از بنیانگذاران  سازمان اوپک بوده ، امروز جایگاه خود را باید بعداز عراق جنگ زده و عربستان ببیند. 
منافع ملی ایران شرکت کردن مستقیم در جنگ داخلی سوریه نیست که فردا آتش آن دامن ایران و ایرانی را بگیرد. 
منافع ملی ایران در برقراری تحریم های فلج کننده از سوی اتحادیه اروپا و امریکا نیست ، امروز تورم 40% و بیکاری 22% تولید ناخالصی -1.5 % و کمبود دارو و گندم گریبان گیر مملکتی شده است که تمامی دنیا حسرت داشتن منابع طبیعی آن رامی خورد .

 منافع ملی ایران در این نیست که نفت ایران به خاطر مدیریت نادرست دوستان شما  به یغما رود. 

منافع ملی ایران در این نیست که موشکهای شوروی سابق که در انبارهای روسیه مانده و درحال پوسیدن است را با مبلغ هنگفتی بخرید و بارنگ کردن آنها به نام خود ثبت کنید.       

نگویید دولت قبلی و سیاستهای آن باعث این مشکلات شده است ، زیرا همگان می دانند که شروع این مشکلات ازپیدایش نظام مقدس جمهوری اسلامی وهدایت آن به دست پر برکت اقای هاشمی رفسنجانی که روزگاری فرمانده کل قوا بود و اینک  ازحامیان اصلی شما می باشند ، آغاز گردید . 
بدانید منافع ملی ایران در این نیست که گذرنامه جمهوری اسلامی جهت مجوز ورود به سایر کشورهای جهان در مکان ١٦٧ جهانی جا داشته باشد .
 منافع ملی ایران و ایرانی در این نیست که نزدیک به ٦ میلیون تبعیدی ، پناهنده و آواره در جهان داشته باشید ... 
بگوید در این 35 سال چه کار مفیدی و تاثیر گذاری در راستای منافع ملی ایران در جامعه بین الملل برای سربلند ملت ایران انجام داده اید ؟ 

من به شما می گویم : کمک به گروه های تروریستی ، کمک به ترانزیت قاچاق مواد مخدر،فرارمغزها ازایران وداشتن پرونده سنگین نقض حقو ق بشر ، بی اعتبارکردن ملت ایران در سطح جامعه بین الملل و در نهایت آوردن فقر، بیکاری ، اعتیاد و فحشا و هزار زندانی سیاسی و عقیدتی درداخل کشور، ثمره عملکرد شما و سایر یاران بیت خامنه ای  در این سالها بوده است . 

ازطرف یک ایرانی در تبعید 
Read more

۱۳۹۲ مهر ۱۰, چهارشنبه

روحانی و رویای برقرای رابطه با آمریکا !

جمهوری اسلامی اینک بیش از پیش زیر ذره‌بین است و آمریکا به دنبال نشانه‌ای از سوی آقای روحانی  مبنی بر جدیت و داشتن قدرت کافی برای حل مشکلات ناشی از برنامه هسته‌ای جمهوری اسلامی است. پس از گفت‌وگوی تلفنی اوباما و روحانی، موجی ازخوشحالی را می توان در رسانه‌ها ی دنیا دید اما در واشنگتن، هنوز تردید و شک در مورد نیت حکومت اسلامی به این راحتی از بین نمی‌رود و از سوی جمهوری اسلامی نیز عجله‌ای برای گفتن این که روابط ممکن است به زودی از سر گرفته شود، وجود ندارد.
حتی خوشبین‌ترین افراد در کاخ سفید نیز معتقدند روحانی باید به زودی سخنان هفته پیش خود را در مورد آمادگی برای اقدام در راستای اثبات این که کشورش به دنبال سلاح هسته‌ای نیست، به منصه ظهور برساند و جدیت خود را در نشست بعدی5+1 که قرار است در 15 و 16 اکتبر در ژنو برگزار شود، نشان دهد. با توجه به سخنان روحانی مبنی بر ارائه برنامه‌ای برای حل بن‌بست در این مذاکرات طی سه هفته آینده ، حال باید دید که گروه سیاست خارجی اوباما تا آن وقت به دنبال نشانه‌ای از روحانی خواهد بود که آیا وی واقعاً درگیر یک «محاسبه متفاوت» است یا خیر؟
شایان ذکر است که تحریم‌ها با خودداری جمهوری اسلامی برای متوقف کردن غنی‌سازی اورانیوم رابطه دارند و روحانی در مجمع عمومی سازمان ملل گفت که بر اساس قانون منع گسترش سلاح‌های اتمی، این حق جمهوری اسلامی است که غنی‌سازی را ادامه دهد،لذا پرکردن شکاف‌ها با غرب بسیار دشوار است.
از سوی دیگر در خوش بینانه ترین حالت در صورتی که مذاکرات جمهوری اسلامی و آمریکا منجر به برقراری روابط دوجانبه و گشایش سفارتخانه های دو کشور گردد در آن صورت  آمریکا ازجمهوری اسلامی خواهد خواست سیاست منطقه‌ای خود را تغییر دهد. آمریکا خواسته‌های مشخصی از تهران دارد؛ اول تجدیدنظر در صف‌بندی‌های منطقه‌ای و محوری که جمهوری اسلامی در رأس آن قرار دارد یعنی محور حکومت اسلامی ، سوریه، حزب‌الله و حماس. نظر آمریکا درباره این محور این است که یا مطابق با منافع آمریکا رفتار کند یا حداقل مغایر با منافع آمریکا در منطقه عمل نکند یا اینکه اساساً این محور برچیده شود و جبهه‌بندی‌های منطقه‌ای به صورتی دیگر شکل بگیرد. همچنین موضوع نقض حقوق بشر و مواردی از این دست که می تواند ذهن رهبر جمهوری اسلامی را مشغول نماید همچنین با برقراری رابطه با آمریکا شعار اساسی و ایدوئولوژیک جمهوری اسلامی (مرگ بر آمریکا ) از اعتبار خواهد افتاد و یکی از اصلی ترین ستونهای آن خواهد شکست. 
حال در چننین وضعیتی رویای روحانی و تیم ظریف به واقعیت تبدیل خواهد شد ؟
Read more

۱۳۹۲ مهر ۴, پنجشنبه

در محکومیت کشتار انسانهای بی دفاع

همه باید فریاد خود را علیه این چنین آدم‌کشی‌ها بلند و بلندتر کنند که این کار وظیفه و رسالتش بر دوش همگان، از هر دین، مذهب، گروه و اندیشه است. اگر نجنبید، فردا نوبت شماست، اینجا دیگر مسئله‌ی با خدا و بی خدا مطرح نیست مسئله کشتار انسانهای بی دفاع است. یک وظیفه‌ی همگانی، اعتراض به جنایات انجام شده است.
من کیستم، زیستن من در این جهان چگونه باید باشد؟ مسئولم یا غیرمسئول، انسانم، حیوانم، فرشته‌ام یا شیطان، آنچه می‌بینم و در اطرافم می گذرد پندار است یا واقعیت؟ بالاخره من کیستم، آیا طبق آنچه در کتاب نازل آمده از گِلِ گندیده ساخته شده‌ام یا از روح خدا، و جانشین او روی زمین؟ وقتی خالق عالم من را ساخت و خود را «احسن الخالقین» خطاب کرد، چه ویژگی‌هایی در من بود که چنین فرمود؟ او می‌خواست مدافع مظلوم و ستیزه‌گرِ با ظالم باشم یا برعکس؟ بگذارید یکبار دیگر این سؤال را تکرار کنم، من کیستم انسانم، دیوم. دَدَم، خدایم، شیطانم راستی من کیستم؟ و چه رسالتی بر دوش دارم؟
از مقدمه‌چینی می‌گذرم و به اصل مطلب می‌پردازم.
چند روزی با مشاهده فیلم قتل عام بیش از هزار و چهارصد زن و مرد سوری که حدود ۴۰۰ نفر آنها کودکان خردسال بودند و به دستور حاکمان جنایتکار بوسیله‌ی بمب شیمیایی (به تأیید سازمان ملل) کشته شده بودند حالِ درستی نداشتم، یکی دو روز از این جنایت نگذشته بود که رسانه‌ها فیلم بمب‌اندازی به یک مدرسه را نشان دادند که در آن حداقل ده کودک خردسالِ سوریه‌ای تکه‌تکه شده بودند. و بالاخره صبح روز ۱۰ شهریور تماشاگر صحنه‌های کشتار فجیع جمعی از هموطنانی که به ناچار مجبور به پناهندگی شده بودند (پناهجویان بی سِلاح). این حوادث چنان آتش به جانم ریخت که شرمم آمد با سکوت در برابر این کشتار نام «انسان» بر خود نهم. کاری از منِ پیرمردِ مریض ساخته نبود جز نوشتن این یادداشت با دستهای لرزان و چشم‌های گریان و بغض در گلو. توانی ندارم جز اینکه اگر خفه‌ام نکنند و بمانم تا آخرین نفس به انتقاد از عامل یا عاملین این رذالت‌ها بپردازم و به وظیفه‌ی ملی و انسانی خود عمل کنم.
هموطنان، عزیزانِ من؛
می‌خواهم پس از گذشت چند روز از کشتارهای انجام شده سخنی داشته باشم با شما و همچنین عاملین این جنایت‌ها.
دیگر بر هیچ کس پوشیده نیست که کشتار سوریه با بمب‌های شیمیایی صورت گرفته، اکبر هاشمی رفسنجانی که از تمام کارهای درون و برون حاکمیت تا حد بسیار زیادی آگاه است مطالبی می‌گوید که بسیار خواندنی است.
بگفته‌ی هاشمی رفسنجانی و البته بعدتر تحقیقات سازمان ملل معلوم شد که مسئولیت کشتار مردم سوریه با بمب‌های شیمیائی کار چه کسی بوده است. از سوی دیگر با مطالب آمده در روزنامه‌ها و سایت‌های وابسته به سپاه و بسیج و گفته‌های سران سپاه از جمله قاسم سلیمانی و سردار نقدی و … معلوم گردید که ایران در کار کشتار بی‌نظیر اشرف مستقیم یا غیرمستقیم نقش داشته است.
خون شهدا همیشه جوشان است و یک لحظه عاملان و آمران جنایت را آرام نمی‌گذارد. من به نام یک ایرانی ملی و مسلمان که اعتقاد کامل به عدالت حاکم به نظام آفرینش دارم انزجار و نفرت خود را از این اعمال جنایتکارانه ابراز داشته و پیروزی مردم در سوریه و ایران، و ننگ و نکبتِ ظالمان را امری حتمی میدانم.
و امّا سخنم با هموطنانم این است که از هر قوم و قبیله و فرقه هرگز در برابر این جنایات سکوت نکنید. سکوت شما تأئید جنایت است. مطمئن باشید آنگونه که در این ۳۵ سال شاهد بودیم این شتر پای خانه‌ی همگان خواهد خوابید.
من به همه گروه‌ها، احزاب، جمعیت‌ها، سازمانها و … هشدار می‌دهم در نظام ولایی این حادثه‌ای نیست که منحصر به یک گروه و دسته باشد. همه باید فریاد خود را علیه این چنین آدم‌کشی‌ها بلند و بلندتر کنند که این کار وظیفه و رسالتش بر دوش همگان، از هر دین، مذهب، گروه و اندیشه است. اگر نجنبید، فردا نوبت شماست، اینجا دیگر مسئله‌ی با خدا و بی خدا مطرح نیست مسئله کشتار انسانهای بی دفاع است. یک وظیفه‌ی همگانی، اعتراض به جنایات انجام شده است. همه از خدائیم و به سوی خدا می‌رویم، مسئله چگونه رفتن است.
اجازه می‌خواهم این یادداشت را با سخنی از مارتین نیمولر به پایان رسانم:
سراغ کمونیست ها آمدند،
سکوت کردم چون کمونیست نبودم.
بعد سراغ یهودی ها آمدند،
سکوت کردم چون یهودی نبودم.
بعد سراغ فعالان کارگری آمدند،
سکوت کردم زیرا فعال کارگری نبودم.
سراغ خودم که آمدند،
دیگر کسی نبود تا به اعتراض برآید.

دکتر محمد ملکی-شهریور ۹۲



Read more

۱۳۹۲ شهریور ۲۹, جمعه

سخنی با ملت بزرگ ایران زمین در راستای پروژه نرمش قهرمانانه رهبر جمهوری اسلامی


هموطنان گرامی ،


کمپین سفارت سبز ازینکه مقاومت های مدنی و اعتراضات به حق شما سرانجام رژیم متجاسر اسلامی را مجبور به رهایی تعدادی از بهترین فرزندان این مرز و بوم  بعنوان زندانی سیاسی و عقیدتی نمود ابراز خرسندی نموده،اطمینان دارد تداوم مبارزات حق طلبانه شما هموطنان گرامی در حصول به عدالت و آزادی و دموکراسی و احترام به حقوق بشر،موجبات رهایی سایر هم وندان  شما از زندان های جمهوری اسلامی را فراهم خواهد نمود.
همانطور که در اساسنامه کمپین سفارت سبزمتذکر گردیده این کمپین مخالف حصر و زندان انسان ها به هر دلیل و  بهانه های سیاسی عقیدتی و غیره بوده از همان ابتدای تاسیس خواهان لغو مجازات ضد بشری اعدام گردیده که هم اکنون به جز تعداد انگشت شمار  دیکتاتوری های تک نفره ضد بشری، اکثریت اعضای جامعه بشری هر نوع قتل رسمی و دولتی انسانها را ملغی نموده است.گرچه مقاومت ها و مبارزات مدنی شما هموطنان و مبارزات راستین جوانان شجاع و قهرمان ایران زمین  موجبات عقب نشینی رژیم اسلامی را در رهایی  زندانیان  سیاسی فراهم نموده،اما این امر مثل هر مسئله دیگری از سوی حاکمان جمهوری اسلامی ،بمنظور حصول به خواسته های غیر قانونی و ضد بشری و ضد صلح جامعه جهانی ،چون  حصول به تکنولوژی بمب هسته ای، نجات رژیم ضد بشری بشار اسد،رفع تحریم های ساختار شکن سازمان ملل متحد جهت حصول به منابع مالی برای تداوم  پیشرفت های اتمی و افزایش کمک های مالی و نظامی و تسلیحاتی به رژیم سوریه،بعنوان حرکتی در راستای چرخش حقوق بشری و رعایت موازین بین المللی به جامعه جهانی  قالب گردیده است وبرای اینکه به آمریکا و سایر کشورهای عضو شورای امنیت نشان دهند دولت جدید به غیر از دولت های پیشین جمهوری اسلامی بوده ومی تواند به وعده های داده شده عمل نماید  و بمنظور در باغ سبز نشان دادن به جهانیان و چهره مردمی و انسانی نشان دادن به دیگران برخی از زندانیان سیاسی را بطور مشروط و گروگان کشی های محرمانه خانواده های زندانیان آزاد نموده است تا با خرید زمان در پشت پرده و ماورای این چهره رحمانی به خواسته های شیطانی و ضد بشری خود نائل گردد. 
نرم شدن نسبی لحن آقاى خامنه ای،  دلیلی جز تشدید تحریم های نفتی و بانکی از تابستان ۱۳۹۱ و در تنگنا قرار گرفتن بی سابقه حکومت اسلامى در یک سال گذشته نداشته است. تحولی که آقای خامنه ای را، که پیشتر بارها و به شدت از سیاست خارجی تهاجمی دولت محمود احمدی نژاد تقدیر کرده بود، به این نتیجه رسانده استکه علی رغم میل قلبی، تن به نرمش هایی در مورد برنامه هسته ای مورد علاقه خود بدهد.هرچند رهبر جمهورى اسلامى در مواجهه با واقعیت سخت تحریم های یک سال اخیر،  ناگزیر به تغییر رویه تن داده، ولی نشانه‌ای وجود ندارد که در بدگمانی دیرپای او به غرب هم تغییری ایجاد شده باشد. آقای خامنه ای در نخستین روز سال ۱۳۹۲ در مشهد تاکید کرد که به گفتگوی ایران و آمریکا بر سر پرونده هسته ای "خوشبین نیست"، اما با آن "مخالفت هم ندارد". او در تیرماه گذشته نیز اظهار داشت که اگر "لجبازى" آمریکایی ها نبود، "موضوع هسته‌اى به‌راحتى حل می شد". حال ايشان مدت زمان كوتاهى را به حسن روحانى و تيم هاشمى رفسنجانى وقت داده تا با مماشات با غرب بتوانند تحريم ها را رفع و فضاى اقتصادى جمهورى اسلامى با دنيا را باز كنند و در سايه اين اقدامات بتوانند زمان لازم و پول كافى وتجهيزات مورد نياز برنامه مورد نظر سپاه پاسداران تهيه گردد ودر نهایت نیز خواسته قلبى باصطلاح ولى أمر مسلمين جهان در خصوص صدور انقلاب با اتمى شدن جمهورى اسلامى فرآهم شود. این کمپین از جامعه جهانی انتظار دارد بعد از سه دهه تقیه یعنی دروغ شرعی رژیم اسلامی،اینک بخود آمده و بیش ازین تحت تاثیر دروغ ها و وعده های مثل همیشه دروغین جمهوری اسلامی قرار نگیرد.

کمپین سفارت سبز
دفتر مرکزی اسلو- نروژ
نوزدهم سپتامبر2013 برابر با 28 شهریور ماه 1392
Read more

۱۳۹۲ شهریور ۲۴, یکشنبه

سخنگوی شورای ملی : هوشیاری در مبارزه، شرط لازم برای پیروزی است

نظام مستبد و تمامیت خواه جمهوری اسلامی با اتخاذ سیاست های قرون وسطایی در طی سی و چهار سال گذشته، هر صدای آزادیخواهی را با بکارگیری روش های مختلف از زندان و شکنجه، اعدام و قتل های گروهی در درون کشور تا ترور فیزیکی در برون از مرزهای کشورمان سرکوب نموده است.
هنوز زخم قتل های دهشتناک دکتر شاپور بختیار، داریوش و پروانه فروهر، عبدالرحمن برومند، شهریار شفیق، محمد مختاری، هایک هوسپیان مهر، رضا مظلومان، سلاخی ناجوانمردانه فریدون فرخزاد، بمب گذاری آمیا، ترور میکونوس، ماجرای اتوبوس ارمنستان و همه دیگر جانباختگان راه آزادی و انسانیت توسط عوامل جمهوری اسلامی بر بدنه جنبش آزادیخواهان ایرانی التیام نیافته است.
قلع و قمع شدید دانشجویان معترض کوی دانشگاه تهران هیجدهم تیرماه ۱۳۷۸، نسبت به بسته شدن روزنامه سلام به دلیل فاش نمودن نقش سعید امامی در قتل های زنجیره ایی و نیز قدرت سیاسی پشت پرده ی اطلاعات جمهوری اسلامی، توسط رژیم ولایت فقیه منجر به کشتار شمار زیادی از آنان گشت.
همه تلاش و هم و غم من از ابتدای بروی کارآمدن این نظام مستبد، یاری دادن به همبستگی و همیاری هم میهنانم بوده است. اما تحولات چندساله اخیر در ایران، نسل جدیدی را وارد صحنه مبارزات مدنی کشورمان کرده که به دور از هرگونه وابستگی ایدوئولوژیکی، تنها به ایران و ساختن آینده ایی شایسته ملت بزرگ ایران، می اندیشد.
پس از سرکوب و ضرب و شتم معترضین به دور از خشونت واقعه خرداد ۸۸، اعدام و زندانی کردن کنشگران سیاسی ـ مدنی، نسلی دیگر به برون از مرزهای کشورمان مهاجرت نمود و باری دیگر صدای آزادیخواهان رو به خاموشی رفت. در چنین شرایط حساس سرنوشت ساز و تاریخی سرزمینمان، از همه نیروهایی که بر یافتن راهی به دور از خشونت و مبتنی بر اعلامیه جهانی حقوق بشر تاکید دارند، دعوت نمودم تا همگام با نیروهای سیاسی - مدنی درون مرز، برای تشکیل شورای ملی ایران برای انتخابات آزاد در مقابل حکومت تمامیت خواه جمهوری اسلامی، با یکدیگر همکاری نمایند.
پس از گذشت دوسال گفتگوهای پی در پی و رایزنی های گوناگون با همه نیروهای مبارز ایرانی، مجمع موسس شورای ملی ایران به تاریخ ۷ و ۸ اردیبهشت ۱۳۹۲ خورشیدی در شهر پاریس نه با « دعوت و گزینش » بلکه با برگزاری یک « انتخابات آزاد » تشکیل و تاسیس شد. هرچند بسیاری براین باور بودند که برگزاری انتخابات آزاد برای تشکیل مجمع موسس، راه را برای ورود نیروهای فرافکن باز می گذارد، ولیکن کمیته هماهنگی پایبند به آرمان محوری منشور شورای ملی ایران، با قبول پرداخت هزینه های ممکن در این مسیر پرفراز و نشیب، برگزاری انتخابات آزاد را به دعوت و گزینش ترجیح داده و مجمع موسس شورای ملی ایران را آبرومند برگزار نمودند.
اکنون چهارماه از تاسیس شورای ملی ایران می گذرد، عده ایی در درون شورای ملی برآن شدند تا در مقابله با اساسنامه و آیین نامه داخلی شورا با ایجاد هرج و مرج، با اتهام زنی و فرافکنی و اتلاف وقت در پیشبرد کارها، در مقابل پا گرفتن این نهاد نوپا بایستند و با موازی سازی این نهاد فراحزبی و فراجناحی را به نام « طرفداران اینجانب » برهم زنند.
با دریافت اسناد گوناگون از مراجع معتبر، به آگاهی شما می رسانم که جمهوری اسلامی با پرداخت هزینه های گزاف پس از سه دهه ترور و کشتار در خارج از کشور به سیاست های جدید دیگری همچون ترور شخصیتی، افترا و تهمت زدن به دیگری و ایجاد شکاف اقدام نموده است.
بار دیگر از همه شما مبارزین راه آزادی و انسانیت دعوت بعمل می آورم تا فریب عوامل این نظام فریبکار را نخورده و دست در دست هم با باور به منشور شورای ملی ایران برای رسیدن به آزادی و احترام به انسانیت کوشا باشیم.
چه آنها که غرض ورز هستند، چه آنها که تجارت سیاسی خود را در خطر می بینند، چه آنها که عوامل مستقیم و یا غیر مستقیم نظام جنایتکار جمهوری اسلامی هستند و چه آنها که از نام اینجانب برای تخریب این جنبش ملی در تلاش و تقلی هستند، بدانند که شورای ملی ایران به جلو حرکت می نماید و من بعنوان سخنگوی این نهاد فراحزبی و فراجناحی همچنان باورمند به منشور شورای ملی ایران، همراه و همگام با یاران آزادیخواه درون و برون مرزهای کشورم تا برگزاری انتخابات آزاد در ایران می ایستم و مبارزه را تا پیروزی نهایی ادامه می دهیم.
افق سیاسی من، گذر از شرایط کنونی در چارچوب نافرمانی های  مدنی به دور از خشونت و آشتی ملی برای گذار به فردایی بهتر برای مردم کشورم ایران است. و هیچ نیرو و قدرتی نمی تواند اندیشه آزادیخواهی را حذف و یا نابود نماید.
 خداوند نگهدار ایران باد
رضا پهلوی

۱۳۹۲/۶/۲۵

Read more

۱۳۹۲ شهریور ۱۱, دوشنبه

محکومیت رژیم های تهران و بغداد در کشتار پناهندگان مقیم کمپ اشرف


کشتار جمعی انسان ها آنهم در کمپ پناهندگان ،به هر گروه و نحله فکری و عقید تی که متعلق باشند محکوم و از مصادیق بارز جنایت علیه بشریت است.

کمپین سفارت سبز کشتار هموطنان بیدفاع و پناهنده در کمپ اشرف ،توسط رژیم های  تهران و بغداد را، محکوم نموده ،توجه سازمانها و محافل  حقوق بشررا به این جنایت آشکار و ضد بشری جلب نموده ،تقاضای بررسی،دفاع از حقوق بیگناهان،توقف و خاتمه دادن باین قبیل جنایات سیستماتیک را خواستار است.
کمپین سفارت سبز
دفتر مرکزی اسلو- نروژ
  حقوق بشررا به این جنایت آشکار و

ضد بشری جلب نموده ،تقاضای بررسی،دفاع از حقوق بیگناهان،توقف و خاتمه دادن باین قبیل جنایات سیستماتیک را خواستار است 
Read more

۱۳۹۲ شهریور ۸, جمعه

بازی جمهوری اسلامی با کارت سوریه برای اخذ امتیاز و خروج از بحران تحریم ها

درپی مذاکرات هفته پیش مقامات جمهوری اسلامی با قابوس سطان عمان و جفری فلتمن دیپلمات پیشن آمریکا و معاون دبیرکل سازمان ملل   و همچنین دیدار اخیر فرمانده سپاه قدس، قاسم سلیمانی با نخست وزیر عراق و اعزام فیاض مشاور امنیت ملی عراق با پیام جمهورى اسلامى به آمریکا موارد  قابل تاّمل زیر مورد توافق طرفین ،قرار گرفته است :

یک-حمله محدود موشکی آمریکا به سوریه بمنظور تعادل قوا و حفظ وضع موجود و قابل کنترل بودن منطقه و عدم استفاده از بمب شیمیایی و سایر سلاح های کشتار جمعی در آینده ،انجام می گیرد.تیم رئیس جمهور آمریکا از فشار منتقدین از جمله جمهوریخواهان و افکار عمومی منطقه خاورمیانه و جهان رهایی یافته و ابهّت و ابرقدرتی آمریکا ، کماکان حفظ و به نمایش گذاشته میشود.
دو-هدف این حمله محدود،از بین بردن حاکمیت اسد نبوده بلکه زمینه را برای تحت انقیاد نشان دادن بشار اسد ،بمنظور تقلیل فشارهای جامعه جهانی علیه وی و همچنین برگزاری  مذاکرات ژنو 2 بمنظور تداوم حاکمیت اسد تا انتخابات سال 2014(قبول پیشنهاد شش ماده ای جمهوری اسلامی) فراهم می نماید.
 سه - جمهوری اسلامی آزاد است ،بمنظور اینکه مسئله را مهم و واقعی جلوه دهد ،به شانتاز خبری، لفاّظی های گفتاری و قلمی  و مانورهای لازم جهت بزرگنمایی این مسئله به پردازد.اما تهران و حزب الله و سایر گروههای تروریستی فلسطینی مورد حمایت جمهوری اسلامی ،هیچگونه حرکت انتحاری انجام نخواهند داد

 چهار- مراکز جبهه نیروهای تندرو اسلامی وابسته  به شبه نظامیان  القاعده منهدم و پاکسازی میگردد.
نتیجه :
الف-حرکت،سمبلیک بوده و هدف آن تعدیل فشار افکار عمومی در جهان و حصول به توافق  مرضی الطرفین است که منافع همه طرف های ذینفع حفظ و خطر نفوذ القاعده در تحولات بعدی سوریه به حداقل رسیده،حل نهایی مسئله سوریه با حضور ضعیف تیم اسد در صحنه سیاسی سوریه از طریق انتخابات و به سال 2014 موکول می گردد.

ب-جمهوری اسلامی نشان میدهد که با تعامل در مورد سوریه ،وزارت خارجه و تیم جدید روحانی و ظریف،سکان مسائل خارجی را در دست گرفته و خامنه ای تحت فشار است و در مقابل این تهاجم غرب به سوریه اقدام غیر منطقی نمی کند.بنابرین برای اولین بار ،سیاست خارجی جمهوری اسلامی خردگرا با قابلیت زیست در صحنه و کمک به صلح بین المللی و همکاری با جامعه جهانی گردیده ،حاضر به تعدیلاتی در برنامه اتمی خود ،در قبال  برداشت فوری تحریم های ساختارشکن، از سوی غرب می باشد.
 با توجه به مراتب فوق باستحضار میرساند:

هموطنان : ما در جهان بی رحمی زندگی می کنیم که از یک سو ابر قدرتی در مقاطعی سفرای خود را (قتل سفیر آمریکا در پاکستان به همراه ضیاءالحق ریس جمهور این کشور در سال 1988 در یک حادثه هوایی .همچنین  قتل سفیر و سه دیپلمات آمریکا در سپتامبر 2012 در بن غازی ) قریانی مطامع گردانندگان اطاق فکر و سیاست های کلان خود می کند و با رژیم تهران علیرغم جنگ زرگری و ظاهری در افغانستان عراق و سوریه به توافق و استراتژی واحد می رسد.از سوی دیگر  رژیم بی پرنسیب و بی رحمی در ایران حاکم است که بر خلاف منافع ملی مردم ایران ، برای حفظ و تداوم نظام ضد بشری خود حاضربه هرنوع تعامل پنهان با غرب و شرق بوده وهمانطور که در افغانستان و عراق دیدیم و در سوریه می بینیم حتّی متحدین سابق خود را قربانی توافق کلان سیاست خود با  غرب  و شرق میکند.باین ترتیب من و تو می مانیم و این سیستم بیرحم در صحنه بین المللی که جز مطامع و منافع اطاق فکر قدرتمندان و اداره کنندگان گیتی به هیچ چیز دیگری نمی اندیشند. باید میلیونها ایرانی، افغانی ،عراقی ،سوریه ای ،قربانی گردند، تا به  این مطامع ،لطمه ای وارد نشود. در چنین دنیای بی رحمی به مصداق:  کس نخارد پشت من جز ناخن انگشت من ،چاره ای جز اتحاد من و تو، یعنی  ما شدن همه ایرانیان ،در چهارچوب اتحادی واحد و یکپارچه کردن نیرو و توان و انرژی جمعی ایرانیان، جهت تداوم مبارزات ملی، تا آزادی سرزمین مان ایران، از دست جبّاران زمانه نداریم.
 کمپین سفارت سبز، کلید حل این مشکل را در جمع شدن همه ایرانیان و پیوستن به پروژه ملی سکولار دموکرات شورای ملی ایران یافته است . میلیون ها ایرانی در داخل کشور بدان لبیک گفته اند. منتظر اتحاد نحله های مختلف فکری اپوزیسیون خارج و پیوستن تمام و کمال و نهایی ایندو بهم و آغاز مبارزات مشترک و یکپارچه ایی هستند ، که ایران و ایرانی را یک بار و برای همیشه از فلاکت جمهوری اسلامی و اربابانش  نجات دهد.
کمپین سفارت سبز

دفتر مرکزی اسلو- نروژ
30.08.2013  - هشتم شهریور 1392
Read more

۱۳۹۲ شهریور ۴, دوشنبه

ماموریت سلطان قابوس در سفر به تهران چیست ؟

سفر سلطان قابوس که در کل، سومین سفر وی به ایران، پس از دو سفر در سال‌های ۱۳۵۰ و ۱۳۸۸ است، حاشیه‌هایی در پی داشته است.
دیروز و یک روز پیش از انجام این سفر، خبرگزاری رسمی جمهوری اسلامی، ایرنا نوشت که سفر سلطان قابوس به جمهوری اسلامی ، فراتر از یک سفر دوجانبه است و وی قرار است در این سفر برنامه‌های مفصلی را پیگیری کند.

ایرنا بدون آن که به جزییات این برنامه‌ها اشاره کند، اضافه کرد که عمان در تلاش است تا در مسیری كه از چند سال گذشته به عنوان میانجی‌گر میان ایران و برخی دولت‌های غربی آغاز كرده، گام‌های بلندتر و موثرتری بردارد. اشاره ایرنا به تیرگی روابط ایران با کشورهای غربی به ویژه بریتانیا و آمریکاست.
پس ازحمله به سفارت بریتانیا در تهران و اخراج دیپلمات‌های ایران از لندن، اکنون سفارت عمان در بریتانیا مسوولیت حفاظت از منافع جمهوری اسلامی ایران در این کشور را برعهده دارد.این در حالی است که پس از انجام مراسم تحلیف روحانی، دیوید کامرون در نامه‌ای به حسن روحانی خواستار بهبود روابط دو کشور بریتانیا و ایران شد.همچنین پیشتر عمان در مورد آزادی شهروندان آمریکایی در تهران اقداماتی را انجام داده است.

با این پیشینه، بیشتر از هر کس دیگری به نظر خود مقامات جمهوری اسلامی منتظرند که عمان تلاش مؤثری برای بهبود رابطه آنان با غرب انجام دهد.اما قطعا این تلاش‌ها راهی هموار نخواهد داشت. و در این میان شاید خود مسؤولان جمهوری اسلامی اولین موانع را ایجاد کنند.
Read more

۱۳۹۲ مرداد ۲۸, دوشنبه

دکترین جدید مسئولین نظام اسلامی برای عبور از بحران وتثبیت حکومت ولایت فقیه


در پی طی جلسه معارفه وزرای قدیم و جدید  خارجه در سالن تشریفات وزارتخارجه،دستورات جدید رهبری ازسوی آقای روحانی به شرح زیر به عده ای ازمدیران بالای وزارتخارجه ابلاغ شده است.

باید  اظهارات رهبری در فرودین ماه سالجاری در مشهد مبنی بر اجازه مذاکره با آمریکا علیرغم عدم خوش بینی به این مذاکرات در گفتگو با آمریکائیان تکرار و آنان را وادار به اتخاذ واکنش و ثبوت عکس آن یعنی تعامل و امتیاز دهی نمایند.بر همین اساس تاکید رهبری این است که می توان حتی در لباس گوسفند نیز همچون گرگ از منافع نظام دفاع نمود.

هدف از مذاکرات عبور مسالمت آمیز نظام از وضعیت بن بست و تحریم های بی امان و ساختار شکن فعلی است.باید به غرب چنین تلقین شود که نظام نگران امنیت و حفظ بقای خود هست اگر تضمین بدهند امتیازاتی می گیرند.
وزیر خارجه جدید با تیم نیویورکی خود در آمریکا و معاونت اروپا با دیپلماسی سیار و نیز شرکت  فعال دیپلمات ها در محافل دیپلماتیک نوعی آمادگی ذهنی در غرب ایجاد نمایند که دولت جدید با دولت های قبلی فرق داشته و آمادگی کامل جهت تعامل با غرب را دارد.می توان با تبلیغ و  قانع کردن  و لابیگری در بین برخی رسانه ها و دولتمردان غربی ،آنان  را مجاب به حمایت از دولت جدید و برنامه های آن نمود هدف اصلی ایجاد تفرقه در اتحاد میان کشورهای اروپائی با آمریکا می باشد .
همانطور که در بحران افغانستان و عراق با اتخاذ یک سیاست موازی ، برای تعامل در مذاکرات هسته ای و تحصیل زمان لازم برای پیشبرد برنامه ها اندک امتیازاتی داده شد می توان در مسئله سوریه و مسائل دیگر منطقه چنین سیاستی را تداوم بخشید.
در برنامه های جدید تحصیل زمان لازم،تمامی ارکان نظام اعم ازسیاسیون و  فرماندهان سپاه و نیروهای نظامی و انتظامی و امنیتی خود را پشتیبان این تعامل و مذاکرات نشان خواهند داد.
فتنه جدید ضد انقلاب تحت عنوان شورای ملی ایران بعنوان یکی از ابزار فشار غرب علیه نظام در آمده ،در نتیجه  شکست برنامه ها و فروپاشی آن باید همزمان با مذاکرات با آمریکا ومذاکرات اتمی و لغو تحریم ها در صدر برنامه های وزارتخارجه با همکاری سایر نهادهای نظا م قرار گیرد.دستوالعمل ها و برنامه هایی برای تخریب شخصیت  و انتقاد از عملکرد سخنگوی این شورا همزمان در داخل و خارج در دست اجراست که اطمینان دارد این طیف را هم وادار به اضمحلال خواهد نمود.
با توجه به مراتب فوق باستحضار هموطنان میرساند:
رژیم اسلامی با بزرگترین چالش مرگ و حیات خود دست بگریبان بوده تحریم های هوشمند ساختار رژیم را به فروپاشی نهایی نزدیک نموده است.بیم رژیم از شورش گرسنگان و تهیدستان است.همزمان برای تضمین بقای نظام به هیچوجه حاضر به باز گشت از 
راه رفته و پیشرفت های اتمی با هزاران میلیارد دلار هزینه که انجام گرفته نیستند و به خرید زمان نیاز دارند که با اجماع همه ی جناح های رژیم در خصوص طیف روحانی -ظریف در فکر حصول نهایی بدان هستند در درون کشور ساماندهی اقتصاد و نفت به تیم هاشمی و نجات رژیم از بن بست هسته ای و تحریم ها به تیم مشترک هاشمی روحانی  واگذار شده است.تمام نهادهای نظام اعم از سپاه و غیره در بست در اختیار سیاست های جدید هستند.کوچکترین تغییری در سیاست کلان ورود به باشگاه اتمی حاصل نشده و میخواهند با بزرگ نمایی فتوای حرام بودن تولید و مصرف بمب اتمی از سوی خامنه ای و توسل به ترفند تقیه در اسلام  بقول خود رهبر، ازین پیچ تاریخی پر خطر برای رژیم عبور کنند .شخص روحانی در مکتب خامنه ای بعنوان  مراد و مقتدایش درس خوانده و در مکتب هاشمی  به سلاح مکاری  و با پنبه سر بریدن مجهز شده است.کسانیکه به روحانی دل بسته اند که منافع ملت و گرسنگان را تامین کند سخت در اشتباهند وی عصاره وجود رهبر و هاشمی رفسنجانی بوده و وفادارترین فرد به نظام و حفظ و بقای آن بوده و با مدیریت و مهندسی بیت خامنه ای به ریاست جمهوری نظام در آمده که رژیم را از مهلکه ای که با تحریم های ساختار شکن بدان دچار گردید و جهت حفظ منافع نظام اسلامی علیه منافع ملت کار و اقدام نماید.
از طرفی یکی ازبرنامه های راهبردی وزیر خارجه جدید نا امید کردن نیروهای برانداز و مخالفین رژیم است از امیدی که به شورای ملی ایران  و سخنگوی آن دل بسته اند که با ایجاد اختلاف و سم پاشی و شانتاز خبری از طریق عوامل و حقوق بگیران خود و همچنین افراطیون سلطنت طلب  که به جرگه مخالفین این شورا در آمده این سیاست را به پیش می برند.هدف عمده این اقدامات ، تضعیف روحیه سخنگوی شورای ملی تا حد بیمار جسمی و روحی نشان دادن ایشان و ایجاد اختلاف بین وی و نزدیکان و یاران وفادار و اعضای شورای ملی ایران در داخل و خارج است که به گزارش وزارت اطلاعات رژیم تعداد هواداران شان  در داخل کشور با توجه به مشکلات اجتماعی و اقتصادی و سیاسی تحمیلی از سوی عوامل حکومت اسلامی   به میلیون ها نفر رسیده است.باین ترتیب وقتی شورای ملی ایران و سخنگوی آن چنین حساسیتی در راس هرم قدرت رژیم ایجاد نموده و توجه به انحلال و فروپاشی انرا در حد و موازی با سیاست کلان اتمی و رفع تحریم ها قرار داده اند تکلیف هر ایرانی مشخص گردیده تقویت شورا واتحاد و گرد هم آمدن  همه نحله های ایرانی حول محور شورا و سخنگوی آن به پاشنه آشیل دشمن ایران و ایرانی یعنی رژیم جمهوری اسلامی تبدیل شده است. شورا و سخنگوی آنرا گرامی داریم و در تحقق اهدف آن همراهی نمائیم.
کمپین سفارت سبز
دفتر مرکزی- اسلو
نروژ  
مرداد ماه 1392
اوت 2013   
Read more

۱۳۹۲ مرداد ۶, یکشنبه

محمدجواد ظریف دیپلماتی که همای سعادت همیشه همراه وی بوده است !

محمد جواد ظريف از خانواده‌ای نسبتا ثروتمند در تهران به دنیا آمده و پدرش از تاجران امور نساجی بوده است. او سال 1355 هجری شمسی با روادید دانشجویی به ایالات متحده آمریکا می‌رود و در دانشگاه سانفرانسيسكو و دنور تا مدرك دكترا تحصيل كرده است. او از 22 سالگي و در سال 1982 میلادی بعنوان کارمند محلی(مسئول تایپ نامه های انگلیسی ) در دفتر نمايندگي جمهوری اسلامی  در سازمان ملل استخدام گردید و همزمان دوران سربازی خودرا نیز در مقر سازمان ملل در دفتر نمایندگی ایران گذرانده است.
در سال 1988 میلادی همزمان با دريافت مدرك دكتراي حقوق بين الملل به تهران فراخوانده شد و با كناره گيري جواد لاريجاني از معاونت بين الملل وزارت امور خارجه، مشاور وزير در امور بين الملل شد و يك سال بعد به نيويورك بازگشت تا معاون نمايندگي ايران در سازمان ملل شود. او در آخرين دور وزارت علي اكبر ولايتي به معاونت بين الملل وزارت امورخارجه رفت و 10 سال اين معاونت را برعهده داشت. او سپس دوباره به نيويورك بازگشت و اين بار ظريف نماينده و سفير ايران در سازمان ملل بود.تا مدتی پس از انتخاب محمود احمدی نژاد به عنوان رییس جمهور نیز در این سمت باقی بود.وی پس از عزل از این سمت به تهران بازگشت وتا کنون در دانشکده روابط بین الملل وزارت خارجه مشغول کار بوده است.    
این در حالی است که بررسی کارنامه ظریف نشان می دهد که در زمان حضور وی در دستگاه دیپلماسی، ایشان ارتباط خیلی نزدیکی با برخی از ایرانیان مقیم آمریکا و کانادا و همچنین برخی شخصیتهای چپگرای آمریکائی داشته و لابی نسبتا فعالی را برای جمهوری اسلامی در داخل آمریکا با بودجه سری وزارت امورخارجه جمهوری اسلامی ایجاد کرده است بطوری که در راهروهای ساختمان شماره یک وزارت امورخارجه از وی بعنوان  رئیس  "باند نیویورکی ها" در وزرات امور خارجه  یاد می شود . 
از مهمترین افرادی که دراین گروه فعال هستند و هم اکنون نیز در آمریکا به وظیفه خود عمل می نمایند  و سابقه حضور در وزارت امورخارجه را نیز داشته اند آقایان : محمدجعفر محلاتی ، سیروس ناصری ، صادق خرازی ، حسین موسویان و عباس ملکی را می توان نام برد که هریک در مقاطعی در پستهای همچون سفیر ،مدیرکل ویا معاون وزیرنقش ایفاکرده اند .
ضمنا آقای سیروس ناصري و حسین موسویان ، مذاكره كنندگان ارشد پرونده هسته اي ايران در دوره مسئوليت حسن روحاني در شورای امنیت ملی و مشاوران ويژه وي در دبیرخانه بوده اند.
هم اکنون اخباری به گوش می رسدکه علی رغم مخالفت های برخی از شخصیتهای اصولگرای وابسته به بیت آقای خامنه ای  ایشان برای پست وزارت خارجه کاندید اصلی شیخ حسن روحانی می باشد، حال باید دید هنوز همای سعادت ایشان را همراهی خواهد کرد؟
Read more

۱۳۹۲ تیر ۲۲, شنبه

بازی جمهوری اسلامی با کارت برنامه هسته ای به چه منظور؟

آیا 75 میلیون ایرانی باید فدای مسئله هسته‌ای شوند؟ با طرح اینکه برنامه هسته‌ای حق ماست و این حق باید به رسمیت شناخته شود تا کجا می توان ادامه داد . چون واقع مطلب این است که کسی اصلا منکر این حق نشده. هیچ‌گاه غربی‌ها، اتحادیه اروپا و آمریکا نگفته‌اند که نه ایرانی‌ها شما حق غنی‌سازی ندارید، شما حق ندارید اصلا هیچ‌جور فعالیت هسته‌ای داشته باشید. مشکل و مناقشه اساسی این است که باید این اعتماد به وجودآید.
Read more

۱۳۹۲ تیر ۴, سه‌شنبه

آیا حسن روحانی جام زهر اتمی را برای خامنه ای خوش طعم خواهد کرد ؟

نتیجه نظرسنجی‌های مختلف رسانه‌های داخل ایران نشان از آن داشت که مردم از تحریم‌های بین المللی خسته شده‌اند و راه نجات از آن را بهبود سیاست خارجی جمهوری اسلامی می‌دانند.
این چیزی نیست که از چشم آقای خامنه‌ای  پنهان باشد. مهره‌چینی و بازی او در انتخابات ریاست جمهوری نیز در این جهت بود که با کمترین هزینه برای اعتبار شخصی‌اش راه را برای مذاکره باز کند.
برای رهبر جمهوری اسلامی این بازی از نوروز ۹۲ شروع شد وقتی که در سخنرانی نوروزی‌اش در مشهد گفت که "با مذاکره مستقیم با آمریکا مخالفتی ندارم اما خوشبین نیستم."

او خود می‌دانست که این جمله چه گشایشی در کار فروبسته مذاکرات میان دو کشور ایجاد می‌کند اما با تاکید بر خوش‌بین نبودنش راه را برای انداختن مسئولیت اشتباه احتمالی بر گردن دیگران باز کرد.
این سخنان سه ماه مانده به برگزاری انتخابات ریاست جمهوری بعدی بیان شد. 
واضح بود آن کسی که قرار است ماموریت بزرگ مذاکره‌ای را برعهده بگیرد که آقای خامنه‌ای به نتیجه‌اش "خوش‌بین" نیست، محمود احمدی‌نژاد نیست. این ماموریت برعهده رئیس جمهور بعدی بود.
اکبر هاشمی رفسنجانی، چهره‌ای بود که می‌خواست پای میز مذاکره بنشیند و مذاکرات را به نتیجه هم برساند. خودش هم علاقه داشت در هیبت یک منجی افسانه‌ای دوباره بر صحنه سیاست ایران ظاهر شود و شرایط را برای ایران بدون تحریم فراهم کند. اما آقای خامنه‌ای علاقه‌ای نداشت سند یک پیروزی احتمالی را به نام اکبر هاشمی بزند.


از میان شش نفری که نامزد ریاست جمهوری باقی ماندند، حسن روحانی مناسب‌ترین چهره برای انجام "ماموریت بزرگ" بود. کسی که بسیاری از محاسن اکبر هاشمی را داشت و معایبش را برای رهبر نداشت.
چهره‌ای با سابقه که هم مدیریت جنگی را تجربه کرده بود و هم دیپلماسی را و غرب به خوبی با چهر‌ه‌اش آشنا بود . 
همچنین در بخشی از فیلم مستند تبلیغاتی حسن روحانی سخنان رهبر جمهوری اسلامی گنجانده شده بود که از او به عنوان مدیری که "ظرافت‌های دیپلماسی" را رعایت کرده تعریف کرده است.

ازطرف دیگرهم اکنون  نماینده اودرآمریکامشغول فعالیت برای مماشات با جمهوری اسلامی می باشد .

فرد مذکوردر واقع آقای امیرحسین موسویان سفیر سابق ایران در آلمان می باشد که نقش فعالی در ترور فعالین سیاسی ایران در اروپا داشته است . وی همچنین زمانی که حسن روحانی مسئولیت پرونده هسته ای را بر عهده داشت به عنوان رئیس کمیته بین‌الملل وعضو ارشد تیم مذاکره‌کننده هسته‌ای بود و سخنگوی هیئت ایرانی به شمار می‌رفت. با شروع کار دولت محمود احمدی نژاد و پس از پایان کار تیم قبلی مذاکره‌کنندگان، مسئولیت موسویان نیز به پایان رسید .
او در فروردین ۱۳۸۷ به اتهام «اخلال در امنیت ملی» به دو سال حبس تعلیقی و ۵ سال محرومیت از خدمات دولتی محروم شد این در حالی بود که رئیس‌جمهور و وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی به جاسوسی وی معتقد بودند اما اوهم‌اکنون در آمریکا زندگی می‌کند و به عنوان پژوهشگر دردانشگاه پرینستون فعالیت می‌کند.

خامنه‌ای این شانس رااینک بدست آورده که خواست گروهی از منتقدانش با خواست خودش در یک مسیر قرار گرفته است. هم او و هم برخی ازمخالفانش و هم مردم عادی کوچه و بازار اکنون چاره را در مذاکره با غرب می‌دانند و امیدوارند با نرمش ایران، تحریم‌ها شکسته شود.

اما این به قیمت آن است که جام زهر هسته ای کمی شیرین تر گردیده تا رهبرجمهوری اسلامی بتواند آن را راحت تر میل کند و این دراصل وظیفه مهم شیخ حسن روحانی می باشد.




Read more

۱۳۹۲ تیر ۲, یکشنبه

فجایع زندان رجایی شهر ونقض مکرر حقوق بشر درزندانهای حکومت اسلامی

 حاکمیت اسلامی ،زندان  مخوف رجایی شهررا ،که توسط عده ای بیمار روانی سادیستی و شکنجه گر اداره میشود تبدیل به قتلگاه آزادگان ایران نموده است.
بموجب اخبار واصله از داخل کشور تاکنون بیش ازیکصدوشانزده نفراززندانیان سیاسی این زندان مخوف ، یا در سلول انفرادی یا زیر شکنجه و یا در سالن های زندان و یا چند روز یا ماه قبل از موعد آزادی یا بعد از آزادی بدلایل گوناگون از جمله سکته قلبی یا مغزی و غیره فوت نموده ،یا در واقع به قتل رسیده اند.
آخرین مورد این بقول مبارز بزرگ راه آزادی منصور اصانلو،قتل ساکت و بی صدا و خاموش،سکته قلبی برادرزنده یادشان افشین اصانلو،فعال                                                                                  

کارگری و زندانی سیاسی در سالن 12 بند 4 این زندان بوده است. این قتل ها همه مشکوک بوده و آگاهان معتقدند حاکمیت برای خلاصی از تداوم مبارزات فعالان سیاسی و تعمیق یک جامعه تک صدایی در ایران ،بهترین فرزندان این مرز و بوم را بعد از به بند کشیدن  آنان درین زندان مخوف ،آنها را چیز خور مواد سمی و مرگ های تدریجی و ناگهانی نموده است.
کمپین سفارت سبز ازدکتر احمد شهید  گزارشگر ویژه شورای حقوق بشردر مسائل ایران تقاضا دارد به شکایت این کمپین و خانواده این قربانیان  رسیدگی نموده ،هیاتی را برای بازدید ازین زندان مخوف قرن 21 عازم ایران نمایند.
در عین حال این کمپین از هموطنان تقاضا دارد منتظر نباشند آبدارچی جدید رهبر نظام ،قدمی برای اجابت مطالبات انباشت شده آنان بردارد،وی برای نجات رهبر از بن بست فعلی روی کار آمده است و نه اجابت مطالبات انباشت شده شما ،لذا همانطور که مردم ترکیه با قطع چند درخت در میدانی در ترکیه و مردم برزیل با افزوده شده تنها چند در صد ناچیز به قیمت بلیط های حمل و نقل شهری با خیزش های خیابانی دنیا را بر سر حاکمان خود خراب و آنان را وادرار به تسلیم خواسته های خود و عقب نشینی نمودند ،ما نیز  به مصداق کس نخارد پشت من جز ناخن انگشت من، چاره ای جز  تشدید مبارزات نافرمانی مدنی ، از جمله خیزش های جمعی برای آزادی زندانیان خود ،اعم از آیت الله بروجردی و سایر فرزندان راستین ایران که در زندان های مخوفی چون رجایی شهر و اوین و ...،اسیر و گرفتار دژخیمان روانی حاکمیت قرون وسطایی اسلامی هستند،نداریم و برای انجام این مطالبات باید گامی ولو اندک بر داریم.


کمپین سفارت سبز
دفتر مرکزی اسلو- نروژ

تیرماه ۱۳۹۲ ه‍. ش.

Read more

۱۳۹۲ تیر ۱, شنبه

چرا جمهوری اسلامی قادر به اصلاحات نیست ؟





در حالی که بسیاری از تحلیل گران و مفسران سیاسی انتخاب حسن روحانی را به عنوان پیروزی انتخاب مردم ارزیابی می کنند اما کریستین کاریل، در مقاله ای که در نشریه آمریکایی فارین پالیسی( سیاست خارجی) چاپ شده، می گوید در این روایت خوش بینانه داستان اصلی از نظر افتاده است.

کریستین کاریل در مقاله ای با عنوان «چرا جمهوری اسلامی قادر به اصلاحات نیست» می نویسد: اکنون یک میانه رو برنده انتخابات شده است. میانه رویی که خود را مدافع بلند پروازی های هسته ای ایران می داند. میانه رویی که به کشورهای غربی هشدار می دهد خود را از جنگ داخلی سوریه کنار بکشند، میانه رویی که از صافی شورای نگهبانی گذشته است که نامزدان مصلحت گراتر را از شرکت در انتخابات بازداشت. میانه رویی که از آغاز روشن کرده است که کاری به کار اصل ولایت فقیه یا حکومت روحانیون ندارد. اصلی که محور اصلی نظامی ست که آیت الله روح الله خمینی بنیان آن را پی افکند. و سوال این جاست: آیا با این همه جایی برای جشن و سرور باقی ست؟
کریستیان کاریل می نویسد: در لایه بیرونی حسن روحانی ست که برنده انتخابات ریاست جمهوری شده است زیرا رای دهندگان می خواستند به رهبران خود نشان دهند که رئیس جمهوری می خواهند که به آنان وعده حتی کم ترین تغییرات را در نظم حاکم داده باشد (مانند وعده های مبهم در مورد متوقف کردن گشت ارشاد یا پلیس اخلاق که مورد انزجارعموم مردم است).
اما واقعیتی که باقی می ماند آنست که حتی اگر روحانی بخواهد تغییرات بیشتری انجام دهد آیا ساختار قدرت موجود ایران به رئیس جمهور کمترین فضایی برای این کار می دهد؟ رای دهندگان ایران آرزوی خود را برای اصلاحات با رای دادن به روحانی نشان داده اند، اما این به معنای آن نیست که احتمال انجام آن بیشتر شده باشد.
واین درست همان است که خمینی می خواست. از همان آغاز، او و پیروانش قصد داشتند ایران را به دولتی تبدیل کنند که در آن روحانیت شیعه حرف آخر را بزند. قانون اساسی خمینی در سال ۱۳۵۷ تصویب شد و چند سال بعد نیز بازنگری هایی در آن انجام شد. در این قانون فرصت های محدودی برای رقابت های سیاسی منظور شده است. مانند انتخابات مستقیم برای شوراهای شهر و روستا، مجلس شورای اسلامی و ریاست جمهوری (با این شرط که تنها نامزدهای تایید صلاحیت شده اجازه شرکت در انتخابات را داشته باشند). اما هیچکس رهبر را انتخاب نمی کند. مردی که قدرت نهایی را در دست دارد. زیرا که او به عنوان رئیس روحانیت تجسم اصل حکومت خداست. و حکومت خدا بر حکومت بشر تسلط دارد.
البته در واقع عده قلیلی از انسان هاهستند که بر صدر نشسته اند و خواست های خدا را برای زمینیان تفسیر می کنند. درواقع چنان که اندکی پس از انقلاب بر همگان روشن شد، دیدگاه خمینی در مورد ولایت فقیه حتی همه روحانیون شیعه را دربر نمی گرفت. رهبران مذهبی که با دیدگاه دین سالاری او مخالف بودند ـ گروهی به مراتب پرشمار تر و بانفوذتر از آنچه در غرب تاکنون وجود داشته است ـ به طرزی مستمر به حاشیه رانده شدند و دستشان از همه چیز کوتاه شد و سرانجام همگی ساکت شدند. بارزترین نمونه آنان آیت الله حسین علی منتظری، جانشین برگزیده خمینی بود که وقتی از نقض حقوق بشر توسط رژیم انتقاد کرد از نظر افتاد. او سرانجام پس از سال ها تحمل آزار و بازداشت خانگی در کنج خانه خود درگذشت.
همین داستان همه چیز رادرباره ظرفیت ایران برای اصلاحات به ما می گوید. هیچ کس نیست که با نفس تغییر مخالف باشد. امروز جمهوری اسلامی منفور جامعه بین المللی و از نظر اقتصادی ورشکسته است. حامی بشار اسد و یار نزدیک کره شمالی ست. کشوری ست که دولتیانش با درخواست روز افزون شهروندانش برای آزادی بیشتر و مشارکت سیاسی روبروست . سی وچهار سال پس از انقلاب اکنون روز به روز روشن تر می شود که نظام بنیان -نهاده خمینی خشک و صلبی شده و از همین روسخت شکننده است. فضای محدود مشارکت دمکراتیک که نسل اول رهبران انقلاب به آن قائل بودند، رفته رفته جا به نوعی اقتدارگرایی زمخت و خشن سپرده است.
واین، بالاتر از همه، دست پرورد رهبر فعلی، آیت الله علی خامنه ای است. خامنه ای در دوران


حکومت خود همواره از اصل خمینی گرایانه سپردن قدرت واقعی به نخبگانی معدود پیروی کرده است. وقتی محمد خاتمی، روحانی اصلاح گرا، کوشید فضا را برای آزادی های شخصی بگشاید خامنه ای نیروهای محافظه کار را برای مسدود کردن آن تلاش ها بسیج کرد.
محمود احمدی نژاد که اکنون دوره دوم و نهایی ریاست جمهوری را به پایان رسانده است برای رهبر مایه دردسر های دیگری شد. خامنه ای تلاش های عوام گرایانه احمدی نژاد را برای ایجاد یک مرکز قدرت رقیب نقش بر آب کرد و در عین حال مجبور شد در برابر ایرانیان خشمگینی که به نتیجه انتخابات ۲۰۰۹ (۱۳۸۸) اعتراض داشتند و آن را تقلب آمیز می دانستند از احمدی نژاد حمایت کند. اعتراض های گسترده مردم خامنه ای را بر آن داشت که برای سرکوبی آن به هر ابزاری که در انبان داشت، دست زند. و نیز به او این درس را داد تا در انتخابات امسال با سختگیری شدیدِ شورای نگهبان در روند تعیین صلاحیت ها، از شورشی دیگر جلوگیری کند.

در این میان خامنه ای حلقه نخبان حکومتی را هرچه تنگ تر کرده است. با حذف یار قدیم انقلاب ۱۹۷۹ و سیاست مدار کهنه کار و سنگین وزن در عرصه سیاسی ایران، یعنی اکبر هاشمی رفسنجانی، از دایره نامزدان ریاست جمهوری امسال، خامنه ای آخرین پیوند میان حکومت خود و انقلاب مقدس را گسست. در طی سالیان، خامنه ای بتدیج به سپاه پاسداران وابسته تر شده است. سپاه که قرار بود ارتشی موازی برای کوتاه کردن دست دشمنان انقلاب در داخل و خارج باشد اکنون اکثریت آن را فرصت طلبانی تشکیل می دهند که قدرت خود را برای کنترل مجموعه های عظیم اقتصادی به کار می برند.سپاه در حفظ نظم موجود منافع زیادی دارد و البته برای این کار هم همه تسلیحات و تجهیزات در اختیار اوست.

آیا می توان سناریویی را تصور کرد که در آن رهبر بر آن شود که ایران به تغییر نیاز دارد و برنامه ای برای آن آغاز کند؟ داشتن چنین توقعی از خامنه ای همان قدر بی جاست که از لئونید برژنف در سال های ۱۹۷۰ انتظار می رفت (و این مقایسه ای کاملا موجه است از آنجا که هم اتحاد شوروی قدیم و هم ایران امروز می کوشند فاجعه سوء مدیریت اقتصادی خود را با نقاب منابع عظیم نفتی بپوشانند). 

سپاه پاسداران در برابر هر سیاست اقتصادی که با او رقابت کند ایستادگی خواهد کرد زیرا این امر احتمالا در امتیازهای رانتی کنونی آن مداخله و ایجاد مزاحمت خواهد کرد. یاران و متحدان دین سالار خامنه ای نیز هرگونه تلاش برای لیبرالیزه کردن سیاسی را به عقب خواهند راند، زیرا این امر بی تردید در اعتقاد به ارکان الهی ولایت فقیه شک وتردید ایجاد خواهد کرد و تازه، در آن صورت ولی فقیه مشروعیت خود را از کجا خواهد گرفت؟ ادعای داشتن حکم ولایت از خدا قبول. اما وقتی این حکم بازپس گرفته شد دیگر بازگشت پذیر نیست.

نویسنده کتاب «شورشیان عجیب: ۱۹۷۹ و زایش قرن بیست و یکم» در اینجا این سوال را مطرح می کند:و پس از خامنه ای چه می شود؟ و می گوید:گمان می کنم برای نخبگان فعلی ایران این امکان همیشه وجود دارد که نسخه ایرانی میخاییل گورباچف را پیدا کنند – هرچند که به نظر من سرنوشت اتحاد شوروی قدیم (که مانند ایران کشوری چند قومیتی است که اقلیت های سرکش از چند سو آن را می کشند) و فرجام شوم سقوط نهایی آن، الگویی نیست که رهبران ایران در پی تقلید از آن باشند. آنها احتمالا همگی خوب می دانند که شهروندان ایرانی تشنه آزادی هایی بیش از آنچه رژیم کنونی به آنها می دهد هستند، بی آن که بخواهند موجودیت آن را از ریشه قطع کنند.
پژوهشگر ارشد موسسه لگاتوم و دبیر نشریه فارین پالیسی می افزاید: می دانیم که حزب کمونیست چین فروپاشی همه رژیم های تک حزبی و اقتدار گرای دیگر را بخوبی بررسی کرده و تجربه های گذار در کشورهای مختلف را، از مکزیک تا لهستان، از نظر گذرانده است تا درس هایی برای حراست از قدرت خود بیاموزد. اما نشانه ای از به کارگیری چنین روشی برای روحانیون حاکم بر ایران وجود ندارد. والبته دلیل آن واضح است.

کریستین کاریل در پایان می نویسد: به روحانی بازگردیم، و بگذاریم تا چند گام کوچک در جهت اصلاح بردارد. اما اگر بتواند قدمی بزرگ بردارد جای حیرت خواهد بود. او خود خوب می داند که اگر از این حد فراتر رود گردنش به زیر تیغ خواهد رفت.
Read more