۱۳۸۹ شهریور ۳, چهارشنبه

علیرضا افتخاری: به خاطر فشارها، ایران را به قصد فرانسه ترک می‌کنم

http://www.khabaronline.ir/news-87183.aspx

چند کلامی با همکاران سرخوش وسرمست از یک مشت یورو در سفارت حکومت ولایت وقیح

افتخاری کاره ای نبود و فقط یک خواننده بود.

افتخاری توجیه گر و حقوق بگیر رژیم نبود

افتخاری فقط یک سلام علیک با رژیم کرد که این همه مورد نفرت عموم واقع شد.

اما شما کسانی که در حکومت ولایت وقیح، جنایات رژیم را درداخل و خارج توجیه می کنید؛ در آینده حتی جواب بچه های خودتان را نمی توانید بدهید. فرزندان و اقوام خودتان از شما ابراز برائت خواهند کرد و شما باید سر به بیابان بگذارید. در بیابان هم از دست وجدان خودتان راه فرار ندارید و باید از شرمندگی تا ابد سرتان پایین باشد.

بیاید به عاقبت خود و خانواده تان اندکی بیندیشید و یا حداقل به وضعیت کشورمان که چه آینده ای در انتظار آن است .

Read more

آگاهی نامه (تازه ترین اخباروتحولات)

عکس / مشکل آب حاشيه نشينان تهران





















نامه ی ۵ زندانی سیاسی به رئیس جمهور برزیل
حضور پرزیدنت داسیلوا، رییس جمهور محترم برزیل
با گرم ترین و صمیمانه ترین درودها برای شما و مردم برزیل

عالی جناب،
ما امضاء کنندگان و حمایت کنندگان این نامه می دانیم که شما راه دشوار رسیدن به دموکراسی را از پایه ای ترین سطوح مبارزات سندیکایی تا سر حد فدراسیون های سراسری کارگری برزیل و در عرصه های سیاست جهانی با همراهی آرای مردم دموکرات و آزادی خواه برزیل طی نموده اید. ما جمعی از فعالان اتحادیه ای و سندیکایی، عقیدتی و سیاسی که صرفاً به دلیل انجام وظایف شغلی و سندیکایی و آرایمان در زندان های جمهوری اسلامی محبوس شده ایم، ملاحظه کردیم که شما از حقوق انسانی یک زن و مادر ایرانی دفاع نموده و حتی آماده دادن پناهندگی به نامبرده شدید. دیدن چنین برخورد بشر دوستانه ای ما را بر آن داشت تا از شما بخواهیم که برای بهتر شناختن مقاماتی که در ایران خود را دوستان شما معرفی می کنند بخواهید تا نسبت به رعایت حقوق انسانی و آزادی ما اقدام نمایند، هر چند که برخورد و جواب آنها برای آزادی آن خانم هم به شما گوشه ای از رعایت حقوق بشر توسط این آقایان را به شما و جهانیان نشان می دهد.

عالی جناب داسیلوا،
به عنوان بخشی از نمایندگان کارگری روشن فکری صنوف و مشاغل گوناگون از شما به عنوان یک عضو اتحادیه ها و فدراسیون های کارگری و یکی از رهبران ملت های بزرگ کشورهای جهان و خصوصاً آمریکای لاتین با آن سوابق آزادی خواهانه و عدالت جویانه، می خواهیم که از مقاماتی که در کشور ما خود را دوست شما معرفی می کنند بخواهید که تمام زندانیان اتحادیه ای، کارگری، سیاسی و عقیدتی را آزاد نمایند. با طرح چنین درخواست دوستانه ای شما شناخت بیشتری از این مقامات به دست می آورید.

در خاتمه بهترین آرزوهای خود را برای شما و مردم برزیل در راه رسیدن به موفقیت های بیشتر ابراز می داریم.

زنده باد همبستگی بین المللی زحمت کشان و آزادی خواهان

اسامی امضاء کنندگان :
منصور اسانلو، عضو
حشمت الله طبرزدی، عضو اتحادیه دانشجویان و دانش آموختگان ایران
رسول بداغی، عضو
رضا رفیعی، عضو
عیسی سحر خیر، عضو



To the kind attention of : His Excellency Mr. Lola Da Silva, The Honorable President of Brazil

Belao signatories, Unionist and members of labor syndicates of Iran, Who are in prison clue to their mobilization and activities in defense of labor rights and demand for better working conditions, Send the Brazilian nation and your kind self their deepest regards .

Neared aware and proud of your past activities and straggle for the improvement of light for the Brazilian masses, Specially advancement of labor rights and conditions . Your activities as the leader of the shoe makers syndicate, In coordination with other Brazilian workers federations in support of universal human rights declaration and international workers rights, Are widespread knowledge within the Iranian workers syndications, For the oppressed labor movement in Iran .

We have recently learned that your excellency has taken a moral and human step to save an Iranian mother on the death raw . This gesture has touched of millions of Iranian men and women, And once again has made the Iran unionists very proud of the you .

As a friend of the Iranian nation and the government of Iran, You are able and capable to assert pressure on the Iranian officials to ether forgive the Iranian death raw mother, Or to accept your offer of political asylum to her .

On the offer hand, Many more Iranian prisoners, Who are innocent labor activists, Union and syndicate members, are serving time in Iranian prisons, Their only crime is their desire to strengthen the union movement in Iran in support of justice for labor.

They, As well, look upon you to use your influence to free them from prison .

These prisoners are members of the international labor organization and other international organization, Such as W. F. T. V. and I. T. U. C., Human rights activities and journalists . Members of the International Journalists Federation and Reporters Without Frontiers, Teachers belonging to the International Education and Teachers Federation, And laborious members of International Transportation Federation .

The signatories of the open letter, Who are spending unjust prison terms, Look upon your solidarity and sincere efforts towards their request .

Last, But not least, We request from you to kindly give our heart warm regards to the hard working people of Brazil, And we hope the solidarity of our two nations serve the interests of global peace and prosperity for all .

Long live global peace, Freedom, Justice and democracy

A list of the prisoners supporting this letter is included :

M. Osanloo, Member of IFT
*
H. Tabarzadi, Member of IDF
*
R. Bodaghi, Member of IEO
*
R. Rafie, Member of IJF
*
E. SaharKhiz, Member of IJF



نظر آیت‌الله خمینی در مورد قانون چند همسری و اعدام زن آبستن

اوریانا فالاچی خبرنگار و نویسنده ایتالیایی در تاریخ دو مهر پنجاه و هشت مصاحبه‌ای با آیت‌الله خمینی انجام داده است. در بخشی از مصاحبه فالاچی از آیت‌الله خمینی سوالی در مورد قانون چهار همسری می‌پرسد آیت‌الله خمینی که قانون چهار همسری را کاملا مترقی می‌داند پاسخ می‌دهد:«قانون اینکه یک مرد بتواند با چهار زن ازدواج کند قانونی است خیلی مترقی و برای خوبی زن‌ها نوشته شده است. به خاطر اینکه تعداد زن‌ها از مردها خیلی بیشتر است. مونث بیشتر از مذکر متولد می‌شود. در جنگ‌ها، مردان بیشتر از زنان کشته می‌دهند. یک زن احتیاج به یک مرد دارد. پس باید چه کار کرد که در این دنیا زنان بیشتر از مردان هستند؟ آیا شما ترجیح می‌دهید که زنان اضافی بروند و فاحشه شوند؟ و یا اینکه با یک مرد که چند زن دارد ازدواج کنند؟ به نظر من صحیح نیست که زن‌های تنها فاحشه شوند....»اگر چه در ادامه فالاچی می‌گوید:«ولی امام، این قوانین و رسوم مربوط به ۱۴۰۰ سال قبل است به نظر شما فکر نمی‌کنید که دنیا پیشرفت کرده است؟» و البته که دیگر آیت‌الله خمینی توضیح بیشتری در مورد قانون چهار همسری نمی‌دهد.....

در جای دیگری فالاچی نظر آیت‌الله خمینی را در مورد اعدام یک زن آبستن می‌پرسد:«زن هجده ساله آبستنی که چند هفته قبل به خاطر زنا در به‌شهر اعدام شد؟». آیت‌الله خمینی پاسخ می‌دهد:«آبستن؟ دروغ است. دروغی است همانند اینکه می‌گویند سینه زنان را می‌برند. در اسلام چنین وقایعی اتفاق نمی‌افتد، زن آبستن را اعدام نمی‌کنند». خوشبختانه فالاچی مثل لری کینک در برخورد با احمدی نژاد نادان بازی در نمی‌آورد. فالاچی ادامه می‌دهد:«دروغ نیست امام. تمام روزنامه‌های ایران درباره آن نوشتند و همچنین در تلوزیون میزگردی تشکیل شد، برای اینکه به مردی که با او زنا کرده بود فقط صد ضربه شلاق زده بودند، و آیت‌الله خمینی که متوجه می‌شود با خبرنگاری آشنا به اوضاع کشور مواجه شده پاسخ می‌دهد: «اگر این طور است شاید حقش بوده ،من چه می‌دانم. شاید آن زن کار دیگری کرده بود. از دادگاهی که آن را محکوم کرده سوال کنید. کافی است، از این مسائل صحبت نکنیم، خسته شده‌ام.»

این روزها قانون حمایت از خانواده مطرح است و امروز کسانی منتقد این قانون شده‌اند که پیشتر کلام آیت‌الله خمینی را نقدناپذیر می دانستند. همچنین با مطرح شدن لایحه حمایت از خانواده ماجرای سنگسار سکینه محمدی موضوع دیگر این روزهاست. گرچه آیت‌الله خمینی سی سال پیش خشت اول را کج نهاده بود اما قرارنیست نسل جدید با سکوت خود بر آن خشت کج خشتی دگر نهد........

منبع: هر دو منبع متن مصاحبه را تایید می‌کنند

1- بیست و پنج سال در ایران چه گذشت؟(جلد اول)-نشر امید فردا-داوود علی بابایی-صص 255 و 259 2- طلیعه انقلاب اسلامی(مصاحبه های امام خمینی)-مرکز نشر دانشگاهی- صص358و 362





آغاز کمپین نوشتن نام زندانیان سیاسی بر روی اسکناسها

از میان خبرهای رسیده: آغاز کمپین نوشتن نام زندانیان سیاسی بر روی اسکناسها
دوستان این ایده از داخل ایران شروع شده است و امیدواریم که بزودی فراگیر شود. لطفا نام یک زندانی سیاسی را روی هر اسکناس بنویسید




ترسى ندارم، دوربينم را چند روزى امان دهيد تا گزارشى بي‌پرده پيش رويتان بگذارم

رخشان بني‌اعتماد

ترسى ندارم كه در وانفساى اين دوران پرتوطئه به هر تهمتى منتسب شوم.
ترسى ندارم كه به جرم مشوش كردن اذهان عمومي، متهمم كنيد ولى نمي‌توانيد منكر شويد كه من يك مادرم، نه فقط مادر تنديس و بارانم,، مادر همه
جوانانى كه از سال‌هاى دور از دريچه فيلم‌هايم، مادران خود را در قالب شخصيت‌هاى ,طوبا,، ,گيلانه, و ,فروغ,، ,نرگس,، ,سيما, و... ديده‌اند.
مادر همه آنانى كه در همه اين سال‌ها مرا به حريم خلوتشان پذيرفتند و از رنج‌ها و فريادهاى فروخورده‌شان گفتند و گفتند تا بتوانم جانمايه
دردهايشان را در فيلم‌هايم تصوير كنم. به حرمت يك عمر اعتماد همه مخاطبانم، اين حق را بر خود قائلم كه به دادخواهى مادرانى كه در اين شرايط بحران زده، بي‌پناه و دست از همه جا كوتاه يا در سوگ‌ جوانان از دست رفته‌شان خاك بر سر گرفته‌اند يا حيران و وحشت‌زده به دنبال پيدا كردن ردى از جگر
گوشه‌هايشان در شهر سرگردانند، اين نامه سرگشاده را بنويسم كه، هيچ قانوني، هيچ مصلحتي، هيچ سياستى نمي‌تواند توجيه اين درد بر مادران اين
سرزمين باشد. در شرايطى كه هيچ رسانه‌اى براى خبررسانى واقعيت‌ها و هيچ مسوولى پاسخگوى دلهره‌هاى كشنده خانواده‌ها نيست، چگونه
مي‌توان از خبر يا توهم مرگ و رنج دختران و پسران دستگير شده بر خود نلرزيد. دوربينم را چند روزى امان دهيد تا گزارشى بي‌پرده پيش رويتان
بگذارم، شايد به واقع نمي‌دانيد كه زير پوست شهر چه مي‌گذرد؟

woman = man
زن = مرد




آمریکا تولید قایق‌های تندرو و هواپیمای بدون سرنشین در ایران را نگران‌کننده خواند

فیلیپ کراولی، سخنگوی وزارت خارجه آمریکا، روز دوشنبه انتشار اخباری درباره ساخت شناورهای تندروی جدید و هواپیمای بدون سرنشین در ایران را نگران‌کننده، خواند.

به گزارش راديو فردا، روز دوشنبه احمد وحیدى، وزیر دفاع جمهوری اسلامی در مراسمی خط تولید دو شناور تندرو را افتتاح کرد و پیشتر نیز جمهوری اسلامی از ساخت یک هواپیمای بدون سرنشین با قابلیت حمله به اهدافی تا شعاع هزار کیلومتر خبر داده بود.

هر چند آقای کراولی تاکید کرد که هر کشوری حق دارد که برای دفاع از خود تجهیزات لازم را تهیه کند، ولی افزود: «ایالات متحده، تولید تجهیزاتی را که به صورت بالقوه تهدیدی برای کشورهای خاص یا صلح و ثبات در منطقه باشد، زیر نطر قرار می‌دهد.»

پیشتر نیز رابرت گیتس، وزیر دفاع آمریکا، از ایران با عنوان چالشى براى نیروى دریایى ایالات متحده در منطقه خاورمیانه یاد کرده بود.




بایدن: نفوذ ایران در عراق بزرگ جلوه داده شده

ایران بیش از ۱۰۰ میلیون دلار خرج کرد که بر انتخابات عراق اعمال نفوذ کند

بی بی سی : جو بایدن، معاون رئیس جمهوری آمریکا، گفته است که نفوذ ایران در عراق بزرگ جلوه داده شده است.

معاون باراک اوباما دوشنبه (۲۳ اوت) طی نطقی در جمع شماری از نظامیان بازنشسته آمریکایی در ایالت ایندیانا این نظر که ایران در عراق از نفوذ گسترده ای برخوردار است را رد کرد.

او گفت: "دولت ایران بیش از ۱۰۰ میلیون دلار خرج کرد که بر انتخابات ملی (عراق) اعمال نفوذ کند، اما شکست خورد."

آقای بایدن ادامه داد: "مردم عراق به کاندیداهای مورد نظر خود رای دادند، نه آنهایی که ایرانی ها می خواستند به آنان رای داده شود."

مقام های جمهوری اسلامی بارها هرگونه دخالت در امور داخلی عراق را رد کرده اند.

آنها همواره حضور نظامی آمریکا را علت اصلی بی ثباتی عراق دانسته اند.

آخرین یگان های 'رزمی' ارتش آمریکا اخیرا از طریق کویت عراق را ترک کردند، اما آمریکا تا پایان سال ۲۰۱۱ حدود ۵۰ هزار نیرو در نقش مشاور و برای آموزش ارتش و پلیس عراق در این کشور خواهد داشت.

جو بایدن همچنین گفت اطمینان دارد که احزاب عراقی "به زودی" دولت وحدت ملی تشکیل خواهند داد.

او از سیاستمدارن عراق خواست که دولت آتی را به نحوی تشکیل دهند که منعکس کننده "اراده مردم" این کشور باشد.

آقای بایدن که از دوره جورج بوش، رئیس جمهوری سابق آمریکا تاکنون ۱۳ بار از عراق دیدار کرده، چند سال پیش در اوج درگیری های قومی-مذهبی در عراق خواهان تفکیک این کشور به سه منطقه نیمه خودمختار شیعه، سنی و کرد شده بود که توسط دولت جورج بوش رد شد.

او از سوی باراک اوباما به نظارت بر اوضاع عراق گماشته شده است.

جو بایدن اولین مقام آمریکایی نیست که از "ناکامی" ایران در عراق سخن می گوید.

یک عضو ارشد شورای امنیت ملی آمریکا اخیرا گفته بود که ایران با اقداماتش در عراق به ضرر خود عمل کرده و از"سرمایه گذاری های سیاسی" خود در آنجا سود نبرده است.

پونیت تلوار چهارشنبه (۱۱ اوت) در پاسخ به سوال بی بی سی در واشنگتن گفت: "به خصوص در مورد ایران فکر می کنم شاهد بوده ایم که ایران سعی داشته است سرمایه گذاری سنگینی (در عراق) انجام دهد اما سود قابل توجهی از بابت این سرمایه گذاری نبرده است."

به گفته او: "طی یک سال و نیم اخیر نامزدهایی که آنها (ایرانی ها) از آنها در انتخابات محلی و ملی حمایت کرده اند خیلی موفق نبوده اند."

وی افزود: "آنها سعی کردند در مورد همه پرسی مربوط به توافق امنیتی (با آمریکا) فشار وارد کنند که ناکام ماند، سعی کردند پیش از انتخابات شیعه ها را در یک ائتلاف جمع کنند که شکست خورد. بلافاصله بعد از انتخابات بعضی ها را به تهران احضار کردند تا بار دیگر سعی کنند دو ائتلاف شیعه را یکی کنند و معامله ای در مورد تشکیل دولت عراق جوش بدهند که ناکام ماند."

به گفته او، ایران به دلایل جغرافیایی و تاریخی تا حدودی درعراق نفوذ خواهد داشت، ولی با اقداماتش در عراق به ضرر خود عمل کرده است.

ژنرال ری اودیرنو، فرمانده نیروهای آمریکایی در عراق اواخر ماه گذشته ادعا کرد که "کتائب حزب الله"، "اصائب اهل الحق" و "لشکر روز موعود" سه گروه تندروی شیعه در عراق که سعی داشته اند به پایگاه های آمریکایی حمله کنند از حمایت ایران برخوردارند.

ژنرال اودیرنو گفت که مقام های آمریکایی معتقدند که نیروی قدس سپاه پاسداران ایران در آموزش و تامین مالی این گروه ها نقش دارد.

ایران در واکنش به اتهامات آمریکا ضمن رد آنها گفته است که کشوری که از آنسوی جهان به پشت مرزهای ایران نیرو آورده است نمی تواند در مورد دخالت در امور عراق به دیگران ایراد بگیرد.




"یک منبع موثق خبراز اعدام های گسترده در زندان وکیل آباد مشهد داد"

هادی قابل: خانواده قربانیان هنگام تحویل جنازه رقم را درفرمها خوانده اند
2 شهریور 1389--- یک منبع موثق به کمپین بین المللی حقوق بشردر ایران گفت که مقامات قضایی در زندان وکیل آباد مشهد طی چند ماه گذشته بیش از صد نفر که اکثریت قریب به اتفاق آنها محکومان موادمخدری بوده اند را اعدام کرده اند و این اعدام ها همچنان ادامه دارد. به گفته این منبع هر هفته ده ها نفر از محکومان به اعدام که اکثریت قریب به اتفاق آنها جرائم مربوط به مواد مخدر دارند در زندان وکیل آباد مشهد به دار اویخته می شوند:"چهار شنبه گذشته ۶۸ نفر اعدام شدند و طی هفته های آتی هم گفته شده که اعدام ها ادامه خواهد داشت."

به گفته وی آمار محکومان به اعدام در زندان وکیل آبادمشهد در پنج بند ۱۰۱، ۱۰۲، ۱۰۳، ۱۰۴ و نیز بند قرنطیه بالغ بر صدها نفر می باشد. کمپین از انتشار جزییات اماردریافتی تا تایید آن توسط منابع دیگر خودداری می کند و از مسوولین قضایی ایران می خواهد درباره خبرهایی که در زمینه اعدام هفتگی دسته جمعی محکومان موادمخدری مطرح شده است پاسخگو باشد و به ارائه اطلاعات دقیق از آنچه که در این زندان در حال انجام است بپردازد.
منبع یاد شده به کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران گفت که اخیرا صادق لاریجانی نامه ای به آیت الله خامنه ای رهبر ایران نوشته و درخصوص محکومان به اعدام کسب تکلیف کرده است.

برای اطلاع گرفتن از صحت و سقم خبرهایی که در خصوص اعدام گسترده زندانیان موادمخدری در مشهد توسط منبع یاد شده به کمپین رسیده است در همین خصوص از احمد قابل، پژوهشگر دینی و از شاگردان آیت الله منتظری که خرداد ماه ۸۹ پس از مراسم تشییع استادش در نیشابور بازداشت و پس از تحمل ۱۷۰ روز زندان در زندان با قرار وثیقه ۵۰ میلیون تومانی آزاد شد دراین خصوص پرسش کردیم. او در پاسخ به سوال کمپین درخصوص صحت اعدام هایی از این دست حداقل در زمانی که در زندان وکیل آباد بوده است گفت:"من هیچکدام از زندانی ها را از نزدیک ندیدم و مثل بقیه از لای پنجره و در سرک نمی کشیدم اما خبر ها را می شنیدم. سربازان زندان هم مثل من و شما انسان هستند و خبرها را به هم منتقل می کنند. طی اخباری که آنها به هنگام هواخوری می دادند ما شاهد اعدام ۵۰ نفر در همان ۱۷۰ روز بودیم." وی به کمپین گفت خبری از اعدام زیر ۱۸ ساله ها ندارد اما به خاطر می آورد که به گفته نگهبانان زندان، دو جوان ۱۸ ساله در بین آن ۵۰ نفر زندانی مشهد وجود داشته اند.

این پژوهشگر دینی ادامه داد:" بند ۶/۱ جایی که ما بودیم، علاوه بر اینکه محل نگهداری زندانی های دراز مدت بود سوییت هایی هم داشت که اعدامیان را چند ساعت قبل از اعدامشان به آنجا می آورند و شرایط چنان تغییر می کرد که همه متوجه می شدند که یک اعدامی در بند است. به طوری که همه درها بسته می شد، اگر زمان تماس تلفنی بود تلفن ها قطع می شدند و حتی تردد سایر مسوولان زندان هم ممنوع می شد چرا که بند ۶/۱ مستقیم زیر نظر حفاظت زندان اداره می شد."
احمد قابل در خصوص خبر منتشر شده در روزهای گذشته مبنی بر اعدام ۷۰ نفر گفت:"من در این خصوص تحقیق مجزایی نداشته ام و این خبر را در رسانه ها خوانده ام. متاسفانه به هم بندان پیشینم هم دسترسی ندارم و تنها می دانم که خانواده قربانیان هنگام تحویل جنازه این رقم را در فرمها خوانده اند اما این را می دانم که می توان به قاعده آن را پذیرفت و ظاهرا جایی برای انکار وجود ندارد. به هر حال ماموران زندان و سایر زندانیان بخشی از این جامعه اند و اخبار این چنینی سینه به سینه پخش می شوند. خصوصا که اتفاقاتی از این دست در کشور ما کم رخ نداده است."

احمد قابل درخصوص اینکه آیا چنین تعداد زیادی از زندانیان می توانند در زندان با حکم اعدام وجود داشته باشند به کمپین گفت:" یک امر بسیار متداولی در زندان وجود دارد که افراد مدتها در زندان به سر می برند در حالیکه حکم اعدام دارند."

وی افزود:" افرادی که متهم به قتل هستند به اعدام محکوم می شوند اما زمانی به خانواده شان داده می شود تا به دنبال جلب عفو خانواده مقتول باشند و اعدام را با دیه جابجا کنند. همچنین، کسانی هستند که به جرم حمل سلاح غیرقانونی به اعدام محکوم هستند اما یک دوران زندان هم دارند که باید پیش از اعدام سرکنند. همین الان که با شما صحبت می کنم صدها نفر در زندان هستند که چند سال است حکم اعدامشان صادر شده است. حتی در همان بند ۶/۱ که ما زندگی می کردیم شخصی بود که به مدت ۱۳ سال برای حمل سلاح غیرقانونی زندانی بود و حکم اعدام داشت. مورد دیگر که به هنگام بازگشت از دادگاه ما را به هم دستبند زده بودند فردی بود با جرم داشتن ۷۰ کیلو کریستال که مدتها زندانی بود و در همان زمان حکم اعدام برایش صادر شده بود."

از سوی دیگر به گفته منبعی که اطلاعات دقیقی را از وضعیت اعدامی های زندان وکیل در اختیار کمپین گذاشته است محل اعدام متهمان محکوم به اعدام در زندان وکیل آباد مشهد بند ۶ است که تحت حفاظت اطلاعات زندان است ومتهمان در دو سری در هر ماه و هر سری تعدادی بین ۳۰ تا چهل نفر به صورت دسته جمعی اعدام شده اند. این منبع به کمپین گفت:"به عنوان مثال در ماه های مهر ۸۸ تا اردیبهشت ۸۹ تقریبا ۱۵۰ نفر اعدام شده اند ولی تنها یک بار اعلام شده که فقط ۵ نفر اعدام شده اند در تاریخ ۱۹ فرودین ۸۹. در حالی که در این تاریخ ۳۵ نفر اعدام شدند که هشت تن از آنها زن بودند."

از دیگر اطلاعاتی که در این زمینه به کمپین رسیده است می توان به تعداد دفعات اعدام دسته جمعی اشاره کردکه در یک ماه اخیر از دو بار در ماه به چهار بار درماه افزایش پیدا کرده است. گفته می شود تعداد افرادی که اعدام شده اند رقمی بین ۶۰ تا ۷۰ نفر بوده است:"صدها محکوم به اعدام نیز در صف اعدام زندان وکیل آباد مشهد به سر می برند."

به گفته منبع یاد شده در روزهایی که قراراست اعدام های دسته جمعی صورت گیرد تلفن های زندان وکیل آباد قطع می باشد. بند۱-۶ نیز تلفن عمومی ندارد و زندانی ها هر هفته یک یا دوبار به مدت کوتاه اجازه تلفن دارند.

کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران نگرانی عمیق خود را از وضعیت مبهم اعدام ها و آمارو ارقامی که توسط منابع مختلف محلی مطرح شده با آنچه توسط مقامات مطرح می شود ابراز می دارد و خواستار پاسخگویی و اطلاع رسانی شفاف درباره اعدام های گسترده در زندان وکیل آباد و دیگر زندان های کشور است.




پلمب فروشگاه‌های لباس زنانه با فروشنده مرد

شهرزادنیوز: "پلیس فروشگاه‌های زنانه‌ای که دارای فروشنده مرد هستند را طبق قانون پلمپ می‌کند". احمد روزبهانی، رئیس پلیس "امنیت اخلاقی"، با اعلام این خبر افزود: طبق قانون، فروشندگان فروشگاه‌های عرضه لباس زنانه باید خانم باشند و وجود آقایان در این اماکن غیر قانونی است. پلیس در صورت برخورد با چنین فروشگاه هایی طبق قانون آن را پلمپ خواهد کرد . وی افزود: در فروشگاه‌های لباس زنانه تنها حضور یک متصدی مرد به عنوان صندوقدار یا متصدی فروشگاه پذیرفتنی است، اما "تعریفی به نام حضور فروشندگان مرد در فروشگاه‌های زنانه در قانون وجود ندارد و اصناف نیز باید این موضوع را در دستور کار خود قرار دهند."




تحریم های تازه ژاپن در برابر ایران به مانند اروپا خواهد بود


: روزنامه یومیوری گزارش داد که تحریم های تازه یی که دولت ژاپن بزودی در برابر ایران به انجام خواهد رسانید به مانند تحریم های اروپا در برابر تهران خواهد بود .

برپایه گزارش روز سه شنبه روزنامه یومیوری، دولت ژاپن هم اکنون مشغول بررسی ها پایانی پیرامون چگونگی تحریم های تازه ایران است و تا آخر ماه جاری آگوست آن را تصمیم گیری خواهد کرد .

یومیوری نوشت که دولت آمریکا از ژاپن خواسته که تحریم های تازه توکیو در برابر تهران به سختی تحریم اروپا در برابر ایران باشد .

به نوشته یومیوری، ممنوع کردن سرمایه‌گذاری در بخش‌های نفتی و گسترش توقیف داراییهای نهادهای وابسته به دولت ایران از نمونه تحریم های تازه اتحادیه اروپا در برابر ایران است .

یومیوری می‌نویسد که به دلیل پیامدهای بزرگ مالی برای ژاپن، آمریکا از توکیو نخواسته که خرید نفت از ایران را محدود کند .

یادآوری می‌شود که ژاپن در روزهای نخست ماه جاری آگوست نیز در راستای تازه ترین قطعنامه شورای امنیت سازمان ملل متحد، تحریم هایی را در برابر ایران تصمیم گیری کرده و به انجام رسانده است .

<یوشیتوشی زنگوکو> سخنگوی دولت ژاپن پیشتر در نشست خبری پیرامون تحریم های تازه ایران گفته که در راستای پیشگیری از گسترش سلاح های هسته یی در جهان و مسایلی که با مشکل هسته یی کره شمالی پیوند می خورد، ژاپن باید در زمینه مساله ایران دیدگاه استواری داشته باشد .




عفو بین الملل؛ ابراهیم حمیدی؛ نوجوان ایرانی در شرف اعدام

به گزارش کمیته دانشجویی دفاع از زندانیان سیاسی، سازمان عفو بین الملل در سندی که روز گذشته منتشر کرد، با ابراز نگرانی از احتمال اجرای حکم ابراهیم حمیدی، نوجوان محکوم به اعدام، که با وجود نقص در پرونده و رد احکام صادره دادگاه توسط دیوان عالی کشور، با اصرار مقامات قضایی استان، همچنان با حکم اعدام روبروست، خواستار توقف و تبدیل حکم صادره برای وی شد.
عفو بین الملل در این سند تاکید می کند که حمیدی به خاطر آزار جنسی شخصی در دو سال قبل، یعنی زمانی که وی تنها 16 سال داشته به مرگ محکوم شده. وی اعترافات اولیه خود را پس گرفته و می گوید که ابن اعترافات را تحت فشار و شکنجه انجام داده است. حمیدی که هم اکنون 18 ساله است، در خطر اعدام بوده و در حال حاضر وکیلی ندارد.

ابراهیم حمیدی در نزاعی که در منطقه ای در اطراف شهر تبریز روی داد شرکت داشته و متهم به تجاوز جنسی به طرف منازعه ایت. بعد از وقوع این نزاع، حمیدی و سه تن از دوستانش دستگیر، و متهم به تجاوز جنسی به طرف دعوا می گردند. حمیدی پس از سه روز بازداشت، به ارتکاج جرم اعتراف می کند. به گفته حمیدی، وی در این سه روز به جهت اخذ اعتراف تحت شکنجه قرار داشته است. به سه متهم دیگر نیز وعده داده می شود که در صورت ادای شهادت بر علیه حمیدی آزاد خواهند شد. هر چهار متهم ابتدا و در دو دادگاه پیاپی به مرگ محکوم شده، اما پس از دستور دیوان عالی کشور برای رسیدگی مجدد به پرونده، در دادگاه سوم تبرئه شدند، در حالیکه ابراهیم حمیدی به اتهام لواط مجددا به مرگ محکوم شد. بنا به گفته شاکی پرونده، وی تحت فشار والدین خود چنین اتهامات کذبی را مطرح کرده. شاکی پرونده در شانزدهم تیرماه سال جاری در اظهارنامه ای رسمی، این مساله را به قضات دادگاه اعلام کرده است.

دیوان عالی کشور هر دو رای دادگاه استان آذربایجان شرقی را رد کرده و دستور رسیدگی مجدد پرونده را داده، اما ظاهرا دادگاه استانی تصمیم به اجرای حکم اعدام دارد.
به گفته عفو بین الملل، ابراهیم حمیدی در حال حاضر فاقد وکیل قانونی می باشد. پیش از این، وکالت وی را، وکیل برجسته حقوق بشر، محمد مصطفایی بر عهده داشته که در اواسط مرداد ماه سال جاری، و احتمالا در ارتباط با نقش وی در طرح بین المللی پرونده سکینه محمدی، که به اتهام زنا محکوم به سنگسار شده بود و به دلیل بیم از امنیت خویش ناگزیر به ترک کشور شد. مصطفایی در ماه ژوئن نامه سرگشاده ای در مورد پرونده ابراهیم حمیدی و به منظور برجسته کردن مساله اعدام نوجوانان بزهکار در ایران نوشت.




احضار اسماعیل عبدی، از اعضای کانون صنفی معلمان

خبرگزاری هرانا - اسماعیل عبدی، یکی از اعضای کانون صنفی معلمان ایران، به دادگاه انقلاب شهرستان اسلامشهر احضار شد.

بنا به اطلاع گزارشگران هرانا، بر اساس این احضاریه که روز گذشته مورخ اول شهریورماه به دست اسماعیل عبدی که اکنون نیز به قید وثیقه آزاد است، رسیده؛ وی بایستی بیست و هفتم شهریور ماه سال جاری در دادگاه حضور یابد.

این فعال صنفی در خردادماه 89 بازداشت و مدت 45 روز در زندان اوین نگهداری می شد.

گفتنی است اسماعیل عبدی دبیر دبیرستان های اسلامشهر و از اعضای کانون صنفی معلمان ایران است.




محدودیت پذیرش‌ در رشته‌های علوم ‌انسانی دانشگاههای بزرگ کشور

مدیر کل دفتر گسترش آموزش عالی از محدودیت پذیرش دانشجوی کارشناسی در رشته های علوم انسانی توسط دانشگاههای مادر و افزایش پذیرش در تحصیلات تکمیلی خبر داد و گفت: این محدودیت برای رشته های علوم پایه و فنی و مهندسی کمتر است.
ابوالفضل حسنی در گفتگو با خبرنگار مهر، درباره دانشگاههایی که در ظرفیت پذیرش دانشجوی کارشناسی در آنها محدود می شود گفت: بر اساس سیاستهای جدید وزرات علوم، ظرفیت پذیرش لیسانس در برخی رشته ها در دانشگاههای مادر محدود شده است و به جای آن توسعه آموزش عالی به سمت تحصیلات تکمیلی در اولویت قرار دارد.

مدیر کل دفتر گسترش آموزش عالی گفت: این محدودیت بیشتر در رشته های علوم انسانی اعمال شده و در علوم پایه و فنی و مهندسی محدودیت کمتری در نظر گرفته شده است.

وی همچنین درباره پذیرش دانشجوی دکتری گفت: سیاست این است که ظرفیت پذیرش دکتری و ارشد به این سمت برود که به تعداد دو دانشجوی کارشناسی ارشد یک دانشجوی دکتری داشته باشیم.




ايران با با واردات ۵۷ ميليارد دلارى ،چهل‌ و يكمين واردكننده بزرگ دنيا و سومين در خاورميانه

بر اساس قانون برنامه چهارم توسعه دولت امكان جلوگيرى از واردات را ندارد و همين مساله موجب انتقاد برخى مسئولان دولتى شده است كه تغيير اين قانون در دستور كار دولت و مجلس قرار گرفته است.
به گزارش فارس، مقايسه ايران با ديگر كشورهاى دنيا در امر واردات حاكى از اين است كه ايران يكى از بزرگترين بازار كالاهاى مصرفى ديگر كشورها در دنيا به شمار مى رود و به عنوان نمونه تنها در سال گذشته ميلادى بيش از ۵۷ ميليارد دلار واردات داشتيم كه ضربه بزرگى به توليد داخل و اشتغال زده است.بر اساس گزارش مركز اطلاعات اقتصادى آمريكا، ايران در سال گذشته ميلادى با واردات ۵۷ ميليارد دلارى در رتبه ۴۱ دنيا قرار گرفته است.
اين گزارش حاكى است: بين ۲۰۰ كشور دنيا، ايالات متحده آمريكا با واردات ۱۵۶۳ ميليارد دلارى در سال گذشته عنوان بزرگترين واردكننده دنيا را به خود اختصاص داد و آلمان با واردات ۹۶۶ ميليارد دلارى و چين با واردات ۹۵۴ ميليارد دلارى در رتبه هاى دوم و سوم قرار گرفتند.بر اساس اين گزارش، رتبه هاى چهارم تا دهم واردات در سال گذشته به ترتيب به كشورهاى فرانسه ۵۳۸ ميليارد دلار، ژاپن ۴۹۹ ميليارد دلار، انگليس ۴۸۶ ميليارد دلار، ايتاليا ۴۱۰ ميليارد دلار، هلند ۳۶۹ ميليارد دلار، هنگ كنگ ۳۴۸ ميليارد دلار و كانادا ۳۲۷ ميليارد دلار اختصاص داشته است.در حالى ايران با واردات ۵۷ ميليارد دلارى در رتبه ۴۱ قرار گرفت كه فنلاند با واردات ۵۸ ميليارد دلارى در رتبه ۴۰ و قبل از ايران و عراق با واردات ۵۵ ميليارد دلارى در رتبه ۴۲ و پس از ايران قرار دارد.
ايران سيزدهمين واردكننده بزرگ آسيا و سومين در خاورميانهبه گزارش فارس، ايران در سال گذشته پس از كشورهاى چين، ژاپن، هنگ كنگ، كره جنوبى، سنگاپور، تايوان، امارات، مالزى، تايلند، اندونزى، عربستان سعودى و ويتنام در رتبه سيزدهم واردات در آسيا قرار گرفت.در منطقه خاورميانه نيز ايران پس از امارات و عربستان، سومين واردكننده بزرگ منطقه به شمار مى رود.




زندانیان زندان کارون اهواز از تماشای تلویزیون منع شدند

خبرگزاری هرانا - زندانیان سیاسی محبوس در زندان کارون(مرکزی) اهواز به دستور مقامات، از تماشای تلویزیون منع شدند.
بنا به اطلاع گزارشگران هرانا، از روز گذشته مورخ اول شهریورماه تمامی آنتن های تلویزیونی در بند شش زندان کارون اهواز که به بند سیاسیون مشهور است جمع آوری شده است.
این اقدام که بر اساس دستور مقامات و رئیس زندان صورت گرفته است به منظور عدم دنبال کردن اخبار از سوی زندانیان سیاسی می باشد.
شایان ذکر است ابوالفضل عابدینی، روزنامه نگار و فعال حقوق بشر که با حکمی یازده ساله مواجه است یکی از زندانیان زندان کارون اهواز است که در بند مذکور نگهداری می شود.



بی خبری از محل نگهداری نوری زاد

کلمه : پس از پنج روز که از بازگشت محمد نوری زاد ،مستندساز و روزنامه نگار به زندان اوین می گذرد ،خانواده وی همچنان از او بی خبرند و نمی دانند که در کدام بند نگه داری می شود
همسر نوری زاد در گفت و گو با خبرنگار کلمه ضمن بیان این موضوع گفت: دوشنبه پس از پنج روز بی خبری از آقای نوری زاد به زندان اوین مراجعه کردیم تا شاید بتوانیم ایشان را ببینیم اما متاسفانه هیچ خبری از ایشان در دست نبود. به نظر می رسد در این مرحله که ایشان دوره ی محکومیت خود را سپری می کنند، نباید نیاز به بازجویی و نوازش مجدد داشته باشد و باید تاکنون از حال ایشان باخبر می شدیم.
خانم نوری زاد افزود : اطلاع از مکانی که یک زندانی در آن به سر می برد کمترین حق خانواده اش است. اما دریغ! اینگونه برخورد با هیچ یک از موازین شناخته شده ی انسانی- شرعی و قانونی سنخیت ندارد. ما همچنان در انتظار خبری از نوری زاد به سر می بریم و امیدواریم مسوولان زندان اجازه بدهند با ما تماس تلفنی بگیرد.




اعتراض وكيل مدافع موسويان به ادعای محکوم شدن موکل خود به اتهام جاسوسی توسط وزارت اطلاعات

وكيل مدافع موسويان درباره پرونده موكلش توضيحاتي ارائه كرد.

به گزارش گروه دريافت خبر خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، هوشنگ پوربابايي در اين توضيحات عنوان كرده است:

شكايات متعددي از رسانه‌هاي نوشتاري در محاكم جزايي به جهت انتساب جرم جاسوسي مطرح كه پس از تحقيق و رسيدگي به جهت فقدان موضوع جرم جاسوسي در پرونده، همگي به استناد ماده‌ي ‌٦٩٧ محكوم گرديدند.

رييس مركز پژوهش‌هاي مجلس شوراي اسلامي (احمد توکلی) چندين ماه در خصوص اين پرونده با مسوولين مذاكره و مستندات را مورد بررسي قرار داد و نهايتا رسما اعلام نمود كه موضوع جاسوسي و اتهامات ديگري كه سايت الف منتشر نموده در پرونده وجود نداشته ضمن عذرخواهي از موكل و خانواده رسما حلاليت طلبيدند.

حاصل نظر اينكه مقامات رسمي و قضايي قوه‌ي قضاييه و مقننه در احكام رسمي و نشست‌هاي خبري صراحتا عدم انتساب اتهام جاسوسي و تبرئه‌ي ايشان را اعلام كرده است. چگونه پس از طي مراحل دادرسي و قطعيت حكم اعلام مي‌شود كه اقدام حسين موسويان مصداق روشن و كامل جاسوسي است.

به گزارش ايسنا، وزارت اطلاعات در تاريخ ‌٣١ مردادماه اعلام كرد: با توجه به خبر منتشره در برخي رسانه‌ها و مطبوعات پنج‌شنبه مورخ ‌‌٢٨/ ‌٥/ ‌٨٩ به نقل از آقاي علي صالحي رييس سازمان انرژي اتمي كشور مبني بر عدم وجود جاسوس در تيم مذاكره كننده هسته‌يي دولت اصلاحات، وزارت اطلاعات قويا اعلام مي‌دارد با عنايت به راي صادره از سوي شعبه ‌‌١٥ دادگاه انقلاب اسلامي تهران كه قطعي گرديده است، به استناد ماده ‌‌٥٠٥ قانون مجازات اسلامي، آقاي حسين موسويان به جرم «جمع‌آوري اطلاعات طبقه‌بندي شده با پوشش مسوولين نظام و مامورين دولت و در اختيار قرار دادن اطلاعات مزبور به ديگران (افراد فاقد صلاحيت و بيگانگان)» به دو سال حبس تعزيري و پنج سال محروميت از مشاغل ديپلماتيك در وزارت امور خارجه و اشتغال در امور بين‌الملل ساير نهادها و ارگان‌هاي كشور محكوم گرديده است. لذا اقدام نامبرده مصداق روشن و كامل جاسوسي مي‌باشد.

رييس سازمان انرژي اتمي كشورمان نيز اول شهريورماه به شبهات به‌وجود آمده در ارتباط با سخنانش درباره يكي از اعضاي تيم پيشين مذاكره كننده هسته‌يي كشورمان پاسخ داد.

در متن ديدگاه علي اكبر صالحي در اين‌باره آمده است: « قاعدتا قضاوت مراجع ذي‌صلاح كه بر اساس مستندات و شواهد قانوني است نسبت به نظرات و برداشت‌هاي شخصي صائب‌تر، متقن‌تر و ملاك عمل‌تر است.»

دادستان كل كشور نيز شب گذشته -اول شهريورماه-اظهار كرد: در زماني كه آقاي جمشيدي سخنگوي وقت قوه قضائيه اعلام كرد كه موسويان از اتهام جاسوسي تبرئه شده پرونده ايشان هنوز به دادگاه نرفته بود.

محسني اژه‌اي افزود: پس از صدور حكم در مورد اين پرونده و عدم اعتراض نسبت به آن تبعا راي صادره قطعي است.




قتل یک زندانی در زندان مرکزی ارومیه/ خودسوزی مادر وی

خبرگزاری هرانا - روز یکشنبه مورخ سی و یکم مردادماه، یکی از زندانیان عادی محبوس در زندان مرکزی ارومیه، در سلول انفرادی و زیر شکجه جان خود را از دست داد.

بنا به اطلاع گزارشگران هرانا، "بهمن مسعودی" به علت اصابت باتوم به سر توسط یکی از ماموران زندان به نام "خانزاده" به قتل رسیده است.

پس از اینکه خبر قتل بهمن مسعودی به خانواده ی وی رسید، صبح روز گذشته اول شهریور ماه، مادر این زندانی با حضور در مقابل درب اصلی زندان مرکزی ارومیه پس از ریختن بنزین به روی خود، اقدام به خودسوزی کرد.

این مادر داغ دیده که با این اقدام خود تاثر حاضران را برانگیخته بود، تا قبل از رسیدن آمبولانس در مقابل دیدگان افراد حاضر در شعله های آتش می سوخت.

گفتنی است تا لحظه ی تنظیم خبر از وضعیت جسمانی مادر آقای مسعودی و شدت جراحات وارده اطلاعی در دست نیست.




بخشنامه‌ محرمانه: درباره تحریمها و گزینه نظامی گزارش ندهید

رادیو آلمان: وزارت ارشاد طی بخشنامه‌ای محرمانه به رسانه‌ها دستور داده درباره پیامدهای تحریم‌های بین‌المللی گزارش ندهند.

در بخش‌نامه مدیرکل مطبوعات و خبرگزاری‌های داخلی وزارت ارشاد از رسانه‌ها خواسته تا از بزرگ‌نمایی موضوع تحریم‌ها و طرح تهدید نظامی خودداری کنند.

در این نامه آمده است: در شرایط حاضر با توجه به ضرورت ایجاد فضای نشاط عمومی و افزایش امید در مخاطبان از بزرگ‌نمایی موضوع تحریم‌ها و طرح تهدید نظامی پرهیز و سعی بر ایجاد پوشش خبری در فضای اقتدار نظام مقدس جمهوری اسلامی گردد.




اساتيد دانشگاه شريف سخنرانی حدادعادل را ترک كردند

برخي از استادان دانشگاه صنعتی شریف هنگام سخنرانی خودخواسته غلامعلی حدادعادل در مراسم تودیع و معارفه رئيس دانشگاه شريف، محل برگزاری مراسم را ترک کردند.

به گزارش آتي‌نيوز، مراسم توديع سعید سهراب‌پور و معارفه روستاآزاد به عنوان روساي قديم و جديد دانشگاه صنعتی شریف برگزار شد كه حاشيه هايي را به دنبال داشت.

*در اين مراسم غلامعلی حدادعادل رییس کمیسیون فرهنگی مجلس شورای اسلامی به درخواست خود خواستار ايراد سخنراني شد ولي هنگامی که مجری برنامه از وي برای سخنرانی دعوت کرد، حدود 50 نفر از حاضران در مراسم که بیشتر اعضای هیات علمی دانشگاه بودند، سالن را ترک کردند و تا پایان برنامه به محل برگزاری مراسم بازنگشتند.




بیماری‌های روانی، در رده‌ی دوم بیماری‌های زنان

شهرزادنیوز: به گفته‌ی معاون وزیر بهداشت، بار بیماری های روانی در کشور بالاست به طوری که این بیماری ها، بیماری های دوم زنان و سوم مردان را تشکیل می‌دهد.

حسن امامی رضوی که در مراسم افتتاح بخش روانپزشکی بیمارستان طالقانی سخن می‌گفت، افزود که درصد بالای مبتلایان به بیماری‌های روانی ایجاب می‌کند که تخت‌های بیمارستانی مربوط به این بیماران افزایش یابد.

وی با اشاره به تصویب بخشنامه‌ای که بیمارستان‌ها را موظف می‌کند ده درصد تخت‌ها را به بیماران روانی اختصاص دهند، تاکید کرد: چنانچه بیمارستانهای عمومی این بخشنامه را اجرا نکنند، این امر در درآمد سال آینده آنها تاثیرگذار خواهد بود.

بنا بر اظهارات معاون وزیر بهداشت، بهبود وضعیت مراقبت و درمان بیماران روانی نیاز به افزایش تعرفه درمانی دارد که سال گذشته تعرفه تختهای روانی 100 درصد افزایش یافته است.




چپاول بیست و یک میلیارد دلار در پارس جنوبی

رادیو فرانسه: یک عضو مجلس اسلامی می گوید، دولت بیست و یک میلیارد دلار در اختیارچند پیمانکارنفتی قرارداده است تا درطرح های اکتشاف و استخراج مخاذن نفتی "پارس جنوبی" سرمایه گزاری نماید، ولی نه از سرمایه گزاری خبری هست و نه از سرمایه ها.

"مهدی پورفاطمی" عضوفراکسیون "خط امام" در مجلس اسلامی با یادآوری اینکه قرار بود در پروژه های پارس جنوبی نودهزار شغل ایجاد شود که از این میان پانزده هزارنفرمی باید از اهالی استان بوشهرباشند، می افزاید: ولی تا امروز از اشتغال و بیست و یک میلیارد دلارخبری نیست.




آلمان هم اعلام کرد: رژیم تهران نياز به غنی ‌سازی ندارد

پس از کشورهای آمریکا، فرانسه و انگلستان، دولت آلمان نیز اعلام کرد که با وجود ارسال سوخت از سوي روسيه براي نيروگاه اتمي بوشهر، رژیم تهران نيازي به غني‌سازي اورانيوم ندارد.

به گزارش فارس به نقل از خبرگزاري "روسبالت "، سخنگوي وزارت امور خارجه آلمان اظهار داشت ارسال سوخت از روسيه براي نيروگاه اتمي بوشهر نشان مي‌دهد كه توسعه توانايي در غني‌سازي اورانيوم براي استفاده از انرژي هسته‌اي، براي رژیم تهران لازم نيست.

وزارت امور خارجه آلمان از رژیم تهران خواست پس از راه‌اندازي رآكتور بوشهر، به تعهدات خود در مقابل آژانس بين‌المللي انرژي اتمي كه در چهارچوب قطعنامه‌هاي شوراي امنيت سازمان ملل متحد تصويب شده‌اند، عمل كند.




حکم اعدام یک جوان نوزده ساله تایید شد

خبرگزاری هرانا - حكم قصاص یک پسر جوان نوزده ساله به اتهام ارتکاب قتلی در محله ی نارمک تهران، در ديوان عالي كشور تأييد شد.

به گزارش فارس، فرد متهم در جلسه ی محاکمه به قتل زنی که در همسایگی ایشان ساکن بوده، اعتراف کرده است.

جلسه رسيدگي به اين پرونده، در تاريخ 12 بهمن سال گذشته، در شعبه 113 دادگاه كيفري استان تهران و به رياست قاضي محمد سلطان همت‌يار، برگزار شد.

بعد از اعترافات متهم، قاضي همتيار و مستشاران دادگاه وارد شور شدند و در نهايت متهم را به قصاص و تحمل 100 ضربه شلاق محكوم كرد.

پرونده به شعبه 27 ديوان عالي كشور ارجاع داده شد و قضات اين شعبه نيز بعد از بررسي پرونده حكم صادره از سوي دادگاه بدوي را تأييد كردند.




تپه‌ های تاريخی گلستان صاف شدند

روزنامه ابتکار: برخي از تپه‌هاي تاريخي گلستان که از آن به عنوان سرزمين تپه‌هاي تاريخي و باستاني ياد مي‌شود به دليل تغيير و تبديل کاربري با خاک يکسان و صاف شده اند.
به گزارش مهر، برآيند بررسي‌ها نشان مي‌دهد که در طول تاريخ در هر منطقه و روستاي گلستان تپه‌هاي تاريخي فراواني وجود داشته اند که در گذر زمان و براثر تغيير و تبديل کاربري اکنون اثري از آنها نيست و به بخشي از اراضي کشاورزي، باغي و ساختمانهاي مسکوني تبديل تبديل شده اند.
زوال تدريجي تپه‌هاي تاريخي که سند و هويت تاريخي به شمار مي‌آيد با گذر زمان شتاب بيشتري يافت و اين ميراث‌هاي تاريخي و معنوي پيشينيان و پشتوانه فرهنگي اقوام مختلف بطور تدريجي تخريب شده اند.
اکنون در برخي تپه‌هاي باستاني موجود در گلستان نيز نشانه‌هايي از کنده کاري و حفاري‌هاي غيرمجاز ديده مي‌شود و سودجويان اين آثار تاريخي را آبکش کرده اند.
بررسي‌هاي يک محقق و پژوهشگر از شناسايي بيش از 100 تپه تاريخي در گلستان خبر مي‌دهد، اين درحالي است که به اعتقاد اين باستان شناس بيش از 100 تپه تاريخي ديگر در منطقه وجود دارد که هنوز شناسايي نشده است.
اسدالله معطوفي محقق و مولف کتاب‌هاي تاريخي و باستاني شناسي در گلستان معتقد است: برخي از تپه‌هاي تاريخي استان در گذر زمان با خاک يکسان شده اند و اکنون اثري از اين ميراث‌هاي ارزشمند نمي‌توان يافت.
تپه‌هاي تاريخي گلستان در مناطق دور افتاده وجود دارد و به رغم دور افتادگي، تپه‌هاي باستاني دستخوش حفاري‌هاي غيرمجاز از سوي برخي سودجويان شده است.
وي يافتن گنج را بهانه‌اي از سوي برخي سودجوان عنوان کرد که موجب شد اين بناهاي ارزشمند باستاني، در برخي مناطق گلستان طعم حفاري‌هاي غيرمجاز را بچشند و روبه تخريب تدريجي روند.
معطوفي براي نمونه به تپه تاريخي “ قاسم ريش “ در جنوب سرخنکلاته اشاره کرد و گفت: بررسي اين تپه باستاني نشان مي‌دهد که چگونه يک اثر تاريخي نابود شد و تبديل به اراضي کشاورزي شده است.
عاملان تغيير کاربري اين تپه تاريخي حتي افتخار مي‌کنند که اين تپه بلا استفاده را به اراضي کشاورزي تبديل کرده اند، درحاليکه از غناي تاريخي آن بي خبرند.
با نابودي اين تپه تاريخي هيچگاه فرصت بررسي و تحقق درباره ميراث‌هاي ارزشمند نهفته و مدفون شده در آن محقق نشد و حلقه‌اي به حلقه‌هاي مفقوده تاريخي اضافه شده است.
تپه‌هاي تاريخي جزيي از ميراث طبيعي و باستاني مردم هر منطقه است که با تخريب و نابودي آن بخشي از فرهنگ منطقه به فراموشي سپرده مي‌شود و نياز است با برنامه ريزي اصولي و هدفمند از سوي متوليان امر براي صيانت و حفاظت از اين ميراث‌هاي طبيعي نسبت به حفظ آن تلاش بيشتري صورت گيرد.




افزايش قيمت گوشت، روغن و لبنيات

روزنامه تهران امروز: بنا بر آخرين گزارش منتشر شده توسط بانك مركزي از قيمت اقلام خوراكي،همزمان با آغاز ماه رمضان و افزايش تقاضاي مردم براي خريد برخي از كالاهاي خوراكي، قيمت آنها در بازار با افزايش مواجه شد.

البته بايد به اين نكته نيز توجه كرد كه قيمت بسياري از اقلام ديگر نيز پيش از آغاز ماه رمضان، افزايش يافته است، در گزارش بانك مركزي مي‌توان به ميزان تغيير قيمت گروه‌هاي كالايي در مقايسه با هفته گذشته، ماه گذشته و همچنين سال گذشته پي برد.

قيمت اقلام پرمصرف در ماه مبارك رمضان در حالي افزايش مي‌يابد كه مسئولان وزارت بازرگاني وعده‌هاي زيادي براي كنترل قيمت‌ها در اين ماه داده بودند.

امسال افزايش قيمت‌ها بسيار زودتر خود را نشان داد. افزايش شديد قيمت گوشت قرمز، حدود دو ماه قبل از آغاز ماه رمضان و پس از آن افزايش قيمت گوشت مرغ نگراني‌هايي از متوسط قيمت‌‌ها در ماه رمضان به همراه آورد. هرچند مسئولان سعي كردند با انجام تدابيري مانند واردات، برگزاري نمايشگاه عرضه مستقيم كالا و افزايش بازرسي‌ها از شدت گراني‌ها بكاهند.

در اين ميان، برخي تضادها در امر تنظيم بازار نيز خود را بيش از سال‌هاي قبل نمايان كرد. وزارت بازرگاني مسئول تنظيم بازار است كه به گفته محمد علي ضيغمي، معاون وزير بازرگاني ابزارهاي آن را در اختيار ندارد و مجبور است تنها با برگزاري جلسات هماهنگي با نهادهاي ذي‌ربط مانند وزارت جهاد كشاورزي، بازار را تنظيم كند چراكه تامين‌كننده بسياري از اقلام خوراكي در بازار، وزارت جهاد كشاورزي است و اين وزارتخانه است كه با پيش‌بيني ميزان توليد و مصرف، مي‌تواند مجوز واردات بدهد. البته بازهم به گفته ضيغمي، «وزارت جهاد كشاورزي در قبال برخي كمبودها در تامين مايحتاج، بنا بر قانون، پاسخگو نيست.» بنابراين به نظر مي‌رسد پاي وزارت بازرگاني به عنوان مسئول تنظيم در اين ميان گير است كه اين وزارتخانه هم توپ را به زمين وزارت كشاورزي مي‌اندازد.

اما با گذشت 11 روز از ماه رمضان، آخرين گزارش هفتگي بانك مركزي ازقيمت خرده‌فروشي برخي از مواد خوراكي در تهران، از افزايش قيمت هشت گروه كالايي نسبت به هفته گذشته، گراني 9 گروه كالايي نسبت به ماه گذشته و رشد نرخ 10 گروه كالايي نسبت به مدت مشابه سال گذشته حكايت دارد. بيشترين افزايش قيمت‌ها در هفته گذشته مربوط به گروه‌هايي است كه بيشترين مورد مصرف را در اين ماه دارند. بنا بر اين گزارش در هفته منتهي به 29 مرداد ماه سال جاري قيمت هشت گروه كالا از 11 گروه مورد بررسي اين بانك افزايش يافته است.

سبزي‌هاي تازه در هفته جاري پيشتاز افزايش قيمت است به طوري كه قيمت اين گروه كالايي با 5.7 درصد افزايش قيمت مواجه شده و در اين ميان قيمت سبزي‌هاي برگي 18.8 درصد نسبت به هفته قبل از آن گران شد. بنا براين گزارش قيمت گروه‌هاي كالايي‌ روغن‌نباتي، گوشت‌قرمز، لبنيات و قند‌و‌شكر نيز هر كدام نسبت به هفته قبل از آن به ترتيب با افزايش‌ قيمت‌هاي 1.8، 1.3،‌ 1.2 و 1 درصدي مواجه شدند. ميوه‌هاي تازه، برنج و ‌چاي از ديگر گروه‌هاي كالايي بودند كه قيمت آنها در هفته مورد گزارش نسبت به هفته قبل از آن به ترتيب 0.9، 0.2 و 0.1 درصد افزايش يافت.

در عين حال قيمت گروه‌هاي كالايي تخم‌مرغ، گوشت مرغ و حبوب به ترتيب، 5.7، 2 و 0.1 درصد نسبت به هفته قبل از آن كاهش يافته است.

گفتني است قيمت هشت گروه كالايي نسبت به ماه قبل نيز افزايش را نشان مي‌دهد. ركورددار افزايش قيمت نسبت به ماه قبل تخم‌مرغ با افزايش 31.9‌درصدي است. گروه‌هاي كالايي سبزي‌هاي تازه نيز نسبت به ماه قبل حدود 10.2 درصد افزايش يافت. گروه‌هاي كالايي قند‌و‌شكر، گوشت‌قرمز و سبزي‌هاي تازه نسبت به مدت مشابه سال قبل، به ترتيب 31.8، 21.8 و 26 درصد افزايش قيمت را تجربه كردند. بنا بر گزارش بانك مركزي در هفته منتهي به 29‌مرداد ماه سال جاري، در گروه لبنيات قيمت پنير پاستوريزه نسبت به هفته قبل كاهش ولي بهاي پنيرغير پاستوريزه و به‌ويژه كره پاستوريزه افزايش داشت. قيمت ساير اقلام اين گروه ثابت بود، بهاي تخم مرغ كاهش يافت و شانه‌اي ٢٥٦٠٠ الي ٣٨٠٠٠ ر يال فروش رفت. در گروه برنج، قيمت برنج داخله درجه يك ثابت بود. بهاي برنج وارداتي غيرتايلندي و برنج داخله درجه دو اندكي افزايش داشت. در گروه حبوب قيمت لپه نخود بدون تغيير بود. بهاي لوبيا سفيد و لوبيا قرمز افزايش ولي قيمت ساير اقلام اين گروه كاهش جزئي يافت.




دو دانشجوی دیگر کرد دستگیر شدند

در ادمه بازداشت های خودسرانه و اعمال فشار بر مردم و جوانان کُرد در ایران ، بار دیگر نیروهای اطلاعاتی اقدام به دستگیری دو تن دیگر از این جوانان نمودند.
آقایان دلیر روزگرد ( لیسانس فارغ التحصیل رشته زمین شناسی از دانشگاه تبریز ) اهل شهرستان سقز و غیاث نادر زاده (لیسانس فارغ التحصیل دانشگاه تبریز) اهل شهرستان پاوه از سوی نیروهای اطلاعاتی استان کردستان بازداشت شده اند.
لازم به ذکر است که نامبردگان پس از 20 روز بازداشت به تازگی توسط یک تماس تلفنی روشن شده است که بازداشت شده اند سپس هفته گذشته نیروهای سرکوبگر رژیم به منزل آقای دلیر روزگرد رفته و مقداری از وسایل شخصی و کتاب های وی را با خود برده اند.
لازم به ذکر است که نامبردگان از موسسین کانون زاگرس در دانشگاه تبریز می باشند.
تا کنون نیز هیچ خبری از اتهامات و وضعیت آنان در دست نیست و به طور کلی نیروهای امنیتی از دادن هرگونه خبر از وضعیت آنان امتناع کرده و ادعای بی خبری دارند.




احضار اسماعیل عبدی، از اعضای کانون صنفی معلمان

خبرگزاری هرانا - اسماعیل عبدی، یکی از اعضای کانون صنفی معلمان ایران، به دادگاه انقلاب شهرستان اسلامشهر احضار شد.

بنا به اطلاع گزارشگران هرانا، بر اساس این احضاریه که روز گذشته مورخ اول شهریورماه به دست اسماعیل عبدی که اکنون نیز به قید وثیقه آزاد است، رسیده؛ وی بایستی بیست و هفتم شهریور ماه سال جاری در دادگاه حضور یابد.

این فعال صنفی در خردادماه 89 بازداشت و مدت 45 روز در زندان اوین نگهداری می شد.

گفتنی است اسماعیل عبدی دبیر دبیرستان های اسلامشهر و از اعضای کانون صنفی معلمان ایران است.




نرخ بیکاری در گلستان 24 درصد اعلام شد

استاندار گلستان با اشاره به اینکه استان از نظر نرخ بیکاری در رتبه 29 کشور قرار دارد، گفت: بر مبنای نرخ اشتغال ناقص آمار بیکاری استان در سال گذشته 24 درصد بوده است.

به گزارش خبرنگار مهر در گرگان، جواد قناعت پیش از ظهر سه شنبه در نشست استانداری گلستان افزود: هر فرد که در طول هفته کمتر از مبنای مشخص شده در اداره کل کار، فعالیت داشته باشد جزو جمعیت اشتغال ناقص محسوب می‌شود.

وی تصریح کرد: یکی از راه‌های ایجاد اشتغال در استان اجرای کامل مصوبات دو سفر رئیس جمهور به استان و تعریف پروژه‌های جدید اشتغالزا برای سفر سوم رئیس جمهور به استان است.

قناعت اضافه کرد: همچنین اجرای دقیق برنامه‌های پنجم توسعه که با شروع سال جدید پیگیری می‌شود کمک جدی برای جبران عقب‌ماندگی‌ها خواهد بود.

استاندار گلستان در ادامه با تاکید بر لزوم توجه بیشتر مدیران به موضوع جذب سرمایه در استان تصریح کرد: مدیران باید با پرهیز از بداخلاقی‌ها و مرزبندی‌های بومی و غیر‌بومی تنها به فکر جذب سرمایه و رونق اقتصادی استان باشند.

به گفته قناعت مدیران باید سرمایه‌گذاران را فارغ از اینکه چه کسی هستند و در کجا زندگی می‌کنند به سمت سرمایه‌گذاری در استان هدایت و مردم را از منافع اقتصادی آن بهره‌مند کنند.

وی عنوان داشت: رفع موانع دست و پاگیر اداری و تعریف پروژه‌های نو و کلیدی شایانی به جلب سرمایه به استان خواهد کرد.

وی با اشاره به نقش تاثیرگذار رسانه‌ها در انجام این مهم اظهار داشت: رسانه‌ها باید با ارتقای سطح مطالبات مردم در این بخش شرایط را برای کار و همت مضاعف مدیران آماده کنند.

وی تاکید کرد: همچنین حضور پررنگ رسانه‌ها در جلسات کارگروه سرمایه‌گذاری و اشتغال استان موجب انعکاس فعالیت مسئولان در این بخش و آگاهی مردم از روند پیگیری امور می‌شود.

قناعت جلسات کارگروه اشتغال و سرمایه‌گذاری استان را مثبت و کاربردی ارزیابی کرد و گفت: هرچه این جلسات چالشی‌تر و با اظهار نظرات کارشناسی همراه باشد خروجی مناسب‌تری را شاهد خواهیم بود.

استاندار گلستان با اشاره به تعهد این استان بر ایجاد میزان معینی شغل در سال 1389 اظهار داشت: مطابق سند اشتغال، گلستان باید تا پایان امسال 17 هزار و 217 فرصت شغلی را مهیا کند.









Read more

۱۳۸۹ مرداد ۲۷, چهارشنبه

پاسخ خدا به نامه محمد نوری‌زاد، بابک داد

بنده صاف و صادق ما "محمد نوريزاد"!

...حالا هی بنشين برای اين خدای تازه نامه‌های هشدارباش بنويس که "سيدعلی، از خدا بترس"! کدام خدا؟ راست‌اش اين ملائک هم اخيرا" نسبت به مقام الهی ما مشکوک شده اند و هی غر می‌زنند که اگر خدا شمائی، پس اين سيدعلی آقا ديگه کيه؟ ز نمی دانيم تو با کدام عقلی برای اين "سيدعلی خامنه ای" نامه می نويسی؟ سرت توی حساب و کتاب نيست، وگرنه از اين کارها نمی کردی! آن هم شش نامه! باباجان؛ اگر هدفت اصلاح و ارشاد او و "نصيحة للائمه المسلمين" بود، که اين امری ناممکن و ناشدنی است. ما که دريا را برای موسی نصف کرديم و عصايش را هم تبديل به اژدها نموديم، از ارشاد و اصلاح اين "سيدعلی" درمانده شده ايم! و نم نمک به فکر حفظ جايگاه خدايی خودمان افتاده ايم که عنقريب دارد همين جايگاه را هم تصاحب می کند!

آخر عزيزکم! تو چی فکر کردی که برای اين "سيدعلی" نامه نوشتی؟ ما که خدائيم و تا حالا پيش خودمان فکر می کرديم که يک چيزهايی سرمان می شود، پيش اين "سيدعلی" شما و دارودسته اش کم آورده ايم. اين بابا با دين و ولايت و قرآن و امامت و نبوت و توحيد يک کارهايی کرده که ما حتی رويمان نمی شود بر زبان بياوريم. کارهايی با ايمان خلق الله کرده که برای جبرانشان حتی اگر به جای ۱۲۴هزارتای قبلی، ۴۰۰ هزار پيغمبر تازه نفس و قبراق ديگر هم برای آدميان بفرستيم، فقط از عهده مؤمن کردن همين هفتاد ميليون جمعيت ايران شما هم بر نمی آيند! آخر با چه محاسبه ای برای اين آقا نامه می نويسی فرزند مجنونم؟

شما جوانيد و سن تان قد نمی دهد ببينيد پيغمبران قبلی چه خون دلی خوردند از دست نمرودها و فرعونها و امثال اينها. اما می توانيد برويد از همين آقای جنتی خودتان بپرسيد. گمانم يکی دو روزی با ما که "خدا" هستيم، اختلاف سنی داشته باشد. او برای شما می گويد که همين فرعون مادرمرده، نهايتا" يک آدمی بود در حد همين صادق محصولی يا مکارم شيرازی. يا "نمرود"، يک بدبختی بود مثل اين عزيز جعفری يا محمدرضارحيمی. يا همين اهالی شهر "لوط" که به خاطر همجنس بازی، زديم پودرشان کرديم، يک مشت آدم بدبختی بودند که خيلی "هلو" دوست می داشتند و آدمهايی بودند در حد همين احمدی نژاد و مشائی و آن وزير "هلوی" شيرازی که وزير بهداشتی چيزی بود و حالا رفته تا لابد تبديل به يک هلوی رسيده بشود! اينها قابل هضم هستند. ولی در همه ادوار تاريخی، مثل اين "سيدعلی" شما تقريبا" سراغ نداريم که بتوانيم برايت مثالش را بزنيم. اين بابا فيلد و کلاس سازمانيش بالاتر از اين حرفهاست. روزی چندبار سرش مستقيم می خورد به سقف بارگاه الهی ما! آن وقت تو برای اين آدم که روز چندبار ادعای خدايی می کند، نامه هدايت و اصلاح می نويسی؟

نوريزاد جان! پسرم! بين خودمان بماند ولی اين سيدعلی ديگر حتی نماز هم نمی خواند! درست نيست ما که خداييم، خودمان هم مجبور شويم قسم بخوريم! ولی به خدا قسم که وقتی اين "سيدعلی" شما به نماز می ايستد، ما دچار گزگزه می شويم. نماز نمی خواند که، ناز و عشوه می کند و تازه از ما نماز طلب می کند! اين "سيدعلی" شما جوری نماز می خواند که انگار ما که خدائيم بايد تسبيح او را بگوييم و او را ستايش کنيم. يک قنوتی می خواند که ما ناخودآگاه بغض می کنيم و کم مانده خطابش کنيم: "ربنا افرغ علينا صبرا" بعد هم هرچه را ديگران به عنوان دعا از ما می خواهند، ايشان به ما "ابلاغ" می کند. نه دعايی، نه تضرع و خواهشی! هيييچ!

وقت نمازش، ما و جميع ملائک و مقرّبان پشت می کنيم به کره خاکی تا نور صورت "سيدعلی" چشممان را نزند. همين نورانیّت و کبريای الهی و اقتدارش ما را کشته! خيلی هم به رمز و رموز خدائی کردن وارد شده است ناقلا.

نوريزاد عزيز! تو خودت اهل سينمايی و به فيلمسازی و حقه های سينمايی و تروکاژ وارد هستی! اين "سيدعلی" اصلا" جايی نمی رود که يک پرده آبی رنگ با افکت الهی پشتش نصب نکرده باشند و جايی هم نمی نشيند که نورافکنهای متعدد، صحنه را روشن و منوّر نکرده باشند. وقتی يک شاعر مافنگی، يک دوبيتی بندتنبانی در مدحش می خواند، چنان لبخند خداگونه ای می زند و چنان نيشش تا بناگوش باز می شود که خدائيش ما ياد لذت خدايی خودمان می افتيم وقتی "يوسف" با آن همه بلايی که برای امتحان سرش آورده بوديم، از ته چاه برايمان غزل عاشقانه می خواند! ولی اين کجا و آن کجا؟ خودمانيم؛ حسادت برای ما برازنده نيست، ولی چاره چيست؟

محمد جان! فرزند عزيزم؛ من به شما علاقه دارم! اميدوارم اين واقعا" نامه ی آخريت برای اين "سيدعلی" باشد. با هر نامه ات عرش الهی ما را هم می لرزانی. فرشته ها دسته دسته می آيند و مويه و زنجموره می کنند که ببين اين محمد نوريزاد دوباره چی ها برای "سيدعلی" نوشته؟ ببين اين "چيزی" (يعنی جيگری) دارد که به اندازه يک کانتينر است! حالا ما هی به شما می گوئيم پسرم! فريب جيگر اندازه کانتينرت را نخور، مال (جيگر) آقا سيدعلی اگرچه کوچولو و به اندازه يک "هسته" است، ولی بالاخره چيزی هست که لابد انرژی هسته ای دارد، و البته انرژی هسته ای خيلی ويرانگرتر از يک کانتينر است ها! مراقب باش!

آره عزيزم. حالا هی بنشين برای اين خدای تازه نامه های هشدارباش بنويس که "سيدعلی، از خدا بترس"! کدام خدا؟ راستش اين ملائک هم اخيرا" نسبت به مقام الهی ما مشکوک شده اند و هی غر می زنند که اگر خدا شمائی، پس اين سيدعلی آقا ديگه کيه؟ حرف از تشبيه خودش با علی ابن ابيطالب و محمد بن عبدالله گذشته، ما فعلا" درگير حفظ مقام خدايی خودمان هستيم و اين سيدعلی شما هم هر روز ادعاهای تازه تری دارد. ما هم بفهمی نفهمی شرمنده فرشتگان مقرب درگاهمان می شويم که متأسفانه هی دارند "ريزش" می کنند و برخلاف طرفداران نظام مقدس اسلامی سيدعلی از "رويش" آنها هيچ خبری نيست! همين حضرت جبرائيل خودمان يک روز آمد نشست گفت اگر شما هم برای خودت يک "بيت رهبری" مثل بيت سيدعلی آقا درست می کردی، که کسی جرأت نکند از چند کيلومتريش رد شود و کلی خدم و حشم و انصار حزب الله و بسيجی و سپاهی و کهريزک برای خودت راه می انداختی، وضع بارگاهت اينطوری نمی شد که اينقدر "ريزش نيرو" داشته باشيم. ببينيد "رويش نيرو" در بيت آقا اينقدر بالاست که لابد همين روزها يک ""مهدی صاحب زمان" هم از داخل بيت بيرون می آورند و ظهورش می دهند. حالا هی مسلمين بيايند توی حياط خانه ات در مکه دور بزنند و سر کار باشند! جبرائيل به ما طعنه زد که بسيجی ها وقتی به بارگاه و بيت رهبری اين "سيدعلی" می روند کلی صله و مواجب می گيرند و بر می گردند. اما در حياط خانه شما که "خدا" باشی، مردم هی بايد بچرخند و عرق بريزند. اصلا" اگر شما خدايی، چرا سيدعلی بيست و چند سال است به خانه ات کعبه نيامده؟ مگر فريضه حج برای مسلمانان يک عبادت و واجب نيست؟ می بينيد جسارتا" سيدعلی ديگر تره هم برای خدايی شما خرد نمی کند و به خانه ات هم نمی آيد و در بارگاه خودش از کعبه شما هم بيشتر صله و پاداش و مزد و مواجب می دهد! پيغمبران شما هی رفتند و ملت را از عذاب جهنم ترساندند، اما مردم می دانند با اين قلب رئوفی که شما داريد، اهل آزار دادن بندگانت نيستی و همه را يک جورهايی می بخشی! اما سيدعلی آقا زندان ساخته "هلو"! زندانی می رود داخلش، سر دو ماه عابد و زاهد و توبه کرده و البته با سی کيلو لاغری بر می گردد بيرون. يکی از ای ملائک می گگفت:غلط نکنم، سيدعلی برای بهشت و جهنم اينجا هم يک برنامه هايی در سرش دارد!

نوريزاد عزيز! پسرکم. تو نادانی. تو کم تجربه ای. تو نمی فهمی. والله ما در اينجا هر روز يک بساطی داريم که بيا و ببين. يک روز نوح نبی می آيد و غر ميزند که چرا سن و سال اين احمد جنتی از من بيشتر شده و رکورد مرا زده است؟ به او چه بگويم؟ همين ديروز "شمر ذی الجوشن ملعون" آمده بود اينجا و با مظلوميت می گفت اگر احمدخاتمی هم مثل من جهنمی شود، من عمليات انتحاری می کنم و صاف می پرم وسط قير مذاب! هرچه باداباد! شما می گوئی من چه کنم؟ من که يک بهشت و يک جهنم بيشتر ندارم پسر جان. از حالا ماتم گرفته ايم اگر سيدعلی و دار و دسته اش را بخواهم بفرستم بهشت، آنجا را هم به (...) بکشند و باز بساط بسيج و انرژی هسته ای و کشورگشايی راه بيندازند و يک ديوانه ای مثل احمدی نژاد را بفرستند که بخواهد بين جهنم و بهشت "مديريت جهانی" کند و بخواهد جهنم را هم مثل بهشت تسخير و مديريت کند. بابا! اهل جهنم به همان قير مذاب و آتش ابدی دلخوش هستند، ولی به اين شرط که اين "سيدعلی" و دارودسته اش را نبينند.

يک چشمه اش را برايت می گويم حساب دستت بيايد. چندسال قبل اين سيدعلی شما يک بابايی به اسم "اسدالله لاجوردی" را با يک دوچرخه قراضه فرستاد اينجا، ما هم بخاطر اينکه اين بدبخت ترور شده بود، "اشتباهی" فرستاديمش برود بهشت يک حالی بکند. کاش بهش ترحم نمی کرديم و صاف می فرستاديمش برود جهنم. هنوز پايش نرسيده بود به بهشت که آنجا را کرد شعبه دوم زندان اوين! ظرف مدت سه روز شد "مديرکل اندرزگاه" بهشت! اصلا" تخصص اش گويا همين اندرز و مددکاری بوده. حالا رسما" از اهالی بهشت بازجويی می کند و برای بهشتيان مادرمرده "حکم تعزير" می نويسد و سهميه ميوه های بهشتی و حوری و شراب و آب روان بهشت را کم کرده و در عوض دستور داده سهميه قيرمذاب و سرب داغ جهنم را هم سه هزار برابر کنند تا وقتی آقايش "سيدعلی" آمد، حساب همه اينها را يکجا تسويه کند. ملائکه به خود ما گزارش داده اند اين آقا در اعتراف گيری و تعزيز "معجزه" می کند! دوچرخه اش هم گوشه برزخ دارد خاک می خورد. خدم و حشمی برای خودش راه انداخته که بيا و ببين. فکر می کنی همين لاجوردی در اين بهشت خراب شده، چند تا آدم آورده که اقرار کرده اند "چنگيزخان مغول" و "هيتلر" بوده اند؟ ما اينجا هفتصد نفر داريم که فکر می کرديم بنده مقرّب و عابد و زاهد ما بوده اند، ولی زير دست اين لاجوردی اقرار کرده اند "قابيل" هستند و قتل هابيل را به گردن گرفته اند! و تو چه دانی که هفتصد تا قابيل يعنی چه؟ حالا حساب کن بقيه اين دارودسته بيايند اينجا، تکليف چيست؟ اگر به حساب اين لاجوردی باشد، ما بايد بهشت را يکجا کنترات بدهيم فقط به "سيدعلی" آقای شما. از بس که لامصب از خلق الله اعتراف گرفته و دسته دسته آدم را از بهشت انداخته بيرون.

راستش برای همين چيزهاست که می خواهيم مراسم "روز قيامت" را در دو سئانس جداگانه برگزار کنيم. يک سئانس را می گذاريم برای آن ۱۲۴ هزار پيغمبر و نوح و عيسی و موسی و محمد و علی و امامان و چند ميليارد مردم عادی و خود شماها که سريع الحساب و فوتی فوری به تمام کارهايتان رسيدگی می کنيم. بعد يک استراحتکی می کنيم و سئانس بعدی را هم اختصاصا" می گذاريم برای اين "سيدعلی" و اعوان و انصارش که بيايند و اين بار "سيدعلی" بايد به کار و پرونده ما رسيدگی کند! بالاخره "يوم الحساب" است و سيدعلی خط و نشانها کشيده که اگر پايش برسد اينطرف، ذره ذره و مثقال مثقال از خدايی ما در اين ميلياردها سال خدايی که کرده ايم، حساب پس خواهد کشيد! اگر تا آن وقت "احمدجنتی" هم بالاخره ريق رحمت را سرکشيده بود که بعيد می دانيم، با همين "سيدعلی" می آيند در محشر و جنتی می شود دادستان! تا ببينيم آيا می تواند "حمله ددمنشانه ای" به ساحت الهی ما بکند، يا باز هم دندانهای مصنوعی کار دستش می دهد و باز هم "شين"اش می زند و دوباره ضايع می شود. وگرنه قرار است جايش احمدخاتمی را بگذارند در مقام دادستان! خدا به داد ما که خدا باشيم برسد! "ابن زياد ملعون" هم وقتی خبر احمدخاتمی و جنتی را شنيد برايمان گريه کرد و دل سوزاند! يک احمدخاتمی می گويم، يک چيزی می شنوی! ولی اين "ابن زياد ملعون" آن ملعون را خيلی خوب می شناسد! نبودی ببينی چه گريه ای به حال ما می کرد بدبخت! حالا ما در کار رتق و فتق امور بهشت و جهنم و روز حسابيم. روز قيامت در سئانس اول تکليف خلايق را معلوم می کنيم، تا ببينيم در سئانس دوم سيدعلی چطور تکليف خود ما را روشن خواهد کرد؟

خلاصه آقای نوريزاد عزيز. پسرم. دست بردار از نامه نگاری برای اين سيدعلی که دندان تيز کرده بيايد جای خود ما را بگيرد. اين آقای شما يک دست چپش را در راه انقلاب اسلامی داده، حالا با آن يک دست باقيمانده اش دو دستی چسبيده تا بقيه انقلاب و اسلام و عرش الهی را يکجا تصاحب کند و بالا بکشد. از "ظهور مهدی" که گذشت، مهدی از بيم جانش حاضر نيست از غرفه اش در بهشت هم پا بيرون بگذارد که مبادا دست اين لاجوردی بيفتد، چه رسد به "ظهور کردن"! حتی عيسی مسيح هم اخيرا" يک نامه انصرافی نوشته تا ملائک بليط اعزامش به زمين برای ظهور دوباره را کنسل کنند و گفته تا اينها هستند، عمرا" به زمين بر نخواهد گشت!

در ضمن تا جايی که به خدايی ما مربوط می شود، نويسنده اين متن را هم عفو کرديم. اين بنده ی خدا درد دلهای خدايش را نوشته است. خدايی که در مقابل سيدعلی و ادعاهای خدائی اش رسما" کم آورده است! اگر بعد از اين قائله ها، چيزی از "شوق خدايی" در ما باقی ماند، بار و بنديل الهی را می بنديم و با فرشتگانی که هنوز "ريزش" نکرده اند، می رويم به آنسوی کهکشان، تا در يک جايی "عالمی ديگر بسازيم وز نو آدمی"! ولی شجره نامچه اين "سيدعلی" و قوم و قبيله اش را هم با خودمان می بريم که مبادا از "هسته" اين ورسيون آدمها، چيزی آنجا کاشته نشود و بشری خلق نشود که همين يک سيدعلی برای هر دو جهان کفايت کرده است! آنجا هم اول کاوش و بررسی می کنيم ببينيم موجودات ماقبل تاريخی مثل خزغلی و يزدی و جنتی از قبل کمين نکرده باشند که باز مصيبت درست نشود!

شما هم نوريزاد جان! برو عزيزم. برو و به همان کارهای خودت برس و فيلمت را بساز و بيخيال نامه نگاری برای سيدعلی بشو. ما که روزگاری خداوندگاری بوديم، حالا حسابی از دست اين "سيدعلی" و قوم یأجوج و مأجوجش کم آورده ايم، شما بيخيال هدايتشان بشو فرزندم. از دست اينها آب و روغن "عالم هستی" هم قاطی شده است. از طرفی نمی دانيم ما خداييم يا اين "سيدعلی"؟ از طرف ديگر از دستمان دررفته که سن و سال خلقت زمين و آسمانی که ما آفريديم بيشتر است، يا سن و سال اين "احمدجنتی"؟ اين سيد محموداحمدی نژاد هم که بماند سر جای خودش! اين مردک ديگر اعصاب برايمان باقی نگذاشته؛ برای همين است که وسط هوای داغ آفتابی، يکهو می زنيم زير باران سيل آسا! و يا در وسط تابستان گرم و وسوزان، برف و بوران نازل می کنيم! الان هوای قطب جنوب شده مثل کوير سوزان و خرسهای قطبی مادر مرده دارند به جای برف، روی ماسه های داغ غلت می زنند! فقط همين وضع قاراشميش آب و هوا را ببين و حساب بقيه اش را خودت بکن. خلاصه از ما گفتن بود.

۲۶ مرداد ۸۹

فرصت نوشتن/ روزنوشته های بابک داد

Read more

۱۳۸۹ مرداد ۲۶, سه‌شنبه

علیرضا افتخاری و غلام رضا تختی

پهلوانی به زور و بازو نیست. در تاریخ دیر پای ایران کهن به سختی می‌‌توان نام پهلوانانی را به یاد آورد که در راه برقراری و حفظ این سر زمین از جان مایه گذاشته باشند. از رستم و کاوه در اسطوره استاد توس فردوسی که بگذریم، شاید یاد پوریا ی ولی‌ اسطوره نباشد. پهلوانی که به عمد کمر خود را به خاک نشاند تا حریف او به خواست مادر پیرش از پوریا این زور آزمأیی را به خاطر اینکه آن حریف به خواسته خود برسد، زمین مبارزه را به او به بخشد.

غلام رضا تختی یکی‌ از آن پهلوانان بود. در اهمیت تختی همین بس که پس از در گذشت او قصابی اهل کرمانشاه خود کشی کرد و بر سر در مغازه خود نوشت: "جهان بی‌ جهان پهلوان(تختی) ارزشی ندارد"

هنر چه از نوع زور بازو باشد و چه از نوع لطافت حنجره، وقتی‌ در خدمت مردم نباشد پشیزی ارزش ندارد. استاد شجریان با تحریم صدا و سیمای ولی‌ فقیه به مردم پیوست. او نشان داد که پهلوانی از جنس تختی است. وقتی‌ استاد شجریان در قلب میلیونها ایرانی جأ گرفت و به رژیم ظلم، جور، فساد و تقلب نه گفت و به نیروی مردم تکیه کرد، رژیم خامنه‌ای با آن همه تشکیلات عریض و طویل اطلاعاتی‌ و قداره بندان شعبان بی‌ مخ نتوانست به او نگاه چپ بیندازد. استاد شجریان به اقیانوس مردم متکی‌ هست و خامنه‌ای به مزدورانی حقوق بگیر از جنس شعبان بی‌ مخ.

در این میان داستان جوجه شاگرد استاد شجریان، فردی به نام علی‌ رضا افتخاری، جالب توجه است. او که به یمن توجّهات استاد شجریان به نام و نشانی‌ رسیده، با چنان اشتیاقی دزد آرای مردم را در بغل می‌‌گیرد انگار نه انگار که این ملت ندا‌ها و سهراب‌ها را هدیه راه آزادی ایران کرده اند.

از همه سخیفتر آنکه ایشان در توجیه این خود فروختگی و عکس العمل مردم میگوید من هنرمند هستم و به همه احترام میگذارم به همین ترتیب به "رییس جمهور" هم احترام می‌گذارم و من یک فرد سیاسی نیستم (به نقل از سایت رجا نیوز).

تف به شرف نداشته تو. برو در محضر استاد شجریان و درس آزادگی بیاموز. استاد شجریان تمام قد در مقابل این رژیم ایستاد ولی‌ تو خودت را به این رژیم فروختی. تو نتوانستی تختی ملت ایران شوی. استاد شجریان تختی این ملت شد.

جهان بی‌ شجریان شجری نه خواهد داشت.

کمپین سفارت سبز

Read more

۱۳۸۹ مرداد ۲۴, یکشنبه

آزادي فوري زندانيان سياسي، انحلال دادگاه انقلاب و رسیدگی به جرایم رئیس دولت دهم

Read more

آگاهی نامه (تازه ترین اخباروتحولات)

عکس / رمضان در همين حوالي
امين‌آباد -شهرري













عکس؛ کودک خیابانی در کنار صندوق کمک مستضعفان
هموطنی که عکس زیر را برای سایت ارسال کرده: درست در کنار صندوق کمک بنياد
مستضعفان که با بيشرمي تماممردم را سرکيسه ميکند، کودک دستفروش ايراني را
می بینید که از خستگی بیداد زمانه به خواب رفته،پول نفتي کهبه سر سفره مردم آمد،
بسیار دردناک است

خبرگزاری «ریانووستی» روسیه
در 3 هفته اول ماه اکتبر باید منتظر حمله به ایران بود
بنگاه چاپ و نشر
"کامسامولسکایا پراودا" در مسکو میزگردی با عنوان "حمله احتمالی
آمریکا به ایران" برگزار
کرد.
دراین میزگرد، "ویکتور بارانتس" مفسر نظامی روزنامه "کامسامولسکایا پراودا"
اعلام کرد که طبق اطلاعات
غیر رسمی دریافتی وی، نیروهای مسلح ایران به حالت آماده باش نظامی
در آمده اند. مقامات سازمان اطلاعات
نظامی آمریکا "باراک اوباما" را به
"وارد نشدن به یک ماجراجویی نظامی
تازه" فرا خوانده و قبل از آن
"فیدل کاسترو"رهبر کوبا درباره پیآمدهای فاجعه بار حمله ایران به رئیس
جمهور آمریکا هشدار داده بود.
"رجب صفراوف" مدیر کل مرکز مطالعه ایران معاصر (که معمولا نظراتش
نزدیک به نظرات تبلیغاتی حاکمیت
جمهوری اسلامی است) نیز در همین میزگرد
گفت:
جهان در مرز یک فاجعه بزرگ قرار گرفته است. با حمله بسیار محتمل
آمریکا به ایران، اوضاع بطور بنیادی
به ضرر روسیه تغییر خواهد کرد.
رژیم ایران پس از چنین حمله ای و پس از نابودی فیزیکی رهبر این کشور،
هوادار غرب خواهد شد. ایران از امکان پاسخ دادن به آمریکا برخوردار
است. آنها 6 روش را برای محاصره و
بستن خلیج فارس تدوین کرده اند،
اگر غیر از این بود آمریکا مدتها پیش ایران را از صفحه زمین محو کرده بود.
"روسلان پوخوف" مدیر مرکز بررسی استراتژی و فناوری های روسیه نیز
در این میزگرد گفت:
طبق پیش بینی های کارشناسان مرکز بررسی استراتژی و فناوری ها، آمریکا
و متحدان آن در حمله احتمالی به
ایران از "تمام زرادخانه نیروی هوایی
اسرائیل" استفاده خواهند کرد و از عربستان سعودی نیز برای این حمله
استفاده خواهد شد. شدت حمله چنان خواهد بود که هرج و مرج در ایران
آغاز شده و این کشور مجبور خواهد شد
برای یک مدت طولانی و شاید
همیشه برنامه هسته ای خود را فراموش کند. در این حمله، مهاجمین حداکثر
2 تا 4 هواپیما از دست خواهند داد، چون ایران عملاً دارای سیستم پدافند هوایی
نیست.
"ماکسیم کالاشنیکوف" روزنامه نگار و نویسنده معتقد است: آمریکا دلایل
زیادی برای جنگ دارد: انحراف توجه
از بحران اقتصادی، جداکردن چین و هند
از نفت و گاز ایران، تصرف سواحل خزر، حمل و نقل مستقیم نفت و گاز
از جمهوری آذربایجان و ترکمنستان.
"ولادیمیر خومریکی" رئیس اتحادیه های ملی روسیه نیز معتقد است آمریکا
در صورت پیروزی نظامی بر ایران
" پایگاه غنی مواد خام را بدست آورده و
نفوذ خود را به عنوان ژاندارم جهانی تقویت خواهد کرد و روسیه نیز قفقاز
جنوبی را بطور قطعی و نهایی از دست خواهد داد.
"میخائیل دلیاگین" مدیر انسیتوی مسائل روند جهانی شدن گفت:
اوباما برای پیروزی در انتخابات ریاست جمهوری سال 2012 باید در انتخابات
میان دوره ای ماه نوامبر امسال
پیروز شود. نشان دادن نیروی خرد کننده آمریکا
روش مناسبی برای نیل به این هدف است.
در اینصورت باراک اوباما نظر مساعد لابی هوادار اسرائیل را نیز جلب می کند
که "به خاطر مغازله او با مسلمانان
رنجیده است.
این امر تاریخ حمله به ایران را دقیق تر می کند: تا آخر سپتامبر استفاده از
سلاح بسیار دقیق بخاطر گرما مؤثر و
ثمربخش نیست و به این دلیل سه هفته
اول ماه اکتبر محتمل ترین دوره برای حمله به ایران است.

آلمان خواستار لغو کامل مجازات اعدام محمدی آشتیانی شد
دویچه وله : در پی اعتراض شدید نهادهای حقوق‌بشری به اعتراف‌گیری از
سکینه محمدی آشتیانی، برخی
کشور
های غربی نیز این عمل را قویاَ محکوم
کردند. در این راستا وزارت خارجه آلمان تعلیق حکم اعدام را ناکافی
دانسته و خواهان لغو کامل آن شد.
دولت آلمان از ایران خواست که حکم اعدام درباره خانم محمدی آشتیانی
را اجرا نکند. خانم سکینه محمدی آشتیانی
پیشتر به سنگسار محکوم شده بود،
اما به دلیل اعتراضات گسترده جهانی، مقامات جمهوری اسلامی این حکم را به
حالت تعلیق در آوردند.
یک سخنگوی وزارت خارجه آلمان در روز جمعه (۱۳ اوت/ ۲۲ مرداد) در
گفت‌وگویی با روزنامه "دی ولت" اعلام
کرد: «دولت آلمان حامی لغو مجازات
اعدام در سراسر جهان است.» وی افزود: «سنگسار شیوه‌‌ی اعدامی بسیار
غیرانسانی و ناقض حقوق‌بشر است که ما آن را قویاَ محکوم می‌کنیم.»
وزارت امورخارجه آلمان در این موضع‌گیری می‌افزاید: «تعلیق اجرای حکم
اعدام درباره سکینه محمدی آشتیانی
کافی نبوده و باید این حکم کاملا لغو شود.»
مجازات اعدام و سنگسار محمدی آشتیانی موجی از اعتراض‌ها و انتقاد‌های
بین‌المللی را در پی داشته است. پخش
اعتراف‌گیری از این زن ۴۳ ساله که
به «اتهام قتل همسر و روابط نامشروع جنسی» هم‌اکنون در زندان تبریز به سر
می‌برد، دور جدیدی از اعتراضات جهانی را سبب شده است.

ادبیات شکنجه، در چهار اپیزود
راديو فردا، مجید محمدی (جامعه‌شناس) : براى شناخت آنچه در زندان‌هاى
ایران بر سر زندانیان سیاسى رفته
بهترین مسیر رجوع به خاطرات زندانیان
است. این خاطرات بهترین متون براى آشنایى با نگرش و رفتار حاکمیت
به شکل آشکار و بدون تعارف آن است. یک حکومت را بیش از همه چیز با
رفتار کارگزاران آن با زندانیان و
شرایط زندان آن مى توان شناخت.
روش شناخت یک حکومت گردهمایى‌هاى پر خرج و پر از زرق و برق آن یا
دروس اخلاق آن در رسانه هاى دولتى نیست، سر زدن به زندان‌ى‌ها، شنیدن
وصف حال آنان و نگاه کردن به رفتار حکومت با مخالفان خود است.
ذیلا چهار قطعه از صدها خاطره‌ى زندانیان سیاسى در سال‌هاى اخیر را برگزیده
و آورده‌ام. این چهار قطعه تنها چند برش از روایتى بزرگ تر یعنى داستان
جمهورى اسلامى را عرضه مى کنند. وثاقت این داستان‌ها نه صرفا از روایت
کنندگان بلکه از مجموعه‌ى رفتارهاى حکومت در سه دهه‌ى اخیر و تک تک
رفتارهاى آن با مخالفان خود حتى در عرصه‌ى عمومى حاصل مى شود.
این حکومت نشان داده که ظرفیت هر گونه اقدامى را دارد و آستانه‌ى ابتذال
یا خط قرمزى ندارد. نوع افرادى نیز که رژیم به خدمت گرفته این نوع اتفاقات
را کاملا ممکن و قابل تصور مى سازد.
براى این گزینش پنج معیار در ذهن داشتم: ۱) تقدم گزارشگرى با ذکر جزئیات و تقریبا خالى از تحلیل تا روایت ساده‌اى از رخداد مربوطه باشند؛ ۲) تنوع از حیث جنسیت (زن و مرد)، دیندارى (بهایى و مسلمان) و غیر دیندارى، و نوع فعالیت گزارشگر (فعال دانشجویى که براى مقابله با محرومیت از تحصیل مبارزه مى کند، متخصص کامپیوتر، و غیر دانشجو)؛ ۳) زمان متفاوت بازداشت‌ها؛ ۴) تفاوت از حیث نوع شکنجه‌ها از ضرب و شتم تا تجاوز و تهدید به تجاوز؛ و ۵) تنوع از حیث بازداشتگاه.
على‌رغم همه‌ى تفاوت‌هاى فوق، گزارش‌هاى زیر از یک مجموعه دستورالعمل یا سنت بازجویى و روال برخورد مشخص با زندانیان سیاسى در جمهورى اسلامى حکایت مى کنند. فضاى این روایات که شبیه داستان هاى کافکایى هستند گویى عالمى دیگر را که هم عرض زندگى جارى در ایران و بخش قابل توجه و نسبتا مغفول آن است بازگو مى کنند.
نوید خانجانى، فروردین ۸۹
«حدودا اواخر فروردین آمدند و ریش و موى بنده و دو نفر از هم سلولى هایم (سماء نورانى و ایقان شهیدى) را که بلند شده بود اصلاح کردند . بعد از این حادثه ما که آمادگى جریان مصاحبه تلویزیونى را داشتیم به این اصلاح صورت و مو شک کردیم . پس فرداى آن روز از صبح آمدند و هر سه نفر ما را از سلول خارج کردند و پس از آن من را در ساختمان بازجویى به اتاقى بردند که به آن «اتاق شیشه اى» مى گفتند . در این اتاق من بازجو را نمى دیدم و تنها مقابلم آینه اى قرار داشت ولى بازجو من را مى دید. در آنجا شخصى خودش را بازرس از طرف دادستان معرفى کرد و گفت آمده است پرونده مرا بررسى کند و گفت به سوال هایش جواب بدهم تا پرونده مرا راه بیندازد که من به این جریان شک کردم و برعکس همیشه که موقع بازجویى چشم بند را برمى داشتم آن روز چشم‌بند را بیشتر روى صورتم کشیدم که با عکس العمل آنطرف شیشه روبرو شدم که آن ها گفتند: «چشم‌بندت را بردار مى خواهیم صورتت را ببینیم.» که در همین جا شکى که داشتم به اطمینان تبدیل شد و گفتم که آن طرف شیشه، دوربین کار گذاشته اید و من صحبتى نمى کنم و اگر سوالى دارید لطف کنید بیاید مقابلم بنشینید تا صحبت کنم و به سوالاتتان پاسخ بدهم.
آنها مدتى تلاش کردند که من صحبت کنم ولى زمانى که دیدند دیگر موفق نمى شوند گفتند که پرونده شما از طرف ما ناتمام و ناقص اعلام خواهد شد و برایت مشکل به وجود خواهد آمد و گفتم مسئله اى نیست ، که در ادامه دیگر کارشان را علنى کردند. مرا به طبقه بالاى اتاق بازجویى ها بردند و چیزى که حدس می زدم را به چشم دیدم . در یک اتاق تمیز و فرش شده دوربین ها آماده بود و یک صندلى قرمز براى من آماده شده بود و پشت صندلى با پرده و پارچه تزئین و نماسازى شده بود.
برایم یک تى شرت آوردند که بپوشم و لباس زندانم را گرفتند و گفتند: حالا به سوالات ما جواب بده! بنده حتى یک کلمه هم به سوالاتشان جواب ندادم و بعد از اینکه دیدند تلاششان بى فایده است و نتیجه اى نمى گیرند، مرا از آنجا بیرون بردند . سپس شخصى آمد و مرا به سمت حیاط برد. در حیاط ، فردى صدا زد: خانجانى برو کنار نورانى رو به دیوار وایسا. چشم‌بند داشتم و هیچ چیز را نمى دیدم و کنار سماء نورانى ایستاده بودم که یک دفعه حس خفگى به من دست داد. یک نفر شروع کرده بود به فشار دادن گلویم!
وقتى که کمى بى حال شدم، سرم را گرفت و در مقابل سماء به دیوار کوبید و سماء از زیر چشم بند برخورد سرم به دیوار را شاهد بود و زمانى که من را در حالت گیجى از روى زمین بلند مى کردند دستان سماء را دیدم که از شدت ناراحتى مشت شده و بهم مى فشارد و پس از بلند کردن من شروع کردند به فحش دادن و سیلى زدن طورى که صداى آن سماء را بیشتر اذیت مى کرد و گفتند: شما ۴ تا بچه آمده اید اینجا مقاومت مى کنید؟! ما بزرگتر از شما، اون ۷ نفر ( هفت مدیر جامعه بهایى فریبا کمال آبادى ، مهوش ثابت ، جمال الدین خانجانى ، عفیف نعیمى ، بهروز توکلى ، وحید تیزفهم ، سعید رضایى که بیش از ۲ سال است بازداشت مى باشند) را شکستیم ؛ شماها هیچى نیستید.» به من و سماء گفتند : «هر دوى شما ۶ ماه به انفرادى خواهید رفت تا آدم شوید.»
سعید ملک پور، مهر تا بهمن ۸۷
«در اطراف میدان ونک دستگیر شدم... توسط چند مامور لباس شخصى در یک خودروى سوارى بدون آرم، با چشم بند و دستبند، در قسمت عقب ... قرار گرفتم. یک مامور با جثه بسیار بزرگ با آرنج وزن خود را روى گردن من انداخت و به زور سر مرا پایین نگه داشته بود و مرا به نقطه نامعلومى که به آن دفتر فنى مى‌گفتند، منتقل کردند. در آنجا چندین مامور در حالى که چشم بند و دستبند داشتم مرا مورد ضرب و شتم و فحاشى شدید قرار دادند و به زور مجبورم کردند یک برگه قرار بازداشت و چند برگه که روى آن را پوشانیده بودند را امضا نمایم. با توجه به نحوه انتقال من به دفتر فنى و ضرب و شتم وارده، گردن من تا چندین روز درد مى‌کرد و در اثر ضربات مشت و لگد و سیلى، تمام صورتم ورم کرده بود. پس از آن همان شب به بازداشتگاه دو - الف اوین منتقل شدم و در یک سلول انفرادى به ابعاد ۱.۷ در ۲ مترى قرار گرفتم. خروج از سلول تنها به قصد دو بار هواخورى و چند بار در زمان‌هاى مشخص شده، آن هم با چشم بند امکان‌پذیر بود و تنها در سلول اجازه داشتم چشم بند از چشم بردارم.
... اکثر اوقات شکنجه‌ها به صورت گروهى انجام مى‌گرفت و در حالى که چشم‌بند و دست‌بند داشتم چند نفر با کابل، چماق، مشت و لگد و گاهى شلاق ضرباتى به سر و گردن و سایر اعضاى بدنم مى‌زدند. این کارها به منظور وادار ساختن من به نوشتن آن‌چه توسط بازجویان دیکته مى‌شد و اجبار به بازى کردن نقش در مقابل دوربین طبق سناریو دلخواه و نوشته شده توسط آنان مى‌بود. گاهى شکنجه‌ها توام با شوک الکتریکى بود که بسیار دردناک بوده و تا چند لحظه پس از آن امکان حرکت نداشتم. یک بار در اواخر مهرماه ۱۳۸۷ هم مرا در حالى که چشم‌بند به چشم داشتم برهنه کرده و تهدید به استعمال بطرى آب کردند. در همان روزها و در یکى از بازجویى‌ها شدت ضربات مشت و لگد و کابل که به سر و صورتم زده مى‌شد به قدرى زیاد بود که تمامى صورتم ورم کرده و چندین بار زیر کتک بى‌هوش شدم که هر بار با پاشیدن آب به صورتم مرا به هوش مى‌آوردند. آن شب مرا به سلولم برگرداندند.
اواخر شب در زمان خاموشى احساس کردم که گوش من دچار خونریزى شده است. در سلول را کوبیدم کسى به سراغم نیامد. فرداى آن روز مرا در حالیکه نیمه چپ بدنم بى‌حس بود و قادر به حرکت نبودم به درمانگاه اوین منتقل کردند. در درمانگاه اوین، دکتر پس از دیدن وضعیت من بر ضرورت انتقال من به بیمارستان تاکید کرد ولى مرا به سلولم برگرداندند و تا ساعت ۹ شب به حال خود رها شدم. ساعت ۹ شب به همراه سه نگهبان با دستبند و چشم‌بند به بیمارستان بقیه الله انتقال یافتم. در راه آن سه نفر به من گفتند که حق ندارم در بیمارستان نام خود را به زبان بیاورم و دستور دادند که خود را محمد سعیدى معرفى کنم و تهدید کردند در صورت سرپیچى از دستور به بازداشتگاه برگردانده شده و شکنجه سختى انتظارم را مى‌کشد.
یکى از نگهبانان قبل از من به دیدن پزشک کشیک بخش اورژانس رفت و با او صحبت کرد و پس از چند دقیقه به دنبال او به اتاق پزشک وارد شدم. پزشک کشیک بدون هیچ‌گونه معاینه، آزمایش و عکس رادیوگرافى تنها عنوان کرد که ناراحتى من، ناراحتى اعصاب است و این را در برگه گزارش پزشکى وارد کرد و چند قرص اعصاب تجویز کرد. حتى وقتى من خواهش کردم حداقل گوشم را شست و شو کند دکتر گفت لازم نیست و من با همان حال و گوشى که لخته خون در آن خشک شده بود به بازداشتگاه برگردانده شدم. به مدت ۲۰ روز نیمه چپ بدنم بى‌حس بود و کنترل کمى روى ماهیچه‌هاى دست و پاى چپم داشتم. بنابراین به سختى راه مى‌رفتم. علاوه بر این شکنجه‌ها یک بار هم در تاریخ ۵ بهمن ۱۳۸۷ در دفتر فنى پس از ضرب و شتم جدید یکى از بازجوها با انبردست تهدید به کشیدن دندانم کرد که منجر به شکستن یکى از دندان‌هایم و در رفتن فکم در اثر لگد به صورتم شد.»
مریم صبرى، مرداد ۱۳۸۸
«وقتى ما را سوار ون سپاه کردند دیگر متوجه نشدیم که کجا ما را مى‌برند. هم دست‌بند و هم چشم‌بند داشتیم. یک یا دو ساعتى را در ماشین بودیم تا پیاده‌مان کردند. اما کجا بود، نمى‌دانم. اگر سرمان را از بین پاى‌مان بالا مى‌آوردیم با لگد به سرمان مى‌کوبیدند. ... بار اول من روى صندلى نشسته بودم و یکى از آن دو آقا پشت سرم و دیگرى روبه‌رویم نشسته بودند و سوال مى‌کردند. از جزئیات که لیدرت کیست؟ از چه کسى خط مى‌گیرى؟ اسم بچه‌ها را بگو. چه کسانى را مى‌شناسى؟ اگر بگویى آزادت مى‌کنیم . و مدام هم سیلى به صورتم مى‌زدند یا موهایم را مى‌گرفتند و به عقب مى‌کشیدند. ...
دو روز اول تهدید مى‌کردند که اگر با ما همکارى نکنى زنده نمى‌مانى. روز دوم یا سوم بود که مرا آوردند و گفتند مى‌خواهیم رایت را پس بدهیم. چشمانم را بستند. مرا مسافتى بردند و من صداى باز و بسته شدن درى را شنیدم. مرا به اتاقى بردند که فرد دیگرى در آنجا بود. اول شروع به بازجویى از من کرد. چندین بار به صورتم کوبید. که چرا حرف نمى‌زنى؟ اگر حرف بزنى ولت مى‌کنیم بروى. دهانت را باز کن. که البته همه این جمله‌ها با فحش بود. بعد لباس مرا درآورد. هر چه التماس کردم، گریه کردم، ضجه زدم، توجه نکرد. ... هر چقدر جیغ کشیدم انگار نمى‌شنید. به من و به خانواده‌ام. به آقاى موسوى و کروبى و خاتمى فحش مى‌داد. مى‌گفت دارم رایت را پس مى‌دهم . رایت را بگیر. این هم جواب داد و بیدادهایى که توى خیابان مى‌کردى. ... هر بار هم صداها عوض مى‌شد. صداى کسى که نخستین بار به من تجاوز کرد با صداى فرد دومى فرق داشت. ...
مرا به اتاقى بردند که در آنجا دو نفر حضور داشتند. به من گفتند بنشین. من نشستم. یکى از آنها از دیگرى خواست که اتاق را ترک کند. اما شخص روبه‌رو مى‌گفت که نمى‌توانم بروم. با هم بحث کردند. بالاخره نفر دوم بیرون رفت. کسى که مانده بود چشم‌هاى مرا باز کرد. هیچ نقابى هم نداشت. از من بازجویى کرد و کتکم مى‌زد. بعد هم گفت که خودت مى‌دانى که باید چى کار کنى؟ من این اواخر دیگر چیزى نمى‌گفتم. ...
وقتى ساکت بودم مى‌گفتند چرا گریه نمى‌کنى؟ چرا زارى نمى‌کنى؟ چرا التماس نمى‌کنى؟ گریه کن شاید ولت کنیم. ببین دارم با تو چه مى‌کنم؟ و به طور مداوم توى صورتم مى‌کوبید. من فقط آرام اشک مى‌ریختم. هنوز هم صورتش را مثل کابوس جلوى چشم‌هایم دارم. بعد از این که به من تجاوز کرد از من پرسید که مى‌خواهى بیرون بروى؟ یا این که مى‌خواهى مثل بقیه که اینجا مردند و کسى هم نفهمید بمیرى؟ کدام یکى را دوست دارى؟»
ناشناس، مرداد ۸۸
«ماشین جلوم پیچید و دو نفر پریدند بیرون و مرا بلند کردند و چپاندند توى ماشین. سرم خورد به در ماشین . گفتم آخ . گفت خفه بچه ک...! پشت بندش هم پشت گردنم را گرفت و کوبوند پایین پشت صندلى و همین جور نگه داشت. از فحشى که دادند خوشحال شدم و خیال کردم قصد اخاذى دارند و پول هایم را که در جاى خلوتى بگیرند ولم مى کنند، اما یک چشم‌بند سیاه دادن دستم تا ببندم به چشم هایم و آرزوى این که گیر زورگیر افتاده باشم بر باد رفت . این چشم بند رفیق شفیق من شد به مدت دو هفته و جز در سلول تنگ و تاریکم نگذاشتند که از چشم بازش کنم.
زیر فشار دست سنگین برادرى که زحمت مى‌کشید و گردنم را نگاه مى‌داشت، کمرم داشت مى‌شکست، اما از ترس فحش و ناسزا آخ نمى‌گفتم. فقط یک بار دیگر پرسیدم: منو کجا مى‌برید ؟ گفت: مى‌بریم تو ...ت بذاریم ! تو حرف اون نقطه چین نداشت. جیک نزدم. گفت: چیه، نکنه خوشت اومد؟ جیک نزدم. گفت: بیخود خوشت نیاد، این دفعه با همه دفعه‌هایى که تو ...ت گذاشتن فرق مى‌کنه. با .....کلفت‌ها طرف شدى....
ماشین یک کم که راه رفت، مسیرها رو که با حس‌هایم دنبال مى‌کردم، گم کردم. دیگه نمى‌فهمیدم چه سمتى مى‌رویم. ... ماشین وایستاد. هلم دادند بیرون، خوردم به چیزى و ولو شدم روى زمین. یارو گفت بچه ..نى، کورى مگه؟ درخت رو نمى‌بینى؟ جیک نزدم، بلند شدم. دستم را گرفت و داد زد: راه بیافت. راه افتادم و دوباره خوردم به چیزى و افتادم، اما این بار آروم تر، چون محافظه‌کارانه‌تر قدم بر مى‌داشتم.

نهادهای امنیتی مانع آزادی زندانی سیاسی شدند
سایت جـــرس: علیرغم برخورداریِ زندانی سیاسی، احمد رضا احمد پور از قانون آزادی مشروط زندانیان،
قاضی پرونده - با وجود موافقت و وعده های قبلی- از مخالفت وزارت اطلاعات با اعزام به مرخصیِ این روحانی
منتقد حکومت خبر داد و مانع اعزام وی شد.
زندانی سیاسی سید احمدرضا احمدپور، که اکنون در چهارمین ماه حبس خود در زندان لنگرود قم به سر می برد،
ندی پیش به علت نقض حقوق زندانیان، به مدت ١۶ روز دست به اعتصاب غذا زده بود، که با در خواست احمد
منتظری به اعتصاب غذای خود پایان داد؛ اما بعد از اعتصاب غذا همواره بر خواسته های خود مقاومت کرده بود.
از آنجا که ماده 38 قانون زندان ها (آزادی مشروط) در مورد این زندانی سیاسی صدق می کرد و قاضی پرونده
نیز برای جلوگیری از ادامه خبرساز شدن اعتصاب غذای وی، با آزادی وی موافقت کرده بود، روز پنج شنبه ٢١
ردادماه ۸۹، هنگام ملاقات احمد پور با خانواده اش، وی در این خصوص توضیح داد که وزارت اطلاعات با این
مسئله مخالفت کرده و مانع از آزادی وی شده است.
گفتنی است قاضی پرونده توضیح داد که دلیل ممانعت وزارت اطلاعات، فیلمبرداری و عکسبرداری احمد پور از
جنازه شهید مهرداد کریمپور (که در مراسم هفتم آیت الله العظمی منتظری دستگیر و در بین راه زندان به دادگاه بر
اثر تصادفی مشکوک، کشته شد) می باشد.
احمد پور این امر را بهانه ای برای جلوگیری از آزادی خود دانست و نقض قوانین را بزرگترین معضل این افراد و
نهادها ذکر کرد.
لازم به ذکر است خانواده احمدرضا احمدپور، عضو زندانی جبهه مشارکت قم که همواره در دفاع از مظلومان و
حقوق ملت بوده، بار دیگر توسط عناصر دولت مورد فشار قرار گرفته اند تا منزلشان را تخلیه کنند و تمامی این
فشارها، بعد از اعتصاب غذای احمد پور شدت بیشتری به خود گرفته است.
گفتنی است احمدرضا احمدپور، عضو جبهه مشارکت مرکزی قم و محقق حوزه و نویسنده وبلاگ «پژواک خاموش»
، در تاریخ ۱۷ فروردین ماه ۱۳۸۹ به اتهام تبلیغ علیه نظام (به دلیل مصاحبه با رسانه های خارجی)، نشر اکاذیب
و هتک حیثیت روحانیت، به یک سال حبس و خلع لباس دائمی محکوم شد.
گزارش تكان دهنده خبرگزاری حکومتی از شمال خوزستان
مشام مسجد سليماني ها پر از نفت و گاز و كامشان تشنه آب
بر حاشيه جدول كنار خيابان در سايه‌سار كم‌جان درختان، جوانان روي جدول‌ها نشسته‌اند، با هم حرف مي‌زنند گاه سكوت كرده به جايي از افق ‌نگريسته در جست‌وجوي نقطه‌اي نور يا راه برون رفتي. تا قبل از اينكه قصد عزيمت از اين شهر براي كسب و كار كنند، شايد فرجي شود و خاك دامنگير ديار پدري، پاي آنها را ببندد اما افسوس...
خبرنگار خبرگزاری فارس از شمال خوزستان: در جامعه‌هاي كمتر توسعه يافته كه هرم‌هاي سني‌ جامعه جوان را نشان مي‌دهند، رفع معضل بيكاري بسيار مورد توجه است، به نحوي كه اصلي‌ترين معضل براي مسئولان به شمار مي‌رود. خوزستان با دارا بودن 4.5 ميليون نفر جمعيت از جمله استان‌هايي از كشور است كه بيشترين نرخ بيكاري را به خود اختصاص داده، اما ميزان بيكاري در شهرهاي مختلف استان نيز با يكديگر متفاوت است. شهرهاي كم‌برخورداري مانند مسجدسليمان، آبادان و خرمشهر اگرچه زماني منشا‌ اشتغال و كاريابي براي مردم از سرتاسر كشور بوده‌اند، امروز با مشكل بيكاري دست و پنجه نرم مي‌كنند. كم نيستند آمار جوانان اين شهرها كه هنگام غروب با خنك شدن هوا راه خيابان‌ها را در پيش گرفته و با پرسه در خيابان‌ها روز را به شب مي‌رسانند. در گزارش قبل بخش‌هايي از مشكلات مسجدسليمان مطرح شد. در اين گزارش، به بررسي معضلات ديگري كه شهرستان با آن مواجه است، پرداخته مي‌شود البته بدون بيان دقيق علت و راهكارها از سوي مسئولان، زيرا تلاش‌هاي خبرنگار اعزامي به منطقه براي گفت‌وگو با آنها بي‌نتيجه ماند.
*بيكاري خوزستان 2 برابر كشور
طبق آمار اعلام شده توسط وزارت كار و امور اجتماعي، ميزان بيكاري در كشور 12 تا 13 درصد است، به نحوي كه اين آمار طبق بررسي‌هاي انجام شده در خوزستان بيش از 27 درصدي را نشان مي‌دهد.
مدير كل كار و امور اجتماعي خوزستان با اشاره به آمار منتشر شده از سوي مركز آمار ايران‌ مي‌گويد: بر اساس شاخص‌هاي جمعيتي كه هر سه ماه يكبار در كشور تهيه و از سوي مركز آمار ايران منتشر مي‌شود، نرخ بيكاري خوزستان در زمستان گذشته 9/14 درصد اعلام شد.
سيد منوچهر سيدجلالي تصريح مي‌كند: بر اساس اين گزارش، نرخ بيكاري در جامعه هدف يعني جوانان 15 تا 29 سال، در استان 8 /27 درصد است.
وي مي‌افزايد: نرخ اشتغال ناقص يعني كساني كه در هفته‌ بين يك تا 44 ساعت كار مي‌كنند نيز 3/8 درصد است.
دبير كارگروه اشتغال استان همچنين با اشاره به مصوبه دور سوم سفر هيئت‌دولت به خوزستان مي‌گويد: 800 ميليارد تومان خط اعتباري ويژه براي بنگاه‌هاي اقتصادي زودبازده و ايجاد اشتغال در خوزستان در ستاد راهبري و توسعه خوزستان مصوب شد.
وي مي‌افزايد: 2 هزار و 200 ميليارد تومان از تعهدات محقق نشده بانك‌ها در سال‌هاي گذشته‌ نيز قرار شد توسط بانك مركزي به بانك‌هاي استان به منظور اعطاي تسهيلات اشتغالزا ابلاغ شود؛ اما تا كنون اين مصوبه از سوي بانك مركزي اجرايي نشده است.
سيدجلالي در ادامه با بيان اينكه شش مركز كاريابي در استان در حال گذراندن مراحل اخذ مجوز است، تعداد مراكز غيردولتي كاريابي استان را در حال حاضر 27 مركز فعال عنوان مي‌كند.
وي اظهار مي‌دارد: در سال گذشته 7 هزار و 374 نفر از طريق اين مراكز مشغول به كار شدند.
سيدجلالي همچنين با اشاره به اينكه در سال گذشته 2 هزار و 200 نفر از فارغ‌التحصيلان دانشگاه‌ و ديپلمه‌ها طرح كارورزي گذراندند، مي‌افزايد: 6 ميليارد و 698 ميليون ريال به عنوان هزينه كارورزي پرداخت شده است.
*افزايش موج بيكاري در خوزستان
نماينده مردم اهواز در مجلس شوراي اسلامي درباره ميزان بيكاري در خوزستان مي‌گويد: ميزان بيكاري در استان خوزستان بيش از آمار‌هاي اعلام شده است و بايد به جاي ارائه آمار براي رفع معضل تلاش كرد.
ناصر سوداني با اشاره به آمارهاي اعلام شده درباره ميزان بيكاري در استان مي‌افزايد: استان خوزستان با داشتن صنايع مختلف نبايد مشكل بيكاري داشته باشد و به اين دليل بايد راهكارهاي استفاده از فرصت‌هاي شغلي صنايع موجود به ويژه نفت را در استان بررسي كرد.
اين نماينده مجلس شوراي اسلامي خاطر نشان مي‌كند: بيكاري در شرايط كنوني در كل كشور به معضلي براي دولتمردان تبديل شده، ولي در استان خوزستان به دليل وجود ميزان بيكاري بسيار زياد مي‌توان ادعا كرد كه هر خانواده خوزستاني با معضل بيكاري در حال دست و پنجه نرم كردن است.
*بالا بودن هزينه ايجاد شغل در خوزستان
استاندار خوزستان با اشاره به بالا بودن سرانه ايجاد شغل در خوزستان مي‌گويد: به دليل اينكه در صنايعي مانند فولاد و نفت سرمايه‌گذاري شده است سرانه ايجاد اشتغال در اين استان بسيار بالاست و مي‌توان آن را حدود 30 ميليارد ريال براي يك فرصت شغلي نيز دانست.
سيد جعفر حجازي مي‌گويد: استان خوزستان در صنعت‌هاي نفت، گاز و فولاد سرمايه‌گذاري كرده است كه در صورتي كه اين سرمايه را در بخش گردشگري و يا خدمات هزينه مي‌كرد، مشكل بيكاري پيش‌تر حل شده بود.
وي اصلي‌‌ترين روش را براي مبارزه با معضل بيكاري استفاده از بخش خصوصي عنوان كرده و مي‌گويد: متاسفانه هنوز در برخي دستگاه‌هاي دولتي براي ورود بخش خصوصي قيد و بندهايي وجود دارد كه بايد هرچه زودتر اين موانع برطرف شده و زمينه حضور و فعاليت بخش خصوصي فراهم شود.
*مسجدسليمان؛ بيكارترين شهر خوزستان
مسجدسليمان تا سال ۱۹۲۸ ميلادي تنها منبع استخراج نفت ايران بود تا در اين سال در ميدان نفتي عظيم هفتكل نيز فوران نفت آغاز شد و مسجدسليمان در توليد نفت از انحصار خارج شد. اما توليد در منطقه همچنان افزايش يافت به طوري كه در سال ۱۳۱۴ (۱۹۳۵ميلادي) اوج توليد در سراسر بهره‌برداري (۱۲۷ هزار بشكه در روز)رسيد. بعد از افتي كوتاه در توليد نفت به علت ملي شدن اين صنعت در ايران(۳۳-۱۳۳۰)به دليل دسيسه‌هاي شركت نفت ايران و انگليس و دولت امپرياليستي انگليس بار ديگر استخراج نفت افزون شد كه تا سال ۱۳۴۵ همچنان ثابت بود (سالانه حدود ۳۰ ميليون بشكه معادل ۴ ميليون تن) اما از اين سال به بعد توليد نفت به سرعت كاهش يافت و بعد از بسته شدن چاه‌ها در سال‌هاي ۶۰ و ۱۳۵۹ توليد سالانه آن به حدود توليد روزانه در گذشته محدود شد.
دليل كم شدن توليد نفت اين است كه بعد از حدود ۷۰ سال بهره‌برداري مداوم ۹۸ درصد از مقدار نفت قابل حصول به صورت طبيعي از منطقه استخراج شد و از آنجا كه بهره‌برداري از ساير ميدان‌هاي نفتي به ويژه ميدان‌هاي نفتي مرزي از اولويت برخوردار شد، استخراج نفت در مسجدسليمان كه بايد با تزريق آب يا گاز انجام گيرد، اين خود نيز مشكلاتي را به دنبال دارد، متوقف شد.
با وجود صنعت فعال نفت در سال‌هاي متمادي شهرستان مسجدسليمان محل حضور بسياري از مردم ايران زمين و خارجي‌ها به ويژه نيروهاي متخصص اين صنعت براي اشتغال بوده و شهر از هر نظر رونق خوبي داشت. اما با توقف برداشت نفت، از يك سو، و نبود صنايع جايگزين از سوي ديگر، سايه بيكاري بر اين شهر هر لحظه گسترده شد تا امروز كه بيش از 30 درصد جوانان اين شهر بيكارند.
اگرچه تلاش‌هاي انجام شده براي كسب اطلاعاتي در زمينه بيكاري و ميزان اشتغال در مسجدسليمان بي‌نتيجه ماند، اما مسئول امور اجتماعي فرمانداري اين شهرستان اطلاعات نسبتا مناسبي را در اختيار قرار داد.
وي درباره ميزان بيكاري در اين شهرستان مي‌گويد: در شهرستان مسجدسليمان طبق آمار موجود 31.6 بيكاري وجود دارد كه اين ميزان بيكاري حدود دو برابر كشوري و از ميانگين بيكاري استان نيز4.6 درصد بيشتر است.
صفر اكبري با اشاره به اينكه آمار اعلام شده با واقعيت مطابقت كامل ندارد، مي‌افزايد: شهرستان مسجدسليمان داراي معضلات بسيار زيادي است كه اين معضلات همگي به بيكاري باز مي‌گردد و در صورتي كه مشكل اشتغال جوانان حل شود معضلات اجتماعي نيز برطرف خواهد شد.
وي مي‌افزايد: در شهرستان مسجدسليمان طبق آمار اعلام شده بيش از 38 هزار و 567 ‌بيكار وجود دارد كه اين ميزان در مقايسه با جمعيت122 هزار و50 نفري اين شهرستان بسيار زياد است.
وي با اشاره به روش‌هايي كه مي‌توان براي رفع مشكل اين شهرستان كار ساز باشد، تاكيد مي كند: ايجاد شركت‌‌‌هاي توليدي و حمايت از كارگران براي از دست ندادن شغل خود از اقداماتي است كه بايد براي رفع مشكل بيكاري از آن استفاده كرد.
اكبري با اشاره به ميزان بيكاري و آمار موجود براي حمايت نهادهاي حمايتي از اقشار كم درآمد مي‌گويد: در مسجدسليمان بيش از 2 هزار و380 خانوار با جمعيت 7 هزار و86 نفر به صورت دائم و 937 خانوار با جمعيت 2 هزار و 698 نفر به صورت غير دائم زير چتر حمايتي كميته امداد شهرستان هستند.
مسئول امور اجتماعي مسجدسليمان تاكيد مي‌كند: در اين شهرستان بيش از 588 خانوار زير چتر حمايت‌هاي توانبخشي بهزيستي قرار دارند كه بيش از يك هزار و 858 نفر را شامل مي‌شود.
اكبري تعداد خانوارهاي حمايتي شهرستان مسجدسليمان را يك‌هزار و 203 خانوار اعلام كرد و گفت: اين تعداد خانوار 4 هزار و 904 نفر را شامل مي‌شو‌د و در مجموع، حدود 7 هزار نفر از جمعيت 120 هزار نفري شهرستان مسجدسليمان زير پوشش خدمات حمايتي سازمان بهزيستي قرار دارند.
آنچه مشخص است در شهرستان مسجدسليمان حدود 17 هزار نفر زير پوشش نهادهاي حمايتي هستند كه اين تعداد بيش از7.3 درصد كل جمعيت اين شهرستان است.
وجود بيكاري 31.6 درصدي و جمعيت بالاي افراد تحت حمايت نهادهاي حمايتي، شرايط نابسامان اجتماعي را در اين شهرستان نويد مي‌دهد.
*سير از نفت، تشنه از آب
شهرستان مسجدسليمان داراي مشكلات بسيار زيادي است كه يكي از اين مشكلات را مي‌توان مشكل تامين آب اين شهرستان عنوان كرد.
شهرستاني122 هزار نفري در سال‌هاي بسيار طولاني داراي مشكل آب بوده و هنوز هيچكس براي رفع اين مشكل اقدامي جدي انجام نداده است. گفته مي‌شود در سال‌هاي گذشته در يكي از جلسات مهم استانداري، حتي تعهداتي از اداره آبفا براي حل مشكل آب مسجدسليمان در يك برنامه زمان‌بندي مشخص گرفته شده اما هنوز اين تعهدات عملي نشده و بخش‌هايي از اين شهرستان در روز چند ساعت آب شهري دارند.
طبق مشاهدات انجام شده حفاري‌هايي براي انتقال آب به شهرستان در حال انجام بوده ولي هنوز زمان دقيقي براي رفع اين مشكل اعلام نشده است.
طبق آمار اعلام شده شهرستان مسجدسليمان روزانه 85 هزار مترمكعب آب شرب نياز دارد كه در حال حاضر در اين شهرستان تنها60 هزار متر مكعب آب توليد مي‌شود.
رضا ملكي يكي از شهروندان شهرستان مسحدسليمان مي‌گويد: مشكلات بسيار زيادي در شهرستان وجود دارد ولي نبود آب باعث شده است تا در ساعاتي از روز براي وضو نيز مشكل جدي وجود داشته باشد.
وي مي‌افزايد: قطع آب روزانه و شكستگي خط لوله در خيابان‌ها براي مردم امري عادي شده و وجود آب در لوله‌هاي آب شهري خود باعث شگفتي است.
از بالا كه نگاه مي‌كني، بر همه پشت‌بام‌ها و بيشتر حياط خانه‌ها منابع فايبرگلاسي سفيد يا فلزي قديمي خودنمايي مي‌كند. چرا كه همه خانه‌هاي مسجدسليمان مجبور به ذخيره آب هستند.
خدامراد رحيمي يكي از شهروندان مسجدسليماني مي‌گويد: مشكل آب شهرستان مسجدسليمان امروز و ديروز به وجود نيامده است كه به سرعت برطرف ‌شود، ولي نبايد مردم را با وعده‌هاي واهي اميدوار كرد.
تلاش‌هاي خبرنگار فارس براي كسب اطلاعات مورد نياز از طرح جامع آب شهرستان مسجدسليمان بي‌نتيجه ماند.
*فاضلاب جاري، جلوه‌اي طبيعي در خيابان‌ها
مسجدسليمان كه در بسياري محلات آن بوي گاز همه را به ستوه آورده و مردم را گاهي مجبور به مهاجرت كرده است، در برخي خيابان‌ها با بوي فاضلاب مخلوط شده و مشكلات ديگري از نظر بهداشتي نيز به وجود آورده است.
در برخي محله‌ها به دليل اشراف به شهر، فاضلاب در محله‌هاي پايين شهر روي سطح جاري شده است و منظر شهر را از آنچه هست، نازيباتر كرده است.
يكي از شهروندان مسجدسليماني در اين باره مي‌گويد: فاضلاب در كف خيابان‌هاي مسجدسليمان امري عادي است، به حدي در خيابان‌هاي شهر وجود دارد و مردم با آن سر و كار دارند كه نمي‌توان گفت فاضلاب براي مردم مسجدسليمان نجس است چرا كه همه خانه‌هاي مسجدسليمان به نحوي آلوده به فاضلاب هستند.
فرماندار مسجدسليمان كه در چند ماه اخير به اين سمت منصوب شده در پاسخ به سؤال خبرنگار فارس درباره اين مشكلات شهرستان، با اكراه مشكل فاضلاب شهري را پذيرفته و مي‌گويد: مشكل فاضلاب در سطح شهر وجود دارد و بايد براي رفع آن تلاش كرد.
محمدخانچي مي‌افزايد: 50 نقطه بحراني فاضلاب شهري شناسايي شده است ولي براي رفع اين مشكل نيازمند10 ميليارد ريال اعتبار هستيم.
*مشكلات متعدد مسجدسليمان
مشكلات متعدد مسجدسليمان و گزارش‌هاي مختلف ارسالي از وضعيت نامناسب شهر در همه زمينه‌هاي فرهنگي، اجتماعي، اقتصادي، امنيتي و... در سطح كلان، به حدي رسيد كه در دو سال گذشته پاي سازمان بازرسي كل كشور را به اين شهر نفتي باز كرد.
به دنبال اعزام هيئت ويژه‌اي از سازمان بازرسي كل كشور در فروردين ماه 86 به شهرستان مسجدسليمان، اين هيئت با ارائه گزارشي، وضعيت عمومي و مشكلات اين شهرستان و دستگاه‌هاي اجرايي آن را بررسي كرد.
در اين گزارش، نشتي نفت و گاز در مناطق مسكوني شهر، كمبود شديد آب شرب شهري، كمبود اعتبارات براي سامان‌دهي شبكه برق، كمبود شديد كادر پزشكي متخصص، كمبود مراكز پاراكلينيكي و تجهيزات بيمارستاني و آزمايشگاهي، جاري بودن فاضلاب در سطح زمين و رودخانه‌هاي شهر، نگهداري موقت و عدم جمع‌آوري و دفع مواد جامد(زباله) توسط شهرداري، تراكم جمع كثيري از زندانيان در فضاي بسيار محدود و نامناسب زندان شهر، كمبود ناوگان حمل و نقل درون شهري، كمبود فضاهاي فرهنگي و فقدان زيرساخت‌هاي لازم براي استقرار واحدهاي صنعتي و معدني (با توجه به وابستگي ديرينه اين شهرستان به شركت نفت)، از جمله مشكلات موجود در اين منطقه اعلام شد.
سازمان بازرسي كل كشور در گزارش خود، به مواردي كه اقدام فوري در مورد آنها ضرورت دارد اشاره كرده و آورده است: تسريع در تهيه طرح تفصيلي مسجدسليمان با اولويت تخليه مناطق آلوده، آغاز فعاليت اجرايي كميته انتقال 5 هزار واحد مسكوني از مناطق آلوده شده به مواد نشتي نفت و گاز، تسريع در واگذاري منازل مسكوني سازماني غير قابل استفاده شركت بهره‌برداري نفت و گاز مسجد سليمان به ساكنان محلي، انعقاد قرارداد با پيمانكار توسعه ميدان نفتي مسجدسليمان و آغاز عمليات اجرايي، لزوم توجه جدي وزارت آموزش و پرورش به احداث مدارس مورد نياز اين شهرستان، ضرورت ايجاد شبكه جمع‌آوري و انتقال فاضلاب وتصفيه بيولوژيكي آن، احداث مكاني مناسب براي زندان شهر، برنامه‌ريزي و اجراي كامل طرح جمع‌آوري و حمل و دفن زباله‌، داير كردن شعبات مستقل براي برخي ادارات نظير ثبت احوال و تأمين اجتماعي براي شهر‌هاي اطراف مسجد سليمان، اعمال امتيازات انگيزشي و جذب نيروهاي مورد نياز براي شبكه بهداشت و درمان و ساير ادارات، رسيدگي به وضعيت شهرك‌هاي صنعتي، تسريع در آغاز عمليات اجرايي طرح‌هاي بلاتكليف(نظير پتروشيمي، كارخانه آلومينيوم و ساخت نيروگاه 500 مگاواتي) و تسريع در پروژه واگذاري 192 واحدي مربوط به تعاوني مسكن فرهنگيان، از جمله مواردي بوده كه اقدام فوري در مورد آنها تأكيد شده است.
با وجود همه اين مشكلات و درج و انعكاس آنها تا سطح سازمان بازرسي كشور و اقداماتي كه در چند سال اخير انجام شده است، اما هنوز چهره شهر و مردمانش حكايت از محروميت و نارضايتي شديد دارد. شهروندان مسجدسليماني از مديران و به ويژه نماينده خود در مجلس انتظار حضور بيشتر در منطقه و تلاش‌ براي حل مشكلاتي را دارند كه دامن آنها را رها نكرده و بيشترشان را مجبور به انتخاب مهاجرت كرده است.

55 درصد از قتل‌های كشور خانوادگی است
ایسنا: رييس پليس آگاهي ناجا با اعلام اينكه بيش از 55 درصد از قتل‌هايي كه در كشور رخ مي دهد خانوادگي است،‌ تاكيد كرد كه بايد به علت وقوع اين‌گونه جرايم پرداخته شود و رسانه‌ها نبايد تنها به جنبه حادثه‌اي اخبار نگاه كنند بلكه علل و زمينه‌هاي وقوع اين حوادث بايد مورد بررسي قرار گيرد.

قربانیان کوچکی که سر سفره اعتیاد بزرگ شده‌اند
ایلنا: نشد بابا یک دفعه منو رو شونه‌هاش بذاره و باهام بازی کنه، آخه شونه‌هاش افتاده‌ست اما شونه بابای مریم، دختر همسایمون افتاده نیست….
مامان مریم نمی‌ذاره من باهاش بازی کنم می‌گه ذاتم خرابه…
هر دفعه که از مامانم می‌پرسم ذات یعنی چه که مامان همسایه می‌گه، مامان همیشه با چشم غره نگام می‌کنه و می‌گه: ورپریده دوباره رفتی دم‌‌پر دختره….؟!
مامان همیشه وقتی با، بابام دعوا می‌کنه، منو هم با دمپایی می‌زنه می‌گه نطفه تو هم با سم بسته شده …. از بابا می‌پرسم نطفه یعنی چی، بابا نگام نمی‌کنه، همیشه عصبانیه، هیچ‌وقت خونه نیست، خونه هم که باشه داره با مامان کتک‌کاری می‌کنه!
چرخه‌ی باطل اعتیاد در میان کودکانی که پدر یا مادر معتاد دارند
دیگر تمام شد آن روزهایی که برای ترک اعتیاد پدر یا مادران معتاد به هر نوع دوا و درمانی متوسل می‌شدند و کاسه چه کنم، چه کنم به دست می‌گرفتند تا بدون توجه به فرزندان آنها در فکر چاره باشند!
دیگر کمتر دانش‌آموزی گوشش به حرف‌ها و داستان‌گویی‌های سه ساعته مشاور مدرسه‌اش بدهکار است؛ خصوصا وقتی در ساعت تفریح و ورزش مجبور باشد که کف حیاط سرد مدرسه بنشیند و سخنرانی‌های این‌چنینی را گوش دهد؛ حتی اگر پدر یا مادر معتادی هم داشته باشد، حرفش یک کلام است: «معتاد نمی‌شوم؛ خودم را بدبخت نمی‌کنم» اما در آینده درگیر اعتیاد می‌شود!
به گزارش خبرنگار ایلنا، کودکان زیادی که به طور ناخواسته، طعم تلخ اعتیاد را در بدرفتاری‌های پدر یا مادر، خشونت‌ها، کتک‌کاری‌ها، فقر و نداری و …. چشیده‌اند و سر سفره اعتیاد بزرگ شده‌اند، قربانیان کوچکی هستند که علی‌رغم مقاومت «آن هم از نوع کاذب» در نوجوانی یا بزرگسالی به اعتیاد روی می‌آورند و آنچه را که دیده‌اند و با آن بزرگ شده‌اند را تکرار می‌کنند… این است چرخه باطلی که آرام‌آرام قربانی می‌گیرد….
سال‌هاست که سازمان بهزیستی، ستاد مبارزه با مواد مخدر، برخی از دانشگاه‌ها و حتی شهرداری تهران اقداماتی برای پیشگیری از ابتلای افراد سالم، در معرض آسیب و در معرض خطر به اعتیاد را آغاز کرده‌اند؛ در این میان آزمون و خطاهای بسیاری انجام شده و کارشناسان دیگر بر سر پیشگیری و الزامات آن به تفاهم همه‌جانبه رسیده‌اند، در حال حاضر پیشگری و لزوم اعمال آن حرف اول و آخر مسئولان شده است اما ساز و کار اجرایی آن گاهی اثر گذار نیست.
تولد دوباره کودکان در مرکز “شکوفه‌های تولد دوباره”
مرکز شکوفه‌های تولد دوباره دیوار به دیوار کمپ ترک اعتیاد زنان است که از سال ۸۶ آغاز به کار کرده است این مرکز در ورودی ندارد؛ در واقع بی‌‌‌در و پیکر است! داخل این مرکز یک کارگاه اشتغال وجود دارد که علت راه‌اندازی چنین کارگاهی در این مرکز سئوال‌برانگیز است.
بر اساس اعلام عباس دیلمی‌زاده رئیس جمعیت “تولد دوباره” ، که از علت احداث این کارگاه بی‌خبر است، شهرداری تهران در ورودی مرکز را خراب کرده و کارگاه اشتغال را هم ایجاد کرده است.
تمام دیوار محوطه نقاشی شده است؛ صورتک‌های خندان، پرشور و با امید!
مرکز شکوفه‌ها، هواخواه زیاد دارد، چرا که از بین ۱۰۰ داوطلب، تنها ۲۵ نفر گزینش می‌شوند.دختر و پسرهای این مرکز یاد می‌گیرند که انگلیسی صحبت کنند، شمع‌سازی و گل‌سازی کنند، طراحی،‌ نقاشی و معرق‌کاری را آموزش می‌بینند؛ و از همه مهم‌تر یاد می‌گیرند که در برابر توقعات اضافه دیگران «نه» بگویند، شهریه ماهانه این مرکز، ۲۰ هزار تومان است.
زهرا خوش‌لهجه مدیر مرکز شکوفه‌های «تولد دوباره» در مورد این مرکز به خبرنگاران می‌گوید: مرکز شکوفه‌ها در سطح پیشگیری از اعتیاد بر روی کودکانی که پدر و یا مادر معتاد دارند و مستعد آسیب هستند کار می‌کند چرا که بیماری‌ فرد معتاد در خانواده‌ی افراد نیز تاثیر می‌گذارد و در صورتی که خانواده‌های درگیر این بیماری، برای رهایی از وضعیت نابسامان خود حرکتی نکنند، معتاد همچنان به زندگی معتادگونه خود ادامه داده و ناخودآگاه خانواده خود را نیز در این مسیر دردناک همراه با خود به نابودی می‌کشاند.
او اقدامات پیشگیرانه در این مرکز را شامل ۱۲ گام و مرحله اعلام می‌کند و ادامه می‌دهد: کودکان در معرض آسیب به دلیل نداشتن احساس امنیت در خانواده، یاد می‌گیرند که احساس و عقیده خود را بروز ندهند، حتی زمانی که غم یا دردی دارند، به روی خود نمی‌آورند و آن را از دیگران مخفی می‌کنند، بازتاب این مخفی‌کاری در احساسات ،رفتار، برخورد و برنامه‌ریزی‌های آنها قابل مشاهده است و کمبود اعتماد به نفس از مهم‌ترین عوارض عدم توانایی در ابراز احساسات است که در مرکز شکوفه‌ها در شناخت احساسات به کودکان کمک می‌شود و سعی می‌شود که از طریق بیان احساسات در لحظات شادی و درد، در بالا بردن اعتماد به نفس کودکان اقدام شود.
کودکان در کلاس‌های «قدم» خود را در اعتیاد پدر یا مادر مقصر نمی‌دانند
کودکان در این مرکز ۱۲ جلد کتاب دارند؛ که به این طریق احساسات خود مانند عصبانیت، بی‌حوصلگی، درد و … را بیان کرده و مهم‌تر از آن می‌شناسند. احساس عصبانیت و خشم، بی‌حوصلگی، ناامیدی و … به زبان خود بچه‌ها و مطابق با سن‌ آنها مطرح می‌شود.
در مرکز شکوفه‌ها کودکان دختر و پسر ۸ تا ۱۳ ساله که یکی از والدینش درگیر معضل اعتیاد هستند، یاد می‌گیرند که مسبب اعتیاد خانواده خود نبودند؛ متاسفانه در اغلب خانواده‌هایی که معضل اعتیاد وجود دارد، کودکان به دلیل فقر عاطفی و نبود محبت در خانواده احساس گناه داشته و خودشان را در امر اعتیاد پدر یا مادر مقصر می‌دانند….!
کلاس «قدم» از جمله کلاس‌های مهم و ضروری در این مرکز است؛ در کلاس «قدم» دردهای مشترک کودکان مثل ضعف‌های اقتصادی، لغزش اعتیاد والدین، خشونت‌ها و …. آرام‌آرام توسط کودکان مطرح می‌شود…. گاهی کودکان گریه می‌کنند و مشکلات را به زبان می‌آورند اما گاهی نیز حفظ ظاهر کرده و سخنی از مشکلات خود به میان نمی‌آورند.
زهرا خوش‌لهجه مدیر مرکز در این ارتباط می‌گوید: در جامعه امروز با بزرگسالان دوگانه‌ی زیادی روبرو هستیم که شخصیت ظاهری‌شان با باطن فرق دارد و همیشه مجبور به حفظ ظاهر بوده‌اند؛ اما در این مرکز به بچه‌ها کمک می‌کنیم که حفظ ظاهر نکرده و اگر تمایل به گریه دارند، گریه کنند؛ بی‌حوصله هستند در کلاس‌ها شرکت نکنند، خاطرشان آزرده است، نقاشی بکشند و تنها باشند…!
او ادامه می‌دهد: اغلب به کودکان گوشزد شده است که فلان حرف زشت است و نباید زده شود، آبرویمان می‌رود و ….. این قبیل خودداری‌ها برای کودکان آزاردهنده است و آن‌قدر بر روی کودکان فشار می‌آورد که در بزرگسالی مجبور می‌شود سیگار بکشد…..
کودکانی که سال‌ها پس از ترک اعتیاد والدین خود خشونت‌ها را یاد آوری می‌کنند
خوش‌لحجه، مدیر مرکز شکوفه ها، آموزش روابط سالم فرزندان با خود خانواده، اجتماع و خداوند، آموزش مهارت‌های زندگی برای فرزندان آسیب‌دیده و خانواده‌هایشان به کارگیری ۱۲ قدم رهایی از وابستگی‌ها به فرزندان، به کارگیری ۱۲ قدم‌ رهایی از وابستگی‌ها به والدین با بالا بردن سطح توانایی‌های کودکان را از جمله برنامه‌های کاربردی در مرکز شکوفه‌های «تولد دوباره» مطرح می‌کند.
به گفته مدیر مرکز، کودکانی که پدر و مادرشان پنج سال است که از مواد مخدر پاک هستند هنوز از آسیب‌های زمان مصرف، بدخلقی والدین، کتک‌کاری‌ها و ناراحتی‌ها حرف می‌زنند و رنج می‌برند، اغلب کودکان با فرزندان طلاق هستند و یا از طلاق عاطفی به وجود آورده میان پدر و مادر خود در عذاب هستند، گاهی مورد خشونت و کودک‌آزاری قرار گرفته‌اند و گاهی شاهد آزار مادر بوده‌اند که با کمک گرفتن از مشاوران متخصصی در کلینیک‌های رابط مرکز، سعی در حل مشکلات و یا کاستن از آنها داریم.
به «مرکز شکوفه‌ها» یک ریال هم کمک مالی نشده است
عباس دیلمی‌زاده رئیس‌ جمعیت خیریه «تولد دوباره» با اشاره به مرکز شکوفه‌های تولد دوباره آن را پایلوتی می‌داند تا در آینده در کنار سایر مراکز بازپروری موجود و در کنار درگاه‌های پدر و مادر معتاد، دنبال شود.
به گفته دیلمی‌زاده تمام بودجه‌های این مرکز از طریق جمعیت «تولد دوباره» تامین شده و تا امروز ریالی هم از ارگان یا دستگاهی کمک دریافت نشده است.
او ادامه می‌دهد: توقع داریم که اداره کل پیشگیری ستاد مبارزه با مواد مخدر به این قبیل برنامه‌ها توجه کند و بداند که راه‌های پیشگیری از اعتیاد برای فرزندان در معرض خطر، در این مرکز دنبال می‌شود.
رئیس جمعیت «تولد دوباره» از برنامه‌های این مرکز تحت عنوان «درمان قبل از اولین بار مصرف» یاد می‌کند و ادامه می‌دهد: بسیاری از برنامه‌های مرکز شکوفه تنها پیشگیری نیست بلکه برنامه‌های حمایتی نیز لحاظ می‌شود به طوری‌که از کودکانی که ماهیانه امکان تفریح نداشته‌اند نیز حمایت شده و همراه با خانواده‌هایشان به اردو برده می‌شوند؛ خلاءهای مادی، معنوی و عاطفی‌شان تامین شده و در برنامه‌های شاد شرکت می‌کنند.
نقاشی‌هایی که رنگ حسرت دارد
فرشته، مهدیه، سعید و تمام کودکانی که در مرکز شکوفه‌ها بازی می‌کنند،‌ گریه می‌کنند، عصبانی می‌شوند، قهقهه شادی سر می‌دهند و از پدر یا مادر خود حرف می‌زنند، نقاشی‌های زیادی از خود به یادگار گذاشته‌اند.
نقاشی آنها به نوعی با دردهایشان مرتبط است، کودکی با مدادرنگی‌هایش سیگار را حذف و آن را تبدیل به گل کرده است؛ دیگری کشیدن قلیان را برابر با ۱۰ نخ سیگار نقاشی کرده و کودک دیگر تصویر یک مرد خمیده را نقاشی کرده که معتاد است و دست پر مهری برای نوازش کودکش ندارد.
دختر بچه‌ای نامه‌ای به خدا نوشته و پرسیده که چرا وقتی در حسرت صدای پدرم بودم که منو صدا کنه ، صداش از من دریغ شد… ! و ده‌ها جمله‌ی دیگر .
ذره‌بینی برداریم و کودکان در معرض آسیب را دقیق‌تر شناسایی کنیم
وقتی اعلام می‌شود که فرزندان خانواده‌های معتادان چه از نظر ژنتیکی و چه از لحاظ اکتسابی پیش‌زمینه‌های درگیری با بیماری اعتیاد را دارند دیگر نباید تنها بر روی درمان پدر یا مادر معتاد تکیه کرد و حتی برنامه‌های پیشگیرانه برای دانش‌آموزان و افراد عاری از مواد مخدر به تنهایی کافی نیست…. ذره‌بینی برداریم و کودکان در معرض آسیب را دقیق‌تر شناسایی کنیم، کودکانی که صبح و شبشان با دود پدر یا مادر آغاز می‌شود و حسرت یک روز آرام و بی‌دغدغه در خانه را دارند.
به یاری کودکانی بشتابیم که ناخواسته برچسب اعتیاد خورده‌اند و این انگ را تا بزرگسالی با خود حمل می‌کنند، نگذاریم کودکان شرمنده اعتیاد پدر و مادر خود باشند و احساس نکنند که مسبب اول و آخر اعتیاد مادر و پدر هستند…. تا دستانشان کوچک است و ذهنشان پذیرا‌، جلوی آسیب‌های بعدی و بزرگ‌تر را بگیریم…..!
در بازدید خبرنگاران از مرکز «شکوفه‌های تولد دوباره» فرشید یزدانی و علی اکبر اسماعیل پور که از اعضای انجمن حمایت از حقوق کودکان هستند نیز حضور داشته و از نزدیک با کودکان گپ‌و گفت کردند.
جدول ایجاد کشور های جهان به ترتیب قدمت

http://translate.google.se/translate?hl=sv&sl=en&tl=fa&u=http%3A%2F%2Fen.wikipedia.org%2Fwiki%2FList_of_countries_by_statehood%23Historical_kingdoms_and_dynasties

پسرم را برای انقلاب دادم و نوه ام را برای جنبش سبز
رهبر محترم جمهوری اسلامی
باسلام
من علی کا ظمینی هستم. 76 سال دارم. خداوند تبارک تعالی 2 پسر به من عطا فرمود که آنها را حسن وحسین نامگذاری کردم. حسن در 22 سالگی به ندای رهبرانی که یکی از آنها حضرتعالی هستید روز17شهریور57 به میدان ژاله رفت تا همراه سایرهمفکرانش علیه رژیم شاه تظاهرات کند. در آن تجمع بی مجوز، قوای نظامی شاه به ادعای آنکه
تجمع غیرقانونی است مردم را به گلوله بستند و حسن شهید شد .
تا چند روزقبل، شاه راعامل ریختن خون فرزندم می دانستم .چندروزقبل نوه 19 ساله ام ، پسر حسین که پدرش او را به یاد عموی شهیدش حسن نام گذاشته بود، به ندای رهبرانی به خیابان انقلاب رفت تا همراه همفکرانش علیه حقی که ازکف داده بود تظاهرات کند .
در آن تجمع بی مجوز، قوای نظامی به ادعای آنکه تجمع غیر قانونی است باجمعیت حاضر برخورد وحسن دیگربه خانه بازنگشت .
حال که شما فرموده اید مسبب خون های ریخته شده دعوت کنندگان مردم به خیابان ها هستند باید پرسید:
اگرخو نخواهی از دعوت کننده تظاهرات صحیح باشد، پس من بایستی خونخوا هی پسرم که در17شهریور57 خونش ریخته شد را ازشما مطالبه کنم و اگرخونخواهی از سردمداران حکومتی که به مخالفین خود حتی اجازه ابراز مخالفت در یک تظاهرات آرام را هم نمی دهند صحیح باشد، پس خونخواهی نوه 19 ساله ام فقط از شما معنی میدهد و لاغیر.
دوم تیر ماه 88-
کاظمینی





Read more